فراعنه در انتظارند: جستجوی هیجانانگیز باستانشناس برای کشف مهمترین مقبره دستنخورده مصر باستان
رمزگشایی از قاره پنهان مصر: جستجوی زاهی حواس برای مقبره گمشده نفرتایتی و اهمیت تاریخی آن
جستجوی نهایی یک اسطوره زنده
مصر باستان، همواره مهد اسرار بوده است؛ اما هیچ سری به اندازه محل دفن نهایی ملکهای قدرتمند همچون نفرتایتی، ذهن مصرشناسان را به خود مشغول نکرده است. نفرتایتی، ملکه بزرگ همسر سلطنتی، نه تنها به خاطر زیبایی خیرهکننده و تندیس نیمتنه مشهورش، بلکه به دلیل نقشش محوری در یکی از بحثبرانگیزترین تحولات مذهبی تاریخ بشر، یعنی انقلاب آتون، جایگاهی منحصربهفرد دارد. فقدان قطعی محل آرامگاه او، بزرگترین خلأ در پازل سلطنت عصر طلایی مصر، یعنی سلسله هجدهم، باقی مانده است.
دکتر زاهی حواس، که خود نمادی از باستانشناسی مدرن مصر است، و عمری را وقف حفظ و کاوش میراث تمدن خود کرده است، در آخرین فصول کاری خود، تمرکز خود را بر یافتن این مقبره تاریخی نهاده است. این جستجو، دیگر صرفاً یک عملیات کاوش باستانشناسی نیست؛ بلکه نبردی نمادین میان تاریخ مدفون و دانش مدرن است، تلاشی برای تکمیل داستان ناتمام دوران عمارنه. حواس، با تکیه بر سالها تجربه، دانش عمیق از زمینشناسی دره پادشاهان، و البته، شهود قویاش، مدعی است که سرنخهای قطعی را در نزدیکی مقبره فرعون جوان، توتعنخآمون، پیدا کرده است.
این سند به تحلیل جامع این جستجو، اهمیت تاریخی نفرتایتی، زمینههای کاوش در دره پادشاهان، و چالشهای پیش روی حواس میپردازد. اهمیت بینالمللی این موضوع غیرقابل انکار است؛ کشف مقبره دستنخورده نفرتایتی میتواند همانند کشف مقبره توتعنخآمون در سال ۱۹۲۲، نه تنها تاریخ مصر، بلکه درک ما از دین، قدرت زنانه، و هنر دوره آمورنه را برای همیشه دگرگون سازد. حواس امیدوار است که این مأموریت، میراث او را نه تنها به عنوان یک محافظ میراث، بلکه به عنوان کاشفی که بزرگترین معما را حل کرد، تثبیت نماید. این جستجو، نماد مبارزهای است برای بازگرداندن یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ به جایگاه شایسته خود در تاریخ.
بخش اول: نفرتایتی؛ ملکه آتون و انقلاب مذهبی
نفرتایتی (Nefertiti)، که نامش به معنای «زیبای نیکوکار آمده است» میباشد، نه تنها همسر آخناتون (فرعون اخناتون) بود، بلکه عنصری کلیدی در اجرای یکی از رادیکالترین اصلاحات مذهبی تاریخ مصر محسوب میشود.
زندگی و همسری با آخناتون: شرح مفصل دوران عمارنه (Amarna Period)
نفرتایتی حدوداً در سال ۱۳۷۰ پیش از میلاد در دوره پادشاهی جدید، احتمالاً در سالهای پایانی سلطنت آمنهتپ سوم یا آغاز سلطنت آخناتون، متولد شد. هویت دقیق والدین او هنوز مورد بحث است؛ برخی او را دختر ایمی (Ay)، وزیر با نفوذ و جانشین احتمالی آخناتون، میدانند. با این حال، نقش او با ازدواج با آمنهتپ چهارم، که بعداً نام خود را به آخناتون تغییر داد، به اوج رسید.
دوران حکومت مشترک آنها، که به «دوران عمارنه» معروف است، با یک چرخش الهیاتی رادیکال مشخص میشود. آخناتون، پرستش خدایان سنتی مصر، به ویژه آمون-رع، را به حالت تعلیق درآورد و دین توحیدی (یا شاید یگانهپرستی) پرستش دیسک خورشید، آتون، را به عنوان تنها قدرت مطلق برقرار کرد. نفرتایتی نه تنها همسر، بلکه شریک کامل این انقلاب بود. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که او اغلب در کنار آخناتون در مراسم مذهبی حضور داشته، و در برخی نقوش، قدرتهای الهی ویژهای به او نسبت داده شده است، حتی در برخی صحنهها، او را در حال تقدیم قربانی به آتون میبینند، نقشی که معمولاً مختص فرعون بود.
عمارنه، پایتخت جدیدی که به افتخار آتون ساخته شد، شاهد ظهور سبک هنری جدیدی بود که بر رئالیسم (واقعگرایی) اغراقآمیز، بهویژه در نمایش چهرههای سلطنتی، تأکید داشت. این تغییر، ناشی از تأثیر مستقیم این زوج سلطنتی بر هنر بود.
تحلیل آثار هنری: جایگاه منحصر به فرد نفرتایتی در هنر مصر
مشهورترین بازمانده از این دوره، تندیس سینه نیمتنه مرمری نفرتایتی است که توسط مجسمهساز ثوتمس (Thutmose) در عمارنه کشف شد. این اثر، نمادی از زیبایی ایدهآلشده و در عین حال واقعی، در هنر مصر است. هنر عمارنه، نفرتایتی را نه فقط به عنوان یک مادر و ملکه، بلکه به عنوان یک شخصیت مذهبی و سیاسی مسلط به تصویر میکشد.
در بسیاری از نقوش برجسته، نفرتایتی و آخناتون به صورت زوجی در حال پرستش آتون دیده میشوند، اما گاهی اوقات، او در مقام فرعونی دیده میشود که تاج مخصوص را بر سر دارد و حتی در حال ضربه زدن به دشمنان مصر است، اموری که پیش از این انحصار مردان و فرعون بود. این نشاندهنده قدرت سیاسی و مذهبی بیسابقهای است که او در طول سلطنت آخناتون از آن برخوردار بود.
نظریه حکومت پس از آخناتون: بررسی شواهد «نفرنفروآتون»
پس از مرگ آخناتون، دوره عمارنه به سرعت رو به افول گذاشت و دین آمون-رع احیا شد. اما آنچه پس از آخناتون رخ داد، یکی از بزرگترین نقاط کور تاریخی است. شواهد باستانشناسی و متون موجود، به ویژه کتیبهها و اشیاء متعلق به دوره پس از عمارنه، به شدت بر این ایده تأکید دارند که نفرتایتی برای مدتی کوتاه (و شاید حتی به صورت کامل) حکومت را تحت نام «نفرنفروآتون» (Neferneferuaten) به دست گرفت.
برخی اشیای مهر شده، نامی را ذکر میکنند که به نظر میرسد ترکیبی از نام نفرتایتی و عنوان سلطنتی است. علاوه بر این، برخی از شاهکارهای هنری دوره پس از آخناتون، که به نظر میرسد انتقال سلطنت را نشان میدهند، یا نفرتایتی را با تمام نمادهای فرعونی نشان میدهند، یا شاهدی بر یک فرعون ناشناخته هستند که نقشهای سنتی نفرتایتی را ایفا میکند. نظریه اصلی این است که او به عنوان یک فرعون زن، شاید برای تثبیت انتقالی سریع و جلوگیری از فروپاشی کامل سلطنت، تلاش کرد تا حکومت را به سمت سنت بازگرداند، و سپس قدرت را به توتعنخآمون (که احتمالاً دامادش بود) سپرد. اهمیت این دوره، درک ما را از این امر مشخص میکند که مقبره او باید در مکان بسیار محترمی، همتراز با یک فرعون، قرار گرفته باشد.
بخش دوم: زاهی حواس؛ مرد کلاه پوش در آخرین ماموریت
دکتر زاهی حواس، بیش از آنکه یک مصرشناس باشد، یک چهره عمومی، سخنگو و قهرمان ملی در مصر است. جستجوی او برای مقبره نفرتایتی، نه تنها یک تعهد علمی، بلکه یک میراث شخصی است.
بیوگرافی و سوابق حرفهای: نقش حواس به عنوان وزیر پیشین و تأثیر او بر قوانین میراث فرهنگی مصر
زاهی حواس، متولد ۱۹۴۷، تحصیلات خود را در قاهره آغاز کرد و دکترای خود را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت نمود. او دههها در بالاترین سطوح وزارت میراث فرهنگی مصر فعالیت کرد و دو دوره به عنوان وزیر امور آثار باستانی خدمت نمود. دوره او با تقویت شدید قوانین حفاظت از میراث، مبارزه با قاچاق اشیاء باستانی، و ترویج گردشگری فرهنگی مشخص شد.
حواس به دلیل رویکرد عملگرایانه، توانایی خارقالعاده در برقراری ارتباط با رسانهها، و استفاده مؤثر از حضور خود برای جلب حمایت دولتی برای پروژههای کاوش، شهرت جهانی یافت. او مسئول کشفها و پروژههای عظیمی از جمله پروژه نقشهبرداری گورستان جیزه و تحقیقات گسترده در دره پادشاهان بوده است.
انگیزههای شخصی: تحلیل اظهارات حواس در مستند “مرد کلاه پوش” درباره اهمیت اتمام این مأموریت پیش از بازنشستگی
در مستندهایی که زندگی و کار او را دنبال میکنند، مانند «مرد کلاه پوش»، حواس بارها بر این نکته تأکید کرده است که یافتن مقبره نفرتایتی، بزرگترین آرزوی باقیمانده اوست. این اشتیاق عمیق، از دو جنبه نشأت میگیرد:
۱. پایان دادن به یک معمای ملی: نفرتایتی بخشی از هویت تمدنی مصر است. یافتن آرامگاه او توسط یک مصری، به عنوان یک پیروزی فرهنگی تلقی میشود.
۲. تکمیل زنجیره سلطنتی: حواس معتقد است که مقبره نفرتایتی باید در نزدیکی مقبره شوهرش (آخناتون) و دامادش (توتعنخآمون) باشد. او این سه مقبره را به عنوان یک واحد خانوادگی ضروری میبیند که باید در یک چارچوب مکانی مشخص (دره پادشاهان) قرار گیرند.
او این جستجو را مأموریتی میداند که باید پیش از بازنشستگی کامل انجام شود، زیرا میترسد که پس از او، تمرکز بر روی این منطقه حیاتی از بین برود. این فشار زمانی، بر شیوههای کاوش او تأثیر میگذارد و باعث میشود که او بیشتر بر مناطقی تمرکز کند که از نظر تئوریک، احتمال حضور مقبرهای با اهمیت سلطنتی را دارند.
فلسفه کاوش: مقایسه رویکرد حواس با سایر مصرشناسان برجسته
هاوارد کارتر، کاشف مقبره توتعنخآمون، رویکردی مبتنی بر صبر، روششناسی دقیق و تکیه بر شواهد فیزیکی برجای مانده از اکتشافات پیشین داشت. کارتر سالها وقت صرف مطالعه ورودیهای کوچک و شواهد ظاهری کرد.
رویکرد حواس، ترکیبی از روششناسی سنتی و استفاده تهاجمی از فناوریهای مدرن است. او به نقشهبرداریهای سهبعدی (توپوگرافی)، استفاده از تصاویر ماهوارهای و جستجوهای زیرسطحی بسیار وابسته است. او کمتر به انتظار برای یافتن یک دهانه آشکار تکیه میکند و بیشتر به دنبال شواهد غیرمستقیم یا اختلالات زمینشناختی است که نشاندهنده وجود یک ساختار زیرزمینی دستنخورده باشند. جایی که کارتر با دقت حفاری میکرد، حواس با استفاده از رادار نفوذ به زمین (GPR) به دنبال «حفرههای خالی» میگردد. این تفاوتها نشاندهنده تکامل باستانشناسی از یک هنر مشاهداتی به یک علم دادهمحور است.
بخش سوم: دره پادشاهان (KV)؛ یک میدان نبرد تاریخی برای کشف
دره پادشاهان (Valley of the Kings یا KV)، که در ساحل غربی اقصر (تبس باستان) واقع شده، محل تدفین اصلی فرعونهای پادشاهی جدید بوده است. این منطقه، قلب مراسم مذهبی و سلطنتی مصر قدیم است.
معرفی دره پادشاهان: اهمیت جغرافیایی و مذهبی این مکان به عنوان گورستان فرعونهای تبس
دره پادشاهان، یک وادی خشک و صخرهای است که به طور طبیعی توسط کوه القُرن (Al-Qurn) که شبیه به قله هرمی است، محافظت میشود. مصریان باستان معتقد بودند که این مکان، دروازهای به دنیای مردگان است. با گذشت زمان، به ویژه پس از اکتشافات کارتر، این منطقه به شدت مورد جستجو قرار گرفت و گمان میرفت که تقریباً تمام مقبرههای سلطنتی در آن یافت شدهاند. با این حال، حضور مقبرههایی مانند توتعنخآمون، که علیرغم همه شواهد، کشف نشده باقی مانده بود، امید به کشف مقبرههای بزرگتر را زنده نگه داشت.
بررسی اکتشافات پیشین گروه حواس: حذف مناطق غیرمحتمل
حواس و تیمش دههها در این دره فعال بودهاند، نه فقط برای نفرتایتی، بلکه برای بازسازی تاریخچه اکتشافات پیشین و به حداقل رساندن حوزههای جستجو.
تحلیل مفصل مقبره KV 65 (کشف ۲۰۰۶):
در سال ۲۰۰۶، تیم حواس اعلام کرد که مقبره KV 65 را کشف کرده است. این مقبره کوچک، اگرچه به سرعت توسط غارتگران مورد دستبرد قرار گرفته بود، اما شواهد موجود نشان داد که حداقل به دوره پادشاهی جدید تعلق دارد. با تحلیل بقایای موجود، این مقبره به دوران پس از توتعنخآمون نسبت داده شد. هدف از کاوش در اینگونه مقبرهها، درک الگوهای جدید دفن پس از پایان دوره عمارنه و همچنین بررسی میزان موفقیت غارتگران در دورههای مختلف بود. کشف غارتهای متعدد در این منطقه، خود شاهدی بر آن است که حتی مقبرههای کوچکتر نیز اهمیت تاریخی داشتهاند و هر ورودی کشف نشده، نیازمند بررسی دقیق است.
بررسی مقبره KV 66 (تأیید در ۲۰۱۵):
مقبره KV 66 یک مورد دیگر از کشفیات حیاتی بود. این مقبره، هرچند کوچک بود، اما ساختار داخلی و سفالینههای موجود در آن، به وضوح نشان داد که این مکان برای دفن یک فرد ثروتمند یا یک مقام بالا در دره پادشاهان، اما نه یک فرعون، استفاده شده است. تیم حواس از این طریق توانست نقشههای زیرزمینی خود را دقیقتر کرده و مناطقی که احتمالاً برای دفن سلطنتی (با ابعاد بزرگتر و ساختار پیچیدهتر) مورد استفاده قرار نگرفتهاند را از دایره جستجو خارج سازد.
نکته سئو: تأکید بر این دو کشف، راه را برای حذف مناطق غیرمحتمل برای مقبره نفرتایتی هموار کرده است. از نظر باستانشناسی، اگر مقبرهای در یک منطقه خاص قرار نداشت، حفاریهای بعدی باید بر مناطقی متمرکز میشد که از نظر هندسه و اندازه، برای یک مقبره سلطنتی بزرگ (مشابه توتعنخآمون یا ستی اول) مناسب باشند.
اهمیت تکنولوژی در نقشهبرداری: محدود کردن محدوده جستجو
در جستجوی نفرتایتی، تکنولوژی حرف اول را میزند. زمینشناسی دره پادشاهان بسیار پیچیده است؛ لایههای سنگی، آبهای زیرزمینی و سستی خاک، حفاریهای سنتی را بسیار پرمخاطره میکند. حواس از فناوریهایی مانند رادار نفوذ به زمین (Ground Penetrating Radar – GPR) و روشهای مغناطیسسنجی استفاده میکند.
این روشها به تیم اجازه میدهند تا صدها متر زیر سطح را بدون نیاز به حفاریهای گسترده، نقشهبرداری کنند. GPR پالسهای الکترومغناطیسی به زیر زمین ارسال میکند و با بازگشت سیگنالها از اختلالات چگالی (مانند حفرهها، دیوارها یا ورودیهای مسدود شده)، نقشههای دوبعدی یا سهبعدی دقیقی از فضاهای خالی زیر سطح ایجاد میکند. این دادهها به حواس کمک میکنند تا با دقت میکروسکوپی، محلهایی که احتمالاً یک ورودی مسدود شده توسط ریزش یا پوشیده شده توسط سنگهای طبیعی است را شناسایی کند.
بخش چهارم: تمرکز کنونی: دره شرقی و آرامگاه حتشپسوت
پس از حذف بخشهای پر از حفاری و مناطق غیرمحتمل، زاهی حواس تمرکز خود را به سمت مناطق کمتر دسترسیپذیر در نزدیکی مقبره فرعون زن قدرتمند دیگری، یعنی حتشپسوت، تغییر داده است.
زمینه تاریخی حتشپسوت: چرا نزدیکی به مقبره یک فرعون زن قدرتمند دیگر میتواند مهم باشد؟ (نظریه همجواری مذهبی یا سیاسی)
حتشپسوت (حدود ۱۴۷۹–۱۴۵۸ پیش از میلاد)، یکی از معدود زنان مصر بود که به طور کامل لقب فرعون را پذیرفت و دره پادشاهان، جایی که در ابتدا به عنوان یک تپه دفن سلطنتی طراحی شده بود، در نزدیکی مقبره او قرار دارد.
نظریه حواس بر اساس این فرض است که نفرتایتی، به ویژه اگر پس از آخناتون به عنوان فرعون حکومت کرده باشد، شایسته تدفینی در نقطهای باشد که از نظر سیاسی و مذهبی همسنگ با بزرگترین فرعونهای زن تاریخ باشد. اگرچه نفرتایتی از سلسلهای متفاوت بود، اما نزدیکی به حتشپسوت ممکن است نشاندهنده یک مکان «مقدس» برای دفن زنان با قدرت فراعونی تلقی شود. علاوه بر این، اگر نفرتایتی مجبور شده باشد پس از انقلاب عمارنه و بازگشت به سنت، در محلی خاص دفن شود، نزدیکی به مقبره حتشپسوت (که مذهب سنتی را حفظ کرد)، میتواند یک تناقض تاریخی جالب اما محتمل ایجاد کند.
تحلیل شواهد احساسی در برابر شواهد علمی: بررسی اظهارات حواس مبنی بر “احساس” بودن محل کشف
حواس اغلب از کلماتی مانند «احساس میکنم» یا «اینجا درست است» استفاده میکند، که با رویکرد علمی محض در تضاد است. این اظهارات، بیشتر ناشی از درک عمیق او از روانشناسی باستانی مصر و تاریخچه محلی است. او سالها حفاری کرده و میلیاردها قطعه سفال و سنگ را بررسی کرده است؛ شهود او بر اساس الگوی تکرارشوندهای از انتخاب مکانهای دفن بنا شده است.
او استدلال میکند که با توجه به حذف مناطق شمالی و مرکزی دره، تنها نقاط باقیمانده، درههای جانبی و مناطق شرقی هستند که به دلیل ریزش و ساختارهای زمینشناسی سخت، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این «احساس»، اساساً یک فرضیه قوی بر پایه دادههای حذف شده و دانش شهودی از نحوه عملکرد سازندگان مقبره در دوران افول قدرت مرکزی (دوره پس از آخناتون) است.
چالشهای حفاری در منطقه شرقی:
کاوش در نزدیکی حتشپسوت و دره شرقی، چالشهای فنی عظیمی را به همراه دارد:
۱. تداخل با زیرساختها: این منطقه به زیرساختهای گردشگری مدرن و جادهها نزدیک است. حفاری غیرمجاز یا ناپایدار میتواند منجر به ریزش بخشهایی از دره شود.
۲. موانع زمینشناسی: سنگهای سختتر در این بخشها، استفاده از روشهای تخریبی کمتری را طلب میکند. رادار باید بتواند از میان این لایهها نفوذ کند. ۳. ریسکهای ساختاری: اگر مقبرهای در این نزدیکی وجود داشته باشد، به احتمال زیاد یک مقبره بزرگ است که باید ساختار ورودی آن به دقت مدیریت شود تا در حین حفاری، کل سازه فرونریزد. برآورد میزان پوشش سنگ و خاک (Depth estimation) بسیار حیاتی است. اگر عمق مورد نظر بیش از ۱۵ تا ۲۰ متر باشد، حفاری سنتی بسیار پرهزینه و خطرناک خواهد بود.
بخش پنجم: چرا مقبره نفرتایتی اینقدر اهمیت دارد؟
اهمیت یک مقبره در مصر باستان، مستقیماً با قدرت و جایگاه فرد مدفون در زمان حیاتش مرتبط است. مقبره نفرتایتی، پتانسیل دارد که جایگاه آن را در میان مهمترین کشفیات تاریخ، حتی بالاتر از توتعنخآمون قرار دهد.
مقایسه با مقبره توتعنخآمون: اهمیت یک مقبره دستنخورده متعلق به یک ملکه قدرتمند
توتعنخآمون (فرعون توت)، اگرچه فرعونی بود که به بازگشت دین سنتی کمک کرد، اما در زمان مرگ، یک پادشاه جوان و نسبتاً کماهمیت بود که حتی نامش پس از مرگ تغییر داده شد. مقبره او دستنخورده بود، اما محتوای آن عمدتاً مربوط به یک پادشاه میانرده بود.
در مقابل، نفرتایتی یک نیروی محرکه انقلابی بود که به مدت تقریبی ۱۶ سال در اوج قدرت قرار داشت. اگر مقبره او دستنخورده باشد، حاوی گنجینههایی خواهد بود که نه تنها ثروت، بلکه دانش عمیقی درباره وقایع سیاسی و مذهبی دهه اول حکومت عمارنه را در بر دارد. انتظار میرود اشیای موجود در مقبره او، نقوش مذهبی و متون تاریخی کمنظیری را ارائه دهند که مستقیماً به انقلاب آتون میپردازند.
تأثیر بر تاریخ هنر و دین: چگونه این کشف میتواند دین آتون را دوباره تعریف کند
کشف مقبره او میتواند به دو حوزه کلیدی ضربه بزند:
۱. بازتعریف دین آتون: اگر تابوت یا سنگنبشتهای در مقبره یافت شود که مستقیماً به دستورات یا متون مذهبی نفرتایتی اشاره کند، دانشمندان میتوانند بفهمند که آیا او صرفاً یک همسر سلطنتی بود یا واقعاً به عنوان واسطه اصلی بین مردم و آتون عمل میکرد؛ آیا نقش او صرفاً مذهبی بود یا او در واقع یک الهه زنده بر روی زمین بود.
۲. هنر: اگر مجموعهای از آثار هنری مربوط به سالهای پایانی حکومت آخناتون و دوره نفرنفروآتون پیدا شود، این مجموعهها، درک ما از گذار بین سبک عمارنه و بازگشت به سبک سنتی تبس را کامل خواهند کرد.
اهمیت بینالمللی و گردشگری برای مصر:
مانند کشف توتعنخآمون، یافتن مقبره نفرتایتی، به ویژه با توجه به شهرت جهانی چهره او، باعث یک انفجار توریستی عظیم خواهد شد. این امر نه تنها منافع اقتصادی بلندمدت برای مصر به همراه خواهد داشت، بلکه نفوذ فرهنگی و سیاسی مصر را در سطح جهانی تقویت خواهد کرد، زیرا این کشف مستقیماً توسط دولت و باستانشناسان مصری هدایت شده است.
بخش ششم: مناقشات و نظریههای جایگزین
جستجوی حواس برای مقبره نفرتایتی در دره پادشاهان، همیشه با تردیدها و نظریههای جایگزینی روبرو بوده است که بر اساس آنها، ملکه در جایی دیگر دفن شده است.
نظریه وجود مقبره در منطقه عمارنه:
بزرگترین نظریه جایگزین این است که نفرتایتی، همانطور که انتظار میرود، در نزدیکی پایتخت انقلابی خود، شهر آختآتون (عمارنه امروزی)، دفن شده باشد. باستانشناسان آمریکایی سالها در این منطقه کاوش کردهاند و بقایای مقبرههایی با طراحی منحصر به فرد (که شبیه به مقبرههای دره پادشاهان نیستند) را یافتهاند. استدلال اصلی این است که آخناتون و نفرتایتی، پس از اعلام آتون به عنوان تنها خدا، از دفن شدن در وادی سنتی فرعونها (تبس) اجتناب کردند تا از خدایان قدیمی فاصله بگیرند.
چالش: اگرچه این منطق قوی است، اما کاوشهای گسترده در عمارنه تا به امروز مقبرهای سلطنتی و دستنخورده متعلق به این دوره را کشف نکرده است. همچنین، پس از مرگ آخناتون و بازگشت به تبس، نام او از روی بناها پاک شد؛ این امر میتواند شامل تخریب یا پنهانسازی آرامگاههای آنها در عمارنه نیز باشد.
نظریه دفن شدن در مقبره توتعنخآمون (تئوریهای DNA و مومیاییهای ناشناخته):
پس از آزمایشهای DNA روی مومیاییهای ناشناخته در گورستان سلطنتی (KV35) و مقبره توتعنخآمون، نظریهای قوی شکل گرفت که یکی از مومیاییهای ناشناخته (معروف به “بانوی جوان”) ممکن است نفرتایتی باشد.
در ابتدا، این مومیایی به عنوان خواهر آخناتون (موتمویای دوم) شناسایی شد. اما تحقیقات بعدی، بر اساس تحلیلهای مورفولوژیکی و سپس ژنتیکی، نشان داد که این مومیایی، مادر بیولوژیکی توتعنخآمون است و با نام توتعنخآمون در ارتباط است. همچنین، برخی از محققان گمانهزنی کردهاند که نفرتایتی ممکن است پس از مرگ آخناتون، با نام فرعونی حکومت کرده و سپس به دلیل بیاهمیت جلوه دادن دوران عمارنه توسط جانشینانش، جسد او را مخفیانه به مقبره توتعنخآمون منتقل کرده باشند تا از تخریب در امان بماند.
چالش: حواس قویاً با این ایده مخالف است. او معتقد است که یک فرعون به این بزرگی هرگز نمیتواند در یک مقبره کوچک و نیمهکاره، به عنوان یک جسد ثانویه، دفن شود. برای او، منطق باستانشناسی ایجاب میکند که مقبره نفرتایتی، هماندازه و همسطح با مقبرههای همسران و فرعونهای بزرگ سلسله هجدهم باشد، و این فقط در دره پادشاهان قابل دستیابی است.
انتقادها به روشهای حواس و فشار زمانی برای بازنشستگی:
منتقدان حواس اشاره میکنند که فشار برای بازنشستگی و ارائه یک کشف بزرگ، ممکن است باعث شود او فرضیههایی را بیش از حد جدی بگیرد که شواهد محدودی دارند. برخی مصرشناسان معتقدند که تمرکز صرف بر KV، بر اساس فرضیه خود حواس مبنی بر همجواری خانوادگی، یک اشتباه استراتژیک است و بهتر است انرژی روی کاوشهای سیستماتیک در عمارنه متمرکز شود. همچنین، استفاده مکرر از سنسورها و حفاریهای سطحی، اگرچه سریع است، اما ممکن است جزئیات ظریف را که یک حفاری سنتیتر ممکن است کشف کند، از دست بدهد.
بخش هفتم: چشمانداز آینده
جستجوی زاهی حواس برای نفرتایتی، پروژهای در حال تکامل است که به شدت به ابزارهای مدرن وابسته است.
نقش فناوریهای نوین (رادار نفوذ به زمین – GPR) در کاوشهای آینده:
آینده کاوش در این منطقه، نه به بیل و کلنگ، بلکه به نقشهبرداری دقیق زیرسطحی وابسته است. تیم حواس در حال استفاده از مدلهای سهبعدی پیشرفتهای است که بر اساس هزاران نقطه داده GPR ایجاد شدهاند. این مدلها به دنبال ناهنجاریهایی هستند که شکل هندسی اتاقهای تدفین بزرگ را تقلید میکنند. انتظار میرود که هرگونه کشف در سالهای آینده، از طریق تأیید GPR قبل از شروع حفاری فیزیکی خواهد بود. هدف فعلی، یافتن شواهد غیرقابل انکار از یک ورودی بزرگ و دستنخورده در نزدیکی دیوار شمالی حتشپسوت است.
سرنوشت میراث باستانشناسی حواس پس از بازنشستگی:
زاهی حواس بارها اعلام کرده است که اگر نتواند این مقبره را بیابد، دانش و دادههای جمعآوریشده در این مدت را به طور کامل در اختیار شورای عالی آثار باستانی مصر قرار خواهد داد. با این حال، میراث او در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی و استفاده از فناوریهای نوین در حفاری، بدون شک برای نسلهای بعدی مصرشناسان معیار خواهد بود. او امیدوار است که این جستجو به یک پروژه ملی پایدار تبدیل شود که تا کشف نهایی ادامه یابد، حتی اگر او دیگر رهبری آن را بر عهده نداشته باشد.
بخش پایانی: سؤال متداول (FAQ) درباره نفرتایتی و جستجوی مقبره
۱. نفرتایتی که بود؟
ملکه بزرگ همسر سلطنتی آخناتون، یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ مصر که نقش اصلی را در انقلاب مذهبی آتون ایفا کرد.
۲. چرا مقبره او اینقدر مهم است؟
زیرا او یک چهره محوری در دوره پرآشوب عمارنه بود و کشف مقبره دستنخورده او میتواند اطلاعات بینظیری درباره آن دوره ارائه دهد.
۳. محل دفن اصلی نفرتایتی باید کجا باشد؟
بر اساس فرضیه زاهی حواس، دره پادشاهان (KV)، احتمالاً در نزدیکی مقبره توتعنخآمون یا حتشپسوت.
۴. نظریه جایگزین در مورد محل دفن او چیست؟
نظریه عمارنه؛ یعنی دفن شدن در نزدیکی پایتخت، آختآتون.
۵. زاهی حواس چگونه جستجو را انجام میدهد؟
با استفاده گسترده از فناوریهای غیرتهاجمی مانند رادار نفوذ به زمین (GPR) برای نقشهبرداری زیرسطحی.
۶. منظور از «انقلاب آتون» چه بود؟
تغییر دین رسمی مصر از پرستش خدایان متعدد (به ویژه آمون-رع) به یکتاپرستی خدای دیسک خورشید، آتون.
۷. آیا نفرتایتی فرعون بود؟
شواهد قوی وجود دارد که او برای مدتی کوتاه پس از آخناتون، با نام نفرنفروآتون، به عنوان فرعون حکومت کرده است.
۸. چرا مقبره او تاکنون پیدا نشده است؟
دلایل احتمالی شامل تخریب عمدی (به دلیل جایگاه بحثبرانگیز او)، پنهانسازی توسط جانشینان، یا قرارگیری در یک مکان بسیار دشوار از نظر زمینشناسی.
۹. رابطه او با توتعنخآمون چه بود؟
او احتمالاً مادر یا مادرخوانده توتعنخآمون بود و پس از مرگ آخناتون، نقش مهمی در انتقال قدرت به توتعنخآمون ایفا کرد.
۱۰. تندیس مشهور نیمتنه نفرتایتی چه ارزشی دارد؟
این تندیس نمادی از اوج زیبایی و هنر دوران عمارنه است، اما یک اثر گوری نیست.
۱۱. چرا حواس تمرکز خود را بر شرق دره پادشاهان معطوف کرده است؟
به دلیل شواهد توپوگرافی که نشان میدهد مناطق مرکزی و شمالی یا کاوش شدهاند یا شواهد کافی برای حفاری ندارند؛ نزدیکی به حتشپسوت نیز یک عامل سیاسی-مذهبی است.
۱۲. GPR دقیقاً چه چیزی را در زیر زمین نشان میدهد؟
اختلال در تراکم سنگ، که میتواند نشاندهنده وجود یک حفره ساختگی (مقبره)، یک تونل یا یک ورودی مسدود شده باشد.
۱۳. آیا احتمال دارد مقبره او در کنار مقبره آخناتون در عمارنه باشد؟
بله، این یک احتمال قوی است، اما کاوشهای حواس بر این مبناست که او در پایتخت نهایی خود، تبس، دفن شده است.
۱۴. چه اهمیتی در مقایسه با مقبره توتعنخآمون دارد؟
توتعنخآمون یک فرعون کماهمیت بود، در حالی که نفرتایتی یک شخصیت اصلی در یکی از مهمترین تحولات تاریخ بشر بود.
۱۵. آیا نفرتایتی پس از مرگ مورد نفرت قرار گرفت؟
بله، پس از بازگشت به دین آمون، نام او و آخناتون از بسیاری از بناها تراشیده شد، که نشاندهنده تلاش برای حذف یاد آنهاست.
۱۶. چه چالشهایی در حفاری اطراف حتشپسوت وجود دارد؟
نزدیکی به زیرساختهای مدرن و ساختار زمینشناسی پیچیده و سنگی.
۱۷. آیا حواس بازنشسته شده است؟
حواس همواره بر این نکته تأکید داشته که جستجوی نفرتایتی آخرین مأموریت بزرگ او پیش از بازنشستگی قطعی است.
۱۸. آیا ممکن است مقبره نفرتایتی از ابتدا به عنوان یک مقبره سلطنتی بزرگ ساخته نشده باشد؟
اگر او فقط همسر آخناتون بود، بله؛ اما اگر به عنوان فرعون حکومت کرده باشد، باید یک مقبره بزرگ داشته باشد.
۱۹. چه اکتشافاتی در KV 65 و KV 66 به حواس کمک کرد؟
این مقبرههای کوچکتر به تیم کمک کردند تا الگوهای دفن دوره پادشاهی جدید پس از عمارنه را بهتر درک کرده و نقشههای زیرزمینی دره را تکمیل کنند.
۲۰. اگر مقبره پیدا شود، چه تأثیری بر تاریخ هنر خواهد داشت؟
میتواند آثار هنری جدیدی از دوره گذار بین سبک عمارنه و سبک سنتی را آشکار کند و به درک بهتر کارگاههای سلطنتی کمک کند.
