why-ice-fish-dont-freeze_11zon
راز ضدیخ طبیعی در اعماق جنوبگان؛ چگونه ماهی‌ها زیر صفر یخ نمی‌زنند؟

راز ضدیخ ماهی‌های جنوبگان؛ چرا یخ نمی‌زنند؟

سرزمینی که سرما در آن پایان ندارد

در اعماق یخ‌زده‌ی اقیانوس جنوبی، جایی که دمای آب می‌تواند تا منفی دو درجه سانتی‌گراد پایین بیاید، میلیون‌ها ماهی مرموز در سکوت و تاریکی زندگی می‌کنند. در حالی که بیشتر موجودات دریایی در چنین شرایطی از پا درمی‌آیند، یخ‌ماهیان (Icefish) در آرامش میان کریستال‌های یخ شنا می‌کنند و همچنان زنده می‌مانند. اما چگونه؟

پاسخ به این راز ترکیبی از زیست‌شناسی تکاملی، شیمی فیزیولوژیکی و مبارزه‌ای چند میلیون ساله میان حیات و انجماد است؛ داستانی شگفت‌انگیز از بقا که ذهن دانشمندان را بیش از نیم قرن به خود مشغول کرده است.


فصل اول: اقیانوس‌های جنوبگان، آزمایشگاهی طبیعی برای بقا

جنوبگان سردترین نقطه‌ی روی زمین است؛ دمای هوای سطحی در زمستان به منفی ۶۰ درجه می‌رسد و حتی در تابستان، آب اطراف قاره هرگز از صفر درجه فراتر نمی‌رود. این آب‌ها سرشار از نمک‌اند و همین باعث می‌شود نقطه‌ی انجماد آن‌ها به حدود منفی ۱٫۹ درجه سانتی‌گراد برسد. در این دما، بیشتر ماهی‌ها یخ می‌زنند یا دچار شوک حرارتی می‌شوند.

این محیط شدید، مستلزم سازگاری‌های فوق‌العاده است. پژوهش‌ها در دریای وِدِل (Weddell Sea)، که بخشی از اقیانوس منجمد جنوبی است، نشان داده‌اند که میلیون‌ها یخ‌ماهی در مستعمره‌های عظیم به وسعت صدها کیلومتر زندگی می‌کنند. بزرگ‌ترین کلونی با بیش از ۶۰ میلیون نمونه زیر یخچال طبیعی Filchner کشف شده است—این بزرگ‌ترین کلونی شناخته‌شده‌ی ماهی در کل زمین است که تمرکز زیستی غیرقابل باوری را در یک منطقه‌ی کوچک نشان می‌دهد.

در این جهان منجمد، هر حرکت باید دقیق باشد؛ غذای کمیاب است، انرژی گران‌بها، و یک اشتباه کوچک مساوی مرگ است. بقا در جنوبگان یعنی هنر سازگاری حداکثری.


فصل دوم: علم انجماد و چرا آب در دریا یخ نمی‌زند

برای فهمیدن راز یخ‌نزدن ماهی‌ها، ابتدا باید بدانیم خود «یخ» چگونه شکل می‌گیرد. آب زمانی یخ می‌زند که مولکول‌های آن به آرایشی منظم دربیایند و ساختاری بلوری شش‌ضلعی بسازند. نقطه‌ی شروع این آرایش همان نقطه‌ی انجماد است.

در آب خالص (آب مقطر)، بلورهای یخ در صفر درجه سانتی‌گراد (۳۲ درجه فارنهایت) شکل می‌گیرند. اما وجود نمک یا سایر مواد حل‌شده (Solutes) باعث پایین آمدن دمای انجماد می‌شود؛ پدیده‌ای که در علم شیمی با نام کاهش نقطه‌ی انجماد (Freezing Point Depression) شناخته می‌شود.

[ T_f = K_f \cdot m ]

در این فرمول، (T_f) تغییر در دمای انجماد است، (K_f) ثابت کرایوسکوپی حلال (آب)، و (m) مولالیته (غلظت مولال) محلول است.

در آب دریا، غلظت یون‌های سدیم ((\text{Na}^+)) و کلر ((\text{Cl}^-)) این نقطه را تا حدود منفی ۲ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌دهد. به همین دلیل دریا حتی در سرمای شدید نیز به‌طور کامل یخ نمی‌زند؛ تنها لایه‌های سطحی که انرژی گرمایی کمتری دارند منجمد می‌شوند و در زیر آن، دنیایی از آب مایع و حیات فعال باقی می‌ماند. با این حال، این دمای منفی دو درجه برای ماهی‌هایی که سیستم داخلی‌شان نزدیک به دمای انجماد آب اطراف تنظیم شده، هنوز هم بسیار خطرناک است.


فصل سوم: یخ‌ماهی‌ها؛ معجزه‌ی تکامل در سرمای مرگبار

در اعماق زیر یخ‌های ضخیم، گونه‌ای از آبزیان به‌نام یخ‌ماهیان (Channichthyidae) تکامل یافته‌اند. این خانواده شامل حدود ۱۶ گونه است که زیستگاه اصلی‌شان اقیانوس جنوبی و شاخه‌های عمیق دریای اسکوشیاست. این ماهی‌ها تنها گروه از مهره‌داران شناخته‌شده‌اند که در خون خود سلول‌های قرمز خون یا هموگلوبین ندارند.

خون شفاف

اگر پیکر یک یخ‌ماهی را باز کنید، به‌جای مایع قرمز، جریانی بی‌رنگ می‌بینید—خونی شبیه آب! حذف کامل هموگلوبین (پروتئینی که اکسیژن را در گلبول‌های قرمز حمل می‌کند) شاید در نگاه اول غیرمنطقی به‌نظر برسد. اما این یک استراتژی هوشمندانه برای مقابله با ویسکوزیته در دمای پایین است.

در محیط سرد، ویسکوزیته‌ی مایعات افزایش می‌یابد. داشتن ذرات هموگلوبین باعث افزایش چشمگیر ویسکوزیته‌ی خون می‌شود؛ یعنی خون غلیظ‌تر شده و گردش آن کند می‌شود. این کندی گردش در سرمای شدید می‌تواند به نرسیدن اکسیژن کافی به بافت‌ها منجر شود. بنابراین حذف این سلول‌ها در واقع نوعی استراتژی تکاملی برای روان‌تر شدن خون است.

از سوی دیگر، کمبود هموگلوبین به این معناست که خون یخ‌ماهی می‌تواند تنها حدود یک‌دهم اکسیژن معمول را حمل کند. برای جبران این کمبود اکسیژن‌رسانی ناکافی، آن‌ها تکامل یافته‌اند تا از مزایای دمای پایین محیط استفاده کنند:

  1. غلظت اکسیژن بالا در آب سرد: آب سرد می‌تواند اکسیژن بسیار بیشتری را نسبت به آب گرم در خود حل کند.
  2. اندام‌های افزایش‌دهنده‌ی تبادل: آن‌ها قلبی با حجم دو تا چهار برابر ماهی‌های دیگر دارند که نیروی لازم برای پمپاژ خون رقیق را فراهم می‌کند، و همچنین شبکه‌ای گسترده از مویرگ‌ها و رگ‌های خونی در ناحیه‌ی آبشش‌ها و پوست برای جذب حداکثری اکسیژن محلول در آب.

پوست قابل تنفس

پوست نازک یخ‌ماهی غنی از مویرگ‌های سطحی است و برخلاف بیشتر ماهی‌ها، معمولاً بدون فلس است (یا فلس‌های بسیار ریزی دارد). این ساختار به او اجازه می‌دهد بخشی از تبادل گازی (اکسیژن‌گیری و دفع دی‌اکسید کربن) را از طریق پوست انجام دهد—پدیده‌ای که پیش‌تر تنها در دوزیستان خشکی‌زی مانند قورباغه‌ها به‌طور قابل توجهی شناخته شده بود. این تنفس پوستی (Cutaneous Respiration) به جبران کمبود اکسیژن حمل شده توسط خون کمک می‌کند.


فصل چهارم: پروتئین‌های ضدیخ؛ قهرمانان میکروسکوپی حیات

شگفت‌انگیزترین ویژگی فیزیولوژیک یخ‌ماهیان، ابزاری شیمیایی است که مستقیماً با دمای انجماد مبارزه می‌کند: تولید نوعی پروتئین ضدیخ (Antifreeze Glycoprotein – AFGP)؛ مولکولی ویژه که با چسبیدن به بلورهای ریز یخ در خون، مانع رشد و اتصال آن‌ها می‌شود.

سازوکار شیمیایی

این پروتئین‌ها زنجیره‌هایی آغشته به قند و اسیدآمینه‌اند که ساختاری خاص دارند. هنگامی که یک بلور یخ کوچک (Nucleation site) شروع به شکل‌گیری در مایعات بدن می‌کند، این پروتئین‌ها به‌سرعت به سطح آن متصل می‌شوند. این اتصال‌ها به‌نوعی نقاط رشد بلوری را مسدود می‌کنند و از پیوستن مولکول‌های آب اضافی به ساختار بلوری جلوگیری می‌نمایند.

در نتیجه، این پروتئین‌ها نقطه‌ی انجماد (Freezing Point) را پایین نمی‌آورند، بلکه دمای آغاز تبلور (Nucleation Temperature) را کاهش می‌دهند. آن‌ها از تشکیل یخ در دمای انجماد طبیعی جلوگیری می‌کنند و اجازه می‌دهند مایعات بدن در دماهای پایین‌تر از حالت عادی مایع باقی بمانند. در واقع، آن‌ها به ماهی اجازه می‌دهند که در دمای منفی ۲ درجه سانتی‌گراد، مایعات بدنش به صورت ابر سرد (Supercooled) باقی بماند.

رقابت با یخ

آزمایش‌های میکروسکوپی دقیق، به‌ویژه در آزمایشگاه‌های دانشگاه ایلینوی، نشان می‌دهد که کارایی این پروتئین‌ها فوق‌العاده است. اگر تنها یک میلیاردُم گرم از این پروتئین به خون ماهی افزوده شود، می‌تواند دمای انجماد را تا نیم درجه سانتی‌گراد دیگر کاهش دهد (مثلاً از منفی ۲ درجه به منفی ۲٫۵ درجه). همین نیم درجه تفاوت، مرز حیاتی میان زندگی و مرگ در آب‌های قطبی است.

این سازوکار به ماهی اجازه می‌دهد تا محیطی داخلی کمی سردتر از محیط خارجی (آب دریا) را تحمل کند، بدون آنکه بلور یخ در اندام‌های حیاتی‌اش شکل بگیرد.

اکتشاف تاریخی

اولین بار در دهه‌ی ۱۹۶۰ زیست‌شناس کانادایی، آرتور دِویس (Arthur DeVries)، هنگام بررسی خون ماهی‌های قطب جنوب (Notothenioids)، عدم وجود سلول‌های قرمز و وجود مولکولی ناشناخته را مشاهده کرد که عملکردی شبیه به ضدیخ داشت. سال‌ها تحقیق نشان داد که این مولکول همان پروتئین ضدیخ (AFGP) است. این کشف، که در ابتدا صرفاً یک پدیده‌ی زیستی بود، راه را برای مطالعات گسترده در زمینه‌ی کریوپروتکشن (حفاظت در برابر سرما) در پزشکی، به‌ویژه در نگهداری سلول‌ها و بافت‌های پیوندی، هموار کرد.


فصل پنجم: فراتر از بقا—زندگی در اعماق منفی دو درجه

وقتی در اعماق دریاهای جنوبگان فرو می‌روید، فشار آب تا صدها برابر فشار سطح می‌رسد و نور خورشید هرگز به آنجا نفوذ نمی‌کند. در چنین شرایطی، یخ‌ماهیان نه‌تنها زنده‌اند بلکه چرخه‌ی زیستی خود را نیز حفظ می‌کنند.

در زمستان قطبی، که شرایط برای تولید مثل دشوارتر است، ماده‌ها میلیون‌ها تخم شفاف و کوچک را در بسترهای شنی کف یخ‌زده‌ی دریا رها می‌کنند. نرها معمولاً در نزدیکی این تخم‌ها کمین کرده و از لانه‌ی خود در برابر انگل‌ها و شکارچیان کوچک مراقبت می‌کنند.

دمای پایین محیط باعث کند شدن شدید متابولیسم می‌شود. این کندی نه تنها صرفه‌جویی بزرگی در مصرف انرژی است، بلکه دوره‌ی رشد تخم‌ها را تا چند ماه طولانی می‌کند. لاروها در نهایت با ساختاری بدن سازگار به سرمای ثابت متولد می‌شوند.

تغذیه‌ی آن‌ها عمدتاً از کریل (میگوهای ریز قطبی) و پلانکتون‌های شب‌تاب (Bioluminescent plankton) است. به‌لطف شفافیت پوست و خون، بدن آن‌ها در برابر شکارچیان بزرگ‌تر—مانند فوک‌ها و پنگوئن‌های غواص—تقریباً نامرئی است، چرا که خون مات‌کننده و سلول‌های قرمز حامل هموگلوبین که رنگ تیره دارند، در بدنشان وجود ندارد.


فصل ششم: قیمت بقا—معایب شفاف بودن

هیچ سازگاری تکاملی بدون هزینه‌ای انجام نمی‌شود. شفافیت و سازگاری با سرما، ضعف‌هایی جدی برای یخ‌ماهیان به وجود آورده است:

  1. حساسیت شدید به هیپوکسی (کمبود اکسیژن): چون خون آن‌ها تنها یک‌دهُم اکسیژن را حمل می‌کند و سیستم‌های جبرانی (قلب بزرگ) زمان محدودی دارند، یخ‌ماهی‌ها بسیار حساس به کمبود اکسیژن محیط هستند. اگر اکسیژن محیط تنها اندکی افت کند (مثلاً به‌دلیل تغییرات در جریان‌های اقیانوسی یا افزایش دما)، احتمال مرگ بالاست؛ چراکه سیستم تنفسی آن‌ها توانایی پاسخ سریع و افزایش جذب اکسیژن را به‌صورت موقت ندارد.
  2. وابستگی به دمای ثابت: این ماهی‌ها ژن‌هایی را که برای تحمل تغییرات دمایی بزرگ لازم است، از دست داده‌اند. آن‌ها در طول میلیون‌ها سال در محیطی با نوسان دمایی کمتر از یک درجه زندگی کرده‌اند. بنابراین، در صورت افزایش جهانی دما و ذوب یخ‌های قطب جنوب، که باعث افزایش دمای آب‌های عمیق می‌شود، نخستین قربانیان تغییر اقلیم خواهند بود. آن‌ها توانایی مهاجرت به آب‌های سردتر را ندارند.

فصل هفتم: پیامدهای علمی و الهام مهندسی زیستی

کشف پروتئین‌های ضدیخ در ماهی‌های قطبی دریایی (AFGPs) دریچه‌ای تازه به علم مواد و زیست‌فناوری گشود. امروزه از این مکانیسم‌ها در زمینه‌های مختلف استفاده می‌شود:

  • پزشکی و بانک‌های زیستی: یکی از بزرگترین چالش‌ها در پیوند اعضا و سلول‌ها، آسیب دیدن بافت‌ها در فرآیند انجماد (Cryopreservation) است. AFGPs یا مشتقات آن‌ها برای افزایش مقاومت سلول‌ها و بافت‌های اهدایی هنگام انجماد و جلوگیری از تشکیل کریستال‌های آسیب‌رسان، مورد مطالعه و استفاده قرار می‌گیرند.
  • کشاورزی: تلاش‌هایی برای مهندسی ژنتیکی گیاهانی مانند گوجه‌فرنگی و سیب‌زمینی برای مقاوم‌سازی در برابر یخبندان‌های ناگهانی از طریق درج ژن‌های ضدیخ ماهیان صورت گرفته است.
  • صنایع غذایی: استفاده از این پروتئین‌ها در تولید بستنی و فرآورده‌های یخ‌زده برای جلوگیری از تشکیل کریستال‌های بزرگ یخ که بافت غذا را خراب می‌کنند و ایجاد بافتی نرم‌تر و مطلوب‌تر.
  • هوانوردی و فناوری نظامی: الهام از ساختار شیمیایی و نحوه عملکرد پروتئین‌ها در طراحی پوشش‌های ضدیخ برای بال هواپیماها و بدنه پهپادها برای جلوگیری از نشستن یخ در ارتفاعات بالا.

در واقع، یخ‌ماهیان ناخواسته راهنمای مهندسان آینده شده‌اند.


فصل هشتم: تکامل تدریجی در آزمایشگاه طبیعت

تحلیل‌های ژنتیکی مقایسه‌ای نشان می‌دهد که اجداد یخ‌ماهیان در اوایل دوران پلیوسن، حدود ۸ میلیون سال پیش، در اقیانوس‌های نسبتاً معتدل‌تر زندگی می‌کردند و دارای هموگلوبین بودند.

با ورود عصر یخبندان پلیوسن و افت شدید دمای جهانی، تنها گونه‌هایی زنده ماندند که جهش‌هایی کلیدی در ژنوم خود ایجاد کرده بودند:

  1. جهش‌هایی که منجر به غیرفعال شدن یا حذف کامل ژن‌های کدکننده‌ی هموگلوبین شد (به‌دلیل مزیت روان‌تر شدن خون).
  2. جهش‌هایی که باعث تکامل یک ژن موجود به عملکرد ضدیخ شد.

این جهش‌ها به‌صورت هم‌زمان در چندین خط تکاملی رخ دادند، اما تکامل نهایی و کامل به گونه‌های بدون هموگلوبین طی میلیون‌ها سال تثبیت شد.

تحقیقات اخیر در سال ۲۰۲۴ روی ژنوم کامل گونه‌ی Chaenocephalus aceratus (یکی از رایج‌ترین یخ‌ماهیان) نشان داد که ژن ضدیخ از یک ژن هضم پروتئینی منشأ گرفته است. این فرآیند، که در آن یک ژن موجود با تکرار و سپس تغییر عملکرد روبرو می‌شود، تکثیر و انحراف عملکرد ژنی (Gene Duplication and Neofunctionalization) نامیده می‌شود—یک شاهد زنده بر نبوغ طبیعت در نوآوری تحت فشار محیطی شدید.


فصل نهم: تعامل زیستی و جایگاه در اکوسیستم قطبی

یخ‌ماهیان با وجود شفافیت و رژیم غذایی منحصربه‌فرد، بخش کلیدی و پرتعداد زنجیره‌ی غذایی جنوبگان‌اند.

آن‌ها منبع اصلی پروتئین دریایی برای بالاترین سطوح شکارچیان این اکوسیستم محسوب می‌شوند. شکارچیان اصلی شامل:

  • فوک‌ها: به‌ویژه فوک ودل و فوک پلنگی.
  • پنگوئن‌ها: به‌ویژه پنگوئن امپراتور و آدلی که در غواصی‌های عمیق به تغذیه از این ماهی‌ها می‌پردازند.
  • نهنگ‌های مینک و دیگر نهنگ‌های مهاجر در فصل‌های گرم‌تر.

وجود کلونی‌های متراکم این ماهیان همچنین بوم‌سازگانِ کف دریا را تثبیت می‌کند. تخم‌های شفاف و بی‌رنگ آن‌ها که در بستر دریا رها می‌شوند، به‌دلیل داشتن مواد آلی، بستری مغذی برای رشد جلبک‌های میکروسکوپی فراهم می‌آورد و به‌طور غیرمستقیم چرخه‌ی کربن و انتقال انرژی از بستر دریا به ستون آب را تنظیم می‌کند. حذف ناگهانی این گونه می‌تواند کل نظام اکولوژیک جنوبگان را دچار فروپاشی ساختاری کند.


فصل دهم: آینده‌ی نامطمئن در عصر گرمایش جهانی

زیست‌شناسان دریایی هشدار داده‌اند که تعادل شکننده‌ی این گونه به‌شدت تحت تأثیر تغییرات اقلیمی است. افزایش دمای اقیانوس جنوبی، حتی به اندازه‌ی نیم درجه سانتی‌گراد، می‌تواند توانایی آن‌ها در حفظ مایعات بدن در حالت ابر سرد را مختل کند.

وابستگی شدید آن‌ها به سرما و فقدان ژن‌های تنظیم حرارت باعث می‌شود نتوانند مهاجرت کنند یا خود را با آب‌های گرم‌تر تطبیق دهند (فاقد انعطاف‌پذیری دمایی).

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که با ادامه‌ی روند فعلی، ممکن است تا سال ۲۰۴۵ زیستگاه اصلی و مناسب یخ‌ماهیان تا ۴۰ درصد کاهش یابد و آن‌ها مجبور به سکونت در عمق‌های بسیار زیادتر یا مواجهه با دماهای بالاتر از آستانه‌ی تحملشان شوند. بنابراین، بقای آن‌ها در گرو حفظ تعادل اقلیمی سیاره است و هر تصمیم انسانی درباره‌ی مصرف انرژی، در آینده‌ی این موجودات بی‌دفاع نیز نقش حیاتی ایفا می‌کند.


فصل یازدهم: راز بقای شفاف

یخ‌ماهیان اثباتی زنده و شفاف بر این اصل علمی هستند که زندگی می‌تواند حتی در جایی که دما زیر نقطه‌ی مرگ است، دوام بیاورد. ترکیب شیمی، ژنتیک و فشار تکاملی شدید، به این موجودات اجازه داده است تا با ظرافتی خارق‌العاده از مرز میان آب مایع و یخ عبور کنند.

در حقیقت، خون شفاف آن‌ها یادآور پیامی بزرگ‌تر است: گاهی برای زنده ماندن در سخت‌ترین شرایط، باید از ساختارهای سنتی (مانند هموگلوبین) چشم پوشید و به سمت راه‌حل‌هایی کاملاً جدید و مبتکرانه رفت.


جمع‌بندی علمی (Insight 2025)

  1. یخ‌ماهیان تنهاترین مهره‌دارانی‌اند که در خون خود فاقد هموگلوبین و سلول‌های قرمز هستند.
  2. پروتئین‌های ضدیخ (AFGP) با مهار نقاط هسته‌زایی یخ، دمای انجماد را در حالت ابر سرد نگه می‌دارند.
  3. پوست نازک و مویرگ‌دار به همراه قلبی بزرگ، امکان تبادل بالای اکسیژن محلول در آب سرد را فراهم می‌کند.
  4. ژن ضدیخ طی فرآیند تکثیر و انحراف عملکرد ژنی، از یک ژن گوارشی منشأ گرفته است.
  5. وابستگی مطلق به سرما، این سازگاری ویژه را به بزرگترین نقطه ضعف آن‌ها در برابر گرمایش جهانی تبدیل کرده است.

پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. چرا آب دریا در دمای زیر صفر یخ نمی‌زند؟
به‌دلیل وجود نمک (یون‌های سدیم و کلر)، فرآیند کاهش نقطه‌ی انجماد رخ داده و نقطه‌ی انجماد به حدود منفی ۱٫۹ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌یابد.

۲. یخ‌ماهی‌ها چه تفاوتی با سایر ماهی‌ها دارند؟
خون آن‌ها فاقد هموگلوبین و سلول‌های قرمز است و در عوض دارای پروتئین‌های ضدیخ هستند که از انجماد خون جلوگیری می‌کنند.

۳. این پروتئین‌های ضدیخ چگونه کار می‌کنند؟
این پروتئین‌ها به بلورهای ریز یخ چسبیده و مانع رشد و پیوستن مولکول‌های آب به ساختار بلوری می‌شوند و دمای هسته‌زایی یخ را کاهش می‌دهند.

۴. آیا حذف هموگلوبین به آن‌ها آسیب نمی‌زند؟
در محیط سرد، این کار ویسکوزیته‌ی خون را کاهش داده و گردش خون را بهبود می‌بخشد. آن‌ها این کمبود را با قلبی بزرگ‌تر و بهره‌گیری از اکسیژن بالای محلول در آب سرد جبران می‌کنند.

۵. آیا می‌توان این ویژگی را به دیگر موجودات منتقل کرد؟
در تحقیقات ژنتیکی، ژن ضدیخ به گیاهان و باکتری‌ها منتقل شده و توانسته است مقاومت سرمایی آن‌ها را افزایش دهد.

۶. غذای اصلی یخ‌ماهیان چیست؟
عمدتاً از کریل‌های قطبی (Euphausiids) و پلانکتون‌های ریز تغذیه می‌کنند.

۷. آیا نایاب هستند یا هنوز جمعیت بالایی دارند؟
در حال حاضر گونه‌های اصلی جمعیت بالایی دارند، اما آن‌ها به‌شدت به محیط ثابت و سرد وابسته هستند و تحت تهدید تغییر اقلیم قرار دارند.

۸. آیا پروتئین ضدیخ در پزشکی کاربرد دارد؟
بله، این پروتئین‌ها مدل‌هایی عالی برای توسعه‌ی روش‌های کریوپروتکشن (نگهداری در دمای انجماد) برای بافت‌ها، خون و اندام‌های پیوندی هستند.

۹. آیا در قطب شمال نیز یخ‌ماهی وجود دارد؟
در قطب شمال، ماهیان قطبی (Notothenioids) وجود دارند که سازگاری‌های سرمایی دارند، اما گونه‌های بدون هموگلوبین تنها در جنوبگان یافت شده‌اند.

۱۰. آینده‌ی بقای آن‌ها چگونه پیش‌بینی می‌شود؟
پیش‌بینی‌ها بسیار نگران‌کننده است. افزایش دما، حتی اندک، تعادل متابولیکی آن‌ها را برهم زده و بقای آن‌ها در چند دهه‌ی آینده در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

https://farcoland.com/63csax
کپی آدرس