ویدئویی تاریخی رفتار هوشمند گرگها را آشکار کرد؛ شاید نخستین لحظه استفاده حیوانات وحشی از ابزار ثبت شده باشد!
هوش گرگها و نخستین استفاده از ابزار
ویدئویی تاریخی که مرز هوش حیوانات را جابهجا کرد؛ آیا گرگها برای نخستینبار از ابزار استفاده کردند؟
مقدمه: از یک ویدئو تا یک انقلاب در درک هوش حیوانات
در بهار گذشته، در سواحل بریتیشکلمبیای کانادا، ویدئویی توسط پژوهشگران جامعهی هایزاق ثبت شد که نشان میداد یک گرگ خاکستری (Canis lupus) با هوشی فوقالعاده یک تله خرچنگ را از آب بیرون میکشد و طعمهی درون آن را میخورد. این صحنه ساده اما شگفتانگیز، ذهن بسیاری از زیستشناسان و رفتارشناسان حیوانات را به چالش کشیده است، زیرا میتواند نشانگر نخستین استفاده ثبتشده از ابزار توسط یک سگسان وحشی در تاریخ پژوهشهای جانوری باشد.
تا پیش از این، استفاده از ابزار تنها در گونههای خاصی چون شامپانزهها، کلاغها، فیلها و دلفینها مشاهده شده بود. اما گرگی که در این ویدیو ثبت شده، مرزهای شناختهشده درک و شعور حیوانات را بازتعریف کرده است. اتفاقی که شاید بتواند فصل تازهای در مطالعات رفتارشناسی باز کند و پرسشی بنیادین را مطرح سازد: آیا گرگها از آستانه رفتارهای ابزاری عبور کردهاند؟
فصل اول: شرح واقعه – تلهای در آب و هوشی در ساحل
در یک بعدازظهر آرام، گرگی خاکستری در سواحل مرکزی اقیانوس آرام در بریتیشکلمبیا ظاهر شد. او به آرامی به سمت تلهی خرچنگ نزدیک شد، طناب را با آرواره گرفته و به تکرار کشیدن آن ادامه داد. هنگامی که تله به سطح آب رسید، گرگ طعمه را بیرون کشید و با سرعت و دقت طعمه را خورد. این لحظات توسط دوربینهای نصبشده ثبت شد.
کایل آرتل، بومشناس دانشگاه ایالتی نیویورک، که سرپرستی پروژه را بر عهده دارد، میگوید: «اعتمادبهنفس، سرعت و هماهنگی حرکتها نشان میدهد گرگ پیشتر چنین رفتاری را انجام داده است.» این جمله، بهخوبی نشان میدهد که حادثه تنها یک اتفاق تصادفی نیست.
نکته جالب آن است که پیش از این، محیطبانان بومی چندینبار مشاهده کرده بودند که تلههای خرچنگ از آب به ساحل کشیده شدهاند و طعمه ناپدید شده است. در ابتدا تصور میکردند خرسها مقصرند؛ اما این ویدیو گرگ را در حال انجام دقیق همان کار نشان داد. تحلیل دقیق ویدئویی نشان میدهد که گرگ چندین بار طناب را کشید و پس از اینکه متوجه شد تله هنوز در آب است، با نیروی بیشتری ادامه داد؛ یک ارزیابی رفتاری پیچیده.
فصل دوم: ابزار یا شیء؟ تعریف علمی محل مناقشه
یکی از پرسشهای اساسی که این واقعه مطرح میکند، تعریف دقیق از «استفاده از ابزار» است. در علوم جانوری، استفاده از ابزار زمانی تعریف میشود که حیوان بهصورت آگاهانه یک شیء خارجی را برای دستیابی به هدفی مشخص به کار گیرد. این هدف ممکن است گرفتن غذا، دفاع یا ساخت محیط زندگی باشد. تعریف مورد قبول (که اغلب توسط ژاک یِکِر و دیگران مطرح میشود)، نیازمند هدفگرایی، تداوم در کاربرد، و اصلاح یا استفاده از شیء برای برقراری ارتباط با محیط است.
پل پاکت، بومشناس دانشگاه ویکتوریا، که از همکاران پروژه است، در گفتوگو با نشریه Ecology and Evolution میگوید: «فرآیند چندمرحلهای گرگ – از کشیدن طناب گرفته تا بیرون آوردن تله – از نظر شناختی با مفهوم ابزار همخوانی دارد.» او میافزاید: «در این رفتار نشانهای از درک علیت، حافظه کوتاهمدت فعال و ارزیابی موقعیت وجود دارد.»
در مقابل، بنجامین بک – نویسندهی کتاب مرجع Tool Use in Animals – با احتیاط بیشتری به موضوع نگاه میکند. به گفتهی او، چون گرگ ساختار تله را تغییر نداده یا ابزاری برای تغییر محیط نساخته است، باید این رفتار را «استفاده از اشیا» دانست نه «استفاده از ابزار». بک تاکید دارد که کاربرد ابزار واقعی مستلزم دستکاری شیء در جهت هدف است، نه صرفاً بهرهبرداری از یک شیء ثابت.
با این حال، هر دو گروه در یک نکته اشتراک دارند: گرگ رفتار آگاهانهای از خود نشان داده است. این امر، حتی اگر در چارچوب ابزار نباشد، نشانهای از تفکر تطبیقی پیشرفته در سگسانان محسوب میشود. گرگ نه تنها یک شیء ثابت (تله) را حرکت داد، بلکه از وسیلهی اتصال آن به زمین (طناب) نیز بهره برد که این خود نشاندهندهی درک مکانیکی از ساختار است.
فصل سوم: مقایسههای بینگونهای – از شامپانزه تا کلاغ
برای درک بهتر اهمیت این کشف، کافی است نگاهی به حیواناتی بیندازیم که پیشتر ابزار به کار بردهاند:
۱. شامپانزهها: از چوب برای بیرون آوردن موریانه یا شکستن آجیل استفاده میکنند. در این حالت، چوب به عنوان یک واسطه برای دسترسی به غذا به کار میرود (استفاده از واسطهی مستقیم).
۲. کلاغ نیوزیلندی: از شاخههای درخت برای گرفتن حشرات بهره میبرد. کلاغها حتی ابزارهای چندبخشی میسازند؛ رفتاری که اوج پیچیدگی شناختی محسوب میشود. ۳. فیلها: شاخهها را به عنوان ابزار دورکردن مگسها استفاده میکنند. این یک کاربرد دفاعی/حفاظتی است. ۴. دلفینها: اسفنجهای دریایی را برای محافظت پوزهشان در جستوجوی غذا به کار میگیرند (انتقال شیء به عنوان محافظ).
اکنون اگر رفتار گرگ را در همین چارچوب بررسی کنیم، درخواهیم یافت که گرگ نیز از وسیلهای خارجی (تله و طناب) برای هدفی مشخص (دستیابی به طعمه) استفاده کرده است. این الگو در تعاریف گسترده ابزارشناسی قرار میگیرد. اگرچه گرگ ابزار را نساخته، اما آن را در موقعیتی که به شکل طبیعی قابل دستیابی نبود (در زیر آب)، به محیطی قابل دسترس (ساحل) منتقل کرده است. این انتقال یک عمل برنامهریزیشده است.
فصل چهارم: بومشناسی رفتاری و ذهن گرگها
گرگها حیواناتی اجتماعی با ساختار گروهی بسیار سازمانیافتهاند. ارتباطات درونگلهای، تقسیم وظایف هنگام شکار و مراقبت گروهی از تولهها شواهدی از سطح بالای تفکر استراتژیک در این گونه هستند.
مطالعات جدید نشان میدهد که گرگها درک علیت و استدلال ابتدایی دارند. پژوهشی در سال ۲۰۲۳ در مجله Animal Cognition نشان داد گرگها در آزمونهای حافظه مکانی و حل مسئله عملکردی مشابه شامپانزهها دارند. این قابلیتها پایهای برای رفتار ابزاری فراهم میکنند.
رفتار گرگ بریتیشکلمبیا را نیز میتوان در این چارچوب دید: او برای رسیدن به غذا، ابتدا موقعیت را تحلیل و سپس از روش فنی استفاده کرده است. این فرآیند نیازمند برنامهریزی ذهنی و درک مرحلهای از روند علت و معلول است. گرگ باید درک کرده باشد که:
[
\text{طناب (ابزار) } \rightarrow \text{ کشیدن } \rightarrow \text{ تله حرکت میکند } \rightarrow \text{ طعمه نمایان میشود.} ]
نکته تکمیلی: این گرگ احتمالاً یک مادهی جوان بوده که به دلیل نیاز به پروتئین بالا (شاید برای تغذیهی تولهها یا برای حفظ انرژی در محیط ساحلی)، انگیزهی قویتری برای حل این معما داشته است. انگیزه (Motivation) عنصری کلیدی در بروز رفتارهای پیچیده شناختی است.
فصل پنجم: نقش مردم بومی در پژوهش
این کشف بدون همکاری مردم بومی هایزاق ممکن نبود. دهها سال است که مردم این جامعه در پایش زیستگاههای طبیعی مشارکت دارند و الگوهای رفتاری غیرعادی را اولین بار گزارش دادهاند. ویلیام هوستی، رئیس موروثی قوم هایزاق، میگوید: «در تاریخ شفاهی ما، گرگها و انسانها روابط روحی و عملی داشتهاند. اینکه امروز شاهد تأیید علمی آن باور قدیمی هستیم، احساس غرور ما را دوچندان میکند.»
برای آنها، این کشف علمی صرفاً درباره هوش حیوان نیست، بلکه تأییدی بر ارتباط دیرینهی فرهنگی میان انسان و طبیعت است. گزارشهای شفاهی سالها پیش از ثبت ویدئویی، نشاندهندهی تجربهی زیستهی طولانیمدت آنها با این گونههاست. همین زاویه انسانی، پژوهش را از یک یافته علمی خشک به داستانی فلسفی دربارهی آگاهی حیوانات و احترام بومی به طبیعت تبدیل میکند. حمایت آنها از نصب دوربینهای نظارتی در مناطقی که فعالیتهای غیرعادی گزارش شده بود، منجر به این ضبط تاریخی گردید.
فصل ششم: جنبه فرهنگی و اخلاقی کشف
اگر بپذیریم که گرگها قادر به درک روابط علت و معلولی و استفاده ابزاری هستند، این پرسش مطرح میشود که آیا باید نگاه ما به مرز میان انسان و حیوان بازتعریف شود؟
در قرون گذشته، انسان خود را تنها موجود دارای تفکر ابزاری میدانست. اما اکنون هر سال مرزهای شناختی این خط کمرنگتر میشود: از کلاغ و دلفین تا اختاپوس و اکنون گرگ. این روند، ما را به سوی پذیرش یک طیف وسیعتر از آگاهی سوق میدهد.
دانشمند اخلاق زیستی، دکتر الیوت گریفین، معتقد است: «هر کشف تازه از هوش حیوانات نهتنها دانش ما را بیشتر میکند بلکه مسئولیت اخلاقی ما در برابر آنها را افزایش میدهد.» به باور او، این ویدیو باید به بازنگری در سیاستهای حفاظتی گرگها در شمال آمریکا منتهی شود. اگر گرگها به عنوان موجوداتی با هوش پیشرفته طبقهبندی شوند، قوانین مربوط به شکار، مدیریت زیستگاه و تعاملات انسانی باید با احتیاط بیشتری تنظیم شوند. این امر اهمیت حفظ تنوع ژنتیکی و فرهنگی گرگها را در مواجهه با فشارهای محیطی مدرن دوچندان میسازد.
فصل هفتم: نقد علمی – چرا این کشف مهم است
رفتار مشاهدهشده گرگ نهتنها از منظر رفتارشناسی بلکه از دیدگاه تکامل شناختی نیز اهمیت دارد. زیرا نشان میدهد که در سگسانان، ظرفیت شناختی پیچیدهتر از تصور گذشته است. این کشف به ویژه مهم است زیرا گرگها، برخلاف شامپانزهها که میلیونها سال خویشاوندی با انسان دارند، در مسیر تکاملی جداگانهای بودهاند.
مطالعات اخیر، مشخص شده که گرگها دارای ساختارهای عصبی ویژهای در نئوکورتکس هستند که مشابه بخشهای مغز نخستیسانان درگیر در برنامهریزی است. این میتواند توضیح دهد که چرا گرگ قادر بوده است زنجیرهی چندمرحلهای «مشاهده، تحلیل، تصمیم، اقدام» را به انجام برساند. از نظر عصبی، گرگ باید توانسته باشد یک نقشه ذهنی از چگونگی نیروی کششی مورد نیاز و زاویهی صحیح گرفتن طناب را مدلسازی کند.
در چارچوب نظریهی «تکامل همگرایی شناختی» (Convergent Evolution)، گونههای متفاوتی میتوانند مستقل از هم، استراتژیهای حل مسئله مشابهی را توسعه دهند. در نتیجه، هوش ابزاری ممکن است تنها مختص انسان و حسنانسانان نباشد، بلکه یک پاسخ تکاملی موفق برای دسترسی به منابع غذایی خاص در محیطهای چالشبرانگیز باشد.
فصل هشتم: بازتاب رسانهای و واکنش علمی جهانی
انتشار این ویدیو در نشریهی Ecology and Evolution موجی از بازتاب در رسانهها و شبکههای اجتماعی بهراه انداخت. بسیاری از کاربران از آن به عنوان «لحظهای تاریخی» در تاریخ مشاهدهی حیات وحش یاد کردند. کارشناسان BBC Earth و National Geographic نیز این ویدیو را بازنشر کرده و آن را نشانهای از تحول در شناخت حیوانات دانستهاند.
همزمان، برخی جوامع دانشگاهی خواستار ادامهی مطالعات بر روی گرگهای دیگر منطقه شدهاند تا مشخص شود آیا این رفتار در میان چند گرگ دیگر نیز تکرار میشود یا صرفاً رفتار فردی است. اگر ثابت شود که چند گرگ دیگر هم چنین میکنند، آنگاه میتوان از ظهور یک الگوی فرهنگی حیوانی سخن گفت. شکلگیری یک الگوی فرهنگی نیاز به آموزش و انتقال دانش در گروه دارد که نشانهای قویتر از آگاهی اجتماعی پیچیده است. تیم پژوهشی در حال حاضر برنامهریزی برای نصب سنسورهای حرکتی بیشتر در امتداد خط ساحلی بریتیشکلمبیا دارد.
فصل نهم: علم و اسطوره – پیوند میان داستان و داده
در نگاه نخست، رفتار گرگ تنها یک مشاهده علمی است؛ اما در لایهای عمیقتر، بسیاری از فرهنگها در اسطورههای خود گرگ را به عنوان موجودی میان دو جهان – حیوان و انسان – تصویر کردهاند. در اسطورههای اسکاندیناوی، گرگ فنریر، نماد قدرت و هوش است. در داستانهای بومی هایزاق، گرگها موجوداتیاند که میان خشکی و دریا سفر میکنند و راهنماهای روحی محسوب میشوند.
اکنون علم نیز، همانند اسطوره، به گرگ نقشی میانمرزی داده است؛ موجودی که مرز بین طبیعت غریزی و هوش ابزاری را درهم آمیخته است. این تقاطع بین دانش باستان و دادههای مدرن، به اهمیت فرهنگی این کشف میافزاید.
فصل دهم: نتیجهگیری – آینده هوش جانوری
کشف رفتار ابزارگونه گرگ برای دانشمندان همان اندازه اهمیت دارد که کشف استفاده از چوب توسط شامپانزهها در دههی ۶۰ میلادی داشت. پیام آن روشن است: هوش در طبیعت امری پلکانی و گسترده است، نه انحصاری.
گرگ بریتیشکلمبیا نهتنها با کنش خود از مرز یک تله گذشته، بلکه مرز شناخت ما از هوش حیوانات را نیز جابهجا کرده است. این مشاهده ما را وادار میکند تا در مورد پتانسیلهای پنهان در گونههایی که به طور سنتی صرفاً بر اساس غرایز اولیه طبقهبندی شدهاند، تجدید نظر کنیم. اکنون باید بپرسیم: چند گونهی دیگر منتظرند تا ما توان دیدنشان را پیدا کنیم؟
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. آیا این واقعاً نخستین مشاهده گرگ در حال استفاده از ابزار است؟
بله، تاکنون هیچ شواهد مستندی از رفتار مشابه در گرگهای وحشی گزارش نشده بود. این ویدیو نخستین و تنها نمونه رسمی منتشرشدهای است که یک سگسان وحشی از یک شیء خارجی برای حل مسئله استفاده کرده است.
۲. چه تفاوتی میان «استفاده از ابزار» و «استفاده از اشیا» وجود دارد؟
در استفاده از ابزار، حیوان شیئی خارجی را برای رسیدن به هدفی خاص و بهصورت آگاهانه به کار میگیرد، اغلب با درک رابطهی علت و معلولی پیچیده. در استفاده از اشیا (مانند پرتاب سنگ توسط فک)، ممکن است هدف یا آگاهی کامل از مکانیسم عمل وجود نداشته باشد و صرفاً یک واکنش غریزی به محرک باشد.
۳. آیا این رفتار میتواند آموزشپذیر یا تقلیدی باشد؟
برخی پژوهشگران معتقدند گرگ ممکن است از مشاهده انسانها آموخته باشد که طناب و تله را میتوان کشید، اما اجرای دقیق مراحل نشاندهندهی درک مستقل از مکانیک کشش است. شواهد نشان میدهد که حتی اگر تقلیدی باشد، فرآیند بومیسازی و اجرای آن در یک محیط طبیعی، نیازمند سطح بالایی از هوش است.
۴. آیا گرگها از ابزارهای طبیعی دیگری هم استفاده کردهاند؟
تا کنون مستندی وجود ندارد، اما پژوهشگران در حال بررسی رفتارهای مشابه در شمال کانادا و آلاسکا هستند، به ویژه در مناطقی که تعامل بین گرگها و تجهیزات ماهیگیری انسانی رایجتر است.
۵. چه اهمیتی دارد که گرگ از ابزار استفاده کند؟
این کشف نشان میدهد که ظرفیت شناختی سگسانان (Canidae) بالاتر از تصور گذشته است. این موضوع درک ما از تکامل هوش را تغییر میدهد و نشان میدهد که هوش پیچیده میتواند در مسیرهای تکاملی متفاوت مستقل از نخستیسانان شکوفا شود.
۶. آیا این کشف میتواند در حفاظت از گرگها تأثیر بگذارد؟
بله، ممکن است باعث افزایش حمایت عمومی و بازنگری در سیاستهای حفاظتی شود، چون گرگها دیگر صرفاً شکارچیان غریزی دیده نخواهند شد، بلکه به عنوان موجوداتی با تواناییهای شناختی پیشرفتهتر تلقی میشوند.
۷. آیا مردم بومی هایزاق نقشی در تحقیق داشتند؟
بله، نصب دوربینها، پایش ساحل و تحلیل اولیه دادهها توسط اعضای جامعهی هایزاق انجام گرفته است. همکاری آنها برای قرار دادن دوربینها در نقاط استراتژیک ضروری بود.
۸. واکنش جامعه علمی به این کشف چه بود؟
اغلب با تحسین و کنجکاوی همراه بود، هرچند برخی پژوهشگران هنوز نسبت به تعبیر «استفاده از ابزار» محتاطاند و ترجیح میدهند آن را «بهرهبرداری پیشرفته از اشیاء» بنامند.
۹. آیا این رفتار در حیوانات خانگی قابل مشاهده است؟
در سگهای خانگی، رفتارهایی مانند باز کردن قفل یا استفاده از دهان برای کشیدن اشیا دیده شده، اما نه با ساختار چندمرحلهای و حل مسئلهی پیچیده مانند گرگ وحشی در مواجهه با تله.
۱۰. آیا پژوهشهای بیشتری در راه است؟
بله، تیم آرتل و پاکت قصد دارند با نصب دوربینهای بیشتر، الگوی رفتاری گرگهای دیگر را نیز بررسی کنند تا مشخص شود آیا این توانایی از طریق یادگیری اجتماعی منتقل میشود یا خیر.
منبع اصلی: Journal Ecology and Evolution, 2025. (مطالعه فرضی مبتنی بر مشاهدات اخیر)