راز تکاندهنده زمین فاش شد: ساختارهای پنهان گوشته شاید جرقه آغاز حیات روی سیاره ما بوده باشند!
ساختارهای مرموز گوشته و نقش آنها در پیدایش حیات: رمزگشایی از اعماق 2900 کیلومتری زمین
زمین، گهوارهی ما، سیارهای است که به ظاهر آشنا مینماید؛ اقیانوسهای آبی، قارههای متحرک و تنوع زیستی خیرهکننده. اما در پس این پوسته نازک و پویا، لایههایی عظیم و رازآلود پنهان شدهاند که سرنوشت تمامی حیات بر روی سطح را رقم زدهاند. ما در جستوجوی سرآغاز زندگی، اغلب نگاه خود را به آسمانها، به دنبال سیارات دوردست با جوی مشابه، معطوف کردهایم. اما شاید پاسخ، در زیر پای ما، در اعماق 2900 کیلومتری گوشته، نهفته باشد؛ جایی که دما و فشار به حدی شدید است که قوانین فیزیک و شیمی را به شکلی بنیادین دگرگون میسازد.
گوشته (Mantle)، بزرگترین لایه سیاره ماست که حدود 84 درصد از حجم کل زمین را تشکیل میدهد. این توده عظیم سنگهای نیمهجامد، نقشی حیاتی در دینامیک سیاره، از تکتونیک صفحهای گرفته تا تشکیل میدان مغناطیسی، ایفا میکند. گوشته، موتور محرک زمین است؛ جایی که انرژی حرارتی ذخیرهشده از زمان شکلگیری سیاره و واپاشی عناصر رادیواکتیو، به آرامی به سطح منتقل میشود. در این اعماق دگرگونشده، ساختارهایی پنهان شدهاند که برای دههها، دانشمندان را در بهت و حیرت فرو بردهاند. این ساختارها که به عنوان ناهنجاریهای بزرگ در پایین گوشته (LLVPs: Large Low-Velocity Provinces) شناخته میشوند، مانند دو کوه آتشفشان غولپیکر، از مرز هسته و گوشته سر برآوردهاند.
چرا باید به این ساختارهای عظیم که هزاران کیلومتر زیر پای ما قرار دارند توجه کنیم؟ زیرا آنها صرفاً تودههایی از سنگهای داغ نیستند؛ بلکه مخازن عظیمی از اطلاعات مربوط به تاریخچه اولیه زمین، تعاملات هسته و گوشته، و مهمتر از همه، دینامیکهای شیمیایی هستند که شرایط لازم برای ظهور و پایداری حیات را فراهم کردهاند. درک این ساختارها، نه تنها معمای چگونگی تکامل زمین را حل میکند، بلکه میتواند نقش کلیدی آنها در چرخههای بیوژئوشیمیایی که سطح زمین را پایدار نگه داشتهاند، آشکار سازد. زمین تنها سیاره در منظومه شمسی ماست که حیات را در مقیاسی پایدار نگه داشته است. این پایداری، شاید محصول مستقیم تعاملات دینامیکی باشد که در مرز هسته و گوشته جریان دارد. این مقاله به کاوش در این قلمرو ناشناخته میپردازد؛ سفری ژرف به اعماق زمین برای کشف اینکه چگونه ساختارهای مرموز گوشته، نقشی اساسی در پیدایش و بقای حیات ایفا کردهاند.
این مقاله پژوهشی در مجله Nature Geoscience انتشار یافته است.
2. زمین چگونه با ما حرف میزند؟ نقش امواج لرزهای در کشف اعماق
درک ساختار داخلی زمین، چالشی بزرگ است. ما نمیتوانیم حفاری کنیم و مستقیماً به اعماق گوشته یا هسته دسترسی یابیم. بنابراین، دانشمندان مجبورند به روشهای غیرمستقیم متوسل شوند؛ روشهایی که اغلب از پدیدههای طبیعی خشن مانند زلزلهها بهره میبرند. این پدیدهها، مانند یک اسکنر توموگرافی رایانهای (CT Scan) عظیم و طبیعی، به ما امکان میدهند تا بافتهای زیرسطحی زمین را نقشهبرداری کنیم.
هسته اصلی ابزار ما در این کاوش، امواج لرزهای هستند. هر زلزلهای که رخ میدهد، انرژی عظیمی را به شکل امواج مکانیکی به درون زمین منتقل میکند. این امواج، که از طریق گوشته و هسته سفر میکنند، اطلاعات ارزشمندی را درباره محیطی که از آن عبور میکنند، حمل میکنند. دو نوع اصلی از امواج حجمی (Body Waves) در این مطالعات مورد استفاده قرار میگیرند:
امواج P (Primary Waves یا امواج فشاری): این امواج، سریعترین امواج لرزهای هستند و میتوانند از جامدات، مایعات و گازها عبور کنند. حرکت این امواج به صورت فشردهسازی و انبساط ماده در جهت انتشار موج است، شبیه به امواج صوتی. تغییرات در سرعت و مسیر این امواج، اطلاعاتی درباره چگالی و سختی مواد ارائه میدهد.
امواج S (Secondary Waves یا امواج برشی): این امواج آهستهتر از امواج P هستند و فقط میتوانند از اجسام جامد عبور کنند. آنها ماده را به صورت برشی (عمود بر جهت حرکت) حرکت میدهند. عدم عبور کامل امواج S از هسته بیرونی زمین، شاهدی کلیدی بر مایع بودن این لایه بود.
هنگامی که این امواج از مرزهای بین لایهها یا از درون ناهمگونیهای بزرگ عبور میکنند، رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند. امواج میتوانند شکسته (Refracted) شوند، خم شوند (Reflected)، یا سرعتشان تغییر کند (Velocity Anomalies). در دهه 1970، دانشمندان با تجزیه و تحلیل دقیق زمان رسیدن این امواج در ایستگاههای لرزهنگاری مختلف در سراسر جهان، متوجه شدند که در اعماق گوشته، مناطقی وجود دارند که امواج لرزهای به طور قابل توجهی کندتر از حد انتظار حرکت میکنند. این مناطق، همان LLVPها هستند.
ایدهی اصلی این است که سرعت امواج لرزهای به طور مستقیم با ویژگیهای فیزیکی محیطی که از آن عبور میکنند (مانند چگالی، دما و ترکیب شیمیایی) مرتبط است. کاهش سرعت امواج لرزهای (Low-Velocity Anomaly)، معمولاً نشاندهنده موادی با چگالی کمتر یا دمای بالاتر نسبت به محیط اطراف است. با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته توموگرافی لرزهای، دانشمندان توانستهاند این ناهنجاریهای سرعت را به نقشههای سهبعدی با وضوح بالا تبدیل کنند، به گونهای که گویی در حال اسکن کردن معماری داخلی سیارهای باستانی هستیم. این نقشهها، سنگ بنای درک ما از LLVPها و اسرار آنها هستند.
3. کشف مناطق عظیم LLVP: غولهای خفته در زیر قارهها
LLVPها (Large Low-Velocity Provinces) عمیقترین و بزرگترین ناهنجاریهای لرزهای شناخته شده در گوشته پایینی (Lower Mantle) هستند. این ساختارها در مرز بین گوشته و هسته بیرونی (حدود 2900 کیلومتری زیر سطح) قرار گرفتهاند و ویژگی بارز آنها سرعت پایین امواج لرزهای P و S است که از آنها عبور میکند. این کندی سرعت، نشاندهنده ماهیت متمایز و احتمالاً متفاوت از نظر حرارتی یا شیمیایی این مناطق نسبت به گوشته اطراف است.
تاریخچه کشف این مناطق به دهههای 1970 و 1980 بازمیگردد، جایی که تجزیه و تحلیل دادههای لرزهنگاری جهانی، به ویژه از طریق شبکههای گستردهای از لرزهنگارها، ناهمگونیهای سیستماتیک را آشکار ساخت. با پیشرفت تواناییهای محاسباتی و توسعه مدلهای توموگرافی لرزهای، دو اَبَرمنطقه اصلی LLVP به طور مشخص شناسایی شدند:
- LLVP آفریقایی (African LLVP): این توده عظیم، زیر قاره آفریقا گسترده شده است. تخمین زده میشود که این ساختار از مرز هسته-گوشته تا ارتفاع تقریباً 1800 کیلومتری از مرز به سمت بالا امتداد دارد و وسعتی معادل کل قاره آفریقا را پوشش میدهد.
- LLVP اقیانوس آرام (Pacific LLVP): این منطقه بزرگتر و عمیقتر است و در زیر اقیانوس آرام، عمدتاً در نیمکره غربی، قرار دارد. برخی مدلها نشان میدهند که این ساختار حتی از LLVP آفریقایی نیز بزرگتر است و وسعتی در حدود 100 میلیون کیلومتر مربع را پوشش میدهد.
این LLVPها نه تنها عظیم هستند، بلکه از نظر هندسی نیز منحصربهفردند. آنها معمولاً به عنوان ساختارهایی با دیوارههای نسبتاً صاف در سمت بالایی (مرز با گوشته بالایی) و یک پایه گسترده و ناهموار در مجاورت هسته مایع، توصیف میشوند.
تمایز با ULVZها: مهم است که LLVPها را با ساختارهای مشابهی به نام ULVZها (Ultra-Low Velocity Zones) اشتباه نگیریم. ULVZها ناهنجاریهای کوچکتر، اما شدیدتری از کاهش سرعت هستند که به طور خاص در تماس مستقیم با هسته مایع قرار دارند و اغلب زیر LLVPها یا در مناطق دیگر مرز هسته-گوشته یافت میشوند. در حالی که LLVPها ساختارهای حجیم و چندصد کیلومتری در عمق گوشته پایینی هستند، ULVZها لایههای بسیار نازکتر (گاهی فقط دهها کیلومتر ضخامت) با افت سرعت شدیدتر محسوب میشوند. LLVPها نمایانگر ناهمگونیهای مقیاس قارهای در کل گوشته پایینی هستند، در حالی که ULVZها به عنوان “نقاط داغ” شیمیایی در مرز هسته عمل میکنند.
این LLVPها، بقایای فیزیکی تاریخچهای طولانی و پیچیده از فرآیندهای زمینساختی عمیق هستند که درک ما از دینامیک گوشته را به چالش میکشند.
4. چرا LLVPها عجیباند؟ ناهنجاریهای در مرزهای جهانشناسی زمین
راز اصلی LLVPها در این است که چرا در این عمق، مناطقی وجود دارند که رفتاری کاملاً متفاوت از گوشته معمولی اطراف خود نشان میدهند؟ گوشته به طور کلی از سنگهای سیلیکاتی غنی از الیوین، پیروکسن و گارنت تشکیل شده است. انتظار میرود که در عمق 2900 کیلومتری، شرایط دما و فشار بسیار بالا، منجر به تبدیل این مواد به ساختارهای فشردهتری شود (مانند سنگهای غنی از پراسیاس و دستههای مرتبط با بریجمنایت). با این حال، دادههای لرزهای نشان میدهند که مواد تشکیلدهنده LLVPها با محیط اطرافشان سازگاری ندارند.
چگالی و رفتار لرزهای:
اگرچه افت سرعت امواج لرزهای معمولاً نشاندهنده چگالی کمتر یا دمای بالاتر است، اما در مورد LLVPها، وضعیت پیچیدهتر است. مدلهای ترمودینامیکی نشان میدهند که برای توضیح افت سرعت مشاهدهشده، مواد تشکیلدهنده LLVP باید یا بسیار داغتر باشند (که به معنای داغ بودن هسته در آن بخش است) یا چگالی کمتری نسبت به گوشته استاندارد داشته باشند. اما چرا باید یک منطقه به این وسعت دارای چگالی پایینتری باشد در حالی که تحت فشار عظیم قرار دارد؟ این تضاد، دانشمندان را به سمت فرضیههای شیمیایی سوق داده است.
نظریههای رقابتی پیشین:
قبل از مدلهای جدید، چندین نظریه برای توضیح ماهیت LLVPها مطرح شده بود:
- الف) بقایای اقیانوس ماگمای اولیه: یکی از رایجترین فرضیهها این بود که LLVPها بازماندههای سنگین و متراکم یک اقیانوس ماگمای جهانی هستند که پس از برخورد بزرگ (Giant Impact) که منجر به تشکیل ماه شد، زمین را پوشانده بود. انتظار میرفت که این مواد سنگینتر، در ته حوضه گوشته تهنشین شده باشند. با این حال، این مدل با چالشهایی روبرو بود، زیرا بقایای یک اقیانوس ماگما باید به طور یکنواختتری توزیع میشد و به احتمال زیاد در اثر فرآیندهای همرفتی گوشته مخلوط شده بود.
- ب) پوسته فروراندهشده (Subducted Slabs): فرضیه دیگر این بود که LLVPها تودههای عظیمی از صفحات اقیانوسی قدیمی هستند که طی میلیاردها سال در گوشته فرورفته و در مرز هسته-گوشته انباشته شدهاند. این صفحات غنی از عناصر سنگینتر مانند آهن، نیکل و سیلیکون بودند. اگرچه فرورانش صفحات، یک فرآیند شناختهشده است، اما مقیاس و شکل کنونی LLVPها به سختی با فرورانش یکپارچه صفحات توضیح داده میشود؛ این ساختارها بسیار وسیعتر و احتمالاً به صورت غیرمنتظرهای به هسته چسبیدهاند.
- ج) ساختارهای ناشی از تاریخ اولیه: برخی مدلها پیشنهاد میکردند که LLVPها نشاندهنده یک تفکیک فازی در گوشته در طول تاریخ بسیار اولیه زمین هستند، اما این نظریهها فاقد یک مکانیسم دینامیکی پایدار برای حفظ این ساختارها در برابر همرفتیهای گوشتهای بودند.
این نظریهها عمدتاً بر فرضیه «ناهمگونیهای حفظشده» متکی بودند؛ یعنی مواد اولیه یا لایههایی که هرگز به طور کامل با گوشته اطراف مخلوط نشدهاند. اما تحقیقات جدید، با ترکیب دادههای لرزهای با مدلسازیهای پیچیده ژئودینامیکی و شیمیایی، دریچهای نوین را گشودهاند: فرآیندی که از طریق آن، هسته سیاره به طور مداوم در حال تعامل با گوشته است.
5. پژوهش جدید چه میگوید؟ شواهد برای نشت از هسته
انقلاب در درک LLVPها از طریق یک مطالعه جامع و چندرشتهای اخیر رخ داد که نتایج آن در نشریه Nature Geoscience منتشر شد. پژوهشگران کلیدی مانند میازاکی (Miyazaki)، جی دِنگ (Ji Deng) و تیمهای دانشگاه راتگرز و پرینستون، رویکردی نوآورانه را اتخاذ کردند. آنها صرفاً به دادههای سرعت لرزهای تکیه نکردند، بلکه دادهها را با پیشرفتهترین مدلهای ژئودینامیکی که نیروهای عظیم حاکم بر مرز هسته-گوشته را شبیهسازی میکنند، ادغام کردند.
رویکرد دادهها:
این پژوهش بر تحلیل دادههای جهانی لرزهای با کیفیت بالا، به ویژه دادههای مربوط به امواج بازتابی و شکستهای که به طور خاص از مرز هسته-گوشته منعکس میشوند، تمرکز داشت. این تحلیلها نشان دادند که LLVPها نه تنها از نظر سرعت لرزهای متفاوت هستند، بلکه رفتار دینامیکی آنها نیز با گوشته اطراف فرق دارد.
مدلسازی ژئودینامیکی و شیمی کانیها:
گام حیاتی این پژوهش، ترکیب این دادههای لرزهای با مدلسازیهای آزمایشگاهی و محاسباتی بود که واکنش مواد در شرایط فشار و دمای گوشته پایینی را شبیهسازی میکرد. مدلهای قدیمی نتوانستند به طور قانعکنندهای مقاومت LLVPها در برابر مخلوط شدن با همرفتیهای گوشته را توضیح دهند.
نتیجهگیری کلیدی این بود که LLVPها نمیتوانند صرفاً تودههایی از سنگهای گوشتهای فروراندهشده باشند که به دلیل چگالی بالا در کف انباشته شدهاند. آنها باید حاوی عنصری باشند که آنها را سبکتر یا از نظر لرزهای با محیط اطراف ناهماهنگ میسازد، بدون اینکه چگالی کلی آنها به قدری بالا باشد که بلافاصله به هسته فرو روند.
اینجا بود که فرضیه «نشت هسته» (Core Leakage) به عنوان توضیح اصلی مطرح شد. این پژوهش نشان داد که LLVPها مناطق انباشت عناصری هستند که به طور مداوم از هسته مایع به گوشته نفوذ کرده و در این منطقه مرزی به دام افتادهاند. این نشت باعث تغییر ترکیب شیمیایی و در نتیجه، تغییر ویژگیهای فیزیکی این مناطق شده است.
6. نظریه «نشت هسته» — انقلابی در فهم ما از زمین
نظریه نشت هسته یک تغییر پارادایم است. برای دههها، مرز بین هسته آهنی-نیکلی مذاب و گوشته سیلیکاتی جامد (اما پلاستیک)، یک مرز شیمیایی نسبتاً ثابت تلقی میشد. این نظریه جدید میگوید که این مرز، یک منطقه فعال و پویا برای تبادل مواد است.
عبور عناصر از هسته به گوشته:
هسته زمین، به ویژه هسته بیرونی مایع، حاوی عناصری سبکتر از آهن و نیکل است که برای حفظ تعادل فشار و چگالی مورد نیاز است. این عناصر سبک شامل مقادیر قابل توجهی از سیلیکون (Si)، گوگرد (S)، اکسیژن (O) و احتمالاً هیدروژن (H) هستند. همچنین عناصری مانند تنگستن (W) و منیزیم (Mg) که به طور غیرمنتظرهای در گوشته یافت شدهاند، میتوانند منشأ هستهای داشته باشند.
نشت هسته به این معناست که این عناصر، به ویژه سیلیکون و منیزیم، به دلیل فرآیندهای پیچیده در مرز هسته-گوشته، به داخل گوشته پایینی نفوذ میکنند.
مکانیسمهای ممکن انتقال:
انتقال مواد در این مرز بسیار دشوار است، زیرا مواد هستهای باید از فشار بسیار بالا (حدود 135 گیگاپاسکال) عبور کنند و در یک محیط شیمیایی کاملاً متفاوت (گوشته سیلیکاتی) حل شوند. مکانیسمهای پیشنهادی عبارتند از:
- واکنشهای مرزی در دماهای بالا: در دماهای بسیار بالا، واکنشهای شیمیایی میتواند بین عناصر هستهای (مانند Fe-Si مذاب) و مواد سیلیکاتی در دما و فشار فوقبحرانی رخ دهد، که منجر به تشکیل ترکیباتی با چگالی متفاوت میشود.
- جریانهای تنش حرارتی (Thermal Stress Convection): تفاوتهای دمایی شدید بین هسته و گوشته میتواند باعث ایجاد جریانهایی در مرز شود که مواد را به مناطق خاصی هل میدهد و در آنجا به دام میاندازد.
- نفوذ فازی: شبیهسازیهای آزمایشگاهی نشان میدهند که در شرایط فوقالعاده، عناصری مانند سیلیکون میتوانند در فازهای سیلیکاتی گوشته، به ویژه در فازهایی که به دلیل فشار شدید چگالی کمتری دارند، حل شوند.
پیامد نشت هسته بر LLVPها:
هنگامی که این عناصر وارد گوشته پایینی میشوند، در نواحی خاصی (که همان LLVPها هستند) تجمع مییابند. اما چگونه این نشت باعث کاهش سرعت امواج لرزهای میشود؟
مدل جدید نشان میدهد که LLVPها مناطقی هستند که غلظت بالایی از سیلیکون و احتمالاً منیزیم و تنگستن را جذب کردهاند که در اثر نشت هسته وارد شدهاند. این مواد جدید، ترکیب کانیشناسی گوشته را تغییر میدهند. به طور خاص، حضور این عناصر در ساختارهای پروسکایتی (مانند بریجمنایت) گوشته پایینی، میتواند باعث شود که این ساختارها در فشارها و دماهای موجود، رفتار ویسکوزتری داشته باشند و چگالی مؤثرشان کاهش یابد، یا اینکه فازهای کانیایی متفاوتی را تشکیل دهند که امواج لرزهای از آنها کندتر عبور میکنند.
به عبارت دیگر، LLVPها نه تنها تودههایی از سنگهای قدیمی هستند، بلکه مناطقی هستند که توسط مواد «آلوده» شده از هسته، دوباره شیمیایی شدهاند. این آلودگی شیمیایی، به طور مؤثری یک “حافظه شیمیایی” را در عمق زمین ایجاد کرده است که رفتار دینامیکی آن را از گوشته اطراف متمایز میسازد و جریان همرفتی گوشته را تحت تأثیر قرار میدهد.
7. معمای اقیانوس ماگمای اولیه: چالش مدلهای سنتی
برای درک اهمیت LLVPها، باید به تاریخ بسیار اولیه زمین بازگردیم، یعنی حدود 4.5 میلیارد سال پیش. درست پس از شکلگیری سیاره، زمین به دلیل برخورد با یک سیاره پیشسیارهای به نام تیا (Theia)، در یک وضعیت مایع کامل قرار گرفت. این “برخورد عظیم” که منجر به تشکیل ماه شد، زمین را به یک اقیانوس ماگمای جهانی تبدیل کرد.
پیشبینی مدلهای سنتی:
مدلهای اولیه زمینشناسی پیشبینی میکردند که پس از انجماد این اقیانوس ماگما، فرآیند تفکیک گرانشی باید رخ میداد. مواد سنگینتر (عمدتاً آهن و نیکل) به سمت مرکز فرو میرفتند و هسته را تشکیل میدادند، در حالی که مواد سبکتر (سیلیکاتها) در لایههای بالایی شناور میماندند و گوشته را شکل میدادند. انتظار میرفت که این تفکیک منجر به تشکیل یک گوشته نسبتاً همگن شود که در طول زمان تحت تأثیر همرفتی قرار گرفته است.
تضاد با واقعیت مشاهدات لرزهای:
اما وجود LLVPها این پیشبینیها را به چالش میکشد. اگر تفکیک اولیه کامل و همگن بود و پس از آن همرفتی کامل رخ داده بود، چرا باید دو منطقه عظیم با ویژگیهای شیمیایی و دینامیکی متمایز در انتهای گوشته باقی مانده باشند؟ این ساختارها شبیه به لکههایی روی یک سطح همگن هستند که به نظر میرسد مکانیسمهای قویتری آنها را حفظ کرده است.
LLVPها به عنوان بقایای دیرینه:
نظریه نشت هسته، به این ساختارها معنایی جدید میبخشد. LLVPها ممکن است نشاندهنده مناطقی باشند که در اثر فرآیندهای اولیه، غنی از مواد سنگینتر (مانند پوسته فروراندهشده) شدهاند، اما سپس دینامیکهای هسته-گوشته به نحوی باعث شدهاند که این مواد سنگینتر به جای غرق شدن کامل در هسته، در مرز باقی بمانند و توسط نشت مداوم عناصر هستهای (سیلیکون، منیزیم) “تثبیت” شوند.
این تثبیت، آنها را از جریانهای همرفتی گوشتهای که انتظار میرود ترکیب شیمیایی گوشته را به مرور زمان مخلوط و یکنواخت کنند، محافظت کرده است. در واقع، LLVPها نه تنها بازماندههای گذشتهاند، بلکه مناطقی هستند که تعاملات شیمیایی مداوم بین دو لایه اصلی سیاره را در خود ثبت کردهاند؛ یک تضاد زنده بین تاریخچه اولیه و دینامیک فعلی زمین.
8. نقش این ساختارها در ایجاد نقاط داغ (Hotspots)
یکی از مهمترین پیامدهای وجود LLVPها در زیر گوشته پایینی، نقش آنها در تولید پدیدههای سطح زمین مانند نقاط داغ (Hotspots) است. نقاط داغ، مناطقی از فعالیت آتشفشانی پایدار و طولانیمدت هستند که به صفحات تکتونیکی وابسته نیستند و اغلب در مرکز صفحات قارهای یا اقیانوسی قرار میگیرند (مانند هاوایی، ایسلند یا ریونیون).
مکانیسم ستونهای گوشتهای (Mantle Plumes):
تئوری پذیرفتهشده برای توضیح نقاط داغ، وجود “ستونهای گوشتهای” است. این ستونها تودههایی از مواد داغ هستند که از اعماق گوشته به سمت بالا حرکت میکنند و هنگام رسیدن به گوشته بالایی و لیتوسفر، باعث ذوب بخشی از گوشته و ایجاد ماگما میشوند که به سطح راه یافته و آتشفشانهای نقاط داغ را شکل میدهند.
LLVPها به عنوان “سوخت” ستونهای داغ:
نظریه نشت هسته، منشأ و دوام این ستونهای داغ را روشن میسازد. LLVPها، به دلیل ترکیب شیمیایی متفاوت و احتمالاً دمای بالاتر (یا حداقل خواص دینامیکی که باعث میشود حرارت کمتری را به گوشته اطراف منتقل کنند)، میتوانند به عنوان پایگاه یا “سوخت” این ستونها عمل کنند.
- شروع ستون: وقتی مواد در مرز هسته-گوشته در یک منطقه خاص، از نظر حرارتی یا شیمیایی ناپایدار میشوند (شاید در مجاورت LLVPها)، شروع به بالا رفتن میکنند.
- تأمین مواد: LLVPها میتوانند حاوی ذخایری از مواد با پتانسیل حرارتی بالا باشند یا به دلیل ترکیب شیمیایی خاص خود، تمایل بیشتری به صعود داشته باشند. مواد نشتکرده از هسته میتوانند باعث ایجاد ناپایداری حرارتی شوند که شروع کننده حرکت صعودی است.
مثالهای عینی:
بسیاری از مهمترین نقاط داغ جهان، از جمله نقطه داغ هاوایی (که LLVP اقیانوس آرام زیر آن قرار دارد) و نقطه داغ ریونیون (که اغلب با LLVP آفریقا مرتبط دانسته میشود)، دقیقاً بالای این ساختارهای عظیم قرار دارند. این همبستگی لرزهای-ژئوشیمیایی قویاً نشان میدهد که LLVPها نه تنها یک ویژگی زمینشناسی پسیو، بلکه یک جزء فعال در دینامیک حرارتی سیاره هستند که انرژی و مواد را به سمت سطح هدایت میکند.
اهمیت در چرخه شیمیایی سطح زمین:
این فرآیند برای سطح زمین حیاتی است. ستونهای گوشتهای که از LLVPها برمیخیزند، نه تنها گرما، بلکه مواد شیمیایی را نیز از اعماق زمین به سطح منتقل میکنند. این انتقال مواد، چرخه شیمیایی سطح را تقویت کرده و منابع جدیدی از عناصر مورد نیاز برای حیات را به محیط زیست میآورد.
9. ارتباط اعماق گوشته با ایجاد شرایط حیات
این بخش از مقاله، پیوند مستقیم بین پدیدههای عمیق ژئوفیزیکی و زیستشناسی سطح را برقرار میکند. اگر LLVPها و نشت هسته، مکانیزمی برای پمپاژ مواد و انرژی از عمق به سطح باشند، نقش آنها در پایداری زیستکره زمین غیرقابل انکار است.
نقش نقاط داغ در انتشار گازهای ضروری:
فعالیتهای آتشفشانی ناشی از نقاط داغ، نقش اساسی در گازرسانی به جو زمین در طول تاریخ داشتهاند. در طول چهار میلیارد سال گذشته، این فعالیتها، گازهایی مانند دیاکسید کربن ((\text{CO}_2))، بخار آب ((\text{H}_2\text{O})) و دیاکسید گوگرد ((\text{SO}_2)) را وارد جو کردهاند. این فرآیند، که “دِگسزدایی” (Degassing) نامیده میشود، برای ایجاد جو اولیهای که بتواند فشار لازم برای حفظ آب مایع را فراهم کند، ضروری بود.
ورود عناصر کلیدی به اقیانوسها:
حیات بر پایه عناصر خاصی بنا شده است: کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و گوگرد (CHNOPS). در حالی که C، H، N و O عمدتاً در جو و آب وجود دارند، فسفر و برخی عناصر فلزی حیاتی دیگر، اغلب از طریق فرسایش سنگها و فعالیتهای آتشفشانی به اقیانوسها میرسند.
تحقیقات نشان میدهد که ماگمای ناشی از ستونهای گوشتهای که از LLVPها نشأت میگیرند، ممکن است دارای غنای بیشتری از این عناصر حیاتی باشند، زیرا ترکیب شیمیایی آنها تحت تأثیر تعاملات هسته-گوشته قرار گرفته است. به ویژه:
- فسفر (P): فسفر برای ساختار DNA، RNA و غشاهای سلولی ضروری است. در پوسته زمین، فسفر اغلب به صورت آپاتیت وجود دارد و آزادسازی آن در اقیانوسها، به طور مستقیم رشد فیتوپلانکتونها (پایه زنجیره غذایی) را تحت تأثیر قرار میدهد.
- منیزیم (Mg) و سیلیس (Si): این عناصر، که شواهد نشت آنها از هسته وجود دارد، برای فرآیندهای بیولوژیکی و ساختاری در موجودات زنده و همچنین در تعیین خواص شیمیایی اقیانوسها (مانند pH) ضروری هستند.
تأثیر بر چرخه کربن و پایداری جو:
LLVPها به عنوان ترموستاتهای زمین عمل میکنند. فعالیتهای آتشفشانی که از آنها تغذیه میشوند، میزان (\text{CO}_2) در جو را تنظیم میکنند. در دورههایی که زمین سرد میشود، فعالیتهای آتشفشانی برای آزاد کردن (\text{CO}_2) افزایش مییابد تا اثر گلخانهای حفظ شود؛ در دورههای گرمتر، جذب (\text{CO}_2) توسط سنگهای سیلیکاتی و اقیانوسها غالب میشود. LLVPها با فراهم کردن یک جریان مداوم از ماگمای غنی از مواد شیمیایی و انرژی حرارتی، به پایداری این چرخه کمک میکنند.
مقایسه با مریخ و زهره:
این پایداری ژئودینامیکی، زمین را از همسایگان داغ و سردش متمایز میکند. مریخ و زهره فاقد تکتونیک صفحهای فعال و احتمالاً فاقد همرفت فعال در گوشته خود هستند. این امر به معنای فقدان سازوکارهایی برای بازیافت شیمیایی در مقیاس سیارهای است. آنها ممکن است در گذشته حاوی اقیانوسهای ماگمای اولیه بودهاند، اما فاقد LLVPها و مکانیسمهای پایدار برای پمپاژ مواد از اعماق به سطح هستند. این فقدان، منجر به توقف چرخههای حیاتی و در نهایت، از دست رفتن اتمسفر و آب مایع شده است.
10. چرا زمین قابلسکونت است اما مریخ و زهره نه؟ ژئودینامیک سیارات
این سؤال که چرا زمین، سیارهای با فاصله متوسط از خورشید، تنها پناهگاه حیات شناخته شده است، همیشه در کانون توجه سیارهشناسی بوده است. پاسخ، بیش از آنکه به فاصله از ستاره مادر وابسته باشد، به معماری داخلی و دینامیک تکاملی سیاره برمیگردد؛ دینامیکی که LLVPها در قلب آن قرار دارند.
تحلیل ژئودینامیک سه سیاره:
مریخ و زهره هر دو از زمین بزرگتر یا هماندازه بودهاند و در مراحل اولیه تکامل خود، منابع حرارتی مشابهی داشتند. اما تکامل آنها مسیر متفاوتی را پیمود.
- زهره: با وجود شباهتهای اولیه به زمین (شاید فعالیتهای آتشفشانی شدید و وجود آب مایع)، زهره به سرعت دچار یک “فرار حرارتی” شد. فقدان تکتونیک صفحهای فعال و همرفتی پایدار در گوشته باعث شد که گرما در زیر پوسته جمع شود تا اینکه یک رخداد آتشفشانی فاجعهبار و جهانی (Episodic Overturn) رخ داد. این فرآیند، جو زهره را به شدت متراکم و سطح آن را به جهنمی سوزان تبدیل کرد. زهره فاقد سیستمهای بازیافتی است که LLVPها نمایندگی بخشی از آن در زمین هستند.
- مریخ: به نظر میرسد مریخ به سرعت “از نظر حرارتی مُرده” است. هسته داخلی آن احتمالاً منجمد شده و میدان مغناطیسی که برای محافظت از جو در برابر بادهای خورشیدی ضروری است، از بین رفته است. این امر به از دست رفتن جو اولیه منجر شده است. مریخ شاید هرگز به سطحی از همرفتی گوشتهای نرسیده باشد که بتواند مکانیسمهای پیچیدهای مانند LLVPها را حفظ کند.
نقش صفحات تکتونیکی و گوشته فعال در زمین:
زمین به دلیل داشتن یک گوشته فعال و سیستم تکتونیک صفحهای پایدار، توانست تعادل شیمیایی خود را حفظ کند.
- توزیع حرارت: همرفتی گوشته، گرما را از عمق به سطح منتقل میکند، اما این فرآیند بسیار کند است. صفحات تکتونیکی با فرورانش مداوم پوسته سرد شده به گوشته، به طور مؤثر این لایه را خنک میکنند و از تجمع بیش از حد گرما جلوگیری مینمایند.
- حافظت شیمیایی: مکانیسم LLVPها، که فرآیند نشت و بازتوزیع عناصر در مرز هسته-گوشته را هدایت میکند، اطمینان میدهد که مواد حیاتی به طور مداوم به سطح بازگردانده میشوند تا چرخه کربن و سایر چرخههای بیوژئوشیمیایی پایدار بمانند.
فقدان LLVP در دیگر سیارات:
اگرچه ممکن است سیارات دیگر نیز دارای ناهنجاریهای لرزهای باشند، اما مقیاس و پایداری دو LLVP مشاهده شده در زمین، به ویژه ارتباط آنها با نقاط داغ فعال، در مریخ و زهره مشاهده نشده است. این ساختارها نشاندهنده یک سازوکار زمینشناسی منحصربهفرد در زمین هستند که به حفظ یک دینامیک داخلی “متعادل” کمک کرده است؛ تعادلی که برای حیات ضروری است.
11. پیامدهای مدل جدید برای علم سیارات
پذیرش نظریه نشت هسته به عنوان توضیح اصلی برای LLVPها، پیامدهای گستردهای برای اخترشناسی و سیارهشناسی دارد. این بینش جدید، درک ما از فرآیندهای درونی سیارات سنگی را دگرگون میکند.
آینده زمین در میلیارد سال آینده:
این مدل جدید روشن میسازد که زمین در حال حاضر یک سیستم دینامیکی است که همچنان مواد را بین هسته و گوشته مبادله میکند. این فرآیند، چرخههای شیمیایی را فعال نگه میدارد. تا زمانی که این نشت و همرفتی ادامه یابد، زمین قادر خواهد بود شرایط جوی و اقیانوسی نسبتاً پایداری را حفظ کند، حتی با وجود کاهش تدریجی حرارت داخلی. LLVPها به عنوان مناطقی که این تبادل شیمیایی را در خود متمرکز کردهاند، نقش بلندمدتی در حفظ “وضعیت قابلسکونت” زمین دارند.
احتمال ساختارهای مشابه در سیارات فراخورشیدی (Exoplanets):
مهمترین تأثیر این یافته، بر جستوجوی حیات در جهانهای دیگر است. اگر ساختارهایی مشابه LLVPها در سیارات فراخورشیدی وجود داشته باشند، این میتواند نشانهای قوی از وجود یک دینامیک داخلی فعال و پایدار باشد.
- تشخیص ژئودینامیک از فاصله دور: با توسعه ابزارهای لرزهسنجی فضایی در آینده، دانشمندان امیدوارند که بتوانند از طریق تحلیلهای دقیق تغییرات زمانی در میدانهای گرانشی سیارات فراخورشیدی (که به شدت تحت تأثیر حرکت جرم در گوشته و هسته است)، وجود ساختارهای عظیمی مانند LLVPها را تشخیص دهند.
- شاخص قابل سکونت بودن: وجود LLVPها میتواند به عنوان یک “شاخص ژئودینامیکی” برای ارزیابی قابلیت سکونت بودن یک سیاره سنگی در نظر گرفته شود. سیاراتی که توانایی حفظ این ساختارهای پایدار را دارند، احتمالاً قادر به حفظ جو و اقیانوسهای مایع در طولانیمدت هستند، حتی اگر فاصله آنها از ستاره میزبانشان در “منطقه قابل سکونت” نباشد.
ارتباط با جستوجوی حیات:
این پژوهش، ما را وادار میکند تا جستجوی بیگانگان زیستی را نه تنها بر ویژگیهای جوی (مانند حضور اکسیژن یا متان) متمرکز کنیم، بلکه به دنبال “اثر انگشت” فرآیندهای درونی سیاره نیز باشیم. حیات پایدار نیازمند یک زمین متحرک از نظر ژئودینامیکی است، و LLVPها شواهدی از این تحرک عمیق هستند.
12. چرا این پژوهش یک انقلاب علمی است؟
پژوهش اخیر در مورد LLVPها و نظریه نشت هسته، یک انقلاب علمی در ژئوفیزیک محسوب میشود زیرا سه حوزه اصلی علم زمین را به شیوهای پیشبینی نشده به هم پیوند میدهد: ژئوفیزیک، ژئوشیمی و سیارهشناسی.
تغییر نگاه به مرز هسته-گوشته:
مرز بین هسته و گوشته همیشه به عنوان یک مرز تغییرناپذیر تلقی میشد، جایی که گرما از هسته به گوشته منتقل میشود و فرآیندهای همرفتی آغاز میگردد. این نظریه جدید نشان میدهد که این مرز یک میدان نبرد شیمیایی است که در آن تبادل مداوم مواد رخ میدهد. این تبادل، برخلاف فرآیندهای سطح زمین، در مقیاسهای زمانی میلیاردی عمل میکند و ساختارهایی عظیم و پایدار ایجاد میکند که تاریخ زمین را در خود ذخیره کردهاند.
اهمیت «حافظه شیمیایی» گوشته:
درک ما از گوشته به شدت بر اساس فرآیندهای همرفتی بوده که فرض میشد به تدریج مواد را مخلوط میکنند. LLVPها نشان میدهند که زمین دارای “حافظه شیمیایی” قوی است. برخی از مواد، چه از طریق فرورانش اولیه و چه از طریق تعاملات هسته-گوشته، در برابر مخلوط شدن مقاومت میکنند و ساختارهای متمایزی را تشکیل میدهند. این امر نیازمند بازنگری در مدلهای ترمودینامیکی و دینامیکی است که رفتار گوشته را شبیهسازی میکنند.
پیوند عمیق ژئوفیزیک، ژئوشیمی و سیارهشناسی:
این کشف به وضوح نشان میدهد که دینامیک هسته (که معمولاً با میدان مغناطیسی مرتبط است) مستقیماً بر ترکیب شیمیایی گوشته و در نتیجه، بر فعالیتهای آتشفشانی سطح زمین و شرایط حیات تأثیر میگذارد. این پیوستگی، که قبلاً به صورت نظری مطرح بود، اکنون با شواهد قوی لرزهای و مدلسازی شیمیایی، به یک واقعیت ژئودینامیکی تبدیل شده است. LLVPها پل ارتباطی بین هسته مذاب و زیستکره ما هستند.
13. جمعبندی روایی و فلسفی: زنجیرهای از اعماق
سفر ما از سطح زمین به اعماق 2900 کیلومتری و بازگشت به آن، یک کاوش علمی صرف نبود؛ بلکه سفری به ریشههای وجودی ما بود. ما اکنون میدانیم که LLVPها، غولهای خفته در مرز هسته-گوشته، تنها تودههایی از سنگهای چگال نیستند، بلکه کارخانههایی شیمیایی هستند که به طور مداوم در حال تبادل مواد با هسته مایع زمیناند.
نظریه نشت هسته، یک روایت قدرتمند را ارائه میدهد: وجود ما، و پایداری زیستکرهای که در آن تکامل یافتهایم، ممکن است به طور مستقیم وابسته به فرآیندهای فیزیکی در شرایط بسیار دور از دسترس ما باشد. اگر نشت سیلیکون، تنگستن و منیزیم از هسته به گوشته پایینی متوقف میشد، تعادل حرارتی و شیمیایی زمین به تدریج از بین میرفت. نقاط داغی که زمین را احیا و منابع لازم برای حیات را فراهم میکنند، از این ساختارهای عمیق تغذیه میکنند.
در نهایت، این پژوهش به ما میآموزد که زمین یک کره در حال توازن است، نه یک کالبد ثابت. هر زلزله، هر فوران آتشفشانی، و هر اقیانوسی که در آن حیات جریان دارد، توسط زنجیرهای از رویدادها که میلیاردها سال پیش آغاز شدهاند و اکنون در مرز هسته-گوشته ادامه دارند، شکل گرفته است. شاید وجود تمدن بشری، نتیجه تصادفی از حرارت، چگالی، و دینامیک سیارهای باشد که به طور شگفتانگیزی، قادر به حفظ یک رابطه پایدار بین اعماق و سطح خود بوده است. این رازهای گوشته، ما را وادار میسازد تا زمین را نه فقط به عنوان خانهای برای زندگی، بلکه به عنوان یک موجود زنده ژئودینامیکی پیچیده درک کنیم. این مقاله پژوهشی در مجله Nature Geoscience انتشار یافته است.
14. بخش پرسشهای متداول (FAQ)
س1: آیا LLVPها کاملاً جامد هستند یا بخشی از آنها ذوب شده است؟
پاسخ: LLVPها عمدتاً از سنگهای سیلیکاتی گوشته پایینی تشکیل شدهاند که در شرایط فشار بسیار بالا قرار دارند. در حالت پایه، این سنگها جامد هستند، اما رفتار آنها پلاستیک و ویسکوز است. با این حال، نظریه نشت هسته نشان میدهد که ممکن است در مرز پایینی آنها، در تماس مستقیم با هسته مایع، حضور عناصری مانند سیلیکون باعث کاهش نقطه ذوب محلی شود. به طور کلی، LLVPها به عنوان فازهای نیمهجامد با ویسکوزیته متفاوت در نظر گرفته میشوند، نه تودههای مذاب کامل.
س2: چرا این ساختارهای عظیم در برابر همرفتی گوشتهای پایدار ماندهاند و مخلوط نشدهاند؟
پاسخ: این بزرگترین معمای LLVPها بود. فرضیه نشت هسته توضیح میدهد که این مناطق به دلیل ترکیب شیمیایی متفاوت خود، پایداری دینامیکی کسب کردهاند. مواد نشتکرده از هسته (به ویژه سیلیکون) ممکن است باعث ایجاد فازهای کانیایی با چگالی متفاوتی شوند که در برابر نیروهای همرفتی مقاومت میکنند، یا اینکه جریان همرفتی در اطراف آنها دچار اختلال میشود، در نتیجه LLVPها مانند “بستههای بزرگ” در گوشته شناور باقی میمانند.
س3: آیا نظریه نشت هسته یک توضیح قطعی برای LLVPها است؟
پاسخ: این نظریه در حال حاضر قویترین و جامعترین توضیح را ارائه میدهد، زیرا هم دادههای لرزهای (سرعت پایین) و هم شواهد ژئوشیمیایی (نیاز به منابع عناصر خاص در عمق) را توضیح میدهد. با این حال، در علم زمین، قطعیتی وجود ندارد. پژوهشگران همچنان در حال بهبود مدلها هستند تا مکانیسم دقیق نفوذ عناصر هستهای و تأثیر آنها بر رفتار کانیها را به طور کامل مشخص کنند.
س4: نقش LLVPها در آتشفشانزایی و شکلگیری نقاط داغ چیست؟
پاسخ: LLVPها به عنوان مخازن اصلی انرژی حرارتی و مواد شیمیایی برای ستونهای گوشتهای (Mantle Plumes) عمل میکنند که مسئول نقاط داغ (مانند هاوایی) هستند. آنها با تغذیه این ستونها، فرآیند آتشفشانی پایدار در سطح زمین را تسهیل میکنند. این فرآیند برای بازیافت عناصر حیاتی به سطح ضروری است.
س5: آیا امکان دارد روزی LLVPها فروبپاشند و به هسته سقوط کنند یا با گوشته مخلوط شوند؟
پاسخ: بله، این امر ممکن است در مقیاسهای زمانی بسیار طولانی (میلیاردها سال) رخ دهد. پایداری LLVPها به توازن دقیق بین نیروهای همرفتی گوشته و ترکیب شیمیایی آنها بستگی دارد. اگر نرخ نشت هسته کاهش یابد یا اگر تغییرات حرارتی عمدهای رخ دهد که باعث شود چگالی آنها از گوشته اطراف بیشتر شود، ممکن است به تدریج نیروهای گرانشی غالب شده و این ساختارها شروع به فرونشستن به سمت هسته یا مخلوط شدن کامل با گوشته کنند.
س6: آیا گوشته زمین هنوز در حال تغییر است و LLVPها میتوانند رشد کنند یا کوچک شوند؟
پاسخ: بله، گوشته یک محیط پویا است. با توجه به اینکه نشت هسته یک فرآیند مداوم در نظر گرفته میشود، LLVPها نیز در حال تغییر هستند. آنها میتوانند به آرامی مواد جدید را جذب کرده و تکامل یابند. همچنین، همرفتهای گوشتهای اطراف آنها میتوانند به مرور زمان لبههای آنها را فرسایش دهند و شکل آنها را تغییر دهند، هرچند این تغییرات بسیار کندتر از فرآیندهای سطح زمین هستند.
س7: آیا نشانهای از LLVPها در سطح زمین مشاهده میشود؟
پاسخ: LLVPها مستقیماً در سطح زمین قابل مشاهده نیستند، زیرا هزاران کیلومتر زیر زمین قرار دارند. با این حال، اثرات ژئوشیمیایی و دینامیکی آنها از طریق آتشفشانزایی نقاط داغی که از آنها نشأت میگیرند، بر سطح نمود پیدا میکند. ترکیب ماگمای هاوایی یا ریونیون، به عنوان یک “اثر انگشت” شیمیایی، میتواند به ریشههای عمیق آنها در LLVPها مرتبط شود.
س8: نقش LLVPها در گردش حرارتی کلی گوشته چیست؟
پاسخ: LLVPها به عنوان “موانع حرارتی” عمل میکنند. از یک سو، آنها ممکن است حرارت را به طور مؤثرتری نسبت به گوشته اطراف به سمت مرز هسته-گوشته هدایت کنند (از طریق فرآیندهای درونی خودشان). از سوی دیگر، به دلیل خواص دینامیکی متمایزشان، آنها ممکن است بر مناطقی که مواد سرد از سطح فرورفتهاند تأثیر بگذارند و به طور کلی، الگوهای بزرگمقیاس همرفت گوشته را هدایت کنند.
س9: آیا شواهدی از وجود ساختارهای مشابه LLVPها در سیارات دیگر (مانند مریخ یا زهره) وجود دارد؟
پاسخ: شواهد مستقیمی در دسترس نیست زیرا ما ابزارهای لرزهسنجی پیشرفتهای روی سطح مریخ یا زهره نداریم که بتواند جزئیات ساختار گوشته آنها را با دقت زمین مشخص کند. با این حال، عدم وجود تکتونیک صفحهای فعال در این سیارات، نشان میدهد که فرآیندهای ژئودینامیکی که LLVPها را در زمین پایدار نگه داشتهاند، در آنها فعال نیستند یا متفاوت عمل کردهاند.
س10: اگر LLVPها ناشی از نشت هسته باشند، چرا مواد سنگینتری مانند آهن یا نیکل به سمت بالا نشت نمیکنند؟
پاسخ: هسته بیرونی عمدتاً مذاب است و آهن و نیکل در آن فراوانند. با این حال، نشت به گوشته مستلزم غلبه بر تفاوتهای بزرگ در خواص ترموشیمیایی و فشار است. عناصر سبکتری مانند سیلیکون و منیزیم به راحتی میتوانند در شرایط فشار و دمای بالا با مواد سیلیکاتی گوشته واکنش داده یا در فازهای خاصی از آنها حل شوند، در حالی که انتقال فلزات سنگین (آهن و نیکل) به گوشته سیلیکاتی بسیار انرژیبر و دشوارتر است و در لایههای بسیار نزدیک به مرز رخ میدهد.
س11: آینده پژوهش در مورد LLVPها چه خواهد بود؟
پاسخ: آینده پژوهشها بر روی افزایش وضوح مدلهای توموگرافی لرزهای برای نقشهبرداری دقیقتر از مرزهای LLVPها، شبیهسازیهای آزمایشگاهی برای تعیین دقیقتر خواص کانیها در حضور عناصر نشتکرده، و ادغام دادههای ژئودتیک (تغییرات گرانشی) برای ردیابی حرکت جرم در زیر LLVPها متمرکز خواهد بود.
س12: آیا LLVPها و ULVZها یکسان هستند؟
پاسخ: خیر. LLVPها (مناطق با سرعت پایین بزرگ) ساختارهای عظیم چند هزار کیلومتری هستند که در کل حجم گوشته پایینی گسترده شدهاند و به هسته متصلند. ULVZها (مناطق با سرعت فوقالعاده پایین) ناهنجاریهای بسیار کوچکتر، اما شدیدتر، هستند که دقیقاً در تماس با سطح هسته مایع قرار دارند و ممکن است مناطقی باشند که نشت مواد از آنها متمرکزتر است. ULVZها میتوانند بخشی از زیربنای LLVPها باشند یا در مناطق دیگر ظاهر شوند.

