دوزخ معلق در فضا: کالبدشکافی جو ناآرام و جهنمی سیاره WASP-121b از دریچه‌ی جیمز وب

دوزخِ معلق در فضا: کالبدشکافیِ جوّ ناآرام و جهنمیِ سیاره WASP-121b از دریچه‌ی جیمز وب

سمفونیِ آشوب در اعماق کیهان

در میان میلیاردها ستاره‌ای که کهکشان راه شیری را پر کرده‌اند، سیاراتی وجود دارند که فراتر از تخیلِ جسورانه‌ترین نویسندگان علمی‌تخیلی هستند. دنیایی را تصور کنید که در آن واژه‌ی «آب‌وهوا» نه به معنای تغییر فصل‌ها یا بارش ملایم باران، بلکه به معنای طوفان‌هایی با سرعت ۱۸ هزار کیلومتر بر ساعت است؛ جایی که شب‌هایش نه با شبنم، بلکه با بارشِ یاقوت، یاقوت کبود و فلزات مایع تیره می‌شود. این، تصویرِ ترسیم‌شده از سیاره‌ای به نام WASP-121b است؛ یک «مشتری فوق‌داغ» (Ultra-Hot Jupiter) که اکنون به لطف چشم‌های فروسرخ تلسکوپ فضایی جیمز وب، پرده از اسرارِ تکان‌دهنده‌ی خود برداشته است.

پژوهشگران به تازگی دریافته‌اند که این سیاره نه تنها از نظر فیزیکی یک هیولاست، بلکه از نظر جوّی، چنان تفاوت‌های فاحشی میان «صبح» و «عصر» خود دارد که گویی در حال مشاهده‌ی دو سیاره‌ی کاملاً متفاوت هستیم. این مقاله، سفر به دلِ این جهنمِ کیهانی و بررسیِ یکی از دقیق‌ترین مشاهدات جوّی در تاریخِ اخترشناسی است.

فصل اول: کالبد یک هیولا؛ WASP-121b چیست؟

WASP-121b یک سیاره فراخورشیدی از نوع مشتری فوق‌داغ است. این واژه به غول‌های گازی گفته می‌شود که به دلیل نزدیکیِ دیوانه‌وار به ستاره‌ی میزبان خود، دماهایی غیرقابل تصور را تجربه می‌کنند.

مشخصاتِ خیره‌کننده:

  • دوره گردش: تنها ۳۰.۵ ساعت. در حالی که زمین ۳۶۵ روز به دور خورشید می‌چرخد، این سیاره در زمانی کمتر از یک شبانه‌روز زمینی، یک سالِ کامل را پشت سر می‌گذارد.
  • قفلِ کشندی (Tidally Locked): به دلیل نزدیکیِ زیاد، گرانشِ ستاره باعث شده است که یک سمت سیاره همیشه رو به ستاره و در روشنایی ابدی باشد و سمت دیگر همیشه در تاریکی مطلق. این قفل کشندی، سیاره را به دو نیم‌کره‌ی متمایز با شرایط جوّی متضاد تقسیم کرده است.
  • شکلِ راگبی: نیروهای کشندی (Tidal Forces) ستاره‌ی میزبان، آن‌قدر قدرتمند هستند که لایه‌های بیرونی سیاره را کشیده و آن را از شکل کروی به شکلی شبیه به یک توپ راگبی تغییر داده‌اند.

فصل دوم: جهنمی که از خشمِ ستاره‌اش می‌سوزد

دما در سمتِ «روز» این سیاره به حدی است که هیچ فلزی نمی‌تواند در حالت جامد باقی بماند. فلزاتی مانند آهن که در زمین برای ساخت آسمان‌خراش‌ها استفاده می‌شوند، در آنجا به شکل بخار در جو در می‌آیند. با حرکت به سمتِ «شب» (نیمه‌ی تاریک)، این بخارات فلزی خنک شده و به شکلِ باران‌های فلزی متراکم می‌شوند.

اخترشناسان بر این باورند که در سطوح بالاترِ جو، شرایط به‌گونه‌ای است که حتی مواد معدنی مانند اکسید آلومینیوم (که یاقوت و یاقوت کبود را می‌سازند) ممکن است به صورت باران‌های جواهر ببارند. این توصیف، یک محیطِ پویا و بی‌ثبات را نشان می‌دهد که در آن فیزیکِ ماده تا مرزهای نهاییِ خود به چالش کشیده می‌شود.

فصل سوم: انقلابی در رصد با جیمز وب

تا پیش از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST)، ما تنها می‌توانستیم کلیاتی از جو این سیارات را حدس بزنیم. جیمز وب با بهره‌گیری از تواناییِ بی‌نظیرِ رصد در طیف فروسرخ، بازی را عوض کرده است.

تکنیکِ گذر (Transit Method):

وقتی سیاره از مقابل ستاره‌اش عبور می‌کند، نور ستاره از میانِ جوّ سیاره عبور می‌کند. جو سیاره مانند یک «فیلتر» عمل می‌کند؛ مولکول‌های موجود در جو (مثل آب، کربن مونوکسید و غیره) طول‌موج‌های خاصی از نور را جذب می‌کنند. جیمز وب با تحلیلِ این «اثر انگشت نوری»، نه تنها حضور این مولکول‌ها، بلکه دما، فشار و تغییرات جوی در نقاط مختلف سیاره را با دقتی که پیش‌تر غیرممکن بود، اندازه‌گیری کرد.

سیریل گاپ (Cyril Goup)، نویسنده اصلی این مطالعه، به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند: «به‌لطف کیفیت بی‌سابقه‌ی داده‌های جیمز وب، ما دقیق‌ترین مشاهدات تا امروز را از سیاره‌های دوردست به دست می‌آوریم.»

فصل چهارم: رازِ «سپیده‌دم» و «غروب»؛ تفاوتِ کابوس‌وار

یافته‌ی اصلی و خیره‌کننده‌ی این پژوهش، تفاوت دما و ترکیب جو در «ناحیه صبحگاهی» (Terminator of Morning) و «ناحیه عصرگاهی» (Terminator of Evening) است.

ناحیه مرزی چیست؟

در سیاراتی که قفل کشندی دارند، «ناحیه مرزی» یا ترمیناتور، خطی است که نیم‌کره‌ی روز را از نیم‌کره‌ی شب جدا می‌کند. این خط، همان جایی است که در آن «طلوع» و «غروب» رخ می‌دهد.

یافته‌های جیمز وب:

مشاهدات نشان داد که ناحیه مرزیِ «عصرگاهی» به‌طور قابل توجهی داغ‌تر از ناحیه «صبحگاهی» است. اما چرا؟

بادهای ابرسونیک (Supersonic Winds) در این سیاره به طور مداوم گرما را از سمتِ روز به سمتِ شب منتقل می‌کنند. با این حال، انتقال گرما کامل نیست و نوعی «تأخیر حرارتی» رخ می‌دهد. جو در سمت عصرگاهی، انرژیِ گرماییِ بیشتری را در طولِ «روزِ» طولانیِ سیاره جذب کرده و به دلیل پویایی بادها، این گرما در سمت عصرگاهی «تجمع» می‌یابد.

به عبارت دیگر، در حالی که ما در زمین انتظار داریم عصرها خنک‌تر از ظهر باشد، در WASP-121b، چرخش سیاره و جریان‌های باد به گونه‌ای است که سمتِ عصرگاهی به یک کوره فعال‌تر تبدیل شده است.

فصل پنجم: مرگِ مولکول‌ها؛ dissociation آب در جوّ

یکی از جالب‌ترین جنبه‌های این تحقیق، سرنوشتِ آب در جوّ WASP-121b است. در دماهای بسیار بالا، پیوندهای مولکولی که اتم‌های هیدروژن و اکسیژن را در کنار هم نگه می‌دارند، قدرتِ خود را از دست می‌دهند.

پژوهشگران دریافتند که در سمتِ بسیار داغِ عصرگاهی، دما به قدری بالاست که مولکول‌های آب در لایه‌های فوقانی جو از هم می‌شکند (Dissociation). این یک پدیده‌ی علمی مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد جوّ این سیاره یک محیط ثابت نیست، بلکه یک آزمایشگاه شیمیِ داغ است که موادِ شیمیایی در آن مدام در حال تغییر شکل و تجزیه هستند.

در مقابل، در سمتِ صبحگاهی، دما پایین‌تر است و امکانِ شکل‌گیریِ دوباره یا پایداریِ بیشترِ مولکول‌ها وجود دارد. این تفاوتِ شیمیایی بین صبح و عصر، مستقیماً ناشی از تفاوتِ حرارتی است که جیمز وب کشف کرد.

فصل ششم: ابرهای اسرارآمیزِ صبحگاهی

در حالی که سمت عصرگاهی به شدت داغ است، سمت صبحگاهی ممکن است میزبانِ پدیده‌ای متفاوت باشد: ابرهای سیلیکاتی.

مطالعات نشان می‌دهد که احتمالا در سمت صبحگاهی، شرایط دمایی به گونه‌ای است که سیلیکات‌ها (مواد سازنده‌ی سنگ‌ها) می‌توانند به صورت ابر در جو معلق شوند. اگرچه برای تأیید قطعیِ وجود این ابرها به مدل‌سازی‌های پیچیده‌تری نیاز است، اما داده‌ها به شدت به نفعِ این فرضیه هستند.

این یعنی در حالی که عصرگاهِ سیاره، یک محیطِ عاری از ابر و فوق‌داغ است، صبحگاهِ آن با لایه‌ای از ابرها پوشیده شده که می‌توانند نور را بازتاب دهند و ویژگی‌های طیفی متفاوتی ایجاد کنند.

فصل هفتم: بادهای طوفانی و جریان‌های جت (Jet Streams)

پیش از جیمز وب، تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) در شیلی نیز نگاهی به این سیاره انداخته بود. آن مشاهدات نشان می‌داد که بادهای این سیاره نه تنها سریع هستند، بلکه ساختاری لایه‌لایه و بسیار آشفته دارند.

جریان‌های جتی (Jet Streams) در WASP-121b رفتاری غیرخطی دارند. ترکیبِ داده‌های قدیمیِ VLT با داده‌های جدیدِ جیمز وب، تصویرِ یک «جوّ چندلایه» را ترسیم می‌کند: لایه‌هایی که با سرعت‌های مختلف در جهت‌های متفاوت حرکت می‌کنند و انرژیِ گرمایی را به صورتِ مارپیچی از سمتِ روز به سمتِ شب منتقل می‌کنند.

این همان چیزی است که پایداریِ دما را در سراسر سیاره به هم می‌زند و باعث می‌شود تفاوتِ صبح و عصر تا این حد برجسته باشد.

فصل هشتم: از هابل تا جیمز وب؛ مسیری برای درکِ منظومه‌های دوردست

تاریخچه مطالعه‌ی WASP-121b درس‌های بزرگی برای ما دارد. تلسکوپ هابل پیش از این نشانه‌هایی از فرارِ منیزیم و آهن از جوّ این سیاره پیدا کرده بود که ناشی از تابشِ شدید فرابنفش ستاره بود. اکنون جیمز وب با تمرکز بر جزئیاتِ مولکولی و دما، آن یافته‌های اولیه را تکمیل کرده است.

ما اکنون می‌دانیم که سیاراتِ مشتری‌گونِ فوق‌داغ، سیستم‌های بسته نیستند؛ آن‌ها در حال «تبخیر» هستند. تابشِ ستاره، لایه‌های بیرونیِ جوّ آن‌ها را به فضای بین‌ستاره‌ای پرتاب می‌کند. WASP-121b در واقع در حالِ کوچک شدن است؛ یک مرگِ تدریجی و سوزان.

فصل نهم: چرا این یافته‌ها مهم هستند؟

ممکن است بپرسید: «این سیاره که برای حیات مناسب نیست، چرا باید برای ما مهم باشد؟»

پاسخ در «روش‌شناسی» نهفته است. تکنیکی که اخترشناسان برای WASP-121b به کار بردند (یعنی بررسیِ تفاوتیِ جوّی در طلوع و غروب یک سیاره)، به ما ابزاری می‌دهد که در آینده برای سیاراتِ «زمین‌سان» (Earth-like) استفاده کنیم.

اگر روزی بخواهیم جوّ یک سیاره‌ی سنگی در ابعاد زمین را که در مدارِ یک ستاره‌ی کوتوله سرخ می‌چرخد مطالعه کنیم و به دنبالِ نشانه‌های حیات بگردیم، باید بتوانیم تفاوتِ هوای صبح و عصرِ آن را تشخیص دهیم. WASP-121b در واقع «زمینِ تمرینیِ» اخترشناسان است. این سیاره، آزمایشگاهی است که محدودیت‌های تلسکوپ‌های ما را تست می‌کند تا بتوانیم در آینده به پرسشِ نهایی پاسخ دهیم: «آیا در آنجا کسی هست؟»

فصل دهم: تحلیلِ سیگنال‌های مونوکسید کربن؛ شاهدی بر پویایی جو

یکی از نکاتِ ظریفِ مقاله، تحلیلِ سیگنال‌های «کربن مونوکسید» (CO) است. جیمز وب دریافت که سیگنال‌های مربوط به کربن مونوکسید نیز در سمت عصرگاهی تغییرات محسوسی دارند. از آنجایی که کربن مونوکسید مولکولی بسیار پایدار است، حضور و تغییراتِ آن به ما اجازه می‌دهد «دینامیکِ جوی» یا همان جریانِ هوا را بهتر درک کنیم.

تغییراتِ این گاز در کنارِ تغییراتِ آب، نشان می‌دهد که کلِ جوّ سیاره در حالِ یک چرخشِ عظیم است. سیستم‌های انتقالِ حرارتی در این سیاره به قدری قوی هستند که «ترمودینامیکِ» جوّ را به طور کلی تغییر می‌دهند. این یعنی ما با یک سیستمِ بسیار کارآمدِ خنک‌کننده (یا گرم‌کننده) در سطح سیاره روبرو هستیم که برخلافِ مدل‌های ساده‌انگارانه‌ی قدیمی عمل می‌کند.

فصل یازدهم: نقد و بررسیِ محدودیت‌های مطالعه

با تمام هیجان، دانشمندان تأکید دارند که این مطالعه همچنان محدودیت‌هایی دارد.

۱. مدل‌سازی: ما هنوز به مدل‌های کامپیوتری پیچیده‌تری نیاز داریم که بتوانند اثراتِ دقیقِ ابرها و ذرات معلق (Aerosols) را در جوّ فوق‌داغِ این سیاره محاسبه کنند.

۲. داده‌های بیشتر: این مشاهدات، اگرچه بی‌سابقه هستند، اما هنوز «تک‌موردی» محسوب می‌شوند. برای اینکه بفهمیم آیا تمامِ سیاراتِ فوق‌داغ همین رفتار را دارند یا WASP-121b یک استثناست، باید سیاراتِ مشابهِ بیشتری را با جیمز وب رصد کنیم.

۳. ابهامِ ابرهای سیلیکاتی: هنوز ۱۰۰٪ مطمئن نیستیم که ابرها در سمت صبحگاهی از چه دقیقاً تشکیل شده‌اند. آیا سیلیکات هستند؟ یا شاید اکسیدهای فلزی دیگر؟ جیمز وب به ما اشاره‌های درستی داده، اما برای «اثباتِ» علمی به داده‌های طیفیِ دقیق‌تری نیاز داریم که شاید در سال‌های آینده با رصدهای بیشتر به دست آید.

نتیجه‌گیری: پنجره‌ای به آینده‌ی اکتشافات

یافته‌های جدید درباره WASP-121b، نه تنها ویژگی‌های یک دنیای عجیب را فاش کرد، بلکه نشان داد که تلسکوپ فضایی جیمز وب، ابزاری فراتر از انتظاراتِ ماست. این تلسکوپ نه تنها می‌تواند وجودِ جوّ را در سیاراتِ دوردست تشخیص دهد، بلکه می‌تواند «هواشناسیِ» آن‌ها را بنویسد.

ما اکنون می‌دانیم که طلوع و غروب در این سیاره‌ی جهنمی، تجربه‌ای است که با هیچ معیار زمینی قابل درک نیست. تفاوتِ حرارتی، تفکیکِ مولکولی، ابرها و بادهایِ مافوق‌صوت، همگی دست به دست هم داده‌اند تا WASP-121b را به یکی از جذاب‌ترین آزمایشگاه‌های اخترفیزیک تبدیل کنند.

علم نجوم، مسیرِ خود را از مشاهده‌ی ستاره‌ها به «درکِ محیطِ سیارات» تغییر داده است. همان‌طور که سیریل گاپ و همکارانش در نشریه Nature Astronomy نشان دادند، ما اکنون نه تنها به «کیهان» نگاه می‌کنیم، بلکه در حالِ تحلیلِ دقیقِ «اقلیمِ» دنیاهایی هستیم که تا چندی پیش حتی نمی‌دانستیم وجود دارند.

این دستاورد، گامی دیگر در مسیرِ طولانیِ شناختِ جایگاهِ ما در گیتی است. شاید WASP-121b جای مناسبی برای زندگی نباشد، اما نقشه‌ی راهی است که به ما می‌گوید چگونه روزی به دنبالِ نشانه‌های حیات در جوّ دنیاهای آرام‌تر و زمین‌سان بگردیم. برای دانشمندان، هر «یاقوتِ باریده شده» در WASP-121b، نه یک سنگِ قیمتی، بلکه قطعه‌ای از پازلِ بزرگِ درکِ جهانِ ماست؛ پازلی که با هر رصدِ جیمز وب، شفاف‌تر از گذشته می‌شود.

جهان، به‌ویژه در سیاراتِ فراخورشیدی، مکانی بسیار عجیب‌تر و مهیج‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردیم، و جیمز وب، چراغی است که این تاریکیِ بی‌انتها را برای ما روشن می‌کند. این تنها آغازِ ماجراست؛ ما تازه یاد گرفته‌ایم چگونه “هواشناسیِ” سیاراتِ دیگر را بخوانیم و این تازه، نوکِ کوه یخِ دانشِ بشری در کهکشانِ بی‌کران است.

https://farcoland.com/3S29NR
کپی آدرس