شکست پیوند تاریخی؛ بدن مرد آمریکایی پس از ۹ ماه کلیه خوک را پس زد
پایان تلخ یک معجزه پزشکی؛ بدن مرد آمریکایی پس از ۹ ماه کلیه خوک را پس زد
مرز میان رؤیا و واقعیت
در جهانی که علم به سرعت در حال بازتعریف مفهوم “امکان” است، مرگ و زندگی گاه تنها به تفاوت چند ژن بستگی دارد. داستان مردی آمریکایی و کلیهای از یک خوک مهندسیشده، نه فقط یک پرونده پزشکی، بلکه روایتی از امید، ترس، و تلاش انسان برای گشودن دروازههای نو در جراحیهای بینگونهای است. این تجربه پیشگامانه که مرز میان انسان و حیوان را به چالش کشید، پس از ۹ ماه موفقیت نسبی با شکست روبهرو شد و یکی از مهمترین نقاط عطف علم پزشکی مدرن را رقم زد.
آغاز یک آزمایش تاریخی
ماجرا از زمستان ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که تیم جراحان بیمارستان عمومی ماساچوست تصمیم گرفتند برنامهای بیسابقه را عملی کنند. روز ۲۵ ژانویه، آنها کلیهای از خوکی به نام «ویلما» – محصول شرکت بیوتکنولوژی eGenesis – را به بدن مردی ۶۷ ساله به نام تیم اندروز پیوند زدند.
این خوک با روشهای پیچیدۀ ویرایش ژنتیکی، صاحب ژنوم اصلاحشدهای با ۶۹ تغییر ژنتیکی هدفمند بود. ۱۰ ژن برای جلوگیری از پسزدگی و انعقاد خون و ۵۹ اصلاح برای حذف رتروویروسهای نهفته در ژنوم خوک انجام شد؛ تغییراتی که هدفشان سازگار کردن اندام حیوان با بدن انسان بود.
روزهای نخست – تولد امید
اندروز که سالها با دیالیز و مشکلات مزمن کلیوی دستوپنجه نرم میکرد، پس از جراحی شاهد معجزهای بود که پزشکی قرن بیستویکم نویدش را میداد. کلیه خوک بلافاصله شروع به کار کرد، سطح کراتینین خون او کاهش یافت، و بدنش واکنشهای طبیعی و ثابت نشان داد.
پزشکان و کارشناسان از این نتیجه شگفتزده بودند.
بهگفتۀ دکتر جیمز اف. مارش، مسئول بخش جراحی پیشرفته:
«ما در برابر پدیدهای ایستاده بودیم که تا دیروز در حد رؤیا بود. کلیه خوک دقیقاً مثل اندام انسانی عمل میکرد.»
برای ماهها، اندروز بدون دیالیز زندگی کرد، پیادهرویهای روزانهاش را از سر گرفت، حتی مصاحبهای تلویزیونی انجام داد و گفت:
«هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشوم، به یاد میآورم که در بدنم چیزی کار میکند که از دنیای دیگری آمده است.»
چالش داروها و تغییرات ایمنی
با وجود موفقیت اولیه، درمان هنوز چالشهای خاص خود را داشت. اندروز بهطور منظم داروهای شدید سرکوبکننده سیستم ایمنی مصرف میکرد تا بدنش کلیه را به عنوان “غریبه” شناسایی نکند.
این داروها، در کنار فوایدشان، باعث کاهش شدید مقاومت بدن در برابر عفونتها شدند. در ماههای پنجم و ششم، نشانههایی از التهاب در ادرار و بالا رفتن کراتینین دیده شد.
پزشکان ابتدا تصور کردند که دوز دارو باید تنظیم شود، اما تحلیلهای بیوپسی نشان داد که روند رد پیوند آهسته اما پیوسته آغاز شده است.
شب ۲۳ اکتبر – پایان یک معجزه
در روز ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵، جراحان مجبور شدند کلیهی خوک را از بدن اندروز خارج کنند.
عملیات با اضطراب فراوان انجام شد و چند ساعت بعد اندروز دوباره به ماشینهای دیالیز متصل شد. او در مصاحبهای پس از عمل گفت:
«ویلما و من تا آخر جنگیدیم. اما داروها و بدنم دیگر توان ادامه نداشتند.»
پزشکان اعلام کردند که از دست رفتن کلیه، محدود به عوامل ایمنی نبوده و واکنشهای اختصاصی بدن انسان در برابر پروتئینهای مخصوص خوک نقش عمدهای داشته است.
با این وجود، رکورد اندروز، طولانیترین بازۀ زمانی عملکرد واقعی یک اندام حیوانی در بدن انسان را ثبت کرد؛ ۹ ماه بیسابقه در تاریخ پیوندهای بینگونهای.
تاریخچه پیوند بینگونهای – از شامپانزه تا خوک
پیوند اندام حیوانات به انسان مفهومی است که ریشه در دهههای ابتدایی قرن بیستم دارد. نخستین تلاش ثبتشده در ۱۳ ژانویه ۱۹۶۴ توسط پزشکان آمریکایی انجام شد؛ جایی که کلیهای از شامپانزه به زنی ۲۳ ساله به نام ادیث پارکر پیوند زده شد.
پارکر مدت کوتاهی پس از پیوند زنده ماند و درست یک روز قبل از رسیدن به نهمین ماهگردش، درگذشت.
آن تجربه هرچند تراژیک بود، اما آغازگر مسیری شد که امروز با فناوریهای نوین ژنتیکی ادامه یافته است.
در دهههای اخیر، خوکها جایگزین شامپانزهها شدند، زیرا از لحاظ فیزیولوژیک و اندازه عضو، سازگاری بیشتری با بدن انسان دارند. ضمن آنکه حساسیتهای اخلاقی در مورد استفاده از شامپانزهها بسیار بالا است.
ورود فناوری ویرایش ژنتیکی و انقلاب کریسپر
از دهه ۲۰۱۰، علم ویرایش ژنوم، بهویژه ابزار CRISPR-Cas9، امکان حذف یا اصلاح ژنهای خاص در حیوانات را فراهم کرد.
در پروژه ویلما، از کریسپر برای غیرفعالسازی ویروسهای نهفته در DNA خوک استفاده شد – یعنی رتروویروسهایی که میلیونها سال پیش وارد ژنوم خوک شدهاند و احتمال داشت در بدن انسان فعال شوند.
این تغییرات به شرکتهای بیوتکنولوژی چون eGenesis و CloneOrgan اجازه داد تا اعضای حیوانی را به شکلی تولید کنند که نهتنها از نظر ایمنی سازگارتر باشند، بلکه توانایی کار در بدن انسان بدون پسزدگی سریع را داشته باشند.
دیگر نمونههای جهانی – چین در صدر آزمایشها
در سال ۲۰۲5، شرکت CloneOrgan در چین اعلام کرد که زنی ۶۹ ساله با استفاده از کلیه خوک اصلاحشده توانسته بیش از هشت ماه بدون دیالیز زندگی کند. این مورد هنوز پایان نیافته و امیدها را برای دستیابی به رکورد جهانی زنده نگه داشته است.
علاوه بر کلیه، پیوندهای قلب، ریه و حتی کبد خوک نیز در چند کشور انجام شدهاند، اما هیچکدام موفق نشدهاند بیش از چند ماه دوام بیاورند.
با این حال، دادههای موجود نشان میدهند که هر تجربه جدید باعث اصلاح الگوریتمهای ژنتیکی و بهبود چارچوبهای ایمنی دارویی میشود.
پیامدها و اثرات بلندمدت
اگرچه پیوند اندروز با شکست خاتمه یافت، اما دستاوردهای آن در حوزه مهندسی زیستی بینظیر بود. پزشکان آمریکایی توانستند به دادههایی از واکنشهای طولانیمدت سیستم ایمنی انسانی در برابر پروتئینهای خوک دست یابند – دادهای که پیش از این فقط در مدلهای حیوانی وجود داشت.
اکنون تیم تحقیقاتی ماساچوست قصد دارد نسخه جدید پروژه را با خوکهایی که دارای محافظت ایمنی دومرحلهای هستند آغاز کند. هدف نهایی، تولید اندامی است که بتواند بیش از یک سال در بدن انسان بدون رد پیوند عمل کند.
این پژوهشها همچنین تأثیر مهمی بر بحران جهانی کمبود عضو برای پیوند دارند. در ایالات متحده، بیش از ۹۰ هزار نفر در انتظار پیوند کلیه هستند و هر روز حدود ۱۷ بیمار بهدلیل نبود عضو مناسب جان خود را از دست میدهند. اگر پیوند بینگونهای به مرحله ایمن برسد، این ارقام میتوانند بهشدت کاهش یابند.
انسان، علم و مرز اخلاق
موضوع پیوند اعضای حیوانات به انسان نهفقط بحثی پزشکی، بلکه مسئلهای اخلاقی است. برخی از گروههای مدافع حقوق حیوانات، چنین عملهایی را “دستکاری نامشروع زندگی” میدانند، در حالیکه طرفداران میگویند این روش میتواند جان میلیونها نفر را نجات دهد.
اندروز خود به هنگام مرخصی از بیمارستان گفت:
«من این آزمایش را مانند سفر به ماه میدانم؛ کسی باید قدم اول را بر سطح ناشناخته بگذارد.»
او دیگر واجد شرایط دریافت کلیه خوک نیست، اما نام او در تاریخ پزشکی ثبت شد؛ مردی که نه بهعنوان بیمار، بلکه بهعنوان پیشگامِ یک انقلاب علمی شناخته میشود.
نتیجهگیری – شکست امروز، امید فردا
شکست پیوند کلیه خوک در بدن اندروز، اگرچه ضربهای به رویاهای پزشکان بود، اما همزمان مسیر تازهای برای پژوهشهای ژنتیکی باز کرد.
در علم پزشکی، هر شکست، لایهای از پیچیدگی را آشکار میکند و گامی است برای موفقیت بعدی.
اکنون نسل جدیدی از خوکهای اصلاحشده در آزمایشگاههای آمریکا و چین رشد میکنند؛ خوکهایی که شاید فردا بتوانند مرز میان انسان و حیوان را بهسادگی از میان بردارند – نه برای خلق موجودات ترکیبی، بلکه برای نجات جان انسانها.
پرسشهای متداول (FAQ Schema)
۱. آیا پیوند کلیه خوک به انسان قبلاً نیز انجام شده بود؟
بله، نمونههایی در دهههای گذشته وجود داشته که عمدتاً شامل شامپانزه بودهاند، اما این تجربه جدید اولین پیوند بلندمدت موفق با خوک اصلاحشده ژنتیکی بود.
۲. هدف از استفاده از خوک بهعنوان منبع عضو چیست؟
خوکها از نظر اندازه اندام، فیزیولوژی و رشد سریع، بیشترین تطابق را با انسان دارند و از نظر اخلاقی پذیرفتهتر از پریماتها هستند.
۳. دلیل رد کلیه پس از ۹ ماه چه بود؟
بدن انسان در نهایت پروتئینهای غیرانسانی موجود در بافت خوک را شناسایی کرد و علیرغم مصرف داروهای سرکوب سیستم ایمنی، روند رد عضو آغاز شد.
۴. آیا فناوری کریسپر در این پروژه استفاده شده بود؟
بله، کریسپر در غیرفعالسازی رتروویروسهای خوکی و اصلاح ژنهای ایمنی نقش کلیدی داشت و بدون آن، امکان چنین آزمایشی وجود نداشت.
۵. آیا بیماران دیگر نیز این نوع پیوند را دریافت کردهاند؟
در چین، زنی ۶۹ ساله با کلیه خوک اصلاحشده بیش از هشت ماه زندگی کرده و هنوز وضعیت پایدار دارد.
۶. آیا این روش میتواند بحران کمبود عضو را حل کند؟
در بلندمدت، بله. اگر پیوند بینگونهای ایمن سازی شود، هزاران عضو قابل پیوند از حیوانات میتوانند در دسترس بیماران قرار گیرند.
۷. آیا از نظر اخلاقی پیوند عضو حیوان به انسان پذیرفته است؟
بحثبرانگیز است؛ دیدگاههای دینی، فرهنگی و علمی متفاوتی وجود دارد، اما بسیاری آن را توجیهپذیر برای نجات جان انسانها میدانند.
۸. آینده پیوندهای بینگونهای چگونه پیشبینی میشود؟
انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ پیوندهایی با ماندگاری بیش از یک سال انجام شوند و به تدریج وارد مرحله بالینی معمول پزشکی شوند.
