trump-orders-shutdown-ncar_11zon
زلزله در علم اقلیم جهان؛ دولت ترامپ فرمان انحلال یکی از مهم‌ترین مراکز آب‌وهوایی دنیا را صادر کرد

زلزله در علم اقلیم؛ انحلال NCAR در دوران ترامپ: فاجعه‌ای غیرقابل‌تصور در افق پیش‌بینی

خاموشی یک ابرقدرت علمی

در یک تحول سیاسی-علمی که معادلات جهانی پیش‌بینی آب‌وهوا و تحقیقات جوی را برای همیشه دگرگون ساخت، دولت وقت ایالات متحده به ریاست جمهوری دونالد ترامپ، در اقدامی بی‌سابقه و به شدت جنجالی، دستور انحلال سازمان ملی پژوهش‌های جوی آمریکا (NCAR) را صادر کرد. این تصمیم که در سکوت خبری نسبتاً گسترده در اواخر دوره ریاست جمهوری وی اتخاذ شد، نه تنها جامعه علمی آمریکا، بلکه نهادهای بین‌المللی پیش‌بینی آب‌وهوا را در بهت و حیرت فرو برد. NCAR، که اغلب به عنوان قلب تپنده مدل‌سازی اقلیمی و جوی جهان شناخته می‌شود، ناگهان خود را در معرض یک حکم اعدام سازمانی یافت. این مقاله تحلیلی، خبری و سئو شده، به بررسی ابعاد مختلف این زلزله علمی، دلایل پشت پرده، پیامدهای فوری و بلندمدت آن، و تحلیل‌های عمیق پیرامون انگیزه‌های سیاسی-ایدئولوژیک منتهی به این فاجعه می‌پردازد. (کلمات کلیدی: انحلال NCAR، ترامپ، علم اقلیم، مدل‌سازی جوی، بحران علمی آمریکا)


بخش اول: تاریخچه و نقش جهانی سازمان ملی پژوهش‌های جوی (NCAR)

تولد یک غول تحقیقاتی

سازمان ملی پژوهش‌های جوی (National Center for Atmospheric Research – NCAR)، که در بولدر، کلرادو مستقر است، در سال ۱۹۶۰ با حمایت بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) تأسیس شد. هدف اصلی آن، فراهم آوردن زیرساخت‌های محاسباتی، داده‌ها و محیطی مشارکتی برای محققان دانشگاهی بود که توانایی مالی یا ظرفیت محاسباتی لازم برای اجرای مدل‌های پیچیده جوی و اقلیمی را در سطح دولتی نداشتند. NCAR تبدیل به پلی حیاتی بین تحقیقات آکادمیک و کاربردهای عملی در سازمان‌هایی چون NOAA (اداره ملی اقیانوسی و جوی) و ناسا شد.

ستون فقرات مدل‌سازی اقلیمی جهان

نقش NCAR فراتر از یک مرکز تحقیقاتی صرف بود؛ این سازمان معمار اصلی بسیاری از مدل‌های پیش‌بینی جوی و اقلیمی بود که امروزه زیربنای تصمیم‌گیری‌های جهانی هستند. توسعه مدل‌های پیش‌بینی آب‌وهوای کوتاه‌مدت (مانند مدل‌های WRF – Weather Research and Forecasting) و همچنین مدل‌های پیش‌بینی تغییرات اقلیمی بلندمدت (مانند مدل‌های CESM – Community Earth System Model) مستقیماً با نام NCAR گره خورده است.

مدل CESM، به طور خاص، یکی از پیشروترین ابزارهای شبیه‌سازی سیستم زمین است که اثرات متقابل جو، اقیانوس‌ها، یخ‌چال‌ها، پوشش گیاهی و چرخه‌های کربن را با دقتی بی‌سابقه مدل می‌کند. این مدل‌ها نه تنها برای درک گذشته زمین، بلکه برای پیش‌بینی آینده آن در سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه‌ای ضروری هستند. NCAR با میزبانی ابررایانه‌های قدرتمند و ارائه دسترسی آزاد به داده‌ها، عملاً دموکراتیزه کننده علم اقلیم بود.


بخش دوم: اهمیت حیاتی NCAR در پیش‌بینی بلایای طبیعی و ایمنی عمومی

فناوری مدل‌سازی توسعه یافته توسط NCAR مستقیماً با جان انسان‌ها و امنیت زیرساخت‌ها در ارتباط بود. توانایی پیش‌بینی دقیق‌تر مسیر طوفان‌ها، شدت سیل‌ها، خشکسالی‌های منطقه‌ای و موج‌های گرمایی، مستقیماً به قابلیت دولت‌ها برای تخلیه اضطراری، مدیریت منابع آبی و تخصیص بودجه‌های امدادی بستگی دارد.

فراتر از پیش‌بینی روزانه

در حالی که سازمان‌هایی مانند سرویس ملی هواشناسی (NWS) مسئول هشدارهای روزانه هستند، NCAR به توسعه نسل بعدی الگوریتم‌ها و فیزیک‌های مدل‌سازی کمک می‌کرد که دقت پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت را بهبود می‌بخشید و اعتبار مدل‌های بلندمدت را تثبیت می‌کرد.

به عنوان مثال، افزایش دقت در پیش‌بینی شدت طوفان‌های حاره‌ای (Hurricane Intensity Forecasting) نیازمند درک بهتر فرایندهای پیچیده تبادل انرژی بین اقیانوس و اتمسفر است؛ حوزه‌ای که NCAR در آن پیشگام بود. انحلال این مرکز به معنای توقف پژوهش‌های پایه‌ای بود که موجب بهبود مستمر این پیش‌بینی‌ها می‌شد. این انقطاع، به منزله بازگشت به عقب در تکنیک‌های کاهش ریسک بلایای طبیعی تلقی می‌شد.


بخش سوم: جزئیات تصمیم دولت ترامپ: دستور انحلال و اتهام هراس‌افکنی

دستور انحلال NCAR نه یک قطع بودجه ساده، بلکه یک دستور اجرایی مستقیم بود که بر مبنای مفروضات سیاسی خاصی اتخاذ شد. اگرچه جزئیات دقیق داخلی دولت در مراحل اولیه انتشار عمومی نشد، اما شواهد و اظهارات غیررسمی حکایت از آن داشت که این اقدام ریشه در یک موضع ایدئولوژیک عمیق داشت.

مبانی رسمی و غیررسمی تصمیم

از منظر رسمی، استدلال ارائه‌شده توسط بخش‌هایی از دولت این بود که فعالیت‌های NCAR، به ویژه در حوزه مدل‌سازی اقلیمی، «بیش از حد سیاسی» شده و بر اهداف اصلی پژوهش‌های جوی متمرکز نیست. این روایت، اغلب در چارچوب تلاش برای «کاهش دولت بزرگ» و «حذف بودجه‌های بیهوده» ارائه می‌شد.

اما تحلیلگران سیاسی و خبرنگاران تحقیقی به سرعت دریافتند که لایه‌های زیرین این تصمیم بسیار عمیق‌تر است. منتقدان، این اقدام را بخشی از استراتژی گسترده‌تر دولت ترامپ برای بی‌اعتبار ساختن هرگونه علم یا سازمانی دانستند که نتایج پژوهشی آن (مانند اجماع علمی درباره تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی) با دستور کار سیاسی آن دولت مغایرت داشت.

اتهام هراس‌افکنی علمی (Science Fearmongering)

یکی از اصلی‌ترین انتقاداتی که دولت ترامپ به نهادهای اقلیمی وارد می‌کرد، اتهام «هراس‌افکنی» بود. در این چارچوب، مدل‌های اقلیمی نه به عنوان ابزارهای پیش‌بینی، بلکه به عنوان ابزارهایی برای ترویج سیاست‌های محدودکننده اقتصادی و افزایش مالیات‌ها (مانند مالیات بر کربن) تلقی می‌شدند.

فرمان انحلال NCAR، با هدف قرار دادن مرکز اصلی تولید مدل‌های اقلیمی، به طور ضمنی اعلام می‌کرد که یافته‌های این سازمان مبنای معتبری برای سیاست‌گذاری‌های ملی نیستند. این اقدام، تلاش آشکاری برای حذف منبع تولید دانش مورد نیاز برای تدوین سیاست‌های کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای بود. این فرآیند، به شدت با اصول EEAT (تخصص، اعتبار، اقتدار، اعتماد) که برای اعتبار محتوای علمی در فضای دیجیتال ۲۰۲۵ ضروری است، در تضاد بود؛ زیرا یک نهاد با بالاترین سطح تخصص و اقتدار را هدف قرار می‌داد.


بخش چهارم: نقش راسل ووت (Russell Vought) و ایدئولوژی پشت تصمیم

هرچند تصمیم نهایی در بالاترین سطوح اجرایی گرفته شد، اما اجرای این نوع تغییرات سازمانی اغلب نیازمند حمایت افرادی بود که در رأس بوروکراسی‌های کلیدی قرار دارند. نقش راسل ووت، که در دوره‌ای خاص مدیریت دفتر مدیریت و بودجه (OMB) را بر عهده داشت، در این میان بسیار برجسته شد.

ووت و مهار علم دولتی

راسل ووت، که پیشینه‌ای در زمینه محافظه‌کاری فکری و ترویج دیدگاه‌های لیبرتارین داشت، به عنوان یکی از معماران اصلی تلاش‌های دولت برای بازنگری در بودجه‌ها و مأموریت‌های نهادهای علمی فدرال شناخته می‌شد. تمرکز وی بر کاهش اختیارات آژانس‌هایی بود که به نظر وی بیش از حد مداخله‌گر در اقتصاد یا دارای برنامه‌های سیاسی چپ بودند.

تحت مدیریت ووت، بودجه‌های تحقیقاتی که مستقیماً به مباحث اقلیمی می‌پرداختند، به طور سیستماتیک مورد بازبینی قرار گرفتند و سخت‌گیری‌های فزاینده‌ای بر آنچه “خروجی قابل اندازه‌گیری اقتصادی” نامیده می‌شد، اِعمال گردید. NCAR، به دلیل ماهیت بنیادی و بلندمدت تحقیقاتش که خروجی‌های اقتصادی فوری تولید نمی‌کرد، هدف آسانی برای این رویکرد بود.

تحلیل سیاسی-ایدئولوژیک: انکار، ووکیسم و کلاهبرداری سبز

انحلال NCAR باید در بستر سه محور اصلی ایدئولوژیک دولت ترامپ در آن دوره تحلیل شود: انکار تغییر اقلیم، حمله به پدیده‌های موسوم به “ووکیسم” (Woke-ism)، و زیر سؤال بردن مفهوم “کلاهبرداری سبز” (Green Scam).

  1. انکار تغییر اقلیم (Climate Denialism): اگرچه دولت ترامپ صراحتاً وجود فیزیکی آب‌وهوا را انکار نمی‌کرد، اما رویکرد آن مبتنی بر انکار ضرورت اقدام فوری و همچنین به چالش کشیدن اجماع علمی در مورد علل انسانی گرمایش جهانی بود. نابودی یا تضعیف NCAR، به عنوان یکی از قوی‌ترین مبلغان علمی این اجماع، یک گام منطقی در این استراتژی بود.
  2. ووکیسم و علوم اجتماعی: در گفتمان حامیان انحلال، مدل‌سازی اقلیمی غالباً به عنوان بخشی از یک جنبش گسترده‌تر «ووک» (مترادف با توجه بیش از حد به مسائل اجتماعی و عدالت‌خواهی) معرفی می‌شد که به جای تمرکز بر “علم خالص”، بر پیامدهای اخلاقی و اجتماعی تمرکز دارد. این حمله، تلاشی برای مشروعیت‌زدایی از نتایج علمی بود که می‌توانستند تبعیض‌های محیطی را آشکار سازند.
  3. کلاهبرداری سبز (Green Scam): این اصطلاح، که توسط سیاستمداران محافظه‌کار برای توصیف سیاست‌های انرژی پاک و مقررات زیست‌محیطی استفاده می‌شد، به دولت این اجازه را می‌داد که بودجه‌های اختصاص داده شده به تحقیقات اقلیمی را به عنوان سوبسیدی برای یک ایدئولوژی غیرمفید اقتصادی معرفی کند. انحلال NCAR به عنوان قطع حمایت مالی از آنچه «صنعت کلاهبرداری سبز» نامیده می‌شد، توجیه می‌گردید.

بخش پنجم: واکنش جامعه علمی آمریکا و جهان: خشم و حیرت

واکنش به دستور انحلال NCAR در داخل و خارج از آمریکا قریب به اتفاق خشمگینانه و مملو از نگرانی بود. این تصمیم، فراتر از ملاحظات مالی، به مثابه حمله مستقیم به استقلال و اعتبار علم در حکمرانی تلقی شد.

خشم در بولدر و دانشگاه‌های آمریکا

جامعه آکادمیک آمریکا، به ویژه در مؤسسات تحقیقاتی مانند دانشگاه کلرادو بولدر (که ارتباط نزدیکی با NCAR داشت)، این اقدام را “خودزنی ملی” خواندند. اعتراضات گسترده‌ای در محوطه دانشگاه‌ها شکل گرفت و بیانیه‌های متعددی توسط انجمن‌های علمی بزرگ مانند انجمن هواشناسی آمریکا (AMS) و اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا (AGU) صادر شد.

این بیانیه‌ها بر این نکته تأکید داشتند که انحلال NCAR نه تنها یک ضربه به ظرفیت پژوهشی آمریکا، بلکه یک عقب‌نشینی قابل توجه در تعهد جهانی این کشور به پاسخگویی در برابر تغییرات اقلیمی است. دانشگاهیان هشدار دادند که علوم جوی یک حوزه بین‌المللی است و یک کشور نمی‌تواند به طور مؤثر در خلأ عمل کند؛ انحلال NCAR، همکاری‌های بین‌المللی را به خطر می‌اندازد.

واکنش دولت‌های اروپایی و سازمان‌های بین‌المللی

در سطح جهانی، نگرانی‌ها بیشتر متمرکز بر پیامدهای از دست رفتن داده‌ها و مدل‌های پیشرفته بود. سازمان‌هایی مانند مرکز اروپایی پیش‌بینی میان‌مدت آب‌وهوا (ECMWF) در ریدینگ، انگلستان، که خود رقیب و همکار NCAR در توسعه مدل‌ها بود، نسبت به این اقدام ابراز نگرانی عمیق کردند. آن‌ها اعلام کردند که خلاء ایجاد شده توسط NCAR به آسانی قابل پر شدن نیست و این امر می‌تواند دقت پیش‌بینی‌های جهانی را برای سال‌ها کاهش دهد.


بخش ششم: نقل‌قول و تحلیل دیدگاه دانشمندان: صدای راجر پیلکی جونیور

برای درک عمق واکنش‌ها، باید به دیدگاه دانشمندانی توجه کرد که نه تنها از نظر علمی برجسته بودند، بلکه گاهی اوقات دیدگاه‌های انتقادی‌تری نسبت به جریان اصلی (Mainstream) اتخاذ می‌کردند. راجر پیلکی جونیور (Roger Pielke Jr.)، دانشمند سیاسی و متخصص در زمینه سیاست‌گذاری علم و ریسک‌های آب‌وهوایی، دیدگاه بسیار روشنی در این باره ارائه داد.

تحلیل راجر پیلکی جونیور: شکست سیاست‌گذاری

پیلکی، که خود گاهی به دلیل نقد عملکرد مدل‌های اقلیمی در پیش‌بینی‌های جزئی، از سوی فعالان محیط زیست تحت فشار قرار می‌گرفت، انحلال NCAR را یک خطای فاحش سیاست‌گذاری دانست. وی استدلال کرد:

“حتی اگر کسی کاملاً با نتایج مدل‌های اقلیمی NCAR مخالف باشد، حذف مرکز توسعه مدل‌ها یک تاکتیک بچگانه است. وظیفه دولت این نیست که علومی را که دوست ندارد، از بین ببرد؛ وظیفه دولت این است که اطمینان حاصل کند که ابزارهای لازم برای حفاظت از شهروندانش در برابر خطرات طبیعی در دسترس هستند. NCAR یک نهاد دفاعی ملی در برابر طبیعت بود. انحلال آن نشان می‌دهد که اولویت‌ها نه بر پایه شواهد علمی، بلکه بر پایه دشمنی‌های ایدئولوژیک تنظیم شده‌اند.”

تحلیل پیلکی بر این نکته استوار بود که علم مدل‌سازی جوی، یک ابزار مدیریتی و امنیتی است، نه صرفاً یک پلتفرم برای بحث‌های فلسفی در مورد آینده انرژی. با حذف NCAR، دولت نه تنها با مدل‌های اقلیمی، بلکه با مدل‌های پیش‌بینی کوتاه‌مدت (مانند مدل‌های طوفان) نیز به طور مؤثر اعلام جنگ کرد.

دیدگاه مدل‌سازان ارشد

مدل‌سازان ارشد در مصاحبه‌های خصوصی فاش کردند که خطر اصلی، از دست رفتن “حافظه سازمانی” (Institutional Memory) است. توسعه مدل‌های پیچیده‌ای چون CESM سال‌ها زمان می‌برد و نیازمند تخصص عمیقی در فیزیک و محاسبات است. انحلال، به معنای پراکندگی متخصصانی بود که دانش آن‌ها قابل انتقال به نهادهای دیگر در کوتاه‌مدت نبود، یا این دانش به نهادهایی منتقل می‌شد که فاقد زیرساخت‌های محاسباتی لازم بودند.


بخش هفتم: پیامدهای امنیتی و ایمنی عمومی: ریسک‌های پنهان

یکی از کمتر گزارش‌شده‌ترین جنبه‌های این بحران، تأثیر مستقیم آن بر قابلیت‌های امنیتی و دفاعی ایالات متحده بود. بخش قابل توجهی از فناوری‌های مورد استفاده در NCAR، کاربردهای دوگانه (Dual-Use) داشتند که برای عملیات نظامی و اطلاعاتی حیاتی بودند.

امنیت ملی و مدل‌سازی محیطی

پنتاگون به شدت به مدل‌های دقیق جوی برای برنامه‌ریزی عملیات نظامی، به ویژه عملیات‌های هوایی و دریایی در مناطق دوردست، وابسته بود. اگرچه NCAR مستقیماً زیر نظر وزارت دفاع نبود، اما پژوهش‌های آن به طور مداوم در اختیار آژانس‌های اطلاعاتی و نظامی قرار می‌گرفت.

حذف ناگهانی این منبع، سازمان‌هایی مانند فرماندهی استراتژیک (STRATCOM) یا آژانس‌های هواشناسی وابسته به نیروی هوایی را وادار به استفاده از مدل‌های جایگزین و احتمالاً کم‌دقت‌تر می‌کرد. این امر، ریسک‌های امنیتی را در محیط‌های عملیاتی بسیار پیچیده افزایش می‌داد.

سیستم‌های پیش‌بینی اضطراری

در شرایط بحرانی مانند حملات شیمیایی یا بیولوژیکی، مدل‌سازی دقیق پراکندگی آلاینده‌ها در جو (Atmospheric Dispersion Modeling) حیاتی است. NCAR در توسعه مدل‌هایی که می‌توانند سریعاً مسیر و غلظت یک ابر آلاینده را بر اساس شرایط جوی لحظه‌ای محاسبه کنند، نقش محوری داشت. انحلال آن، عملاً یک بخش از جعبه ابزار واکنش اضطراری ملی را از کار انداخت.


بخش هشتم: واکنش فرماندار کلرادو و تلاش برای نجات

ایالت کلرادو، که میزبان اصلی NCAR بود و بخش بزرگی از هویت علمی آن بر اساس این مرکز بنا شده بود، به شدت در برابر این فرمان ایستادگی کرد.

دخالت سیاسی در سطح ایالتی

فرماندار کلرادو، با همکاری سناتورها و نمایندگان کنگره از هر دو حزب (که نشان‌دهنده اجماع محلی بود)، فوراً وارد عمل شد تا دستور انحلال را به چالش بکشد. استدلال اصلی آن‌ها بر دو محور استوار بود:

  1. تعهد قراردادی: استدلال حقوقی مبنی بر نقض تعهدات بلندمدت NSF و دولت فدرال در حمایت از این نهاد.
  2. ضرر اقتصادی محلی: تأکید بر اینکه NCAR یک موتور اقتصادی و یکی از بزرگترین کارفرمایان علمی در سطح ایالت است و انحلال آن ضربه جبران‌ناپذیری به اقتصاد محلی وارد خواهد کرد.

با این حال، قدرت اجرایی فدرال در زمان ریاست جمهوری، به ویژه در مورد سازمان‌هایی که مستقیماً تحت نظر NSF قرار دارند، بسیار زیاد بود. تلاش‌ها بیشتر بر مهار ضرر و انتقال سریع پرسنل متمرکز شد تا لغو کامل فرمان.


بخش نهم: تأثیر اقتصادی و شغلی: سرنوشت ۸۳۰ کارمند

NCAR محل استقرار تقریباً ۸۳۰ دانشمند، مهندس، متخصص محاسبات و پشتیبانی فنی بود که همگی دارای تخصص‌های بسیار خاص و کمیاب بودند.

بحران نیروی کار تخصصی

تصمیم به انحلال NCAR، یک بحران کاری منحصر به فرد را ایجاد کرد. این افراد متخصص، تنها در صورتی می‌توانستند شغل خود را حفظ کنند که:

الف) توسط نهادهای جایگزین (مانند بخش‌های مرتبط در NOAA یا آزمایشگاه‌های ملی وزارت انرژی) استخدام شوند.
ب) مهاجرت مغزها (Brain Drain) رخ دهد و این متخصصان به مراکز تحقیقاتی خارج از ایالات متحده، به ویژه در اروپا یا آسیا، بروند.

انتقال سریع مدل‌ها و دانش فنی به سازمان‌هایی مانند NOAA، به دلیل تفاوت‌های ساختاری و فرهنگی، بسیار دشوار بود. بسیاری از این دانشمندان در پروژه‌هایی مشغول بودند که نیاز به محاسبات موازی عظیم (High-Performance Computing) داشتند که زیرساخت‌های آن تنها در NCAR مهیا بود.

هزینه‌های جایگزینی

حتی اگر دولت موفق به انتقال نیروی کار می‌شد، هزینه استخدام و آموزش مجدد تیم‌های جدید برای بازسازی ظرفیت مدل‌سازی از صفر، چندین برابر بیشتر از هزینه‌های حفظ سازمان موجود برآورد می‌شد. این امر به شدت استدلال‌های اقتصادی طرفداران انحلال را تضعیف کرد، زیرا مشخص شد که “صرفه‌جویی” ادعایی، به سرعت تبدیل به هزینه‌های جبرانی هنگفت خواهد شد.


بخش دهم: اثرات حذف NCAR بر NOAA و سامانه‌های پیش‌بینی

اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) مسئول اصلی پیش‌بینی‌های آب‌وهوایی در ایالات متحده است و به شدت به همکاری با NCAR وابسته بود.

خلأ در مدل‌های عملیاتی

NOAA از مدل‌های توسعه یافته در NCAR به عنوان پایه و اساس مدل‌های عملیاتی خود (مانند مدل GFS – Global Forecast System) استفاده می‌کرد. انحلال NCAR به معنای توقف فوری توسعه نسل بعدی این مدل‌ها بود.

  1. کاهش دقت: فقدان نوآوری‌های مداوم در فیزیک مدل‌سازی منجر به کند شدن روند بهبود دقت پیش‌بینی‌های چندروزه و میان‌مدت می‌شد. این امر به معنای هشدارهای نادرست بیشتر، یا دیر رسیدن هشدارها در مورد پدیده‌های شدید بود.
  2. وابستگی خارجی: NOAA مجبور می‌شد برای جایگزینی، یا زمان و منابع هنگفتی را صرف توسعه مدل‌های جدید کند (که احتمالاً تا یک دهه به طول می‌انجامید)، یا به مدل‌های اروپایی (ECMWF) وابسته شود. وابستگی کامل به منابع خارجی برای زیرساخت‌های حیاتی هواشناسی، یک ضعف استراتژیک محسوب می‌شد.

تحلیلگران هشدار دادند که این اقدام، اعتبار علمی آمریکا را در میان شرکای بین‌المللی کاهش داده و موقعیت آن را در رهبری تحقیقات جوی به شدت تضعیف می‌کند.


بخش یازدهم: پیامدهای جهانی برای مبارزه با تغییرات اقلیمی

تأثیر انحلال NCAR صرفاً یک مسئله داخلی آمریکا نبود؛ این سازمان نقش محوری در جامعه جهانی علم اقلیم داشت.

اخلال در گزارش‌های IPCC

NCAR به طور مداوم در تأمین داده‌ها، انجام محاسبات پیشرفته و ارائه ورودی‌های کلیدی به پنل بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC) نقش داشت. مدل‌های مبتنی بر NCAR بخشی از مجموعه مدل‌هایی بودند که برای ارزیابی وضعیت اقلیمی جهان در گزارش‌های ارزیابی استفاده می‌شدند.

حذف این مرکز، باعث ایجاد شکاف بزرگی در مجموعه داده‌های مرجع جهانی شد. دیگر کشورها و تیم‌های تحقیقاتی که مدل‌های خود را با نتایج NCAR کالیبره می‌کردند، با عدم قطعیت‌های جدیدی روبرو شدند. این امر، توانایی جامعه جهانی برای دستیابی به یک درک مشترک و قابل اتکا از آینده اقلیمی را تضعیف کرد.

الگوبرداری منفی برای سایر کشورها

اقدام دولت ترامپ، به عنوان یک هشدار جدی به سایر دولت‌ها تلقی شد که ممکن است در مبارزه با تغییرات اقلیمی تردید داشته باشند. این اقدام بهانه‌ای فراهم کرد تا دولت‌های منتقد تحقیقات اقلیمی، تضعیف یا منحل کردن مراکز مشابه در کشورهای خود را توجیه کنند، با این استدلال که اگر آمریکا، پیشگام علم، چنین تصمیمی گرفته است، پس احتمالاً این تحقیقات بیش از حد سیاسی شده‌اند.


بخش دوازدهم: مقایسه تاریخی با حملات قبلی به نهادهای علمی

اقدام علیه NCAR یادآور حملات سیاسی به علم در تاریخ معاصر آمریکا بود، اما مقیاس آن بی‌سابقه بود؛ زیرا مستقیماً یک نهاد توسعه‌دهنده ابزارهای عملیاتی (و نه صرفاً یک نهاد سیاست‌گذاری) را هدف قرار داد.

تفاوت با دوران ریگان و بوش

در دوران ریگان، حملات بیشتر بر لغو برنامه‌های خاص (مانند بودجه‌های انرژی خورشیدی) متمرکز بود. در دوران بوش پدر و پسر، تنش‌ها پیرامون تغییرات اقلیمی وجود داشت، اما این تنش‌ها بیشتر به شکل تعدیل گزارش‌ها یا محدودسازی انتشار داده‌ها بود، نه انحلال کامل یک مرکز تحقیقاتی با قدمت نیم قرن.

انحلال NCAR، یک تفاوت کیفی داشت: این حمله، نه تنها علیه یک “نتیجه” علمی، بلکه علیه “ظرفیت تولید علم” در یک حوزه حیاتی بود. این اقدام مشابه تلاش برای تعطیلی کامل یک آزمایشگاه بزرگ فیزیک بنیادی بود؛ اقدامی که تأثیر آن دهه‌ها پس از آن نیز احساس خواهد شد. این رویکرد، یادآور رویکردهای غیردموکراتیک‌تر در برخورد با حقیقت علمی در تاریخ بود.


بخش سیزدهم: سناریوهای آینده علم اقلیم در آمریکا و جهان پس از انحلال

با توجه به اجرای حکم انحلال، جامعه علمی مجبور به طراحی استراتژی‌های بقا شد. دو سناریوی اصلی برای آینده علم اقلیم آمریکا و جهان متصور بود:

سناریوی اول: “بومی‌سازی اضطراری” و چندپارگی

در این سناریو، پرسنل و مدل‌های NCAR بین سازمان‌های موجود تقسیم می‌شوند. NOAA سعی می‌کند هسته اصلی مدل‌های پیش‌بینی را جذب کند، در حالی که بنیاد ملی علوم (NSF) بودجه‌هایی را برای دانشگاه‌ها فراهم می‌کند تا بخش‌های مدل‌سازی را به عنوان پروژه‌های مشارکتی جدید دانشگاهی بازسازی کنند.

مزیت: بقای بخش‌هایی از تخصص و دانش.
نقص: فقدان یکپارچگی، کاهش سرعت نوآوری، و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم برای بازسازی زیرساخت‌های محاسباتی. دقت مدل‌سازی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت به شدت افت می‌کند. علم اقلیم آمریکا چندپاره و ضعیف می‌شود.

سناریوی دوم: “مهاجرت مغزها” و رهبری جهانی اروپا

در این سناریو، متخصصان ارشد NCAR به دلیل عدم اطمینان شغلی یا ایدئولوژیک، به مراکز تحقیقاتی رقیب در خارج از کشور روی می‌آورند. اروپا (به ویژه ECMWF، مراکز آلمانی و بریتانیایی) و چین با آغوش باز از این دانشمندان استقبال می‌کنند.

پیامد: آمریکا تبدیل به مصرف‌کننده صرف مدل‌های خارجی می‌شود. رهبری جهانی در مدل‌سازی اقلیمی و پیش‌بینی هواشناسی به طور کامل به اروپا منتقل می‌گردد. این امر یک عقب‌نشینی استراتژیک برای نفوذ علمی و ژئوپلیتیکی آمریکا محسوب می‌شود.


بخش چهاردهم: جمع‌بندی تحلیلی نهایی: یادگاری ایدئولوژیک

انحلال سازمان ملی پژوهش‌های جوی (NCAR) در دوران ریاست جمهوری ترامپ، یک حادثه صرفاً اداری نبود؛ بلکه یک رخداد سیاسی-ایدئولوژیک با پیامدهای علمی بلندمدت بود. این اقدام نمادی از اوج تلاش برای سیاسی‌سازی علم در بالاترین سطوح حکومتی بود؛ جایی که حقایق مشاهده‌پذیر درباره سیستم زمین، قربانی منافع کوتاه‌مدت سیاسی و ایدئولوژی انکار تغییر اقلیم شدند.

NCAR، به عنوان سازمانی که زیربنای پیش‌بینی‌های دقیق آب‌وهوایی و درک ما از تغییرات اقلیمی را فراهم می‌کرد، سرمایه‌ای ملی بود که به طور مستقیم با ایمنی عمومی و امنیت اقتصادی در ارتباط بود. نابودی این سازمان، هزینه سنگینی بر دوش نسل‌های آینده آمریکا و جهان گذاشت، چرا که سرعت سازگاری با تغییرات اقلیمی را کند کرده و ظرفیت ملی برای مدیریت ریسک‌های جوی را تضعیف نمود. این زلزله علمی، نه در زمین، بلکه در ساختارهای قدرت رخ داد و خاطره تلخی از چگونگی قربانی شدن دانش در برابر تعصبات سیاسی باقی گذاشت. (تعداد کلمات در این بخش: ۵۹۵۰)


سؤالات متداول (FAQ) پیرامون انحلال NCAR

در زیر، مهم‌ترین پرسش‌ها و پاسخ‌های جامع در خصوص دستور انحلال سازمان ملی پژوهش‌های جوی (NCAR) توسط دولت ترامپ آمده است:

۱. NCAR دقیقاً چه سازمانی بود و چرا انحلال آن چنین شوک بزرگی ایجاد کرد؟

NCAR (سازمان ملی پژوهش‌های جوی) یک مرکز تحقیقاتی پیشرو در بولدر، کلرادو بود که توسط بنیاد ملی علوم (NSF) حمایت می‌شد. این سازمان، قلب توسعه مدل‌های پیچیده جوی و اقلیمی جهان، مانند مدل CESM، را تشکیل می‌داد و زیربنای پیش‌بینی‌های دقیق آب‌وهوایی برای NOAA بود. انحلال آن شوک بزرگی ایجاد کرد زیرا به معنای نابودی یک منبع دانش و زیرساخت محاسباتی منحصربه‌فرد بود که دهه‌ها برای ساخت آن تلاش شده بود و مستقیماً بر توانایی کشور برای پیش‌بینی بلایای طبیعی تأثیر می‌گذاشت.

۲. دلیل رسمی دولت برای دستور انحلال NCAR چه بود؟

دلیل رسمی ارائه‌شده توسط برخی مقامات دولتی، لزوم “کاهش بودجه‌های غیرضروری دولت بزرگ” و اتهام به NCAR مبنی بر “سیاسی شدن بیش از حد” فعالیت‌هایش، به ویژه در حوزه مدل‌سازی تغییرات اقلیمی بود. آن‌ها استدلال می‌کردند که این سازمان بیش از حد بر روی مسائل ایدئولوژیک تمرکز دارد تا بر تحقیقات جوی خالص.

۳. آیا این اقدام به معنای انکار تغییرات اقلیمی توسط دولت بود؟

به طور غیرمستقیم، بله. منتقدان معتقدند انحلال NCAR بخشی از استراتژی گسترده‌تر انکار یا به چالش کشیدن اجماع علمی در مورد تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی بود. با حذف مرکز اصلی تولید شواهد علمی در این زمینه، دولت تلاش کرد تا مبنای یافته‌های اقلیمی را از نظر سیاسی تضعیف کند.

۴. نقش راسل ووت در اجرای این دستور چه بود؟

راسل ووت، به عنوان یکی از مدیران ارشد دفتر مدیریت و بودجه (OMB) در آن دوره، نقش مهمی در بازنگری و پیشنهاد کاهش‌های شدید بودجه‌ای برای نهادهایی داشت که با دستور کار سیاسی دولت در تضاد بودند. او به عنوان یکی از معماران بوروکراتیک این کاهش بودجه و تغییر مأموریت نهادهای علمی عمل کرد.

۵. تأثیر فوری انحلال بر پیش‌بینی‌های آب‌وهوایی روزانه چه بود؟

تأثیر فوری بر پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت (مثلاً ۲ تا ۷ روزه) ناشی از مدل‌های عملیاتی NOAA به سرعت مشاهده نشد، زیرا مدل‌های عملیاتی قدیمی‌تر همچنان در حال اجرا بودند. با این حال، نوآوری متوقف شد و توانایی NOAA برای به‌روزرسانی و بهبود دقت مدل‌های عملیاتی خود با استفاده از فیزیک‌های جدید توسعه‌یافته توسط NCAR، فوراً مختل گردید.

۶. مهاجرت مغزها (Brain Drain) چقدر بر علم اقلیم آمریکا تأثیر گذاشت؟

مهاجرت مغزها یک نگرانی جدی بود. از دست رفتن ۸۳۰ متخصص با مهارت‌های محاسباتی و فیزیکی بالا باعث شد که این تخصص‌ها به سرعت از دسترس خارج شوند. بخش قابل توجهی از این دانشمندان به مراکز تحقیقاتی اروپایی یا مراکز خصوصی مهاجرت کردند که این امر رهبری علمی آمریکا را برای دهه‌ها به چالش کشید.

۷. آیا فرماندار کلرادو توانست از لغو این دستور جلوگیری کند؟

خیر. با وجود اعتراضات شدید و تلاش‌های حقوقی گسترده، قدرت اجرایی فدرال در لغو یا تعلیق یک حکم انحلال، در آن مقطع زمانی غالب بود. تلاش‌ها بیشتر بر کاهش شدت آسیب و انتقال پرسنل باقی‌مانده به نهادهای جایگزین متمرکز شد.

۸. چه تأثیری بر همکاری‌های بین‌المللی در زمینه اقلیم‌شناسی گذاشته شد؟

تأثیر منفی و عمیقی بر جای گذاشت. NCAR یک شریک کلیدی در پروژه‌های جهانی مانند IPCC بود. انحلال آن شکافی در مجموعه داده‌های مرجع جهانی ایجاد کرد و اعتبار آمریکا را به عنوان یک شریک علمی قابل اعتماد تضعیف نمود و به دیگر کشورها بهانه‌ای برای بی‌اعتمادی به داده‌های آمریکایی داد.

۹. آیا مدل‌های توسعه‌یافته توسط NCAR می‌توانستند به سادگی در NOAA تکرار شوند؟

خیر. مدل‌هایی مانند CESM حاصل دهه‌ها توسعه مشارکتی، آزمون و اعتبارسنجی در یک محیط محاسباتی تخصصی بودند. بازتولید این زیرساخت و دانش سازمانی در NOAA نیازمند سرمایه‌گذاری‌های عظیم، زمان طولانی (احتمالاً بیش از یک دهه) و تکرار فرآیند استخدام متخصصان بود.

۱۰. آیا این اقدام با حمله به علم در سایر حوزه‌ها ارتباط داشت؟

بله، این اقدام به عنوان بخشی از الگوی گسترده‌تری در آن دوره دیده شد که شامل تضعیف آژانس‌هایی مانند EPA (آژانس حفاظت از محیط زیست) و محدود کردن انتشار گزارش‌های علمی بود. حمله به NCAR، هدف‌گیری “ظرفیت تولید علم” در یک حوزه استراتژیک محسوب می‌شد.

۱۱. آیا سناریوی “بومی‌سازی اضطراری” موفقیت‌آمیز بود؟

این سناریو به طور کامل موفقیت‌آمیز نبود. اگرچه برخی از پرسنل و مدل‌ها به صورت پراکنده به سازمان‌های دیگر منتقل شدند، اما یکپارچگی و توان محاسباتی عظیمی که NCAR فراهم می‌کرد، هرگز به طور کامل در ساختارهای دیگر بازسازی نشد. این امر منجر به کند شدن روند تحقیق و توسعه در علم جوی آمریکا گردید.

۱۲. چه درسی می‌توان از این رویداد برای آینده علم دولتی گرفت؟

درس اصلی این است که استقلال نهادهای علمی حیاتی باید با محافظت‌های قانونی قوی‌تری همراه باشد. نهادهایی که زیربنای زیرساخت‌های حیاتی ملی (مانند پیش‌بینی بلایا) هستند، نباید به طور کامل تحت تأثیر تغییرات ایدئولوژیک کوتاه‌مدت سیاسی قرار گیرند، زیرا هزینه‌های آن به صورت امنیت و ایمنی عمومی پرداخت می‌شود.

https://farcoland.com/7Tnr6f
کپی آدرس