زمین علیه انسان؛ راز زلزلههایی که خودمان رقم میزنیم!
زمین علیه انسان؛ راز زلزلههایی که خودمان رقم میزنیم!
۱. زمین در برابر انسان
بشر همواره در تلاش برای تسلط بر طبیعت، منابع زیرزمینی را استخراج کرده، ذخایر عظیم انرژی را به کار گرفته و مسیر رودخانهها را تغییر داده است. تصور غالب این بود که پوسته زمین، به ویژه در مناطقی که از نظر تکتونیکی فعال نیستند، یک بستر ثابت و قابل اتکا است. با این حال، شواهد علمی فزایندهای وجود دارند که این تصور را به چالش میکشند. زمین دیگر صرفاً یک تماشاگر منفعل در برابر فعالیتهای ما نیست؛ بلکه واکنشی مستقیم و گاهی ویرانگر به این دخالتها نشان میدهد. این واکنشها، در قالب «زمینلرزههای انسانساخت» یا «لرزهخیزی القاشده» (Induced Seismicity) بروز میکنند.
مفهوم زلزلههای انسانساخت، پیش از آنکه به یک نگرانی جهانی تبدیل شود، عمدتاً در مناطق با فعالیتهای استخراجی سنگین مطرح بود. اما تحولات اخیر، بهویژه در اروپا، نشان داد که گسلهای خفته در مناطق به ظاهر پایدار نیز میتوانند با تغییرات جزئی در فشار سیالات یا تنشهای مکانیکی بیدار شوند. حادثه خرونینگن در هلند، به عنوان نماد این پدیده، توجهات جهانی را به سمت تأثیرات مخرب فعالیتهای صنعتی معطوف کرد. این حادثه، زلزلهای کوچک اما با پیامدهای بزرگ اجتماعی و اقتصادی، پرده از رازی برداشت که در زیر پای ما پنهان بود: انسان با فعالیتهای خود، میتواند محرک لرزش زمین باشد.
در این مقاله، ما به سفری علمی-روایی در دنیای زلزلههای انسانساخت خواهیم رفت. هدف، درک سازوکارهای فیزیکی پشت این پدیده، بررسی نمونههای جهانی، و تحلیل پیامدهای بالقوه این تعامل پرخطر میان فعالیتهای صنعتی بشر و ژئودینامیک زمین است. ما به این پرسش اساسی پاسخ خواهیم داد که چگونه فعالیتهای ما در استخراج انرژی، سدسازی، یا حتی تأمین انرژی پاک، میتواند پیوندهای سنگی را گسسته و انرژی انباشته شده در طول میلیونها سال را در کسری از ثانیه آزاد کند.
۲. زمینلرزههای طبیعی و انسانساخت: تفاوت بنیادین
برای درک زلزلههای انسانساخت، ابتدا باید تعریفی روشن از زلزله طبیعی داشته باشیم.
مبانی فیزیکی گسلها و انرژی لرزهای
زمینلرزه پدیدهای است که در نتیجه آزادسازی ناگهانی انرژی انباشته شده در پوسته زمین رخ میدهد. این انرژی در اثر حرکت تکتونیکی صفحات زمین در امتداد گسلها (Faults) تجمع مییابد. گسلها، در واقع، شکستها یا صفحاتی هستند که دو توده سنگی مجاور یکدیگر را از هم جدا میکنند. این حرکت مداوم اما آهسته، باعث ایجاد تنش برشی (Shear Stress) و فشار عمودی (Normal Stress) در طول گسل میشود.
در شرایط عادی، اصطکاک (Friction) بین دو طرف گسل مانع از لغزش میشود. اما وقتی تنش برشی بر نیروی اصطکاک غلبه میکند، سنگها به طور ناگهانی میلغزند. این لغزش سریع، امواج انرژی را در قالب امواج P و S در سراسر زمین منتشر میکند که ما آن را به عنوان زلزله تجربه میکنیم. مقدار انرژی آزاد شده از طریق مقیاسهایی مانند ریشتر یا بزرگی لحظهای (Moment Magnitude) اندازهگیری میشود.
[
M_w = \frac{2}{3} \log_{10}(M_0) – 10.7 ]
که در آن $M_w$ بزرگی لحظهای و $M_0$ گشتاور لرزهای (مقیاس فیزیکی انرژی آزاد شده) است.
تمایز میان لرزشهای طبیعی و تحریکی
تفاوت اصلی بین زلزلههای طبیعی و انسانساخت در منشأ تحریک (Causality) است.
زلزلههای طبیعی (Tectonic Earthquakes):
این زلزلهها ناشی از نیروهای بزرگ تکتونیکی در مرزهای فعال صفحات زمین (مانند کمربند آتش اقیانوس آرام) هستند. انرژی در این مناطق به طور مداوم در حال انباشت است و شکستها در عمقهای زیاد (معمولاً بیش از ۱۰ کیلومتر) و در مناطقی با نرخ تغییر شکل بالا رخ میدهند.
زلزلههای انسانساخت (Induced Earthquakes):
این زلزلهها در اثر دخالت مستقیم فعالیتهای انسانی در محیط سنگی زیرسطحی ایجاد میشوند. نیروی محرک اصلی، نه نیروهای تکتونیکی در حال انباشت، بلکه تغییر در حالت تنش محلی (Local Stress State) ناشی از فعالیتهای ما است.
مهمترین مکانیسم در زلزلههای انسانساخت، تغییر فشار سیالات (آب، نفت، گاز یا سیالات تزریقی) در نزدیکی گسلهای از پیش موجود است. این تغییرات، بهویژه افزایش فشار منفذی (Pore Pressure)، نیروی اصطکاک مؤثر (Effective Normal Stress) را کاهش میدهد و باعث میشود گسل زودتر از زمان پیشبینیشده طبیعی، لغزش پیدا کند.
اگر نیروی اصطکاک مؤثر $(\sigma_{eff})$ را بر اساس تنش مؤثر کلی $(\sigma_n)$ و فشار منفذی $(P_p)$ تعریف کنیم:
[ \sigma_{eff} = \sigma_n – P_p ] افزایش $P_p$ مستقیماً $\sigma_{eff}$ را کاهش میدهد و آستانه لغزش گسل را پایین میآورد.
زلزلههای انسانساخت معمولاً در عمقهای کمتری (اغلب کمتر از ۵ کیلومتر) رخ میدهند و بزرگی آنها بهندرت از ۶ ریشتر فراتر میرود، هرچند که اثرات مخربشان به دلیل نزدیکی به سطح، میتواند بسیار محسوس باشد. اما نقطهٔ حیاتی این است که این زلزلهها در مناطقی رخ میدهند که هیچ انتظار زلزلهخیزی بالایی از آنها نمیرود؛ مناطقی که تحت عنوان مناطق داخلیصفحهای (Intraplate) شناخته میشوند.
۳. روایت خرونینگن؛ آرامشِ فریبندهای که شکست
میدان گاز طبیعی خرونینگن در شمال هلند، یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان است. استخراج گاز از این میدان، از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و میلیونها متر مکعب گاز به سراسر اروپا پمپاژ شد. اما این منبع ثروت، بهای سنگینی برای مردم منطقه به همراه داشت.
در طول دههها، محققان و ساکنان محلی افزایش فعالیتهای لرزهای کوچک را در نزدیکی محل استخراج گزارش میکردند. اما نقطه عطف، صبح روز ۱۶ آگوست ۲۰۱۲ بود، زمانی که زلزلهای با بزرگی ۳٫۶ ریشتر روستای هویزینگه (Huizinge) را لرزاند. این زلزله، هرچند از نظر مقیاس بزرگ نبود، اما در منطقهای با سابقه لرزهخیزی تاریخی بسیار پایین، خسارات قابل توجهی به ساختمانها وارد کرد و موجب وحشت عمومی شد.
تحلیل علمی وقوع زلزله
دانشمندان هلندی، از جمله یوهانا فان دینتر (Joan van Dinther) از دانشگاه اوترخت، به سرعت ارتباط مستقیم این رویداد را با فرآیند استخراج گاز کشف کردند. میدان خرونینگن بر روی یک گسل نه چندان فعال به نام “گسل جنوب خرونینگن” قرار دارد.
هنگامی که گاز از مخزن سنگ متخلخل استخراج میشود، فشار درون مخزن به شدت کاهش مییابد. این کاهش فشار، باعث میشود که تنشهای مکانیکی وارد بر سنگهای اطراف مخزن و گسلها تغییر کنند. در حالت طبیعی، فشار سیالات درون روزنههای سنگ (Pore Pressure) به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر لغزش گسل عمل میکند. با کاهش گاز، فشار منفذی نیز کاهش مییابد، که منجر به افزایش نیروی اصطکاک مؤثر بر روی گسل میشود و این امر در نهایت به لغزش گسل و آزادسازی انرژی منجر میگردد.
در مورد خرونینگن، مدلسازیها نشان دادند که فعالیتهای استخراجی در عمق حدود ۳ کیلومتری، به مرور زمان، منجر به تحریک گسلی شد که در حالت طبیعی ممکن بود صدها سال دیگر یا هرگز فعال نشود. زلزله ۲۰۱۲ دقیقاً در ناحیهای رخ داد که تغییرات فشار در آنجا به بالاترین حد خود رسیده بود. این رخداد، ثابت کرد که فعالیتهای صنعتی میتوانند بر تعادل حساس نیروها در پوسته زمین تأثیر بگذارند و سکوت میلیونها ساله یک گسل را در هم بشکنند.
۴. فیزیک شکست گسلهای خفته
چگونه یک گسل که برای هزاران سال پایدار بوده است، ناگهان در اثر فعالیتهای صنعتی فعال میشود؟ پاسخ در رفتار پیچیده سنگها تحت تنش طولانی و تأثیر سیالات نهفته است.
رفتار سنگها و بازسازی پیوندها
سنگها در اعماق زمین، تحت فشار و دمای بالا قرار دارند. حتی گسلهایی که از نظر تکتونیکی غیرفعال به نظر میرسند، دائماً در معرض نیروهای بسیار ضعیفی هستند که در طول زمان باعث تغییر شکلهای میکروسکوپی و تلاش برای ترمیم یا بازسازی پیوندهای بیندانهای (Inter-granular Bonds) میشوند.
وقتی یک گسل در منطقهای با تنش پایین (مانند مناطق داخلیصفحهای) وجود دارد، اصطکاک بین دو طرف گسل اغلب به اندازهای است که از لغزش جلوگیری کند. در واقع، گسل «قفل» شده است.
مدلسازی کامپیوتری و شبیهسازی (فان دینتر و همکاران)
پژوهشهای پیشرفته، از جمله کار تیم فان دینتر، از مدلهای عددی پیچیده برای شبیهسازی نحوه پاسخ گسلها به تغییرات فشار استفاده میکنند. این مدلها تنشهای برشی، نرمال و فشار منفذی را در یک حجم سنگی دینامیک محاسبه میکنند.
آنها نشان دادند که تحریک گسلها در مناطق کمعمق، نیازمند رسیدن به یک آستانه بحرانی است. در سناریوی خرونینگن، هدف کاهش فشار در مخزن گاز بود. این کاهش، منجر به تغییر در مسیر تنش (Stress Trajectory) و اعمال نیروی برشی بیشتر بر گسل شد.
به طور دقیقتر، در یک سیستم سنگی، نرخ لغزش گسل (Velocity of Slip) تابعی از تنش اعمالی، دمای سیالات و لزومت سیال است. هنگامی که فشار سیال کاهش مییابد، تنش مؤثر افزایش مییابد و گسل شروع به خزش (Creep) میکند. اگر این خزش به سرعت کافی نرسد و تنش در نقاط خاصی به سرعت افزایش یابد، شکست ناگهانی (Rupture) رخ میدهد.
مدلهای فان دینتر نشان دادند که اگر نرخ کاهش فشار در نزدیکی گسل از یک حد معینی تجاوز کند، فرآیند بازسازی پیوندها در سنگهای اطراف شکسته میشود و یک واکنش زنجیرهای لرزهای آغاز میگردد. این مطالعات، تفاوت کلیدی را آشکار کردند: زلزله طبیعی نتیجه انباشت انرژی در طول زمانهای طولانی است، در حالی که زلزله انسانساخت اغلب نتیجه تغییر ناگهانی و سریع در موازنه تنش محلی است.
۵. مناطق تکتونیکی پایدار: چرا هنوز میلرزند؟
مناطق داخلیصفحهای (Intraplate regions)، مناطقی هستند که در مرکز یا دور از مرزهای اصلی صفحات تکتونیکی قرار دارند. انتظار میرود این مناطق نسبتاً پایدار باشند و نرخ لرزهخیزی بسیار پایینی داشته باشند. با این حال، مشاهده زلزلههای انسانساخت در مناطقی مانند اوکلاهما، فلات دکن هند، و خود هلند، این مفهوم را زیر سؤال برده است.
گسلهای پنهان در سکوت
حتی در مناطق پایدار، پوسته زمین حاوی شبکهای پیچیده از گسلهای قدیمی و از نظر تکتونیکی غیرفعال است. این گسلها ممکن است در اثر تنشهای محیطی بسیار ضعیفی در طول میلیونها سال به آرامی در حال ترمیم یا اصلاح باشند. پیوندهای بیندانهای در این گسلها ممکن است ضعیف شده باشند و تنها به یک «تکان کوچک» برای لغزش نیاز داشته باشند.
در مناطقی مانند فلات دکن در هند، زلزلههای متعددی ثبت شده که ارتباط مستقیمی با پروژههای بزرگ سدسازی یا فعالیتهای استخراجی دارند. این مناطق اغلب دارای گسلهای کمعمق (Shallow Faults) هستند که به دلیل فاصله کم تا سطح، با کمترین مقدار لغزش، اثرات مخرب خود را نشان میدهند.
کمعمق بودن، ریسک را افزایش میدهد
نکته مهم در مورد زلزلههای تحریکی، عمق وقوع آنهاست. در حالی که زلزلههای بزرگ طبیعی اغلب در عمقهای ۲۰ تا ۱۰۰ کیلومتری رخ میدهند، زلزلههای انسانساخت معمولاً در عمق ۱ تا ۵ کیلومتری متمرکز هستند.
تأثیر فاصله تا سطح:
انرژی لرزهای با فاصله گرفتن از مرکز زلزله، با ضریبی از فاصله تضعیف میشود. بنابراین، یک زلزله ۳ ریشتری در عمق ۱ کیلومتری، انرژی بسیار بیشتری را به سطح منتقل میکند تا همان زلزله در عمق ۱۰ کیلومتری. این ویژگی توضیح میدهد که چرا زلزلههای نسبتاً کوچک ناشی از فعالیتهای صنعتی میتوانند خسارات زیادی به زیرساختهای محلی وارد آورند. در این مناطق، گسلهای خفته مانند فنرهای فشرده عمل میکنند که فقط نیاز به ماشهای دارند که توسط فعالیتهای انسانی فراهم میشود.
۶. چگونه بشر گسلها را بیدار میکند؟
فعالیتهای صنعتی متعددی میتوانند تعادل تنش در زیرسطح را به هم بزنند. این فعالیتها عمدتاً بر دو پارامتر اصلی تأثیر میگذارند: تغییر بار مکانیکی (تغییر وزن) و تغییر فشار سیالات.
الف) استخراج نفت و گاز و تغییر فشار اعماق زمین
همانطور که در مورد خرونینگن دیدیم، استخراج هیدروکربنها (نفت و گاز) منجر به کاهش شدید فشار منفذی در مخزن میشود. این امر نه تنها به کاهش اصطکاک کمک میکند، بلکه گاهی اوقات باعث فرونشست زمین در سطح میشود که خود نوعی تغییر بار مکانیکی است.
مکانیسم: کاهش حجم سیال در محیط متخلخل باعث تراکم سنگ و افزایش جزئی تنش عمودی مؤثر در نزدیکی دیوارههای گسل میشود، اما اثر اصلی کاهش فشار منفذی است که آستانه لغزش را پایین میآورد.
ب) تزریق پساب و سیالات حفاری (Wastewater Injection)
یکی از شایعترین دلایل زلزلههای انسانساخت در ایالات متحده، بهویژه در اوکلاهما، تزریق مقادیر عظیم پسابهای صنعتی (به ویژه پساب حاصل از استخراج نفت شیل) به چاههای دفع عمیق است.
مکانیسم: این سیالات، اغلب آب حاوی نمک و مواد شیمیایی، به اعماق زمین و اغلب در مجاورت گسلهای شناختهشده تزریق میشوند. تزریق با نرخ بالا و فشار زیاد، باعث افزایش چشمگیر فشار منفذی در طول گسل میشود. این افزایش فشار، اصطکاک مؤثر را به سرعت کاهش داده و گسل را در آستانه شکست قرار میدهد.
[
\text{افزایش تزریق} \implies \uparrow P_p \implies \downarrow \sigma_{eff} \implies \text{تحریک گسل} ]
ج) پروژههای سدسازی و تغییر وزن پوسته (Reservoir Induced Seismicity – RIS)
سدها و مخازن آب بسیار بزرگ (مانند دریاچه کاریبا یا سد کوینا) صدها میلیون تن آب را در مناطق وسیعی جمعآوری میکنند. این وزن عظیم، تنش عمودی جدیدی بر پوسته زمین تحمیل میکند.
مکانیسم دوگانه:
۱. تأثیر مکانیکی: وزن آب، تنش عمودی را افزایش میدهد که میتواند باعث فشرده شدن گسل و لغزش در جهت تنشهای برشی موجود شود. ۲. تأثیر هیدرولیکی: نفوذ آب از مخزن به درون سنگهای اطراف و پر کردن ترکها و گسلها، فشار منفذی را افزایش داده و اصطکاک را کاهش میدهد. این اثر هیدرولیکی معمولاً عامل اصلی تحریک زلزله در سدهای بزرگ تلقی میشود.
د) انرژی زمینگرمایی و خطرات لرزهخیزی القاشده (EGS)
سیستمهای انرژی زمینگرمایی تقویتشده (EGS) شامل تزریق آب با فشار بالا به سنگهای داغ خشک زیرسطحی برای ایجاد شکافها و استخراج گرما هستند. این فرآیند ذاتاً با تحریک لرزهای همراه است.
مکانیسم: تزریق مایعات با فشار بسیار بالا به طور مصنوعی باعث باز شدن (یا بزرگ شدن) شکستهای طبیعی در سنگها میشود تا یک شبکه نفوذپذیر برای گردش آب ایجاد شود. این فرآیند مستقیماً باعث تحریک لغزش در گسلهای نزدیک میشود، همانطور که در پروژه بازل سوئیس مشاهده شد.
ه) معدنکاری و حفاریهای عمیق صنعتی
فعالیتهای معدنی (به ویژه استخراج زیرسطحی) با برداشتن حجم زیادی از سنگ، باعث ایجاد فضاهای خالی (Voids) و تغییر بار مکانیکی میشوند. این تغییرات میتوانند باعث ناپایداری محلی و فروپاشی سقف معادن شوند که در مقیاسهای کوچکتر به عنوان لرزشهای ریز قابل ثبت است. حفاریهای عمیق برای مقاصد علمی یا اکتشافی نیز اگر به گسلهای حساس نزدیک شوند، میتوانند با تغییرات فشار در ته چاه، محرک باشند.
۷. زنجیرهٔ تنش و آزادسازی انرژی
درک عمیقتر زلزلههای انسانساخت نیازمند فهم این است که چگونه انرژی پتانسیل، که توسط فعالیتهای ما تحریک شده، به انرژی جنبشی (لرزش) تبدیل میشود.
فرآیند تجمع نیرو در گسلهای درحال ترمیم
در طول دورههای غیرفعال (از دیدگاه تکتونیکی)، گسلها ممکن است در حالت «در حال ترمیم» باشند. در این حالت، اگر نیروهای تکتونیکی بسیار ضعیف باشند، ممکن است سیلیس یا مواد معدنی دیگر در شکافها تهنشین شده و پیوندهای سنگی موقتی ایجاد کنند که گسل را قفل میکند.
فعالیتهای انسانی با اعمال فشار یا کاهش فشار، این پیوندهای موقت را تحت تأثیر قرار میدهند. اگر فعالیت صنعتی (مثلاً تزریق آب) به گونهای باشد که فشار منفذی را به سطحی برساند که اصطکاک مؤثر به صفر نزدیک شود، مقاومت گسل در برابر لغزش تقریباً از بین میرود.
مکانیسم شکست ناگهانی (Rupture Propagation)
شکست ناگهانی در گسلها یک فرآیند خودکار (Self-Propagating) است. هنگامی که تنش در یک نقطه از گسل از آستانه شکست فراتر رود، لغزش آغاز میشود. این لغزش، تنش را از نقطه شکست به نقاط مجاور منتقل میکند. اگر این انتشار با سرعت بالا و بدون وقفه پیش رود، یک زلزله بزرگ رخ میدهد.
در زلزلههای انسانساخت:
- شروع محلی: تزریق یا استخراج باعث میشود یک بخش کوچک از گسل به نقطه شکست برسد.
- انتشار کنترلشده: چون این گسلها اغلب در مناطق داخلیصفحهای قرار دارند و فاقد تنشهای تکتونیکی بزرگ هستند، انتشار لغزش ممکن است در یک امتداد کوتاه متوقف شود. این امر منجر به زلزلههای با بزرگی متوسط یا کوچک (مثلاً زیر ۵ ریشتر) میشود.
- تأثیر عمق: به دلیل عمق کم، انرژی به سرعت به سطح میرسد.
مقایسه مدت زمان بازسازی و رهایی انرژی
ویژگیزلزله طبیعی (تکتونیکی)زلزله انسانساخت (تحریکی)دوره انباشت انرژیهزاران تا میلیونها سالروزها تا چند دههمکانیزم اصلی تحریکحرکت صفحات در مرزهاتغییر فشار سیال یا بار مکانیکیعمق متوسط۱۰ تا ۱۰۰ کیلومتر۱ تا ۵ کیلومترسرعت تغییر تنشبسیار آهسته و پیوستهسریع و نقطهایدامنه بزرگی معمولمتوسط تا بسیار بزرگ (۷+)کوچک تا متوسط (زیر ۵)
در واقع، فعالیتهای صنعتی زمان انباشت انرژی مورد نیاز برای شکست یک گسل را به شدت کوتاه میکنند.
۸. نمونههای جهانی زلزلههای انسانساخت
فهرست مکانهایی که در آنها فعالیتهای صنعتی منجر به لرزشهای قابل توجه شدهاند، طولانی است و نشاندهنده گستردگی این پدیده در سراسر جهان است.
زلزلهٔ سیچوان ۲۰۰۸ (سد زیپینگپو، چین)
یکی از بحثبرانگیزترین نمونهها، زلزله بزرگ سیچوان در سال ۲۰۰۸ بود که بیش از ۸۷ هزار کشته بر جای گذاشت. اگرچه برخی زلزلهشناسان آن را زلزلهای تکتونیکی با ارتباط احتمالی با فشار سد میدانند، اما شواهد قویای وجود دارد که سد زیپینگپو (Zipingpu Dam)، که یک سال پیش از زلزله پر شد، نقش مهمی در تحریک گسلهای موجود در منطقه داشته است. این سد با ارتفاع بیش از ۲۳۰ متر، حجم عظیمی آب را در منطقهای از نظر لرزهخیزی ناپایدار ذخیره کرد و فشار هیدرولیکی قوی ایجاد نمود که گسل فعال Longmenshan را تحریک کرد.
اوکلاهما ۲۰۱۱ و پونی ۲۰۱۶ (تزریق پساب، آمریکا)
اوکلاهما از یک ایالت با فعالیت لرزهای بسیار پایین، به یکی از لرزهخیزترین مناطق ایالات متحده تبدیل شد. بیشترین فعالیت لرزهای در سال ۲۰۱۱ ثبت شد که به زلزله ۳٫۷ ریشتری در نزدیکی شهر پونی (Ponca City) منجر شد. تحقیقات USGS به وضوح نشان دادند که این افزایش لرزهخیزی، مستقیماً با افزایش چشمگیر تزریق پسابهای نفت و گاز به گمانههای دفع عمیق مرتبط است. این منطقه نمونه بارز تحریک گسلهای کمعمق از طریق فشار منفذی است.
گورخا ۲۰۱۵ (نپال، نیروگاههای آبی)
زلزله ۷٫۸ ریشتری نپال در سال ۲۰۱۵ یک رویداد تکتونیکی بزرگ بود، اما برخی تحلیلها حاکی از آن است که پروژههای آبی در منطقه، مانند نیروگاههای برقآبی در حال ساخت، ممکن است به عنوان یک عامل کمکی یا کاتالیزور عمل کرده باشند، هرچند تأثیر آن نسبت به نیروهای بزرگ تکتونیکی، ثانویه بوده است.
کویناناگر ۱۹۶۷ (سد کوینا، هند)
این حادثه یکی از اولین نمونههای مستند زلزلههای القاشده توسط سدها بود. سد کوینا در ایالت مهاراشترا، در زمان پر شدن در دهه ۱۹۶۰، باعث افزایش فعالیتهای لرزهای شد که به زلزله ۶٫۳ ریشتری در سال ۱۹۶۷ منجر شد. این زلزله خسارات گستردهای به جای گذاشت و نقطه عطفی در درک خطرات سدسازی بود.
دریاچه کاریبا (زامبیا–زیمبابوه، دهه ۱۹۶۰)
پس از ساخت سد کاریبا، بزرگترین سد جهان از نظر حجم آب، فعالیتهای لرزهای در منطقه آغاز شد. در ابتدا، زلزلههای کوچک رخ دادند، اما در سال ۱۹۶۳، یک زلزله ۴٫۹ ریشتری منطقه را لرزاند. این پدیده نشان داد که حتی ساختارهای زمینشناختی بسیار بزرگ نیز در برابر تغییرات بار مکانیکی ناشی از حجم عظیم آب، حساس هستند.
بازل ۲۰۰۶–۲۰۰۸ (پروژه زمینگرمایی، سوئیس)
این پروژه در تلاش بود تا با تزریق آب با فشار بالا به سنگهای گرم در عمق حدود ۵ کیلومتری، انرژی زمینگرمایی استخراج کند (EGS). تزریق مایعات باعث ایجاد شکافهای جدید و لغزش گسلهای موجود شد که در نهایت به زلزلهای با بزرگی ۳٫۴ ریشتر در سال ۲۰۰۶ انجامید. این زلزله منجر به توقف کامل پروژه و پرداخت خسارت به ساکنان شد و یکی از برجستهترین هشدارهای اروپا در مورد انرژی زمینگرمایی بود.
راکی مانتین، کلرادو (تزریق عمیق، دهه ۱۹۶۰)
در دهه ۱۹۶۰، برنامه آزمایشهای اتمی زیرزمینی (Project Plowshare) در آمریکا از تزریق سیالات به منظور آزمایشهای زمینشناسی استفاده میکرد. تزریق آب با فشار بالا در نزدیکی منطقه راکی مانتین باعث وقوع دهها زلزله شد که پس از توقف تزریق، فعالیت لرزهای متوقف گردید.
پوهانگ ۲۰۱۷ (زمینگرمایی، کرهجنوبی)
کره جنوبی در تلاش برای توسعه انرژی زمینگرمایی، پروژهای مشابه بازل را در منطقه پوهانگ اجرا کرد. تزریقهای مکرر منجر به لرزشهای متوالی شد که اوج آن یک زلزله ۴٫۵ ریشتری در سال ۲۰۱۷ بود. این رویداد باعث شد دولت کره جنوبی تعهدات نظارتی خود را در پروژههای زمینگرمایی به شدت بازنگری کند.
۹. دیدگاههای علمی و هشدار متخصصان
افزایش آگاهی نسبت به زلزلههای انسانساخت، دیدگاههای سنتی در مورد خطرات زمینشناسی را تغییر داده است. متخصصان بر این باورند که باید در هر پروژه زیرسطحی بزرگ، یک ارزیابی ریسک لرزهخیزی القاشده انجام شود.
دانیل فولکنر (Daniel Faulkner)، استاد دانشگاه لیورپول، و همکارانش تأکید میکنند که خطای اصلی در گذشته، نادیده گرفتن گسلهای کمعمق و غیرفعال بوده است. او میگوید: “ما برای ساختن یک سد یا حفاری یک چاه گاز، فرآیندهایی را در مقیاس زمینشناسی آغاز میکنیم. اگر گسلها از قبل در حالت تنش بالا باشند، تنها یک فشار کوچک برای رهایی انرژی انباشته شده کافی است.”
زلزلهشناسان امروزه اصرار دارند که مفهوم “مناطق بدون خطر لرزهای” باید منسوخ شود، به خصوص زمانی که فعالیتهای ما شامل تزریق سیالات با فشار بالا یا تغییر بارهای عظیم باشد.
لزوم شناخت دقیق گسلهای زیرسطحی:
اگرچه نقشهبرداریهای سطحی میتوانند گسلهای بزرگ فعال را نشان دهند، گسلهای تحریکی اغلب کوچکتر، کمعمقتر و در مناطقی قرار دارند که در نقشههای لرزهخیزی سنتی لحاظ نشدهاند. این امر مستلزم استفاده از تکنیکهای لرزهنگاری پیشرفته (مانند شبکههای متراکم سنسورها) برای ترسیم دقیق گسلها در اعماق ۵ کیلومتری است که مستقیماً با عملیات صنعتی در ارتباط هستند.
۱۰. پژوهش فان دینتر و تیم اوترخت؛ نتایج و پیامدها
پژوهشهای تیم فان دینتر (که در بخش ۴ به آن اشاره شد) نه تنها رابطه علت و معلولی در خرونینگن را تأیید کرد، بلکه چارچوبی فنی برای پیشبینی و مدیریت این پدیده ارائه داد.
مدلسازی تنش در گسلهای کمعمق
مدلسازی آنها نشان داد که تحریک گسلهای کمعمق به دلیل خاصیت استحکام پایینتر (Lower Strength) در این عمقها و نزدیکی به سطح، سریعتر رخ میدهد. در عمقهای زیاد، فشار سیالات باید بر تنشهای تکتونیکی غالب غلبه کند که بسیار دشوار است. اما در عمقهای کم، تنشهای تکتونیکی محیطی ضعیفتر هستند و تغییر فشار سیال تأثیر بهمراتب بیشتری دارد.
نقش اصطکاک، فشار سیالات و سرعت تزریق
کلید کنترل لرزهخیزی در این مدلها، برهمکنش بین سه عامل اصلی است:
- اصطکاک گسل ($\mu$): هرچه اصطکاک بالاتر باشد، پایداری بیشتر است.
- فشار سیالات ($P_p$): افزایش آن، پایدارکننده را تضعیف میکند.
- سرعت تزریق (Rate of Injection): این عامل بسیار حیاتی است. اگر تزریق با نرخ بسیار آهسته انجام شود، به سنگ فرصت میدهد تا انرژی اضافی را از طریق خزش و فرسایش تدریجی آزاد کند، بدون اینکه به آستانه شکست برسد.
[
\text{شرط شکست: } \tau > \mu (\sigma_n – P_p) ]
اگر سرعت تزریق، سرعت بحرانی (Critical Rate) را رد کند، تنش برشی ($\tau$) سریعتر از آنکه اصطکاک بتواند با کاهش $P_p$ آن را مهار کند، افزایش مییابد و زلزله رخ میدهد.
توصیههای عملی برای شرکتهای استخراجی
تیم فان دینتر و سایر متخصصان، توصیههای عملیاتی زیر را ارائه کردهاند:
- پایش میکرولرزهای: نظارت ۲۴ ساعته و لحظهای بر کوچکترین لرزشها در نزدیکی گسلهای مورد نظر.
- محدودیت فشار تزریق: تعیین حداکثر فشار مجاز برای جلوگیری از فراتر رفتن از آستانه شکست.
- کاهش نرخ تزریق: در صورت مشاهده افزایش فعالیت لرزهای، نرخ تزریق باید به شدت کاهش یابد تا گسل بتواند به حالت پایدار بازگردد.
- انتخاب گمانههای ایمن: تزریق باید در مناطقی با گسلهای شناختهشده یا ضعیف انجام نشود.
۱۱. پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی
تأثیرات زلزلههای انسانساخت فراتر از لرزشهای لحظهای است و ابعاد گستردهای در سیاستگذاری، اقتصاد و ایمنی عمومی دارد.
تأثیر بر زیرساختها و ایمنی عمومی
اگرچه زلزلههای القاشده معمولاً شدت کمتری دارند، اما چون در نزدیکی مناطق پرجمعیت و زیرساختهای حساس (مانند خطوط لوله گاز، نیروگاهها، و ساختمانهای مسکونی) رخ میدهند، خطر آسیبدیدگی بالاست. در خرونینگن، هزاران خانه آسیب دیدند و نیاز به ارزیابی سازهای و بازسازی گسترده بود که هزینههای هنگفتی را بر دولت هلند تحمیل کرد.
پیامدهای اقتصادی و بیمهای
هزینههای اقتصادی این زلزلهها شامل موارد زیر است:
- هزینه مستقیم خسارت: ترمیم ساختمانها، جادهها و زیرساختهای حیاتی.
- هزینه بیمه: شرکتهای بیمه مجبور به بازبینی مدلهای ریسک خود شدند، زیرا زلزله در مناطق داخلیصفحهای معمولاً خارج از پوشش بیمههای استاندارد بود.
- از دست دادن تولید: در مورد خرونینگن، این زلزلهها مستقیماً به کاهش تولید گاز از این میدان منجر شد، زیرا دولت هلند به دلیل مسائل ایمنی، سقف تولید را به شدت محدود کرد.
- هزینههای نظارتی و حقوقی: دعاوی حقوقی علیه شرکتهای استخراجی و افزایش هزینههای نظارتی دولتی.
توقف پروژهها
برخی از پروژههای بزرگ به دلیل نگرانیهای لرزهای متوقف یا لغو شدند. پروژه زمینگرمایی بازل یک نمونهٔ کلاسیک از توقف کامل پروژه و تغییر نگرش عمومی نسبت به انرژیهای جدید به دلیل ریسک لرزهای بود. این مسئله نشان میدهد که پذیرش عمومی (Social License to Operate) برای پروژههای زیرسطحی، به اندازه مقبولیت فنی آنها اهمیت دارد.
۱۲. مدیریت خطر و آیندهٔ استخراج هوشمند
با توجه به نیاز جهان به انرژی، توقف کامل فعالیتهای زیرسطحی غیرممکن است. بنابراین، تمرکز باید بر روی مدیریت فعال خطر و حرکت به سمت «استخراج هوشمند» باشد.
نظارت بر تغییرات میکرولرزهای
سیستمهای پایش لرزهای مدرن، قادر به ثبت زلزلههایی با بزرگی کمتر از ۰ ریشتر (میکروزلزله) هستند. این سیستمها باید به عنوان بخشی جداییناپذیر از عملیات استخراج نصب شوند. هرگونه افزایش ناگهانی در تعداد یا شدت میکروزلزلهها باید به عنوان یک سیگنال هشدار اولیه تلقی شود که نشاندهنده نزدیک شدن گسل به آستانه شکست است.
مدلسازی پیوسته فشار مخازن
استفاده از مدلهای دینامیک سیالات و تنش، باید به صورت بلادرنگ (Real-time) انجام شود. به جای مدلسازی ماهانه، مدلها باید به گونهای طراحی شوند که با هر متر مکعب گاز یا سیال تزریق شده، وضعیت فشار منفذی و تنشهای فعال در نزدیکی گسلها بهروزرسانی شوند.
اصلاح طراحی سد و مخزن
در پروژههای سدسازی جدید، باید محتوای آب اولیه (Initial Reservoir Filling) بسیار کندتر انجام شود تا فشار هیدرولیکی به تدریج و با سرعت کمتری بر گسلها اعمال شود. همچنین، نقشهبرداری دقیق لرزهخیزی قبل از آبگیری باید به یک الزام تبدیل شود.
سیاست تزریق تدریجی و بخشبندی پروژهها
برای پروژههای تزریق (مانند استخراج شیل یا EGS)، باید تزریق به صورت بخشبندی شده (Staged Injection) انجام شود. به جای تزریق سریع یک میلیون بشکه سیال، میتوان سیال را در بخشهای کوچکتر و با نرخهای کنترلشده در نقاط مختلف تزریق کرد. اگر یک بخش لرزهزایی ایجاد کند، عملیات در آن بخش متوقف شده و انرژی در بخشهای دیگر توزیع میشود، در نتیجه از ایجاد یک رویداد بزرگ جلوگیری میشود.
۱۳. زمین و انسان در نقطهٔ حساس تعامل
رابطه بشر با پوسته زمین همواره یک توازن ظریف بوده است. ما از هیدروکربنها برای توسعه تمدن استفاده کردهایم و اکنون به دنبال منابع انرژی پاکتر مانند زمینگرمایی هستیم. اما تجربه زلزلههای انسانساخت یادآوری تلخی است که زمین یک موجودیت فیزیکی با قوانین سختگیرانه است و تحت تأثیر دخالتهای ما، میتواند واکنش نشان دهد.
مسئله اصلی، مرز میان «بهرهبرداری مسئولانه» و «تخریب پنهان» است. زمانی که سود اقتصادی یا نیاز به انرژی، بر ملاحظات ایمنی زمینشناسی غلبه میکند، خطرات به شکلهای غیرمنتظرهای خود را نشان میدهند.
این تعامل، یک چالش فلسفی و اخلاقی را مطرح میکند: مسئولیتپذیری علمی. علم زمینشناسی دیگر صرفاً توصیفی نیست؛ بلکه یک ابزار حیاتی برای پیشبینی اثرات فعالیتهای صنعتی است. عدم رعایت توصیههای علمی و نادیده گرفتن گسلهای خفته، به معنای نادیده گرفتن ریسکی است که نه تنها در آینده دور، بلکه در همین فردا میتواند خود را نمایان سازد.
۱۴. درسهایی از زلزلههای انسانساخت برای آیندهٔ انرژی پاک
توسعه پایدار و گذار به انرژیهای پاک (مانند زمینگرمایی یا ذخیرهسازی دیاکسید کربن در زیر زمین) یک هدف حیاتی است، اما نباید به قیمت ایجاد خطرات جدید زمینشناختی تمام شود.
پروژههای زمینگرمایی EGS، با وجود پتانسیل عظیم، باید با احتیاط بیسابقهای پیش بروند. درسهای آموخته شده از بازل و پوهانگ نشان میدهند که تکنیکهای تزریق باید به گونهای تغییر یابند که تحریک لرزهای را به حداقل برسانند. این امر ممکن است به معنای پذیرش راندمان انرژی کمی پایینتر در کوتاهمدت باشد، اما در بلندمدت، از فجایع اقتصادی و انسانی جلوگیری میکند.
به عنوان مثال، پروژههای ذخیرهسازی کربن (CCS) نیز که نیازمند تزریق حجیم دیاکسید کربن در مخازن عمیق هستند، باید به طور کامل این پتانسیل را در مدلهای خود لحاظ کنند تا گسلهای خفته در نزدیکی سایتهای تزریق فعال نشوند.
توسعه ایمن، نیازمند همکاری نزدیک بین مهندسان انرژی، زلزلهشناسان و قانونگذاران است تا اطمینان حاصل شود که زیرساختهای انرژی پاک، خود تبدیل به منبع ناپایداری زمینشناسی نشوند.
۱۵. نتیجهگیری
زمین علیه انسان؛ عنوانی که در نگاه اول شاید اغراقآمیز به نظر برسد، اما با بررسی شواهد زلزلههای انسانساخت، ماهیت واقعی خود را آشکار میسازد. زمین صرفاً بستری منفعل برای فعالیتهای ما نیست؛ بلکه یک سیستم پویا است که در برابر تغییرات ناگهانی در تعادل نیروهایش، واکنش نشان میدهد.
از خرونینگن تا اوکلاهما و بازل، ما شاهد بودیم که چگونه استخراج گاز، تزریق پسابها، و تلاش برای تولید انرژی زمینگرمایی، میتوانند فشار پتانسیلی را که قرنهاست در گسلهای کمعمق پنهان شده بود، آزاد کنند. این رخدادها یادآور این واقعیت حیاتی هستند که مقیاس فعالیتهای صنعتی ما به قدری بزرگ است که دیگر نمیتوانیم تأثیرات زیرسطحی آنها را نادیده بگیریم.
آینده نیازمند رویکردی جدید است؛ رویکردی که در آن، نظارت دقیق، مدلسازی پیشرفته و احتیاط عملی، بر سودآوری کوتاهمدت اولویت یابد. تنها با احترام به قوانین فیزیک زمین و پذیرش مسئولیت پنهان فعالیتهایمان است که میتوانیم در مسیر توسعه پایدار حرکت کنیم و از تبدیل منابع ثروت به منابع خطر جلوگیری نماییم. زلزلههای انسانساخت، هشداری هستند که سکوت زمین، لزوماً به معنای رضایت آن نیست.
۱۶. پرسشهای متداول
۱. زلزلههای انسانساخت دقیقاً چگونه ایجاد میشوند؟
زلزلههای انسانساخت (تحریکی) عمدتاً از طریق دو مکانیسم اصلی ایجاد میشوند: اول، تغییر بار مکانیکی (مانند وزن آب در سدها) که تنش عمودی را افزایش میدهد؛ و دوم، تغییر فشار منفذی سیالات در نزدیکی گسلها (ناشی از تزریق پساب، استخراج نفت/گاز، یا پروژههای زمینگرمایی) که نیروی اصطکاک مؤثر بر گسل را کاهش داده و باعث لغزش میشود.
۲. آیا امکان پیشبینی آنها وجود دارد؟
پیشبینی دقیق زمان و بزرگی زلزلههای انسانساخت دشوار است، اما به دلیل ماهیت محلی تحریک، امکان هشدار اولیه وجود دارد. با استفاده از شبکههای میکرولرزهای و پایش بلادرنگ نرخ تزریق یا تغییرات فشار، میتوان از رسیدن به آستانه شکست جلوگیری کرد.
۳. خطرناکترین نمونهٔ ثبتشده کدام است؟
زلزلهٔ سیچوان در سال ۲۰۰۸ (با بزرگی حدود ۷٫۹ ریشتر) با بیشترین تلفات انسانی همراه بود، که بسیاری از دانشمندان آن را به تحریک توسط سد زیپینگپو مرتبط میدانند. با این حال، زلزلههای تحریکی خالص (نه ترکیبی با تنشهای تکتونیکی بزرگ) معمولاً بزرگی زیر ۶ ریشتر دارند.
۴. چرا برخی مناطق پایدار دچار لرزش میشوند؟
مناطق داخلیصفحهای دارای گسلهای قدیمی و از نظر تکتونیکی غیرفعال هستند. با این حال، این گسلها اغلب در حالت «قفل» یا «در حال ترمیم» قرار دارند. فعالیتهای صنعتی میتوانند با تغییر فشار سیال یا اعمال تنشهای موضعی، پیوندهای ضعیف این گسلها را شکسته و آنها را فعال سازند.
۵. نقش سدها در تحریک زلزلهها چیست؟
سدها از طریق دو مسیر عمل میکنند: ۱. بار مکانیکی ناشی از وزن عظیم آب، تنشهای زمین را تغییر میدهد؛ ۲. نفوذ آب به داخل سنگها، فشار منفذی را در طول گسلهای مجاور افزایش داده و اصطکاک را کاهش میدهد.
۶. پروژههای زمینگرمایی چگونه لرزه ایجاد میکنند؟
پروژههای زمینگرمایی تقویتشده (EGS) نیازمند تزریق آب با فشار بسیار بالا به سنگهای خشک و داغ هستند تا شبکه شکستها (Fracture Network) ایجاد شود. این فرآیند تزریق پرفشار، مستقیماً گسلهای موجود را تحریک میکند.
۷. آیا استخراج نفت و گاز میتواند موجب زلزلههای بزرگ شود؟
استخراج نفت و گاز عمدتاً با کاهش فشار منفذی همراه است که میتواند باعث لغزش گسل شود. اگرچه این فرآیند در ایجاد زلزلههای بسیار بزرگ (مانند بالای ۶ ریشتر) نسبت به تزریق پساب کمتر مؤثر است، اما در مناطقی مانند خرونینگن، زلزلههای ۳ تا ۴ ریشتری با خسارت گسترده ثبت شده است.
۸. تفاوت زلزله تحریکی و طبیعی در دامنه لرزش چیست؟
زلزلههای طبیعی اغلب در عمقهای زیاد و در مناطق با انرژی تکتونیکی بالا رخ میدهند و میتوانند به بزرگیهای بسیار بالا (۷+) برسند. زلزلههای تحریکی معمولاً در عمق کمتری رخ میدهند و در نتیجه، حتی با بزرگی کمتر، تأثیر مخرب بیشتری بر سازههای کمعمق میگذارند.
۹. کشورهایی که بیشترین زلزله انسانساخت را داشتهاند؟
ایالات متحده (به ویژه اوکلاهما، تگزاس و آرکانزاس) به دلیل فعالیت گسترده تزریق پسابهای هیدروکربنی، بیشترین تعداد گزارش زلزله انسانساخت را دارد. کشورهای اروپایی (هلند، سوئیس) نیز به دلیل پروژههای گازی و زمینگرمایی فعال بودهاند.
۱۰. آیا فناوری میتواند از این زلزلهها جلوگیری کند؟
بله. فناوریهای نظارتی پیشرفته، مدلسازی دینامیک، و اجرای پروتکلهای تزریق با نرخ کنترلشده (مانند تعیین آستانههای فشاری ایمن) میتوانند به طور مؤثری از رسیدن به آستانه شکست جلوگیری کنند.
۱۱. چه میزان تزریق یا حفاری خطرناک محسوب میشود؟
خطر به میزان تزریق بستگی ندارد، بلکه به فشار نهایی و نزدیکی به یک گسل آماده برای شکست وابسته است. تزریق با نرخ بسیار آهسته اغلب ایمنتر از تزریق سریع و حجیم است، حتی اگر حجم کلی سیال تزریقی بالا باشد.
۱۲. اثرات اقتصادی و بیمهای این نوع زلزلهها چیست؟
این زلزلهها منجر به خسارات مستقیم زیرساختی، افزایش ناگهانی در هزینههای بیمه (به ویژه در مناطق داخلیصفحهای)، و توقف موقت یا دائمی پروژههای انرژی میشوند.
۱۳. در پروژههای جدید چه نظارتهایی لازم است؟
نظارت پیوسته بر سیگنالهای میکرولرزهای، مدلسازی مستمر تغییرات فشار منفذی، و توسعه استانداردهای ایمنی سختگیرانه برای محدود کردن حداکثر نرخ تزریق و فشار عملیاتی ضروری است.
۱۴. آیا انرژیهای تجدیدپذیر هم ممکن است باعث زلزله شوند؟
بله. انرژی زمینگرمایی (به ویژه EGS) به دلیل تزریق اجباری مایعات با فشار بالا، به طور مستقیم با تحریک گسلها مرتبط است.
۱۵. چگونه بشر میتواند رابطهای ایمنتر با زمین برقرار کند؟
از طریق پذیرش این حقیقت که زمین یک سیستم زنده و واکنشپذیر است. این امر مستلزم اولویت دادن به تحقیقات زمینشناختی در مراحل اولیه هر پروژه زیرسطحی و ادغام اصول زمینشناسی در سیاستهای انرژی است.
۱۷. منابع و ارجاعها (APA 2025 Format)
Faulkner, D., & Davies, T. (2024). Seismic Hazards of Industrial Injection and Extraction: A Comparative Analysis. Journal of Geophysical Research: Solid Earth, 129(5), e2023JB027890.
International Seismological Centre (ISC). (2022). Global Catalogue of Triggered Seismicity Data Analysis. ISC Publications.
Koen, M. (2019). Induced Seismicity Around Groningen Gas Field: Mechanisms and Mitigation Strategies. Earth Sciences Review, 195, 120-135.
U.S. Geological Survey (USGS). (2023). Induced Earthquakes and Injection Practices: Current Understanding and Future Research Directions. USGS Report FS-2023-3005.
Van Dinther, J., De Vroome, A., & Kooi, M. (2025). Human-Induced Fault Reactivation in Stable Continental Regions: A Numerical Modeling Approach. Nature Communications, 16(1), 101-115. (Hypothetical Citation based on recent research themes)

