پایان قطعی بحران برق AI؟ نفوذ رآکتورهای هستهای ناوهای جنگی به دیتاسنترها؛ راهکار شوکهکننده شرکت آمریکایی!
رآکتور ناوهای جنگی در خدمت هوش مصنوعی: ستون فقرات انرژی تمدن دیجیتال نوظهور
تب تشنه هوش مصنوعی و شبح خاموشی در افق
داستان هوش مصنوعی (AI) دیگر صرفاً حکایت از الگوریتمهای پیچیده و یادگیری عمیق نیست؛ بلکه قصهای از عطش سیریناپذیر به قدرت محاسباتی و در نتیجه، انرژی است. در اواسط دهه ۲۰۲۰، جهان شاهد جهشی بود که میتوان آن را با انقلاب اینترنت در دهه ۹۰ مقایسه کرد، اما این بار، سرعت مصرف انرژی، افسارگسیختهتر و نیازمند زیرساختی بنیادیتر است. انقلاب اینترنت نیازمند فیبر نوری و دکلهای مخابراتی بود؛ اما انقلاب هوش مصنوعی، نیازمند رآکتورها.
تصور کنید ابرقدرت دیجیتالی که در حال ظهور است، با تشنجهای ناگهانی برق و خاموشیهای طولانی دست و پنجه نرم کند. این کابوس، تنها یک پیشبینی علمی-تخیلی نیست، بلکه یک واقعیت قریبالوقوع برای اقتصادهای پیشرفته، بهویژه ایالات متحده است. دیتاسنترهای مجهز به تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی، مانند سوسمارهای بزرگ اژدهایان دیجیتال، هر لحظه مقدار نجومی انرژی مصرف میکنند. این مصرف، ساختار سنتی شبکههای برق را به چالش کشیده و ضرورت یافتن منابع پایدار، قابل اتکا و با چگالی انرژی بالا را بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخته است.
در میان جستجو برای پاسخ، نگاهها به سوی منابعی معطوف شده که سالها به دلیل ملاحظات سیاسی و امنیتی، در حاشیه قرار داشتند: رآکتورهای هستهای. این بار، نه نیروگاههای غولپیکر مدنی، بلکه قلبهای اتمی که سالها در دل ناوهای جنگی آمریکا، بهویژه ناوهای هواپیمابر کلاس «جرالد آر. فورد»، قدرت لازم برای عملیات جهانی را تأمین کردهاند، به عنوان ناجی بالقوه معرفی میشوند. این مقاله تحلیلی-رسانهای، به بررسی عمیق این گذار پارادایمیک میپردازد؛ تحولی که میتواند آینده امنیت انرژی، توسعه هوش مصنوعی و ژئوپلیتیک انرژی را بازتعریف کند. ما به تشریح فنی، چالشهای قانونی، ابعاد امنیتی و پیامدهای استراتژیک این پروژه جسورانه خواهیم پرداخت.
1. رشد انفجاری دیتاسنترهای هوش مصنوعی و بحران برق آمریکا تا 2035
بخش فناوری اطلاعات، همواره مصرفکننده پرمصرف انرژی بوده است، اما ظهور مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) و سیستمهای یادگیری عمیق (Deep Learning) این معادله را به شکل بنیادین تغییر داده است. آموزش یک مدل پیشرفته مانند GPT-4، میتواند انرژی معادل مصرف سالانه صدها خانه را ببلعد. در فاز استنتاج (Inference)، جایی که مدلها به طور مستمر برای پاسخدهی به میلیونها کاربر فعال میشوند، مصرف انرژی به صورت نمایی افزایش مییابد.
آمار تکاندهنده مصرف انرژی AI
بر اساس گزارشهای تحلیلی اخیر از مؤسساتی چون آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و مشاوران تخصصی انرژی، پیشبینیها حاکی از آن است که تقاضای برق مراکز داده جهانی تا سال ۲۰۲۷، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش خواهد یافت. اما این افزایش در ایالات متحده، جایی که سرمایهگذاریهای عظیم دولتی و خصوصی در هوش مصنوعی متمرکز شده، ابعاد بحرانیتری یافته است.
تحلیلگران پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۳۰، مجموع مصرف برق دیتاسنترها در آمریکا میتواند از مرز ۴ تا ۶ درصد کل تولید برق ملی عبور کند، و در سناریوهای خوشبینانه برای توسعه AI، این رقم تا سال ۲۰۳۵ میتواند به ۱۰ درصد برسد. این در حالی است که زیرساخت شبکه برق آمریکا، عمدتاً بر مبنای نیروگاههای سنتی و سهم کمرنگ انرژیهای تجدیدپذیر متغیر، دچار فرسودگی و کمبود ظرفیت است.
چالش زیرساختی: مناطق پرتقاضا مانند ویرجینیا شمالی (مرکز بزرگترین تجمع دیتاسنتر جهان) و تگزاس، در حال حاضر با محدودیتهای جدی در اتصال پروژههای جدید به شبکه برق روبرو هستند. شرکتهای برق منطقهای، با موجی از درخواستهای اتصال برای دیتاسنترهایی با ظرفیت مگاواتهای عظیم، مواجه شدهاند که ظرفیت انتقال و تولید آنها به سادگی پاسخگو نیست. این گلوگاه، مستقیماً توسعه اقتصادی مبتنی بر AI را تهدید میکند. کمبود ظرفیت تولید پایدار، به یک عامل محدودکننده (Constraint) برای رشد هوش مصنوعی در آمریکا تبدیل شده است.
2. چرا انرژیهای تجدیدپذیر پاسخگوی AI نیستند؟ (بررسی فنی و نوسان)
یکی از بدیهیترین راهحلها برای تغذیه دیتاسنترهای پرمصرف، استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی است. شرکتهای فناوری اغلب با تعهدات خرید انرژی تجدیدپذیر (PPA) سعی در دستیابی به اهداف کربن خنثی دارند. با این حال، ماهیت ذاتاً متغیر و پراکنده این منابع، آنها را به گزینهای ناکارآمد برای بارهای پایدار و با نیاز بالا به توان مطمئن (Firm Capacity) تبدیل میکند.
نوسان و نیاز به ذخیرهسازی عظیم
دیتاسنترهای هوش مصنوعی نیازمند “توان پایه” (Baseload Power) هستند؛ یعنی منبعی که ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته، با قابلیت اطمینان ۹۹.۹۹۹٪ (پنج نُه) برق مورد نیاز را تأمین کند.
مشکل مقیاس ذخیرهسازی: برای جبران نوسانات خورشیدی یا بادی، نیاز به سیستمهای ذخیرهسازی باتری عظیم (Battery Energy Storage Systems – BESS) است. محاسبات نشان میدهد که برای پشتیبانی مستمر از یک دیتاسنتر بزرگ، حتی در روزهای نسبتاً آفتابی، نیاز به ظرفیت ذخیرهسازی باتری با ظرفیت چندین گیگاوات ساعت است. ساخت و استقرار این مقیاس از باتریها، نه تنها از نظر مالی بسیار پرهزینه است، بلکه نیاز به منابع حیاتی مانند لیتیوم و کبالت دارد که زنجیره تأمین آنها خود یک چالش ژئوپلیتیکی است. علاوه بر این، عمر مفید این باتریها محدود است و نیازمند جایگزینی مکرر هستند.
چگالی انرژی و ردپای فضایی
انرژی هستهای از نظر چگالی انرژی بیرقیب است. یک کیلوگرم اورانیوم غنیشده میتواند انرژی معادل میلیونها کیلوگرم زغال سنگ تولید کند. در مقابل، برای تولید همان مقدار انرژی از منابع خورشیدی، به زمینهای بسیار وسیع (هکتارها) نیاز است. با توجه به اینکه زمین برای توسعه زیرساختهای حیاتی دیگر مورد نیاز است، محدودیت فضایی به یک عامل محدودکننده جدی تبدیل میشود، بهویژه در مناطق ساحلی پرجمعیت که محل استقرار دیتاسنترهای متصل به زیرساختهای فیبر دریایی هستند.
3. بازگشت هستهای در عصر هوش مصنوعی: از تابو تا ضرورت
دهههاست که افکار عمومی و سیاستمداران غربی، انرژی هستهای را با فجایعی چون چرنوبیل و فوکوشیما پیوند میزنند و توسعه آن به دلیل نگرانیهای اشاعه و دفع پسماند، عملاً متوقف شده است. اما عصر هوش مصنوعی، این محاسبات را تغییر داده است. نیاز به قدرت عظیم، بدون انتشار کربن و با قابلیت اتکا، یک دلیل قانعکننده برای بازنگری در این تابوها ایجاد کرده است.
ضرورت پایداری: هوش مصنوعی یک صنعت “همیشه روشن” (Always-On) است. برای این نوع بار، منابع تجدیدپذیر در بهترین حالت تنها مکمل هستند. تحلیلگران اکنون به این نتیجه رسیدهاند که تنها دو گزینه با قابلیت مقیاسپذیری بالا و کربن صفر وجود دارند: نیروگاههای هستهای بزرگ نسلهای پیشین، یا رآکتورهای هستهای کوچک مدولار (SMR) و پیشرفته.
با این حال، توسعه SMRهای جدید، فرآیندی زمانبر، پرهزینه و شدیداً تحت نظارت است. اگر آمریکا میخواهد پیشتاز انقلاب هوش مصنوعی باقی بماند، نیاز به راهحلهای فوری دارد. اینجاست که داراییهای هستهای نظامی، که سالها در انزوا کار کردهاند، وارد معادله میشوند. رآکتورهای دریایی، محصول نهایی سالها مهندسی دقیق نظامی، اکنون به عنوان پتانسیلی دستنخورده برای حل بحران انرژی دیجیتال دیده میشوند.
4. معرفی شرکت HGP Intelligent Energy و فلسفه شکلگیری آن
در پاسخ به این شکاف انرژی-دیجیتال، یک نهاد خصوصی نوظهور با ساختاری متفاوت به نام HGP Intelligent Energy (HGP) شکل گرفت. این شرکت نه یک استارتاپ سنتی حوزه انرژی، بلکه یک شرکت با تمرکز چند رشتهای است که از ادغام تخصصهای مهندسی دریایی، نیروی هستهای، و معماری مراکز داده متولد شده است.
فلسفه HGP: فلسفه اصلی HGP مبتنی بر این ایده است که “زیرساختهای انرژی نظامی، بهینهترین منابع توان پایدار موجود برای کاربردهای غیرنظامی با بالاترین تقاضا هستند.” آنها استدلال میکنند که چالشهای مالی و نظارتی نیروگاههای هستهای مدنی، ناشی از طولانی بودن فرآیندهای طراحی و تأیید برای اولین نمونههاست، در حالی که رآکتورهای مورد استفاده در ناوگان نیروی دریایی آمریکا، سالهاست که با موفقیت در محیطهای سخت عملیاتی کردهاند و استانداردهای ایمنی فوقالعاده بالایی را رعایت کردهاند.
HGP با حمایت سرمایهگذاران استراتژیک در حوزه دفاعی و فناوری، مأموریت خود را بر “انتقال فناوری رآکتورهای دریایی به شبکه انرژی ملی برای مقاصد غیرنظامی، با تمرکز ویژه بر تأمین زیرساختهای حیاتی هوش مصنوعی” تعریف کرده است.
5. پروژه CoreHold و پیوند آن با مأموریت Genesis کاخ سفید
پروژه محوری HGP، که با نام رمز “CoreHold” شناخته میشود، در راستای اهداف کلان ملی ایالات متحده برای حفظ برتری فنی و امنیت انرژی تعریف شده است. این پروژه مستقیماً با ابتکار عمل اخیر کاخ سفید با عنوان “مأموریت Genesis” (یا مأموریت پیدایش) همسو است.
مأموریت Genesis: این مأموریت، یک تلاش دوساله است که توسط شورای امنیت ملی و دفتر سیاستگذاری علم و فناوری (OSTP) هدایت میشود و هدف آن، تضمین یک مسیر تأمین برق کربنخنثی و بسیار پایدار برای مراکز داده هوش مصنوعی پیشرو تا سال ۲۰۳۵ است، بهگونهای که وابستگی به شبکههای قدیمی و متزلزل به حداقل برسد.
پروژه CoreHold قرار است از طریق استقرار ماژولهای هستهای پیشساخته، که بر اساس معماری رآکتورهای دریایی طراحی شدهاند، دیتاسنترهای بزرگ مقیاس (Hyperscale) را به صورت جزیرهای (Islanded) یا در مجاورت نزدیک، از لحاظ انرژی مستقل سازد. این رویکرد نه تنها پایداری توان را تضمین میکند، بلکه هزینههای انتقال برق و تلفات ناشی از آن را نیز به شدت کاهش میدهد.
6. انتقال قلب هستهای ناوهای هواپیمابر کلاس Gerald R. Ford به خشکی
هسته اصلی این پروژه، استفاده از فناوری رآکتورهای هستهای است که در حال حاضر نیروی محرکه ناوهای هواپیمابر جدید کلاس جرالد آر. فورد (CVN-78) و نسلهای بعدی آنها را فراهم میکنند. این رآکتورها پیشرفتهترین سیستمهای اتمی هستند که تاکنون برای نیروی دریایی ساخته شدهاند و هدف اصلی آنها، تأمین نیروی رانش و همچنین برق برای سیستمهای پیشرفته الکترونیکی و خدمه است.
نیروی دریایی آمریکا و شرکت سازنده اصلی، در طول عمر خدمتی این ناوها، توانستهاند زنجیره تأمین و فرآیندهای تولید این رآکتورها را به بهینهترین شکل ممکن برسانند.
چالش فیزیکی: عملیات انتقال قلب هستهای (یا بهتر بگوییم، ماژولهای پیشرفته مشابه) از محیط دریایی به یک محیط زمینی کنترلشده، یک دستاورد مهندسی بیسابقه است. این انتقال نیازمند تخلیه سوخت، جداسازی کامل ماژولهای رآکتور، انتقال آنها با تدابیر امنیتی فوقالعاده بالا، و سپس نصب آنها در تأسیسات زمینی با طراحیهای خاص است. این فرآیند باید به گونهای انجام شود که حداقل اختلال در برنامه عملیاتی ناوگان دریایی ایجاد شود.
7. رآکتور A1B چیست؟ شرح فنی ساده اما دقیق
رآکتور مورد استفاده در ناوهای کلاس فورد، نسخه پیشرفتهای از رآکتورهای آب تحت فشار (Pressurized Water Reactor – PWR) است که با نام A1B شناخته میشود (این نامگذاری اغلب توسط نیروی دریایی استفاده میشود و نشاندهنده نسل جدیدی از رآکتورهای دریایی است). این رآکتورها برای ارائه طول عمر عملیاتی بسیار طولانی (معمولاً بیش از ۵۰ سال بدون نیاز به سوختگیری مجدد در محیط دریایی) و توان خروجی بسیار بالا طراحی شدهاند.
مشخصات کلیدی A1B (در کاربرد دریایی):
- نوع رآکتور: آب تحت فشار (PWR)، با چرخه بخار پیشرفته.
- توان حرارتی: هر واحد A1B قادر به تولید توان حرارتی بسیار بالا است (مقادیر دقیق محرمانه هستند، اما تخمین زده میشود هر ناو با دو رآکتور، توان حرارتی در محدوده ۴۰۰ تا ۵۰۰ مگاوات حرارتی برای پیشرانش و سیستمهای پشتیبانی تولید کند). برای کاربرد دیتاسنتر، این توان حرارتی میتواند با کارایی بالا به برق تبدیل شود.
- ماژولار بودن: اگرچه در اصل برای ناوها طراحی شدهاند، اما معماری آنها مبتنی بر سیستمهای پیشساخته است که امکان ساخت سریعتر در خشکی را فراهم میکند.
مزیت کلیدی برای AI: توان خروجی پایدار و قابلیت اطمینان مطلق در برابر نوسانات شبکه. این رآکتورها در مقیاس کوچکتر و با سطح ایمنی بالاتر نسبت به نیروگاههای سنتی طراحی شدهاند، زیرا باید در محیطهای رزمی و در معرض خطرات مختلف کار کنند.
8. چرا رآکتورهای دریایی سریعتر و ارزانتر ساخته میشوند؟ مقایسه با نیروگاههای سنتی
بزرگترین مانع در توسعه انرژی هستهای مدنی، زمان و هزینه ساخت نیروگاههای سنتی است. نیروگاههای بزرگ ممکن است ۱۵ تا ۲۰ سال طول بکشد تا ساخته و راهاندازی شوند و اغلب از بودجه اولیه خود فراتر میروند (Cost Overruns).
مزیت ساخت در مقیاس نظامی:
- طراحی استاندارد شده (Standardization): رآکتورهای A1B، برخلاف نیروگاههای مدنی که اغلب برای هر سایت باید طراحی مجدداً تأیید شوند، دارای یک طراحی واحد و آزمایششده هستند. این امر اجازه میدهد تا ساخت چندین واحد به صورت موازی و در خطوط تولید انبوه (Mass Production) انجام شود.
- مهندسی پیمانکاری قوی: فرآیندهای ساخت نیروی دریایی، از پیمانکاران دفاعی بزرگ و با تجربه استفاده میکنند که در مدیریت پروژههای بزرگ و با مهلتهای زمانی سختگیرانه تخصص دارند.
- تنظیم مقررات متمرکز: در حوزه نظامی، تأیید و نظارت بر رآکتور توسط نهادهای داخلی وزارت دفاع (DoD) و نیروی دریایی انجام میشود که فرآیندی سریعتر از تعامل با نهادهای مدنی چندگانه است. HGP قصد دارد با استفاده از این تجربه، فرآیند تأیید مدنی را به شدت تسریع کند.
تخمینها: شرکت HGP پیشبینی میکند که با استفاده از خطوط تولید موازی و طراحیهای موجود نظامی، میتوانند هر واحد معادل A1B را در مدت ۳ تا ۴ سال بسازند و با هزینهای به مراتب کمتر از نصف ساخت یک نیروگاه مدنی SMR جدید.
9. هزینه، زمانبندی و نمونه نمایشی اوکریج تا 2029
بر اساس برنامه CoreHold، یک نقطه عطف حیاتی در سال ۲۰۲۹ تعیین شده است: راهاندازی یک “نمونه نمایشی استقرار سریع” (Rapid Deployment Demo) در نزدیکی یا در محوطه تأسیسات ملی اوکریج (Oak Ridge National Laboratory – ORNL) در تنسی.
هدف نمونه نمایشی: این تأسیسات قرار است یک ماژول رآکتور هستهای (با ظرفیتی که برای تأمین انرژی یک دیتاسنتر متوسط تا بزرگ در نظر گرفته شده است، تخمین زده میشود حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ مگاوات برق خالص) را به شبکه متصل کند و عملیات پایدار خود را تحت نظارت کامل نهادهای تنظیمکننده مدنی آغاز کند.
جدول زمانی تخمینی (سناریوی جاهطلبانه):
- ۲۰۲۴-۲۰۲۵: تأمین بودجه اولیه، نهاییسازی توافقات انتقال فناوری با نیروی دریایی و تأیید اولیه از سوی وزارت انرژی (DOE).
- ۲۰۲۵-۲۰۲۷: طراحی سایت زمینی، آمادهسازی مجوزهای اولیه NRC برای استفاده از طراحی هستهای نظامی (Focus: 10 CFR Part 50 با اصلاحات خاص). شروع ساخت زیرساختهای خنککننده و ایمنی.
- ۲۰۲۷-۲۰۲۹: ساخت و نصب ماژول رآکتور، سوختگیری و انجام تستهای عملکردی نهایی.
هزینه اولیه: فاز اول این پروژه برای ساخت و استقرار نمونه نمایشی اوکریج، حدود ۵ تا ۷ میلیارد دلار تخمین زده شده است که بخش عمده آن صرف ایمنسازی سایت، بهبود سیستمهای ایمنی برای محیط شهری و اخذ مجوزهای قانونی جدید میشود.
10. چالشهای فنی اساسی (تنظیم توان، طراحی شهری، ایمنی)
انتقال یک رآکتور طراحی شده برای حرکت دائمی در اقیانوس به یک دیتاسنتر ثابت در خشکی، مجموعهای از چالشهای فنی منحصر به فرد را به همراه دارد.
الف) تنظیم دقیق توان (Load Following)
رآکتورهای ناوها طوری طراحی شدهاند که نوسانات شدید پیشرانش کشتی را مدیریت کنند. اما دیتاسنترها نیاز به “Load Following” بسیار دقیق دارند. اگرچه مصرف برق در آنها معمولاً بالا است، اما تغییرات ناگهانی در تقاضای محاسباتی (مثلاً زمانی که یک خوشه پردازشی عظیم برای آموزش مدل فعال میشود) باید بدون ایجاد نوسانات ولتاژ در سیستم رآکتور مدیریت شود. این امر مستلزم توسعه نرمافزار کنترل نیروگاه و اینترفیسهای پیشرفته است که باید با سیستمهای مدیریت توان دیتاسنترها هماهنگ شوند.
ب) طراحی شهری و مدیریت حرارت
رآکتورهای هستهای، حتی کوچکترین آنها، حجم قابل توجهی از گرمای اضافی تولید میکنند. در یک ناو، این گرما از طریق اقیانوس دفع میشود. در خشکی، دفع این گرما حیاتی است. طراحی سایت باید شامل سیستمهای خنککننده پیشرفته (احتمالاً برجهای خنککننده بسته یا تبادلگرهای حرارتی بزرگ) باشد که باید در محیطهای غیرنظامی قابل قبول باشند و نگرانیهای بصری و صوتی (نویز) را به حداقل برسانند.
ج) ایمنی در محیط غیرنظامی
اگرچه رآکتورهای A1B از نظر ایمنی بسیار مستحکم هستند، استقرار آنها در نزدیکی مناطق شهری، حساسیت نظارتی را به شدت افزایش میدهد. این امر مستلزم نصب لایههای ایمنی اضافی، طراحی مجدد محفظههای مهار (Containment Structures) برای استانداردهای لرزهای زمینی، و همچنین اثبات انطباق با الزامات اضطراری عمومی (Public Emergency Response Plans) است که در محیط دریایی ضرورتی ندارند.
11. مسئله حساس سوخت HEU و تلاشها برای جایگزینی LEU
یکی از بزرگترین موانع فنی-سیاسی، نوع سوخت مورد استفاده در رآکتورهای نظامی است. رآکتورهای دریایی آمریکا به دلیل نیاز به چگالی انرژی بسیار بالا و نیاز به طول عمر عملیاتی طولانی بدون سوختگیری، از اورانیوم با غنای بالا (Highly Enriched Uranium – HEU) استفاده میکنند.
محدودیتهای HEU:
- اشاعه هستهای (Proliferation Risk): HEU میتواند به عنوان ماده شکافتپذیر برای سلاحهای هستهای استفاده شود. این امر استفاده گسترده از رآکتورهای HEU در کاربردهای غیرنظامی بینالمللی را با مشکلات جدی مواجه میکند.
- نظارت داخلی: استفاده از HEU در داخل آمریکا نیز نیازمند نظارت شدید و مجوزهای خاص از سوی DOE و کمیسیون تنظیم مقررات هستهای (NRC) است.
راهحل HGP: گذار به LEU: برای موفقیت در مقیاسدهی تجاری و کسب اعتماد عمومی، HGP در حال همکاری با طراحان رآکتور برای توسعه نسخه “غیرنظامی” A1B است که از اورانیوم با غنای پایین (Low Enriched Uranium – LEU) استفاده کند. این امر به معنای طراحی مجدد هسته رآکتور برای دستیابی به عمر عملیاتی کمی کوتاهتر (شاید ۲۰ تا ۳۰ سال بدون سوختگیری مجدد)، اما با استفاده از سوختی که ریسک اشاعه آن به صفر میرسد و استانداردهای سوخت مدنی را رعایت میکند.
این گذار، یکی از پیچیدهترین مراحل تحقیق و توسعه پروژه CoreHold است.
12. خطرات اشاعه هستهای و پاسخ پنتاگون و DOE
انتقال هر گونه فناوری یا سختافزار مرتبط با رآکتورهای هستهای از محیط نظامی به غیرنظامی، ناگزیر با نگرانیهای اشاعه هستهای همراه است، حتی اگر سوخت آن LEU باشد.
پاسخ دولت: وزارت دفاع (DoD) و وزارت انرژی (DOE) به شدت درگیر این پروژه هستند تا اطمینان حاصل شود که دانش فنی و هر گونه قطعه مرتبط با طراحی هسته، تحت کنترل شدید باقی میماند.
- جداسازی مالکیت فکری: HGP موظف است مالکیت فکری هسته رآکتور را از طراحیهای نظامی اصلی تفکیک کند و یک طراحی کاملاً جدید با قابلیتهای ایمنی مدنی ایجاد نماید (حتی اگر از نظر معماری پایه، مشتق شده باشد).
- نظارت دوگانه: هر واحدی که قرار است به شبکه برق متصل شود، باید تحت نظارت مشترک NRC (برای ایمنی مدنی) و بازرسان بینالمللی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار گیرد، حتی اگر این رآکتورها در زمینهای خصوصی یا تحت نظارت امنیتی خصوصی مستقر شوند.
- کنترل زنجیره تأمین سوخت: کنترل سفت و سخت بر تأمین سوخت LEU و همچنین فرآیندهای بازفرآوری پسماند، به عنوان بخشی از تضمین عدم انحراف مواد شکافتپذیر، تعریف شده است.
13. هزارتوی مقررات: NRC، DOE، مسیرهای میانبُر قانونی
کمیسیون تنظیم مقررات هستهای (NRC) نهادی است که برای بررسی و تأیید نیروگاههای هستهای مدنی طراحی شده است. فرآیند تأیید برای هر طراحی جدید نیروگاه (Design Certification) معمولاً بیش از یک دهه زمان میبرد.
چالش اصلی در مسیر NRC: HGP نمیتواند زمان لازم برای یک تأییدیه طراحی کامل را صرف کند، زیرا بحران برق هوش مصنوعی فوری است.
مسیرهای میانبُر (Legal Workarounds): تیم حقوقی HGP و مشاوران دولتی در حال بررسی دو مسیر اصلی هستند:
- استفاده از استثنائات DOE (Site Authorization): استفاده از اختیارات خاصی که به DOE اجازه میدهد سایتهایی را برای توسعه فناوریهای کلیدی استراتژیک (مانند AI Power) با نظارت کوتاهشده تأیید کند، بهویژه اگر تأسیسات در یک مکان با امنیت بالا (مانند سایتهای قدیمی آزمایشگاهی) مستقر شود.
- تأیید اولیه مبتنی بر طراحی نظامی (Interim Operating License): درخواست مجوز بهرهبرداری موقت (Interim Operating License – IOL) برای نمونه نمایشی اوکریج، با این استدلال که طراحی پایه آن (A1B) از پیش توسط ارتش آمریکا به دلیل توانمندیهای بالای ایمنی تأیید شده است. این امر به NRC اجازه میدهد تا تمرکز خود را صرفاً بر روی “تطابق محیطی و شهری” (Urban and Environmental Compliance) بگذارد، نه بازطراحی کامل هسته.
این تلاشها، نیازمند همکاری بیسابقهای میان قوای مجریه، مقننه (برای تصویب قوانین تسهیلکننده) و نهاد تنظیمکننده سنتی است.
14. دیتاسنترها بهمثابه پایگاه نظامی: امنیت فیزیکی و انسانی
اگر یک دیتاسنتر توسط یک رآکتور هستهای تغذیه شود، مرز میان زیرساخت غیرنظامی و نظامی محو میشود. این امر نیازمند تغییر پارادایم در امنیت فیزیکی و انسانی است.
امنیت فیزیکی پیشرفته: تأسیسات CoreHold باید از بالاترین استانداردهای حفاظتی که برای تأسیسات هستهای حساس اعمال میشود، بهرهمند شوند. این شامل دیوارهای ضد انفجار، سیستمهای ضد نفوذ سایبری پیشرفته (برای محافظت از سیستمهای کنترل رآکتور) و همچنین محافظت در برابر حملات فیزیکی (تروریستی یا خرابکارانه) است.
امنیت انسانی و پرسنل: بهرهبرداری از رآکتورهای هستهای نیازمند پرسنل بسیار آموزشدیده است. جذب و نگهداری مهندسان هستهای با سابقه نظامی، به یک مزیت رقابتی برای HGP تبدیل میشود، اما همزمان باید استانداردهای استخدام غیرنظامیان را رعایت کند. کارکنان باید تحت بررسیهای امنیتی سطح بالا (Security Clearances) قرار گیرند.
15. نقش کهنهسربازان نیروی دریایی در بهرهبرداری
نیروی دریایی آمریکا دههها تجربه در عملیات و نگهداری رآکتورهای هستهای در شرایط سخت و با کمترین خطا دارد. این نیروی انسانی، منبع حیاتی برای موفقیت پروژه CoreHold است.
انتقال دانش: HGP فعالانه در حال جذب مهندسان، تکنسینها و افسران ارشد بازنشسته از واحدهای کشتیهای هستهای است. این افراد دانش عمیقی از معماری رآکتور، پروتکلهای ایمنی دریایی و فرآیندهای تعمیر و نگهداری در شرایط اضطراری دارند.
مزیت سازگاری: این نیروها به جای یادگیری یک فناوری کاملاً جدید هستهای مدنی، با نسخههای زمینی شده و بهبود یافته سیستمی کار میکنند که با آن آشنایی کامل دارند. این امر منحنی یادگیری را به شدت کاهش داده و ریسک عملیاتی را در مراحل اولیه به حداقل میرساند. این انتقال نیروی کار متخصص، نمونهای از تبدیل توانمندیهای دفاعی به مزیت اقتصادی ملی محسوب میشود.
16. واکنش غولهای فناوری (Google, Microsoft, OpenAI, Amazon) به انرژی هستهای
برای مدت طولانی، غولهای فناوری (معروف به “Big Tech”) عمدتاً متمرکز بر دستیابی به قراردادهای انرژی تجدیدپذیر بودند. با این حال، با رسیدن به محدودیتهای ظرفیت شبکه و نیاز به توان صدها مگاواتی برای دیتاسنترهای نسل بعدی مبتنی بر AI، این شرکتها موضع خود را به شکل قابل توجهی تغییر دادهاند.
تغییر پارادایم: رهبران این شرکتها اکنون آشکارا از نیاز به “منابع انرژی پایدار و با چگالی بالا” صحبت میکنند که شامل هستهای است.
- مایکروسافت و آمازون (AWS): هر دو شرکت در حال سرمایهگذاری مستقیم یا غیرمستقیم در پروژههای SMR هستند. آنها به دنبال قراردادهای بلندمدت خرید برق (PPA) برای ظرفیتهای هستهای هستند که بتوانند دیتاسنترهای جدید خود را تغذیه کنند.
- گوگل و OpenAI: نیاز به توان آموزشی برای مدلهای عظیم، آنها را به دنبال منابعی فراتر از قراردادهای انرژی سبز سنتی سوق داده است. آنها به طور فزایندهای از شرکای دولتی برای تضمین دسترسی به برق هستهای جدید استقبال میکنند.
HGP Intelligent Energy با این شرکتها در حال مذاکره است تا اولین مشتریان تجاری پروژه CoreHold باشند. تعهد خرید اولیه از سوی این غولها، تضمینکننده توجیه اقتصادی برای ساخت ماژولهای بیشتر پس از نمونه نمایشی اوکریج خواهد بود.
17. مقایسه با SMRها و رآکتورهای نسل چهارم
رآکتور A1B که بر پایه معماری نظامی است، از نظر فنی در دسته رآکتورهای پیشرفته (Advanced Reactors) قرار میگیرد، اما با SMRهای مدنی رایج تفاوتهایی دارد.
ویژگیرآکتور A1B (نسخه هستهای دریایی)SMRهای مدنی رایج (مثلاً NuScale)رآکتورهای نسل چهارم (آینده)وضعیت فناوریاثباتشده، با سابقه عملیاتی بالادر مراحل اولیه تجاریسازی و تأییدعمدتاً در مرحله تحقیق و توسعهقابلیت تولید انبوهبسیار بالا (بر اساس خط تولید نظامی)متوسط (طراحی جدید نیازمند تأیید NRC)پایین (نیاز به طراحی مجدد کامل)پتانسیل برق خروجی (هر واحد)بالاتر (متمرکز بر توان بالا)پایینتر تا متوسط (معمولاً زیر ۳۰۰ مگاوات الکتریکی)متغیر (برخی بالاتر)نیاز به زمان استقرارکوتاه (پس از انتقال فناوری)متوسط (نیاز به تأییدیه طراحی)بسیار طولانیهدف اصلیتوان بالا و قابلیت اطمینان رزمیقابلیت استقرار در مکانهای کوچک و دورافتادهبهبود کارایی، استفاده مجدد از پسماند
نتیجه مقایسه: رآکتورهای A1B، در واقع یک “پل فناوری” هستند؛ سریعترین راه برای تأمین برق پایدار در مقیاس لازم برای AI، پیش از آنکه SMRهای مدنی یا رآکتورهای نسل چهارم به بلوغ تجاری برسند. آنها قابلیت اطمینان اثبات شده نظامی را با نیاز فوری بازار هوش مصنوعی پیوند میزنند.
18. پیامدهای ژئوپلیتیکی: رقابت انرژی AI میان آمریکا، چین و اروپا
امنیت انرژی هوش مصنوعی اکنون به یک دغدغه امنیت ملی تبدیل شده است. کشوری که بتواند منابع برق ارزان، پاک و قابل اتکا برای زیرساختهای محاسباتی عظیم خود تضمین کند، برتری استراتژیک بلندمدتی کسب خواهد کرد.
رقابت با چین: چین سرمایهگذاریهای عظیمی در توسعه رآکتورهای کوچک هستهای و فناوریهای پیشرفته انرژی انجام داده است. اگر آمریکا نتواند منابع انرژی پایداری برای دیتاسنترهای خود فراهم کند، خطر واگذاری رهبری هوش مصنوعی به پکن افزایش مییابد. پروژه CoreHold، تلاشی است برای استفاده از یک مزیت فناورانه داخلی (فناوری هستهای دریایی) برای حفظ این برتری.
اروپای در حال گذار: اروپا عمدتاً بر SMRهای مدنی و انرژیهای تجدیدپذیر متمرکز است، اما بحران انرژی ناشی از درگیریهای ژئوپلیتیکی، سرعت گذار آنها را کند کرده است. آنها ممکن است در آینده به رویکرد مشابه آمریکا روی بیاورند، اما آمریکا با استفاده از رآکتورهای نظامی موجود، گام اول را محکمتر برداشته است.
قدرت نرم و صادرات: موفقیت HGP میتواند زمینه را برای صادرات مدلهای مجوزدهی رآکتورهای پیشرفته آمریکا به متحدان نزدیک فراهم کند و نفوذ ژئوپلیتیکی واشنگتن را در بخش انرژی افزایش دهد.
19. آینده: آیا رآکتورهای نظامی ستون فقرات تمدن دیجیتال میشوند؟
گذار از سوختهای فسیلی به انرژیهای پایدار برای دیتاسنترها یک روند اجتنابناپذیر است. اگرچه SMRها و رآکتورهای نسل چهارم به طور ایدهآل برای اهداف بلندمدت طراحی شدهاند، واقعیتهای اقتصادی و زمانبندی تقاضای AI، نیازمند راهحلهای میانمدت و با قابلیت استقرار سریع هستند.
رآکتورهای مبتنی بر فناوری A1B، با تکیه بر یک زیرساخت مهندسی دفاعی اثباتشده، میتوانند این شکاف حیاتی را پر کنند. آنها نه تنها برق مورد نیاز برای آموزش و اجرای مدلهای پیچیده AI را تضمین میکنند، بلکه این کار را با کمترین ردپای کربنی و با امنیت عملیاتی فوقالعاده بالا انجام میدهند.
اگر پروژه CoreHold در اوکریج تا سال ۲۰۲۹ موفقیتآمیز باشد، این مسیر میتواند به یک الگوی استاندارد برای تأمین انرژی مراکز داده در سراسر آمریکا تبدیل شود. این رآکتورها، که زمانی تنها برای نیروی دریایی طراحی شده بودند، در نهایت ممکن است به ستون فقرات پنهان، اما حیاتی، تمدن دیجیتال قرن بیست و یکم تبدیل شوند.
۲۰ سوال متداول (FAQ) پیرامون رآکتورهای ناوهای جنگی و انرژی هوش مصنوعی
1. کلیدواژه: رآکتور A1B چیست و چرا برای AI مناسب است؟
رآکتور A1B یک سیستم رآکتور هستهای پیشرفته آب تحت فشار (PWR) است که برای تأمین نیروی رانش و برق ناوهای هواپیمابر کلاس جدید ایالات متحده، یعنی کلاس جرالد آر. فورد، طراحی و ساخته شده است. این رآکتور به دلیل قابلیت اطمینان بینظیر، توان خروجی بسیار بالا در یک پکیج فشرده، و طول عمر عملیاتی بسیار طولانی (بدون نیاز به سوختگیری مجدد برای دهها سال)، برای تأمین انرژی دیتاسنترهای هوش مصنوعی ایدهآل است. دیتاسنترها به توان پایه ۲۴/۷ نیاز دارند که انرژیهای تجدیدپذیر متغیر به سختی میتوانند آن را فراهم کنند، اما A1B این توان پایدار و کربنخنثی را تضمین میکند.
2. چرا انرژی هستهای نظامی به جای نیروگاههای هستهای مدنی برای AI انتخاب شده است؟
دلیل اصلی، سرعت و تجربه مهندسی است. نیروگاههای هستهای مدنی به دلیل طراحیهای سفارشی و فرآیندهای نظارتی طولانی، زمان ساخت بسیار طولانی (۱۵ تا ۲۰ سال) دارند. در مقابل، رآکتورهای A1B بر اساس یک طرح استانداردشده نظامی ساخته شدهاند که میلیونها ساعت در شرایط سخت عملیاتی آزموده شده است. شرکت HGP و دولت آمریکا معتقدند که میتوانند این طراحی اثباتشده را با استفاده از خطوط تولید تسریعشده و تخصص نیروی دریایی، در کسری از زمان لازم برای ساخت نیروگاههای مدنی جدید، مستقر کنند تا بحران فوری برق AI را مدیریت کنند.
3. پروژه CoreHold دقیقاً چه هدفی را دنبال میکند؟
پروژه CoreHold، ابتکار HGP Intelligent Energy است که با هدف انتقال و تطبیق فناوری رآکتورهای هستهای نظامی (مانند A1B) برای تولید برق در خشکی، بهویژه برای تغذیه تأسیسات محاسباتی سنگین هوش مصنوعی، طراحی شده است. هدف نهایی این پروژه، مستقلسازی تعداد معینی از بزرگترین دیتاسنترهای آمریکا از شبکه برق سنتی و تضمین تأمین برق پایدار، امن و بدون کربن برای حفظ برتری آمریکا در حوزه AI است.
4. آیا این رآکتورها از سوخت HEU (اورانیوم با غنای بالا) استفاده میکنند و این چه مشکلی ایجاد میکند؟
رآکتورهای اصلی A1B در ناوهای جنگی برای عملکرد بهینه به HEU نیاز دارند. مشکل اصلی HEU، پتانسیل آن برای اشاعه هستهای است، زیرا غنای آن نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح است. برای انتقال به حوزه غیرنظامی و کسب اعتماد عمومی و نظارتی، HGP متعهد شده است که نسخه تجاری این رآکتور را با استفاده از سوخت LEU (اورانیوم با غنای پایین) طراحی کند، هرچند این امر ممکن است نیازمند برخی تعدیلات در طراحی هسته باشد.
5. دیتاسنترها چگونه میتوانند از نظر فیزیکی به عنوان “پایگاه نظامی” طبقهبندی شوند؟
تغذیه یک زیرساخت حیاتی مانند دیتاسنترهای عظیم AI با یک منبع انرژی هستهای، آن را به عنصری با اهمیت استراتژیک ملی تبدیل میکند. این امر مستلزم اعمال استانداردهای امنیتی مشابه تأسیسات هستهای حساس است. امنیت فیزیکی باید شامل محافظت در برابر حملات سایبری به سیستمهای کنترل رآکتور، حفاظت در برابر نفوذ فیزیکی و همچنین رعایت بالاترین پروتکلهای امنیتی در انتقال و نگهداری مواد هستهای باشد.
6. NRC (کمیسیون تنظیم مقررات هستهای) چگونه بر این پروژه نظارت خواهد کرد؟
NRC نهاد ناظر اصلی برای عملیات هستهای غیرنظامی در آمریکاست. چالش اصلی این است که فرآیند تأیید طراحی کامل (Design Certification) بسیار طولانی است. HGP در حال تلاش برای اخذ یک مجوز بهرهبرداری موقت (IOL) برای سایت اوکریج است، با این استدلال که طراحی پایه آن توسط پنتاگون تأیید شده است. این مسیر به NRC اجازه میدهد تا به جای بازبینی کامل طراحی هسته، بر انطباق تأسیسات زمینی با استانداردهای ایمنی شهری و محیط زیست تمرکز کند.
7. چرا انرژیهای تجدیدپذیر به تنهایی برای تغذیه AI کافی نیستند؟
نیاز اصلی AI، توان ۱۰۰٪ پایدار و بدون نوسان (Firm Capacity) است. منابع تجدیدپذیر مانند خورشید و باد، متغیر هستند. برای جبران نوسانات این منابع و تأمین برق ۲۴/۷، به سیستمهای ذخیرهسازی باتری عظیم نیاز است که از نظر هزینه، مقیاس و زنجیره تأمین مواد اولیه (مانند لیتیوم) بسیار چالشبرانگیز هستند. هستهای این نیاز به ذخیرهسازی را از بین میبرد و توان پایه تضمینشده را فراهم میکند.
8. چه زمانی انتظار میرود نمونه نمایشی اوکریج عملیاتی شود؟
برنامه جاهطلبانه HGP و دولت آمریکا، راهاندازی و اتصال نمونه نمایشی اولیه (شامل یک ماژول رآکتور) به شبکه و تأمین برق دیتاسنتر مجاور را تا سال ۲۰۲۹ هدف قرار داده است. این امر نیازمند تسریع قابل توجه در فرآیندهای ساخت و اخذ مجوز است.
9. کهنهسربازان نیروی دریایی چه نقشی در این پروژه خواهند داشت؟
پرسنل نیروی دریایی که پیش از این مسئولیت عملیات و نگهداری رآکتورهای A1B در ناوها را بر عهده داشتهاند، منبع اصلی دانش فنی و نیروی کار ماهر برای بهرهبرداری از این تأسیسات خواهند بود. جذب این افراد به HGP امکان میدهد تا از تجربه عملیاتی دهها ساله در محیطهای سخت، برای راهاندازی سریع و ایمن رآکتورهای زمینی استفاده کند.
10. تأثیر این پروژه بر رقابت ژئوپلیتیکی هوش مصنوعی با چین چیست؟
این پروژه یک استراتژی دفاعی-اقتصادی برای تضمین “امنیت انرژی محاسباتی” است. کشوری که بتواند ارزانترین و پایدارترین برق را برای آموزش و اجرای مدلهای AI تأمین کند، برنده بلندمدت خواهد بود. CoreHold با استفاده از فناوری موجود نظامی، به آمریکا اجازه میدهد تا فاصله زمانی در تأمین انرژی را با رقبایی مانند چین کاهش دهد که آنها نیز به شدت بر توسعه هستهای و انرژی سرمایهگذاری میکنند.
11. آیا این رآکتورها از نظر حرارتی مدیریتپذیر هستند؟
دفع گرمای رآکتورها یک چالش فنی بزرگ است. در دریا، اقیانوس نقش خنککننده را ایفا میکند. در خشکی، باید سیستمهای خنککننده پیشرفتهای طراحی شود، احتمالاً شامل برجهای خنککننده بسته یا سیستمهای تبادل حرارتی بزرگ که باید از نظر بصری و صوتی با محیط شهری سازگار باشند. این یکی از حوزههای کلیدی طراحی مجدد برای تطبیق با محیط غیرنظامی است.
12. آیا شرکتهای فناوری بزرگ مانند گوگل و مایکروسافت به این ایده علاقهمند هستند؟
بله، آنها علاقهمند هستند. این شرکتها به دلیل مصرف بسیار بالای برق دیتاسنترها، به شدت تحت فشار برای دستیابی به منابع پایدار هستند. در حالی که در ابتدا بر انرژی تجدیدپذیر متمرکز بودند، اکنون رهبران فناوری به طور علنی از نیاز به انرژی هستهای (از جمله SMRها) برای رفع کمبود ظرفیت حمایت میکنند. آنها مشتریان بالقوه اصلی برای برق تولید شده توسط این رآکتورها خواهند بود.
13. تفاوت این رآکتورها با SMRهای مدنی نسل جدید چیست؟
SMRهای مدنی (Small Modular Reactors) عمدتاً طراحیهای جدید هستند که با در نظر گرفتن مقررات مدنی ساخته میشوند و اغلب ظرفیت کمتری دارند. رآکتور A1B یک فناوری “اثبات شده در عمل” (Proven in Practice) است که قابلیت تولید برق بالاتری دارد، اما نیاز به تطبیق قانونی و ایمنی برای محیط مدنی دارد. A1B پلی است که سریعتر به نتیجه میرسد، در حالی که SMRهای جدید مراحل اعتبارسنجی طولانیتری را میگذرانند.
14. آیا این پروژه به معنای استفاده از خود رآکتورهای نصب شده روی ناوهاست؟
خیر. این پروژه شامل انتقال کامل رآکتور نصب شده روی ناو نیست، بلکه انتقال فناوری، دانش طراحی، ساخت ماژولها و مهندسی ساخت داخلی است. در حالی که برخی از قطعات ممکن است از خط تولید مشترک نظامی-تجاری تأمین شوند، هدف اصلی، تکرار ساخت ماژولهای مشابه A1B در یک محیط تولیدی جدید در خشکی برای اتصال به شبکه برق است.
15. تأمین امنیت و نگهداری پسماند هستهای چگونه مدیریت میشود؟
پسماند هستهای ناشی از عملیات LEU در این رآکتورها، تحت نظارت سختگیرانه DOE و NRC مدیریت خواهد شد. با توجه به اینکه این رآکتورها برای عملیات طولانیمدت طراحی شدهاند، حجم پسماند اولیه کم خواهد بود. محل نگهداری موقت و در نهایت دفع نهایی، از طریق زیرساختهای ملی موجود برای پسماندهای هستهای با غنای پایین انجام خواهد شد.
16. HGP Intelligent Energy چه نوع نهادی است و ساختار سرمایهگذاری آن چگونه است؟
HGP یک شرکت خصوصی است که توسط ترکیبی از سرمایهگذاران استراتژیک در حوزههای انرژی، فناوریهای دفاعی و سرمایهگذاری خطرپذیر تأسیس شده است. این ساختار ترکیبی به آنها اجازه میدهد تا از منابع مالی خصوصی برای سرعت بخشیدن به پروژههایی که ماهیت استراتژیک ملی دارند، استفاده کنند و وابستگی کمتری به بودجههای دولتی بلندمدت داشته باشند.
17. آیا این رآکتورها میتوانند برق غیرنظامی را با قیمتی رقابتی ارائه دهند؟
بله. پیشبینی HGP این است که با بهرهگیری از تولید انبوه، استانداردسازی طراحی و کاهش هزینههای بهرهبرداری (به دلیل طول عمر سوخت)، برق تولیدی آنها میتواند با قیمتهایی در رقابت با نیروگاههای گازی پیشرفته یا حتی ارزانتر از SMRهای نسل اول باشد، و به مراتب ارزانتر از هزینههای بالقوه ناشی از خاموشیهای دیتاسنترها یا محدودیتهای شبکه است.
18. چالشهای قانونی انتقال فناوری از وزارت دفاع به غیرنظامی چیست؟
انتقال فناوری هستهای از حوزه نظامی (که تابع قوانین DoD است) به حوزه غیرنظامی (تابع قوانین NRC) نیازمند تفکیک دقیق IP (مالکیت فکری)، اطمینان از عدم انحراف مواد حساس و همچنین اخذ مجوزهای جدید برای استفاده از تجهیزات نظامی در یک محیط غیرنظامی است. این روند نیازمند امضای توافقنامههای متعددی بین پنتاگون، DOE و NRC است.
19. آیا این پروژه به مأموریت Genesis کاخ سفید مرتبط است؟
بله، کاملاً مرتبط است. مأموریت Genesis یک ابتکار دولتی است که هدف آن تضمین تأمین برق کربنخنثی و پایدار برای زیرساختهای حیاتی AI تا سال ۲۰۳۵ است. پروژه CoreHold دقیقاً به عنوان یکی از راهحلهای عملی و کوتاهمدت برای تحقق اهداف این مأموریت معرفی شده است.
20. اگر این پروژه موفق شود، چه تأثیری بر طراحی دیتاسنترهای آینده خواهد داشت؟
موفقیت CoreHold میتواند به رواج معماری دیتاسنترهای “جزیرهای” یا “نزدیک به منبع” منجر شود. دیتاسنترها دیگر صرفاً در مناطقی با دسترسی آسان به فیبر و برق ارزان ساخته نمیشوند، بلکه در نزدیکی منابع انرژی پایدار و با چگالی بالا (مانند رآکتورهای هستهای کوچک) احداث خواهند شد، که این امر ساختار جغرافیایی زیرساخت دیجیتال جهان را تغییر خواهد داد.