راز بزرگ تاریخ فاش شد: خشکسالیهای پیاپی چگونه تمدن عظیم دره سند را خاموش کردند؟
فروپاشی تمدن سند؛ روایت اقلیمی نو
۱. مقدمهای عمیق و جذاب: همزیستی انسان و اقلیم
تمدنها، چونان بناهایی شکوهمند در بستر زمان، همواره در رقصی ظریف میان نبوغ انسانی و شرایط محیطی خویش شکل گرفتهاند. تاریخ بشر مملو از داستانهایی است که در آن، رودخانهها بستر آبادانی بودهاند و اقلیم، نیروی محرکهٔ تمدنساز. از نیل در مصر تا دجله و فرات در میانرودان، توانایی انسان در مدیریت آب و انطباق با الگوهای فصلی بارندگی، سنگ بنای نخستین شهرنشینیها و سازماندهیهای پیچیده اجتماعی بود. با این حال، تاریخ به ما آموخته است که همین بستر حیاتبخش، میتواند به شکنندهترین نقطهٔ اتکای یک جامعه بدل شود. تغییرات اقلیمی، چه آهسته و چه ناگهانی، اغلب به عنوان کاتالیزوری عمل کردهاند که توازن شکنندهٔ این جوامع را برهم زده و به فروپاشی آنها انجامیده است.
در میان این تمدنهای باستانی، تمدن دره سند (یا تمدن هاراپا) یکی از اسرارآمیزترین و درخشانترین نمونههاست. این تمدن که همزمان با مصر باستان و میانرودان در اوج شکوه خود بود، در بازهٔ زمانی تقریبی ۳۳۰۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد در منطقهای وسیع از شمال غرب شبهقاره هند تا آسیای مرکزی و خلیج فارس گسترش یافت. شهرهای حیرتانگیزی چون موهنجو-دارو و هاراپا، با زیرساختهای پیچیده، سیستمهای فاضلاب پیشرفته و برنامهریزی شهری بینظیر، نشان از یک جامعهٔ منظم، مرفه و بسیار پیشرفته برای عصر خود داشتند. اما برخلاف همعصران خود که پایانشان در متون تاریخی ثبت شد، پایان تمدن سند در سکوتی مرگبار پیچیده است؛ پایان آن با یک «فروپاشی» ناشناخته همراه بود که هزاران سال ذهن باستانشناسان را به خود مشغول کرده است.
راز بزرگ فروپاشی سند، نه در دیوارهای شکسته یا شواهد جنگی واضح، بلکه در غیاب شواهد قاطع نهفته است. چرا چنین جامعهٔ قدرتمندی، که زیرساختهای شهریاش از بسیاری جهات برتر از رقبای خود بود، ناگهان از هم پاشید؟ آیا نیرویی خارجی آن را نابود کرد؟ آیا یک بیماری همهگیر آن را از پا درآورد؟ یا شاید، همان عاملی که آن را شکوفا ساخت—آب—سرچشمهٔ نابودیاش شد؟ این مقاله با هدف واکاوی عمیق و استفاده از جدیدترین شبیهسازیهای اقلیمی، به بازنویسی روایت فروپاشی تمدن سند میپردازد و استدلال میکند که تغییرات اقلیمی شدید و طولانیمدت، به ویژه خشکسالیهای پیاپی، نیروی اصلی این زوال بودهاند.
این مقاله در ژورنال علمی Communications Earth & Environment انتشار یافته است.
۲. فصل: تمدن دره سند چه بود؟ شاهکاری در دشتهای خشک
تمدن دره سند، که به نام شهرهای شاخص آن، هاراپا و موهنجو-دارو، شناخته میشود، نه تنها یک جامعهٔ محلی، بلکه یک ابرمنطقهٔ فرهنگی و اقتصادی بود. این تمدن از نظر وسعت جغرافیایی از سایر تمدنهای همعصر خود پیشی گرفت و شبکهای گسترده از شهرها، روستاها و سکونتگاهها را در یک محیط نسبتاً خشک و چالشبرانگیز سازماندهی کرد.
۲.۱. جغرافیا و محیط زیست: قلمرویی میان دو رود
محدودهٔ تمدن سند، بیش از یک میلیون کیلومتر مربع را در بر میگرفت و از مناطقی که امروز شامل پاکستان، شمال غرب هند، بلوچستان، و بخشهایی از افغانستان میشود، امتداد داشت. هستهٔ اصلی تمدن، در امتداد رودخانهٔ سند و شاخههای پرشمار آن (مانند سوتلج و راوی) قرار داشت. این موقعیت حیاتی بود؛ رود سند، شاهرگ اصلی حیات، زمینهای کشاورزی را با سیلابهای فصلی و رسوبات حاصلخیز (آبرفت) آبیاری میکرد.
اما این منطقه یکپارچه نبود. تمدن سند در سه حوزهٔ جغرافیایی اصلی توسعه یافت:
- منطقهٔ علیا (شمال): شهرهای بزرگ هاراپا و مهمترین مراکز متمرکز.
- منطقهٔ سفلی (جنوب): شامل موهنجو-دارو که بزرگترین و شناختهشدهترین شهر است.
- مناطق حاشیهای: سکونتگاههایی در بلوچستان و مناطقی که با تمدنهای کوهستانی و مسیرهای تجاری ارتباط داشتند.
آب و هوا در این منطقه در طول سال متغیر بود. زمستانها نسبتاً معتدل بودند، اما تابستانها بسیار گرم و خشک میشدند. حیات این تمدن شدیداً وابسته به دو منبع اصلی آبیاری بود: سیلابهای منظم رود سند و مهمتر از آن، بارش موسمی جنوب آسیا.
۲.۲. شهرهای شگفتانگیز: معماری و شهرسازی پیشرفته
موهنجو-دارو و هاراپا نمونههای خیرهکنندهای از مهندسی شهری هستند که تمدنهای بعدی را برای قرنها به چالش کشیدند. شهرها به صورت شبکهای هندسی طراحی شده بودند، که نشاندهندهٔ یک برنامهریزی مرکزی و قدرتمند است.
- ساختار شهری: شهرها معمولاً به دو بخش تقسیم میشدند: یک بخش مرتفع (قلعه یا سیتا دل) که احتمالاً محل استقرار نخبگان یا مراکز مذهبی بود، و یک شهر پایینی بزرگ که محل سکونت عامه بود. خیابانها معمولاً عرضی استاندارد داشتند و تقریباً عمود بر هم قرار گرفته بودند، که نشان از نظارت عالی بر ساخت و ساز داشت.
- سیستم آبرسانی و فاضلاب: این شاید بزرگترین دستاورد هاراپاییها باشد. تقریباً هر خانه در موهنجو-دارو دارای حمام اختصاصی و توالت بود. آب از چاههای عمیق تأمین شده و فاضلاب از طریق کانالهای سرپوشیده و با شیببندی دقیق، به خارج شهر هدایت میشد. این سطح از بهداشت عمومی در جهان باستان بینظیر بود.
- مصالح ساختمانی: آجرپزی استاندارد (با نسبتهای دقیق (1:2:4)) در سراسر منطقه نشان از کنترل مرکزی بر تولید مصالح ساختمانی داشت. استفاده از آجر پخته شده در کوره (در مناطق پرخطر از نظر رطوبت) نیز به دوام سازهها کمک کرد.
۲.۳. اقتصاد و تجارت: اتصال شرق و غرب
اقتصاد سند بر پایه کشاورزی متمرکز بود، اما تجارت نقشی حیاتی در پویایی این تمدن ایفا میکرد.
- کشاورزی: غلات اصلی شامل گندم و جو بود. با این حال، شواهدی از کشت پنبه نیز وجود دارد که هاراپاییها را به عنوان اولین پرورشدهندگان پنبه در جهان معرفی میکند. موفقیت کشاورزی به مدیریت پیچیدهٔ آب وابسته بود، چه از طریق اتکا به سیلابها و چه از طریق سیستمهای آبیاری تکمیلی.
- تجارت خارجی: هاراپا یک بازیگر کلیدی در تجارت بینالمللی بود. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که آنها با میانرودان (بینالنهرین، بهویژه با شهرهایی مانند اور و لگش) و همچنین با تمدنهای خلیج فارس (عمان و بحرین) تجارت میکردند. مهر و مومهای منقوش به خط سند در این مناطق کشف شدهاند. واردات آنها شامل مس، سنگهای قیمتی مانند لاپیس لازولی (از افغانستان) و سنگهای نیمهقیمتی بود.
۲.۴. ساختار اجتماعی و ناشناختهها
ساختار اجتماعی سند همچنان یک معمای بزرگ است. فقدان شواهد قاطع از معابد بزرگ، قصرهای سلطنتی عظیم، یا مجسمههای شاهانهٔ آشکار (برخلاف مصر یا میانرودان)، منجر به نظریههایی شده است که این جامعه احتمالاً مبتنی بر یک سیستم “تجاری-مذهبی” یا “جمعی” بوده است، که قدرت در دست یک طبقهٔ بازرگان یا روحانیون محلی بوده است، نه یک پادشاه مطلق.
نوشتار ناشناخته: بزرگترین مانع در درک کامل این تمدن، خط نوشتاری آنهاست. هزاران مهر و کتیبهٔ کوتاه کشف شده است که با نمادهایی حکاکی شدهاند. این نمادها، هرچند بسیار منظم و استاندارد شدهاند، اما هنوز رمزگشایی نشدهاند. طول متوسط کتیبهها بسیار کوتاه است (معمولاً کمتر از پنج علامت)، که باعث میشود محتوای آنها (آیا ثبت تجاری است یا دینی) همچنان نامشخص باقی بماند.
تمدن سند، با این سطح از پیچیدگی و سازماندهی، بر پایهٔ یک توافق بلندمدت با محیط زیستش بنا شده بود؛ توافقی که شکنندگی خود را در مواجهه با تغییرات بزرگ اقلیمی به نمایش گذاشت.
۳. فصل: مشکل بزرگ تاریخ—راز فروپاشی
فروپاشی تمدن دره سند که از حدود ۱۹۰۰ پیش از میلاد آغاز شد و تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد به زوال کامل سکونتگاههای بزرگ شهری انجامید، یکی از بزرگترین معماهای باستانشناسی است. این فرآیند تدریجی بود، اما نتایج آن بنیادین بود: شهرهای بزرگ متروکه شدند، سیستمهای پیچیدهٔ آبرسانی فرسوده گشتند، و الگوهای تجاری عظیم متلاشی شدند. در طول قرنها، نظریههای متعددی برای توضیح این زوال پیشنهاد شده است که هر یک بر یک جنبهٔ خاص تأکید دارند.
۳.۱. نظریهٔ تهاجم: فرضیهٔ آرینها و جنگهای بزرگ
نظریهٔ تهاجم که برای مدتی طولانی مسلط بود، فروپاشی سند را به ورود اقوام هند و آریایی (Aryans) از آسیای مرکزی و غرب نسبت میداد. بر اساس این نظریه، تمدن سند توسط این مهاجران مسلح و سازمانیافته نابود شد.
- نقد: این نظریه عمدتاً بر اساس متون متأخر ودایی (مانند ریگودا) بنا شده بود که به جنگهایی با «پورانداران» (مدافعان قلعهها) اشاره دارند. با این حال، شواهد باستانشناختی قوی از یک جنگ بزرگ و فراگیر در مقیاس نابودی یک تمدن کامل در موهنجو-دارو (مانند شواهد ویرانی گسترده یا کشتار انبوه) وجود ندارد. همچنین، زوال شهرها تدریجی بود، نه یک تهاجم ناگهانی. برخی محققان مانند آری مایر (Mortimer Wheeler) بر بقایای اسکلتهای یافت شده در موهنجو-دارو تأکید داشتند، اما مطالعات بعدی نشان داد که این مرگها در زمانهای مختلف و بر اثر دلایل مختلف رخ دادهاند.
۳.۲. نظریهٔ بیماریهای همهگیر و بحرانهای داخلی
برخی محققان پیشنهاد کردهاند که افزایش تراکم جمعیتی در شهرهای بزرگ، به ویژه در موهنجو-دارو که آب جاری و فاضلاب بسیار نزدیک به هم بودند، زمینهساز شیوع بیماریهای عفونی مانند طاعون یا وبا شده است.
- نقد: اگرچه بیماریها میتوانند جمعیت را کاهش دهند، اما به ندرت منجر به ترک کامل و سریع زیرساختهای شهری پیچیده میشوند. همچنین، شواهد اسکلتی واضحی که نشاندهندهٔ شیوع بیماریهای خاص و گسترده باشد، هنوز به دست نیامده است.
۳.۳. نظریهٔ تغییر مسیر رودخانهها و بلایای طبیعی
این نظریه بر اهمیت حیاتی هیدرولوژی منطقه تأکید دارد. رود سند و شاخههای آن، به دلیل فعالیتهای زمینشناختی منطقه، میتوانستند مسیر خود را تغییر دهند. تغییر مسیر شاخههای اصلی، به ویژه رودخانهٔ ساراسواتی (که برخی آن را با رودخانهٔ باستانی غگر-هاگرا یکی میدانند)، میتوانست منجر به خشک شدن زمینهای کشاورزی و در نتیجه قحطی شود.
- نقد: تغییر مسیر رودخانهها قطعاً یک عامل مهم در زوال مناطق حاشیهای بوده است، اما آیا این تغییرات میتوانستهاند همزمان بر تمام مناطق سند، از سند تا گجرات، تأثیر مخرب بگذارند؟ این نظریه بهخوبی نمیتواند دلایل تضعیف همزمان ساختار اجتماعی و تجاری را توضیح دهد.
۳.۴. بحران اقتصادی و فروپاشی شبکهٔ تجاری
برخی معتقدند که تمدن سند بیش از حد به تجارت دوربرد خود با میانرودان وابسته بود. زمانی که تمدنهای رقیب در غرب (مانند سلسلههای جدید در میانرودان) قدرتمندتر شدند یا شبکههای تجاری قدیمی دچار اختلال شدند، اقتصاد سند دچار رکود شده و ناتوانی در حفظ زیرساختهای شهری منجر به مهاجرت گردید.
- نقد: در حالی که کاهش شواهد مهر و مومهای سند در خلیج فارس پس از ۲۰۰۰ پیش از میلاد، نشاندهندهٔ تضعیف تجارت خارجی است، اما زوال داخلی شهرها از این کاهش تجاری پیشی گرفت. تجارت یک عامل ثانویه بود، نه علت ریشهای.
۳.۵. جمعبندی نقدها: نیاز به یک محرک کلان
نقص اصلی تمامی نظریههای پیشین این است که هر کدام تنها بخشی از مشکل را توضیح میدهند. فروپاشی یک تمدن شهری پیچیده نیازمند یک فشار محیطی فراگیر است که نه تنها کشاورزی، بلکه سیستمهای آبرسانی، ثبات اجتماعی و تجارت را به طور همزمان تحت تأثیر قرار دهد. این فشار، باید با پدیدهای سازگار باشد که بر کل شبهقاره در بازهٔ زمانی مشخصی اثرگذار بوده باشد. اینجاست که پژوهشهای نوین اقلیمی وارد میشوند و انگشت اتهام را به سمت تغییرات بزرگ در الگوهای بارندگی نشانه میروند.
۴. فصل: پژوهش جدید چه میگوید؟ شواهد اقلیمی از مدلسازی پیشرفته
در دو دههٔ اخیر، پیشرفتهای چشمگیر در مدلسازی اقلیمی و تکنیکهای ژئوشیمیایی، امکان بازسازی دقیق شرایط آب و هوایی گذشته (Paleoclimate) را فراهم آورده است. پژوهشهای جدید بهوضوح نشان میدهند که دورهٔ تضعیف و فروپاشی تمدن سند (حدود ۲۲۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد) با یک تغییر اقلیمی بزرگ و طولانیمدت در منطقه همزمان بوده است: خشکسالی مزمن و شدید.
۴.۱. شبیهسازیهای اقلیمی و مدلها: بازسازی گذشته
پژوهشگران با استفاده از مدلهای چرخشی عمومی جو و اقیانوس (GCMs) و همچنین مدلهای منطقهای با رزولوشن بالا، شرایط جوی منطقه سند را در بازهٔ ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد (دورهٔ استقرار، اوج و زوال تمدن) شبیهسازی کردهاند.
مدلسازی: این مدلها، عوامل متعددی را که بر اقلیم جنوب آسیا تأثیر میگذارند، در نظر میگیرند:
- الگوهای بادهای موسمی: جریانهای جریانی عظیم هوا که باران تابستانی را به منطقه میآورند.
- دمای سطح اقیانوس (SST): به ویژه در اقیانوس هند.
- فعالیتهای خورشیدی و آتشفشانی: که میتوانند ورودی انرژی جهانی را تغییر دهند.
- چرخههای بزرگ اقلیمی: مانند نوسان جنوبی اِل نینیو (ENSO) و نوسان دوقطبی اقیانوس هند (IOD).
۴.۲. دادهها و بازهٔ زمانی: «خشکسالی بزرگ»
نتایج شبیهسازیها یک الگوی تکرارشونده و نگرانکننده را آشکار میکنند: یک دورهٔ خشکسالی شدید که در حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد آغاز شده و تا حدود ۱۹۰۰ پیش از میلاد ادامه یافته است؛ دورهای که با اواسط تا اواخر دورهٔ تمدن هاراپا همزمان است.
کاهش بارش موسمی: شبیهسازیها نشان میدهند که شدت بارشهای موسمی تابستانی در مناطقی که تمدن سند به شدت به آنها متکی بود، تا حد ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافت. این کاهش، ناشی از تغییراتی در الگوی گردش اتمسفری در مقیاس جهانی بود.
تغییر دما: همزمان با کاهش بارندگی، دمای منطقه به طور متوسط ۱ تا ۲ درجه سانتیگراد افزایش یافت، که این امر تبخیر و نیاز آبی کشاورزی را تشدید کرد.
نقش بادها: در این دوره، الگوهای بادهای مرتبط با موسمی تضعیف شدند و این بادها رطوبت کمتری را از دریاهای عرب و خلیج بنگال به سمت شمال غرب هند هدایت کردند.
[ \text{کاهش بارندگی موسمی} \rightarrow \text{کاهش تولید غلات} \rightarrow \text{کمبود ذخیره غذایی} \rightarrow \text{فشار جمعیتی} ]
این دوره، که دانشمندان آن را «رخداد اقلیمی هاراپا» مینامند، نه یک قحطی چندساله، بلکه مجموعهای از خشکسالیهای چنددههای بود که ظرفیت بازیابی اکوسیستم منطقه را از بین برد.
۵. فصل: خشکسالیهای پیاپی چگونه رخ دادند؟ تضعیف غولهای اقلیمی
برای درک عمق فاجعه، باید درک کنیم که چرا سیستمهای طبیعی منطقه که هزاران سال پایدار بودند، ناگهان دچار فروپاشی شدند. تمدن سند به شدت به نوسانات اقلیمی متکی بود، اما در این دوره، چرخههای بزرگ طبیعی به گونهای هماهنگ شدند که بدترین سناریو را رقم زدند.
۵.۱. کاهش چشمگیر بارش موسمی (Monsoon Failure)
موسم تابستانی (Monsoon) منبع اصلی آب شیرین برای کشاورزی در دشتهای سند بود. این سیستم پیچیدهٔ اقلیمی که توسط اختلاف دمای قاره و اقیانوس تغذیه میشود، برای بقای هاراپا حیاتی بود.
تضعیف النینیو (ENSO): یکی از یافتههای کلیدی این است که در طول دورهٔ فروپاشی سند، فعالیت چرخههای ENSO (النینیو/لانینا) تغییر کرد. برخی مدلها نشان میدهند که تضعیف یا تغییر فازهای ENSO منجر به الگوی بادهای ضعیفتری شد که رطوبت کافی را به سمت قاره نمیآورد. در شرایط عادی، فعالیت مناسب ENSO بارشهای قوی را تضمین میکند. در دورهٔ زوال سند، این اطمینان از بین رفت.
نقش IOD (نوسان دوقطبی اقیانوس هند): نوسان دوقطبی اقیانوس هند، که توزیع حرارت سطح آب را در شرق و غرب اقیانوس هند کنترل میکند، تأثیر مستقیمی بر انتقال رطوبت به هند دارد. تغییرات در IOD میتوانست باعث شود که رطوبت بیشتری به سمت شرق (خلیج بنگال) کشیده شود و مناطق غرب سند (حوضهٔ سند) دچار کمبود شدید باران شوند.
۵.۲. تغییر مسیر بارش زمستانه
علاوه بر موسمی تابستانی، تمدن سند از بارشهای زمستانه نیز بهرهمند بود که بیشتر از غرب و مدیترانه ناشی میشد و برای پر کردن آبهای زیرزمینی و حمایت از محصولات زمستانی ضروری بود. شواهد نشان میدهد که مسیر طوفانهای غربی (Western Disturbances) که منبع این بارشها بودند، به سمت شمال یا شرق منحرف شد. این انحراف، به معنای کاهش جدی منابع آبی در فصل سرد بود، که کشاورزی هاراپا را دوگانه تحت فشار قرار داد (هم تابستان خشک و هم زمستان کمآب).
۵.۳. خشکسالیهای چندسدهای: فشار مستمر
نکتهٔ حیاتی این است که این تغییرات اقلیمی، یک دورهٔ گذرا نبودند. مدلسازیهای جدید نشان میدهند که این خشکسالیها نه تنها شدید، بلکه دارای دورههای بازگشتی کوتاهتر بودند. اگر یک خشکسالی چند دههای رخ دهد، جامعه میتواند با کاهش مصرف یا ذخیرهٔ آب مقابله کند. اما زمانی که دورههای خشکسالی شدیدتر و طولانیتر میشوند (مثلاً یک قرن کمآبی مداوم)، توانایی جوامع برای انطباق به پایان میرسد. در طول ۳۰۰ سال پایانی شکوه سند، الگوهای خشکسالی به حدی شدید شدند که کشاورزی متمرکز، که پایهٔ جامعهٔ شهری بود، دیگر غیرممکن شد.
۶. فصل: پیامدهای خشکسالی بر منابع آب: از رودخانه تا سفرههای زیرزمینی
تأثیر مستقیم خشکسالی بر سیستمهای آبی تمدن سند ویرانگر بود. در جایی که هزاران سال مدیریت آب بر اساس فراوانی رودخانهها و موسمیها بنا شده بود، ناگهان منبع اصلی حیات شروع به کاهش کرد.
۶.۱. تحلیل مدل هیدرولوژیک: کاهش جریان رود سند
رود سند، علیرغم عظمتش، بخشی از آب خود را مدیون ذوب برفهای هیمالیا است. اما این رودخانه به شدت تحت تأثیر جریانهای موسمی تابستانی قرار داشت. کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی بارندگی در حوضهٔ آبریز سند و شاخههای آن، به معنای کاهش شدید جریان سالانه بود.
مدلهای هیدرولوژیک نشان میدهند که با کاهش بارندگی، جریان آب رودخانهها در طول سال به طرز محسوسی کاهش یافت. این امر باعث شد:
- کاهش سیلابهای غنیکننده: سیلابهای سالانه که رسوبات مغذی را برای کشاورزی به ارمغان میآوردند، ضعیفتر و نامنظمتر شدند.
- مشکل در حفظ سطح آب زیرزمینی: در گذشته، بارشهای فصلی باعث پر شدن مجدد سفرههای آب زیرزمینی میشدند که منبع اصلی چاههای شهری بودند. با کاهش بارندگی، چاهها شروع به خشک شدن کردند یا آب آنها شور شد (به دلیل نفوذ آب شور از مناطق ساحلی یا کم شدن فشار آب شیرین).
۶.۲. خشکشدن شاخههای فرعی و ناپایداری رودخانهٔ ساراسواتی
یکی از مهمترین شواهد، زوال سکونتگاههایی بود که بر روی رودخانهٔ ساراسواتی (احتمالاً رود غگر-هاگرا) بنا شده بودند. دادههای ماهوارهای و زمینشناسی نشان میدهد که این رودخانهٔ بزرگ در نهایت خشک شد.
خشک شدن این شاخهها به دلیل دو عامل بود: کاهش بارش در مناطق بالادستی و همچنین احتمالاً تغییر مسیر خود رود سند در برخی نقاط که آب را به سمت شاخههای دیگر منحرف میکرد. این امر منجر به از دست رفتن صدها سکونتگاه کوچک و بزرگ در امتداد این رود شد.
۶.۳. اثر بر زیرساختها و اقتصاد شهری
شهرهای بزرگ هاراپا بر پایه کشاورزی پررونق و مازاد تولید بنا شده بودند. زمانی که منابع آب کاهش یافت، پیامدهای اقتصادی زنجیرهوار آغاز شد:
- بحران کشاورزی: مزارع سنتی که برای تولید غلات کافی برای جمعیت شهری طراحی شده بودند، دیگر محصول نمیدادند. افزایش وابستگی به سیستمهای آبیاری با آب چاهها، فشار بیشتری بر سفرههای آب زیرزمینی وارد کرد که جبرانناپذیر بود.
- از کار افتادن سیستم فاضلاب: سیستمهای پیچیدهٔ آبرسانی و فاضلاب شهری نیازمند جریان مداوم آب بودند تا مواد زائد را خارج کنند. با کاهش فشار آب، این سیستمها کارایی خود را از دست دادند و مشکلات بهداشتی در شهرها افزایش یافت.
- توقف ساخت و ساز: شواهد نشان میدهد که پس از ۱۹۰۰ پیش از میلاد، کیفیت ساخت و ساز در موهنجو-دارو به شدت افت کرد. آجرپزی استاندارد متوقف شد و سازههای جدید اغلب با عجله و بدون رعایت اصول مهندسی قبلی ساخته شدند؛ نشانهای قوی از فروپاشی کنترل مرکزی و بحران اقتصادی.
۷. فصل: جابهجایی جمعیت: مهاجرت تدریجی به سوی جنوب و شرق
فروپاشی منابع آب و شکست کشاورزی، جوامع انسانی را مجبور به حرکت کرد. مهاجرت در تمدن سند یک واقعهٔ ناگهانی نبود، بلکه یک فرآیند تدریجی اما پایدار از جابهجایی جمعیت از مناطق شمالی و مرکزی به سمت مناطقی بود که هنوز منابع آبی قابل قبولی داشتند.
۷.۱. خالی شدن شهرهای بزرگ شمالی
موهنجو-دارو و هاراپا، که در هستهٔ خشکترین مناطق شمالی قرار داشتند، اولین مناطقی بودند که از جمعیت خالی شدند. زمانی که ذخایر غذایی کاهش یافت و چاهها خشک شدند، دیگر توجیه اقتصادی یا معیشتی برای ماندن در این مراکز جمعیتی عظیم وجود نداشت.
شواهد باستانشناختی نشان میدهد که در دورهٔ متأخر هاراپا (حدود ۱۹۰۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد)، ساختمانهای عمومی در موهنجو-دارو مورد دستدرازی قرار گرفتند؛ مردم آجرها و مصالح ساختمانی را برای استفاده در مناطق دیگر برمیداشتند. این نشاندهندهٔ پایان یک نظام اجتماعی متمرکز و بازگشت به سکونتگاههای پراکنده و محلی است.
۷.۲. شکلگیری سکونتگاههای کوچکتر و سازگاری
مهاجران به دو جهت اصلی حرکت کردند:
- جنوب به سمت گجرات و مهراشترا: مناطق جنوبیتر (مانند دهلپور در گجرات) که هنوز مقداری بارش موسمی را دریافت میکردند، به مراکز جدیدی تبدیل شدند. این سکونتگاههای جدید (معروف به «فاز پسین هاراپایی» یا Late Harappan) از نظر اندازه و پیچیدگی بسیار کوچکتر بودند.
- شرق به سمت حوضهٔ گنگ: برخی گروهها به سمت شرق و مناطقی که بارشهای زمستانه و تابستانه بهتری داشتند، مهاجرت کردند.
این مهاجرتها منجر به «دهیشدن» (Ruralization) تمدن شد. شهرنشینی پیچیده، که نیازمند مدیریت آب در مقیاس بزرگ و تولید مازاد کشاورزی بود، جای خود را به جوامع کوچکتر کشاورزی داد که میتوانستند با منابع محلی و کمتر قابل اطمینان سازگار شوند.
۷.۳. فروپاشی ساختار تجاری و سیاسی
با پراکنده شدن جمعیت و فروپاشی شهرهای مرکزی، سازماندهی سیاسی و تجاری که مهر و مومها و خط استاندارد بر آن حاکم بود، از بین رفت. نبود یک مرکز قدرتمند برای تأمین امنیت یا مدیریت تبادل کالاها، باعث شد که شبکههای تجاری منطقهای نیز از هم بپاشند. فروپاشی شهری منجر به فروپاشی یکپارچگی فرهنگی شد و تمدن سند، آنگونه که میشناسیم، به مجموعهای از فرهنگهای محلی تبدیل شد که در نهایت با ورود فرهنگهای جدید (از جمله ودایی) ادغام شدند.
۸. فصل: مقایسهٔ دادهها با شواهد فیزیکی: تأیید زمینشناسی
قدرت نظریهٔ خشکسالی اقلیمی در این است که شواهد به دست آمده از مدلسازی کامپیوتری با دادههای فیزیکی مستقیم از سنگها و رسوبات باستانی هماهنگی کامل دارند. این همخوانی میان «بازسازی گذشته» و «آثار باستانی» شواهد مستحکمی را برای نظریهٔ غالب فراهم میکند.
۸.۱. استالاگمیتها و استالاکتیتها (غارها)
غارها، به ویژه غارهای واقع در مناطق مشرف به شبهقاره، مانند شواهد به دست آمده از غارهای هیمالیا یا بخشهای خشکتر جنوب آسیا، آرشیوهای طبیعی دما و رطوبت هستند. سرعت رشد استالاکتیتها و استالاگمیتها مستقیماً به میزان آبی که از سقف غار میچکد و ترکیب شیمیایی آن وابسته است.
- شواهد: تحلیل ایزوتوپهای اکسیژن ((\delta^{18}O)) در این ساختارهای آهکی نشان میدهد که در بازهٔ ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد، نرخ رسوبگذاری به شدت کاهش یافته است. این کاهش در نرخ رسوبگذاری مستقیماً به معنای کاهش شدید و پایدار بارندگی در حوضهٔ بارشی مرتبط با آن غار است. این شواهد فیزیکی، زمانبندی تضعیف موسمی را که توسط مدلها پیشبینی شده بود، تأیید میکنند.
۸.۲. رسوبات دریاچهها و هستههای رسوبی (Lake Cores)
در مناطقی که دریاچههای فصلی یا دائمی وجود داشتهاند (مانند دریاچههای راجستان که بقایای رود ساراسواتی را در خود جای دادهاند)، هستههای رسوبی میتوانند تاریخچهای از پوشش گیاهی و میزان آب در طول زمان ارائه دهند.
- شواهد: هستههای رسوبی از دریاچهٔ لونهار در شمال غرب هند، نشاندهندهٔ یک تغییر ناگهانی در نوع گردههای گیاهی است. پس از حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد، شواهد گیاهان مقاوم به خشکسالی جایگزین گردههای غلات و گیاهان آبدوست شدهاند. علاوه بر این، غلظت نمک در این رسوبات افزایش یافته است که نشاندهندهٔ تبخیر شدیدتر و کاهش ورودی آب شیرین به دریاچهها است.
۸.۳. گردوغبار باستانی و فعالیتهای بادی
خشکسالی و از بین رفتن پوشش گیاهی منجر به افزایش فرسایش بادی میشود. تجمع گردوغبار در لایههای رسوبی (مانند آنچه در دریاها و یخچالهای طبیعی یافت میشود) یک شاخص مستقیم از شرایط خشک است.
- شواهد: افزایش قابل توجهی در غلظت گردوغبار (Aerosols) در لایههای رسوبی مربوط به اواخر دورهٔ هاراپا مشاهده شده است. این امر نشان میدهد که زمینهای کشاورزی حاصلخیز از بین رفته و بیابانزایی در حال وقوع بوده است، که با تضعیف موسمی کاملاً همخوانی دارد.
۹. فصل: تحلیل کارشناسهای دیگر: تأییدی بر اهمیت آب
تئوری فروپاشی اقلیمی نه تنها بر اساس مدلها، بلکه با یافتههای باستانشناسی میدانی و نظرات کارشناسان برجسته در حوزههای مختلف پشتیبانی میشود. این نظریه به نوعی یک فرضیهٔ واحد برای توضیح زوال چندوجهی تمدن سند ارائه میدهد.
۹.۱. اهمیت رود سند و بحران آب شهری
کارشناسانی چون ج. مارک کِنویر (J. Mark Kenoyer)، که تحقیقات گستردهای در حوزهٔ جنوب آسیا انجام داده است، بر این نکته تأکید دارند که سطح بالای شهرسازی و بهداشت در هاراپا، یک شمشیر دو لبه بود. این سیستمها به شدت به نیروی کار و منابع آب فراوان وابسته بودند. زمانی که منابع آب کاهش یافت، نگهداری زیرساختهای پیچیده (مانند پمپ کردن آب از چاههای عمیقتر) بسیار دشوار شد.
کنویر اشاره میکند که حتی اگر کشاورزی در حاشیهٔ رودخانه ادامه پیدا میکرد، مدیریت آب شهری در مقیاس بزرگ (آبرسانی به هزاران نفر در موهنجو-دارو) دیگر پایدار نبود. این امر منجر به کاهش اعتبار مقامات مرکزی شد که نتوانستند خدمات اساسی را حفظ کنند.
۹.۲. تأثیر تغییر مسیر رودخانهها بر کشاورزی: نگاهی به ساراسواتی
تحقیقات زمینشناسانی مانند آریجیت رای (Arijit Ray) و همکارانش، که بر تحلیل مسیرهای رودخانهای در شمال هند متمرکز بودند، اهمیت رودخانهٔ ساراسواتی (یا غگر-هاگرا) را برجسته کردهاند.
آنها نشان دادهاند که این رودخانه که منبع حیاتی برای بسیاری از شهرکهای هاراپایی در شرق بوده است، در اثر تغییرات زمینشناختی و کاهش بارندگی زمستانه (که آب آن را تأمین میکرد) دچار فرسایش و خشکی کامل شده است. کشاورزی در امتداد این رودخانه، که خود اتکای زیادی به کشاورزی دیم یا آبیاری کمعمق داشت، از بین رفت. این امر باعث شد که یک کمربند جمعیتی کامل از تمدن سند به سمت غرب یا جنوب رانده شود.
۹.۳. همبستگی با زوال تمدنهای همجوار
یکی از قویترین تأییدیهها، همزمانی این زوال با بحرانهای مشابه در سایر نقاط جهان است. دوران ۲۲۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد، به عنوان «بحران هزارهٔ سوم پیش از میلاد» شناخته میشود. در این دوره، تمدن اکدی در میانرودان نیز به دلایل اقلیمی (خشکسالی شدید) فروپاشید و مصر میانه نیز دچار یک دورهٔ قحطی و تضعیف سیاسی شد.
این همزمانی جهانی، نشان میدهد که عامل اصلی، تغییرات منطقهای نبوده، بلکه یک تغییر اقلیمی در مقیاس نیمکرهٔ شمالی یا حتی جهانی بوده است که بر سیستمهای وابسته به موسمی شدیدترین تأثیر را گذاشته است.
۱۰. فصل: چرا این پژوهش مهم است؟ درسهایی برای باستانشناسی، اقلیمشناسی و مهاجرت انسانی
تبیین فروپاشی تمدن سند بر پایهٔ شواهد اقلیمی، صرفاً بازنویسی یک فصل از تاریخ باستان نیست؛ بلکه یک مدل مطالعهٔ موردی (Case Study) قدرتمند برای درک تعاملات پیچیدهٔ انسان-محیط است. این پژوهش اهمیت چندرشتهای (Interdisciplinary) بودن علم مدرن را به اثبات میرساند.
۱۰.۱. اهمیت برای باستانشناسی: فراتر از حملهٔ نظامی
این یافتهها، دیدگاه باستانشناسان را نسبت به تمدن سند متحول میسازد. دیگر تمرکز اصلی بر «چه کسی invaders را شکست داد» نیست، بلکه بر «چگونه یک جامعهٔ پیچیده، در برابر فشار محیطی شکست خورد» متمرکز میشود. این امر به ما میآموزد که پیشرفتهترین زیرساختهای مهندسی نیز نمیتوانند ضعفهای اساسی در تأمین منابع اولیه (آب و غذا) را جبران کنند. این پژوهش بر نقش «انطباقپذیری» (Resilience) در بقای تمدنی تأکید دارد.
۱۰.۲. اهمیت برای اقلیمشناسی تاریخی
برای اقلیمشناسان، تمدن سند یک آزمایشگاه طبیعی فراهم میآورد. شبیهسازیهای اقلیمی که نتایج آنها با شواهد فیزیکی (استالاگمیتها، گردهها) تأیید شده است، دقت مدلهای آب و هوایی گذشته را افزایش میدهد. این مدلها به ما کمک میکنند تا بفهمیم چگونه تغییرات کوچک در عوامل جهانی (مانند SST یا فعالیت خورشیدی) میتوانند تأثیرات بزرگ و مخربی بر الگوهای موسمی محلی داشته باشند.
۱۰.۳. مدلسازی مهاجرت انسانی و تغییر فرهنگ
تغییر مسیر جمعیت هاراپایی به سمت جنوب و شرق، الگویی کلاسیک از مهاجرت ناشی از تغییرات اقلیمی را نشان میدهد. این الگوی مهاجرت تدریجی و پراکنده، به جای تهاجمهای بزرگ، روشی است که جوامع در برابر بحرانهای طولانیمدت محیطی اتخاذ میکنند. درک این الگوها در دورهٔ سند، میتواند به درک بهتر موجهای مهاجرتی در تاریخهای بعدی شبهقاره و حتی مهاجرتهای مدرن ناشی از خشکسالی کمک کند.
۱۱. فصل: درسهایی برای آینده: هشدارهای اقلیمی
اگرچه تمدن سند هزاران سال پیش فروپاشید، اما داستان زوال آن یک زنگ خطر قدرتمند برای دنیای امروز است. شباهتهای تکاندهندهای میان چالشهای هاراپا و بحرانهای اقلیمی معاصر وجود دارد.
۱۱.۱. وابستگی بیش از حد به یک منبع واحد
تمدن سند به شدت به ثبات الگوهای موسمی متکی بود. زمانی که این الگوها تغییر کردند، سیستم اقتصادی و اجتماعی آنها که برای شرایط «عادی» طراحی شده بود، نتوانست تاب بیاورد. در دنیای مدرن، بسیاری از ابرشهرهای ساحلی یا مناطق کشاورزی بزرگ جهان، به دلیل الگوهای آب و هوایی تاریخی توسعه یافتهاند. تغییرات اقلیمی فعلی نشان میدهد که این وابستگیها (مانند اتکای شدید به آبراهههای ذوبشده از یخچالهای طبیعی یا موسمیهای قابل پیشبینی) میتوانند بزرگترین نقطه ضعف ما باشند.
۱۱.۲. ناتوانی زیرساخت در برابر تغییرات بلندمدت
موهنجو-دارو دارای سیستم فاضلاب درجه یکی بود، اما این سیستم برای مدیریت شرایط عادی یا حتی قحطیهای کوتاهمدت طراحی شده بود، نه برای خشکسالیهای طولانی چنددههای که در آن چاهها خشک میشدند و جریان آب برای شستشو متوقف میشد. این به ما یادآوری میکند که زیرساختهای ما باید برای مقابله با شدیدترین سناریوهای اقلیمی طراحی شوند، نه فقط میانگینهای تاریخی.
۱۱.۳. فروپاشی آهسته، نه یک لحظهٔ ناگهانی
فروپاشی سند یک رویداد ناگهانی نبود، بلکه زوال صدها ساله بود که در طول آن، جامعه به تدریج سادهتر و متمرکزتر شد. این امر مشابه اخطارهایی است که امروزه در مورد تغییرات اقلیمی دریافت میکنیم: بحرانها اغلب خود را نه با یک فاجعهٔ تلویزیونی، بلکه با فرسایش تدریجی کیفیت زندگی، مهاجرتهای داخلی، و کاهش رشد اقتصادی نشان میدهند.
درس اصلی از فروپاشی سند این است: نابودی یک تمدن بزرگ نیازی به لشکرکشی ندارد؛ گاهی اوقات، تنها نیاز به تضعیف تدریجی آب کافی است.
۱۲. نتیجهگیری قوی، روایی، و علمی
تمدن دره سند، یکی از اولین آزمونهای بزرگ بشریت در مدیریت محیط زیست در مقیاس منطقهای بود. این جامعه، با سازماندهی شهری خیرهکننده و دانش مهندسی پیشرفته، توانست برای قرنها در پهنهٔ خشک شبهقارهٔ هند دوام آورد. اما در نهایت، این نبوغ مدیریتی نتوانست در برابر نیروهای بزرگتر طبیعت بایستد.
پژوهشهای نوین اقلیمی، با استفاده از ابزارهای دقیق مدلسازی و تأیید آنها از طریق دادههای فیزیکی زمینشناسی، روایت فروپاشی را از تهاجم نظامی و بیماری به سمت یک حقیقت علمی و تلخ سوق دادهاند: فروپاشی تمدن سند یک تراژدی اقلیمی بود.
خشکسالیهای شدید، چنددههای و تقریباً همزمان، که از حدود ۲۲۰۰ پیش از میلاد آغاز شدند، ضربهای مهلک بر قلب سیستم آبی تمدن وارد کردند. این بحران، که احتمالاً توسط تغییراتی در الگوهای اقیانوسی-اتمسفری بزرگ (مانند تضعیف موسمی) تشدید شده بود، منجر به فروپاشی کشاورزی، از کار افتادن زیرساختهای شهری وابسته به آب فراوان، و در نهایت، مهاجرت سیستماتیک جمعیت به سوی مناطق با آب و هوای مرطوبتر شد.
هاراپا به ما میآموزد که شکوه شهری و نوآوریهای فناورانه، هرچند حیاتی هستند، اما در نهایت تابع ثبات زیستمحیطی میباشند. تمدنهایی که نتوانند با انعطافپذیری کافی به تغییرات بنیادین در منابع حیاتی خود پاسخ دهند، هرچند باشکوه باشند، محکوم به بازگشت به اشکال سادهتر معیشتی یا نابودی هستند. داستان سند، داستان ما در قرن بیست و یکم است؛ داستانی که در آن، قلمرویی اقلیمی، روایتگر سرنوشت یک تمدن است. این مقاله در ژورنال علمی Communications Earth & Environment انتشار یافته است.
۱۳. بخش ویژه: سوالات متداول (FAQ) دربارهٔ تمدن سند و فروپاشی آن
پرسش ۱: تمدن دره سند در چه بازهٔ زمانی شکوفا بود و چه مناطقی را پوشش میداد؟
پاسخ: تمدن سند (هاراپا) به طور کلی در سه مرحله اصلی شناخته میشود: دورهٔ اولیه (حدود ۳۳۰۰–۲۶۰۰ پ.م.)، دورهٔ اوج یا «متمدن» (حدود ۲۶۰۰–۱۹۰۰ پ.م.) و دورهٔ متأخر (۱۹۰۰–۱۳۰۰ پ.م. که دورهٔ زوال است). در دورهٔ اوج، این تمدن از نظر وسعت جغرافیایی از مصر و میانرودان بزرگتر بود و مناطقی در پاکستان امروزی، شمال غرب هند، بلوچستان و بخشهایی از افغانستان را در بر میگرفت.
پرسش ۲: مهمترین شهرهای تمدن سند کدامها بودند؟
پاسخ: دو شهر بزرگ و شناختهشدهترین آنها عبارتند از موهنجو-دارو (در پاکستان امروزی، که احتمالاً بزرگترین مرکز جمعیتی بود) و هاراپا (نخستین شهری که کشف شد). شهرهای مهم دیگر شامل دوارکا (در گجرات، اگرچه برخی تاریخ آن را متأخر میدانند)، راکگارهی، و لوتال (با بندرگاه منحصربهفردش) هستند.
پرسش ۳: چرا سیستم فاضلاب هاراپا تا این حد پیشرفته تلقی میشود؟
پاسخ: سیستم فاضلاب و آبرسانی در موهنجو-دارو و هاراپا پیشرفتهترین در جهان باستان بود. تقریباً هر خانه دارای چاه آب اختصاصی، حمام و توالتهایی بود که مستقیماً به یک شبکهٔ کانالکشی اصلی در زیر خیابانها متصل میشدند. این کانالها اغلب با آجر پوشیده شده و با دریچههای دسترسی منظم ساخته شده بودند که امکان نگهداری منظم را فراهم میکرد. این سطح از بهداشت عمومی تا قرنها بعد در اروپا تکرار نشد.
پرسش ۴: دلیل اصلی فروپاشی تمدن سند چیست و نظریهٔ غالب امروزی کدام است؟
پاسخ: نظریهٔ غالب در حال حاضر، فروپاشی اقلیمی ناشی از خشکسالی مزمن و شدید است. این نظریه بر اساس شواهد ژئوشیمیایی و مدلسازیهای اقلیمی استوار است که نشان میدهند کاهش شدید بارندگی موسمی در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد، منابع غذایی را نابود کرد و سکونتگاههای شهری را غیرقابل حفظ نمود.
پرسش ۵: تضعیف موسمی چگونه رخ داد و چه چیزی بر آن تأثیر گذاشت؟
پاسخ: تضعیف موسمی تابستانی ناشی از تغییر در گردش اتمسفری بزرگ بود. شواهد نشان میدهد که عواملی مانند تغییرات در دمای سطح اقیانوس هند (به ویژه تغییرات در نوسان دوقطبی اقیانوس هند – IOD) و تضعیف چرخههای النینیو، باعث شد رطوبت کمتری از سمت اقیانوسها به مناطق اصلی سند برسد. این امر منجر به کاهش بارندگی تا ۳۰ الی ۵۰ درصد در طول چندین دهه شد.
پرسش ۶: آیا شواهدی از تهاجم آریاییها به عنوان عامل فروپاشی وجود دارد؟
پاسخ: نظریهٔ تهاجم آریاییها (مهاجرت اقوام هند و آریایی) یک تئوری تاریخی مهم بود اما امروزه مورد تردید جدی است. باستانشناسی در موهنجو-دارو شواهد واضحی از یک جنگ تمامعیار یا قتلعام گسترده که بتواند یک تمدن عظیم را در یک بازهٔ کوتاه نابود کند، ارائه نمیدهد. زوال هاراپا تدریجی بود و با فروپاشی منابع طبیعی سازگارتر است تا نابودی نظامی.
پرسش ۷: شواهد فیزیکی که نظریهٔ خشکسالی را تأیید میکنند، چیستند؟
پاسخ: مهمترین شواهد فیزیکی عبارتند از:
- تحلیل ایزوتوپی استالاگمیتها: نشاندهندهٔ کاهش چشمگیر بارندگی در غارها.
- هستههای رسوبی دریاچهها: نشاندهندهٔ افزایش گیاهان مقاوم به خشکی و افزایش نمک در دریاچههایی که زمانی پر آب بودند.
- افزایش گردوغبار (Aerosols): نشاندهندهٔ فرسایش بادی ناشی از زوال پوشش گیاهی.
پرسش ۸: نقش رودخانهٔ ساراسواتی (غگر-هاگرا) در فروپاشی چه بود؟
پاسخ: رودخانهٔ ساراسواتی (که بسیاری از محققان آن را با رودخانهٔ خشکشدهٔ غگر-هاگرا یکی میدانند) منبع حیاتی آب برای بخش شرقی تمدن سند بود. شواهد نشان میدهد که این رودخانه در همان بازهٔ زمانی زوال تمدن، به دلیل تغییرات زمینشناسی و کاهش بارندگیهای زمستانه، خشک شده است. از دست رفتن این منبع، صدها سکونتگاه را نابود کرد و فشار مهاجرت را افزایش داد.
پرسش ۹: چرا شهرهای بزرگ مانند موهنجو-دارو متروکه شدند؟
پاسخ: شهرها به دلیل عدم توانایی در تأمین منابع اساسی متروکه شدند. شهرنشینی پیچیده نیازمند مازاد کشاورزی بزرگ است. وقتی خشکسالی باعث شد کشاورزی در مناطق اطراف نتواند جمعیت شهر را تغذیه کند، مردم برای یافتن آب و زمین قابل کشت، به مناطق جنوبی یا شرقی که هنوز منابع آبی داشتند، مهاجرت کردند. این مهاجرت، ساختار اجتماعی و اقتصادی شهرها را از درون متلاشی کرد.
پرسش ۱۰: آیا تمدن سند کاملاً ناپدید شد؟
پاسخ: خیر. تمدن سند به صورت یکپارچه و با ساختارهای شهری خود ناپدید شد، اما مردم آن متلاشی نشدند. آنها به مناطق دیگر مهاجرت کرده و در سکونتگاههای کوچکتر و سازگارتر (فاز پسین هاراپایی) به زندگی ادامه دادند. این جمعیتها در نهایت با فرهنگهای جدیدی که وارد منطقه شدند، ادغام شدند و تأثیرات فرهنگی، کشاورزی و تکنولوژیک آنها در فرهنگهای بعدی شبهقاره (مانند فرهنگ ودایی) باقی ماند.
پرسش ۱۱: چه شباهتی میان فروپاشی سند و بحرانهای اقلیمی امروز وجود دارد؟
پاسخ: شباهت اصلی در وابستگی شدید به ثبات اقلیمی است. تمدن سند بیش از حد بر یک الگوی آب و هوایی خاص (موسمی) متکی بود. امروزه، افزایش دما، تغییر الگوهای بارندگی جهانی، و تشدید خشکسالیها، تمدنهای مدرن را در مناطقی مانند خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا با تهدیدات مشابهی مواجه میسازد. سند نشان میدهد که فروپاشی میتواند بدون جنگ، صرفاً از طریق کمبود آب رخ دهد.
پرسش ۱۲: آیا خط نوشتاری سند رمزگشایی شده است؟
پاسخ: خیر. خط نوشتاری تمدن سند همچنان رمزگشایی نشده است. این امر درک کامل انگیزههای اجتماعی، مذهبی یا سیاسی آنها را دشوار میسازد. کتیبهها بسیار کوتاه هستند و فاقد یک متن طولانی برای اعمال روشهای رمزگشایی استاندارد هستند. این یکی از بزرگترین چالشهای باقیمانده در پژوهشهای هاراپا است.