راز باستانی پیش‌بینی خورشیدگرفتگی فاش شد؛ دانشمندان کد مایاها را پس از هزار سال رمزگشایی کردند

رمزگشایی کد باستانی مایاها و پیش‌بینی خورشیدگرفتگی

بخش ۱. آغاز داستان؛ وقتی آسمان در هنر مایا سخن گفت

تمدن مایاها، یکی از شگفتی‌های تاریخ بشر، نه فقط در معماری و ریاضیات، بلکه در فهم آسمان، جایگاه منحصربه‌فردی داشت. آنان جهان را مجموعه‌ای از چرخه‌های مقدس می‌دیدند؛ و هر کس که می‌توانست حرکت ستاره‌ها را پیش‌بینی کند، به نظرشان پیام‌آور خدایان بود. درک آن‌ها از حرکت اجرام سماوی، فراتر از مشاهدات صرف بود؛ این دانش عمیقاً با ساختار جهان‌بینی و ساختار اجتماعی‌شان در هم تنیده شده بود. تقویم‌های پیچیده‌ی آنان، که بر مبنای مشاهدات دقیق بنا شده بودند، شاهدی بر این مدعاست. اکنون، هزار سال پس از آن دوران، انسان مدرن توانسته است رمز این درک ژرف را نیز بخواند و دریابد که چگونه این تمدن بدون ابزارهای مدرن، به چنین دقت‌هایی دست یافت.

بخش ۲. «کدکس درسدن»؛ کتاب اسطوره‌ای که زمان را پیش‌بینی می‌کرد

از میان صدها دست‌نوشته‌ی مایایی که در دوران استعمار اسپانیا نابود شدند و اغلب به دست مبلغین مسیحی به آتش کشیده شدند، تنها چهار نسخه جان سالم به در برد و یکی از آن‌ها، «کدکس درسدن» (Dresden Codex) است. این کتاب شگفت‌انگیز از پوست درخت انجیر (آماتل) ساخته شده و ۷۸ صفحه دارد که با دقت و ظرافت بسیار آماده شده‌اند. متون آن با رنگ‌های درخشان (اغلب از پیگمنت‌های معدنی مانند آبی مایا) و نمادهای نجومی نگاشته شده‌اند. در دل این نگاره‌ها، به‌ویژه در بخش‌های مربوط به نجوم، جدول‌هایی وجود دارد که زمان خورشیدگرفتگی‌ها (کسوف و خسوف) را مشخص می‌کرد؛ اما شیوه‌ی کار این سیستم پیش‌بینی برای قرن‌ها ناشناخته مانده بود. ساختار این جداول به قدری فشرده و رمزآلود بود که حتی پس از رمزگشایی زبان مایایی، خوانش دقیق مکانیسم پیش‌بینی بسیار دشوار بود.

بخش ۳. شکارگران ستاره‌ها؛ دو دانشمند و یک راز هزارساله

جان جاستسون، زبان‌شناس دانشگاه آلبانی، که تخصصش در تحلیل ساختارهای زبانی غیررسمی مایایی است، و جاستین لوری، باستان‌شناس دانشگاه ایالتی نیویورک، در مطالعه‌ای مشترک، بخش‌هایی از این کد باستانی را تحلیل کردند. تمرکز آن‌ها بر روی جدول‌های کسوف بود که با نمادهای خدایان تاریکی و روشنایی تزئین شده بودند. آن‌ها با ترکیب داده‌های نجومی مدرن (محاسبه‌ی دقیق مدار ماه نسبت به زمین و خورشید در هزار سال گذشته) و ریاضیات باستانی مایایی (سیستم بیست‌تایی آن‌ها)، نشان دادند که مایاها چگونه با محاسبات هوشمندانه و تنظیمات دوره‌ای، توانستند خسوف و کسوف را تقریباً بدون خطا پیش‌بینی کنند. این پژوهش بر پایه‌ی فرضیه‌ای استوار بود که مایاهایِ رصدگر، صرفاً رخدادها را ثبت نمی‌کردند، بلکه یک مدل ریاضی برای پیش‌بینی آن ساخته بودند.

بخش ۴. مایاها چگونه آسمان را در عدد می‌دیدند؟

برای مایاها، عددها صرفاً ابزار اندازه‌گیری نبودند؛ آن‌ها جادو بودند و با نیروهای کیهانی ارتباط مستقیم داشتند. ریاضیات آن‌ها بر پایه‌ی نظام بیست‌تایی (وِجیسیمال) بنا شده بود و صفر برایشان معنایی مقدس داشت. این تمدن نخستین بار مفهوم «صفر» را به‌شکل نمادین در نوشته‌های خود به‌کار برد، و از آن برای محاسبه‌ی چرخه‌های ماه و خورشید استفاده کردند. فرمول‌بندی اساسی ریاضی آن‌ها بر اساس سه رقم اصلی بود: نقطه (۱)، خط (۵) و نماد صدف یا چشم برای صفر. این نظام به آن‌ها اجازه می‌داد اعداد بسیار بزرگ را با کارایی بالا نمایش دهند. شاید بدون درک این فلسفه‌ی عددی و معنای روحانی صفر در فرهنگ آن‌ها، رمز کدکس درسدن قابل خواندن نبود، زیرا هر نماد ریاضی بازتابی از یک رویداد کیهانی بود.

بخش ۵. انگیزه‌ی آسمانی؛ چرا پیش‌بینی خورشیدگرفتگی مهم بود؟

خورشیدگرفتگی برای مایاها نشانه‌ی تغییر در نظم کیهانی بود؛ لحظه‌ای که تعادل میان خدایان روشنایی (مانند خدای خورشید کینچ آهائو) و نیروهای جهان زیرین به هم می‌خورد. آنان اعتقاد داشتند که تاریک شدن خورشید، خدایان را به خشم می‌آورد و نیاز به آیین‌های قربانی (گاه شامل خون‌ریزی یا در موارد بسیار نادر، قربانی انسانی) دارد تا جهان به تعادل بازگردد و خورشید دوباره طلوع کند. به همین دلیل، پیش‌بینی دقیق زمان این پدیده به رهبران مذهبی کمک می‌کرد تا مراسم تطهیر و نیایش را با آمادگی کامل و در زمان درست انجام دهند؛ تأخیر در مراسم می‌توانست به معنای نابودی کامل جهان باشد.

بخش ۶. راز عدد ۱۱٬۹۶۰؛ چرخه‌ای که جهان را توضیح می‌داد

یکی از جدول‌های کلیدی کدکس درسدن شامل شبکه‌ای پیچیده از اعداد است که مجموع آن‌ها به ۱۱٬۹۶۰ روز می‌رسد؛ این عدد معادل دقیقاً ۴۰۵ ماه قمری (ماه نو تا ماه نو) است. این چرخه که به عنوان “دوره‌ی کسوف” (Eclipse Period) شناخته می‌شود، مبنای محاسبات مایاها برای تکرار گرفتگی‌ها بود. مدت‌ها گمان می‌رفت که مایاها پس از پایان هر چرخه، جدول را در تاریخ صفر (آغاز تقویم) از نو شروع می‌کردند. اما این روش، خطایی فزاینده و نامنظم ایجاد می‌کرد که در داده‌های نجومی باستانی ثبت شده بود. پژوهش تازه نشان داد که آنان در واقع این چرخه را به‌عنوان یک چرخه‌ی مرجع در نظر می‌گرفتند و برای اصلاح دقت، در میانه‌ی این چرخه‌ی طولانی، تنظیمات دقیق‌تری انجام می‌دادند.

بخش ۷. کشف معمای تنظیم مجدد

جاستسون و لوری دریافتند مایاها، برخلاف تصور گذشته که صرفاً از چرخه‌ی ثابت ۱۱٬۹۶۰ روزه استفاده می‌کردند، جدول اصلی را بر اساس طولانی‌ترین چرخه‌ی قابل مشاهده‌ی ماه (معادل ۴۰۵ ماه قمری) تنظیم کرده بودند. اما برای برطرف کردن ناهماهنگی‌های کوچک ناشی از شکل بیضی‌گون مدار ماه (که منجر به نامنظم بودن طول هر ماه قمری می‌شود)، آنان یک روش اصلاحی هوشمندانه به کار می‌بردند. پژوهشگران کشف کردند که مایاها در واقع جدول را در ماه ۳۵۸ چرخه‌ی فعلی بازتنظیم می‌کردند. این ابتکار ریاضی، که نیازمند ثبت مستمر و مقایسه‌ی رصدها با پیش‌بینی‌های اولیه بود، باعث می‌شد پیش‌بینی‌ها تنها با خطای حدود دو هزار و بیست دقیقه (تقریباً دو ساعت و بیست دقیقه) در کل چرخه‌ی ۱۱٬۹۶۰ روزه انجام شوند. چنین دقتی برای تمدن پیشاصنعتی که تنها با چشم مسلح کار می‌کرد، حیرت‌انگیز است.

بخش ۸. روش اصلاحی در ماه ۲۲۳؛ هوشمندی در جبران خطا

علاوه بر تنظیم مجدد اصلی در ماه ۳۵۸، پژوهشگران یک الگوی ثانویه در جداول پیدا کردند که نشان‌دهنده‌ی درک مایاها از «انحراف تناوبی» در گردش ماه بود. این انحرافات باعث می‌شوند که فواصل زمانی بین یک گرفتگی کامل و گرفتگی بعدی کمی تغییر کند. مایاها با استفاده از یک سیستم اصلاحی دقیق در ماه ۲۲۳ چرخه‌ی مرجع خود، این نوسانات کوچک را جبران می‌کردند. این نشان می‌دهد که آنان پدیده‌ی انحراف‌های تناوبی در گردش ماه را درک کرده بودند، مفهومی که اخترفیزیک مدرن تا قرن نوزدهم آن را به‌طور کامل و با فرمول‌های دقیق ریاضی (مانند میانگین‌های متحرک) فرمول‌بندی نکرد. این امر نشان می‌دهد عمق درک مایایی از مکانیک سماوی بسیار بیشتر از حد انتظار بود.

بخش ۹. تطابق با داده‌های مدرن

برای تأیید صحت این مدل ریاضی جدید، پژوهشگران داده‌های کدکس درسدن را با خورشیدگرفتگی‌های ثبت‌شده‌ی دقیق محاسبه‌شده توسط نرم‌افزارهای نجومی مدرن (از جمله ناسا و رصدخانه‌های اروپا) مقایسه کردند. این مقایسه بین سال‌های ۳۵۰ تا ۱۱۵۰ میلادی انجام شد؛ دوره‌ای که اوج شکوفایی شهر-دولتهای مایایی بود و رصدها در این مناطق (شبه جزیره یوکاتان) صورت می‌گرفت. نتایج حیرت‌انگیز بود؛ تقریباً همه‌ی گرفتگی‌های مشاهده‌پذیر در قلمرو مایاها با تاریخ‌های پیش‌بینی‌شده‌ی آنان مطابقت داشتند. این یعنی سیستم آنان می‌توانست خطایی کمتر از یک ساعت داشته باشد، که برای یک سیستم مبتنی بر جمع و ضرب و ثبت دستی، یک معجزه است.

بخش ۱۰. رمز عدد در خدمت آسمان

مایاها از الگوهای تکرارشونده‌ی ریاضی برای هماهنگی چرخه‌های خورشیدی و قمری بهره می‌گرفتند. عددهای مقدس مانند ۲۶۰ (تقویم تسولکین)، ۵۸۴ (چرخه سیاره زهره) و ۷۲۰۰ در تقویم آنان نقش کلیدی داشتند. این اعداد نه تصادفی، بلکه از دل مشاهده‌ی نجومی و الگوهای مداری استخراج شده بودند. آن‌ها زمان را نه خطی، بلکه چرخه‌ای می‌دیدند؛ جهان همیشه زاده می‌شد، می‌مُرد و دوباره آغاز می‌گردید. هر خورشیدگرفتگی، صرفاً یک رویداد، بلکه یک نقطه‌ی عطف در این چرخه‌ی ازلی بود که باید در تقویم ثبت و زمان‌بندی می‌شد.

بخش ۱۱. از کتاب تا رصدخانه؛ ابزارهای اخترشناسی باستانی

دانش نجومی مایاها محدود به دست‌نوشته‌ها نبود. بناهای سنگی عظیم در چیچن ایتزا (مانند الهرم کوکولکان) و پالِنکه در مکزیک، مکان‌هایی برای رصد خورشید و سیارات بودند. راه‌پله‌ها، دهانه‌ها و پنجره‌های این سازه‌ها چنان تنظیم شده‌اند که در روزهای خاص اعتدالین و انقلابین، نور خورشید بر نماد‌های مقدس بیفتد و سایه‌هایی شبیه به مار را ایجاد کند. این سازه‌ها، نسخه‌ی فیزیکی همان تقویم ذهنی بودند که در کدکس درسدن بازتاب یافته است؛ آن‌ها رصدخانه‌هایی ساخته‌شده از سنگ بودند که انرژی و زمان کیهانی را جذب می‌کردند.

بخش ۱۲. دانش از دست‌رفته و بازسازی مدرن

در دوره‌ی تفتیش عقاید اسپانیا (Inquisition)، بسیاری از متون مایایی که توسط کاهنان نگهداری می‌شدند، به عنوان نمادهای کفر و شیطان‌پرستی سوزانده شدند. با از بین رفتن آنان، دانش نجومی این تمدن، به ویژه محاسبات مربوط به تصحیح خطا، برای قرن‌ها خاموش شد. امروزه پژوهشگران با بهره‌گیری از قطعات پراکنده‌ی باقی‌مانده، کتیبه‌های سنگی و به‌ویژه عکس‌های اسکن‌شده با وضوح بالا از کدکس درسدن، توانسته‌اند ساختار معنایی و ریاضیاتی آن را بازسازی کنند. این بازسازی یک کار باستان‌شناسی زبانی و ریاضیاتی است که تلاش دارد شکاف هزار ساله‌ی تاریخی را پر کند.

بخش ۱۳. نمادها و خدایان در چرخه‌ی گرفتگی

در کدکس درسدن، نمادهای خدای خورشید، ماه و سیاره‌ی زهره مرتباً تکرار شده‌اند. خدایان مرتبط با خورشیدگرفتگی اغلب خدایان مرگ و تولد دوباره بودند. هر یک از این نمادها حامل مفهوم خاصی درباره‌ی نظم جهان بودند. خورشیدگرفتگی نه صرفاً پدیده‌ای فیزیکی، بلکه لحظه‌ای آیینی بود که در آن چرخه‌های خدایان تلاقی می‌کردند؛ زمانی که سایه بر خورشید می‌افتاد، مرز میان دنیای زندگان و دنیای مردگان نازک می‌شد و این لحظه باید با بیشترین دقت نجومی و آیینی جشن گرفته یا مدیریت می‌شد.

بخش ۱۴. تعامل علم و آیین؛ میان محاسبه و ایمان

مایاها علم را از آیین جدا نمی‌دانستند. پیش‌بینی خورشیدگرفتگی برای آن‌ها همان‌قدر مذهبی بود که نجومی؛ علم در خدمت بقا و معنویت بود. این پیوستگی سبب شد تا دانش عملی (نحوه محاسبه‌ی زمان) با نیروی ایمان (اهمیت آن برای حفظ نظم کیهانی) در هم آمیزد و به ساختاری بسیار مقاوم تبدیل شود. دانش مایاها تاب‌آوری زیادی داشت، زیرا مبتنی بر محاسبات ریاضی بود که به راحتی توسط تعاریف دینی توجیه می‌شد. این دوگانگی در تمدن‌های باستانی، عامل اصلی حفظ دانش در برابر تغییرات سیاسی و اجتماعی بوده است.

بخش ۱۵. درک تقویم بلند؛ نگاه هزارساله‌ی مایاها

تقویم بلند مایاها (Long Count Calendar) مبتنی بر چرخه‌هایی است که هر کدام چندین نسل را دربرمی‌گیرد. به نظر آنان، تاریخ مجموعه‌ای از عصرهای کیهانی بود و هر خورشیدگرفتگی، آغازی بر تغییر در این چرخه‌ها به‌شمار می‌رفت یا حداقل، تأییدی بر ادامه‌ی چرخه‌ی فعلی. این نگرش در فلسفه‌ی زمان آن‌ها ریشه دارد و یکی از دلایل دقت بی‌مانند محاسباتشان بود؛ زیرا آن‌ها به دنبال دقت در کوتاه‌مدت نبودند، بلکه به دنبال حفظ دقت در مقیاس‌های چند صد ساله بودند.

بخش ۱۶. آزمون دقت؛ ۱۳۴ سال و فقط ۵۱ دقیقه خطا

بر اساس مدل ریاضی بازسازی‌شده توسط جاستسون و لوری، سیستم پیش‌بینی مایاها فقط در بازه‌ی ۱۳۴ سال، خطایی کمتر از ۵۱ دقیقه داشت. این رقم خیره‌کننده است، زیرا برای رسیدن به دقت مورد نیاز برای اجرای مراسم آیینی، دقت کمتر از یک ساعت در بازه‌ی بیش از یک قرن، فوق‌العاده است. چنین یافته‌ای سبب شد تا پژوهشگران از واژه‌ی «نگهبانان زمان» (Timekeepers) برای توصیف تقویم‌نگاران مایا استفاده کنند؛ زیرا آن‌ها صرفاً زمان را ثبت نمی‌کردند، بلکه آن را با دقت مهندسی حفظ می‌کردند.

بخش ۱۷. دانشمندان مدرن در برابر ذهن باستانی

در مقاله‌ی منتشرشده در نشریه‌ی معتبر Science Advances، تیم جاستسون و لوری به تحسین هوش ریاضی مایاها پرداختند. آنان نوشتند: «اکنون می‌دانیم که تفکر علمی، هزار سال پیش در قالبی آیینی جریان داشت. مایاها با مشاهده‌ی دقیق، ثبت داده‌ها و سپس استخراج الگوهای ریاضیاتی پیچیده، جهان را مدل‌سازی کردند، بی‌آنکه واژه‌ی علم یا ابزار محاسباتی پیشرفته‌ای بشناسند.» این نتیجه‌گیری بر این نکته تأکید دارد که نبوغ علمی محدود به فرهنگ خاصی نیست، بلکه یک ظرفیت ذاتی بشری است که در شرایط محیطی مختلف، شکل‌های متفاوتی به خود می‌گیرد.

بخش ۱۸. معنای فلسفی این کشف برای انسان امروز

کشف این کد باستانی نه فقط مطالعه‌ای تاریخی، بلکه بازنمودی از پیوند دیرینه‌ی انسان با آسمان است. این پیشرفت یادآور می‌شود که درک جهان، همواره ترکیبی از تخیل (برای مفهوم‌سازی نیروهای کیهانی) و عدد (برای اندازه‌گیری دقیق آن‌ها) بوده است. از معابد مایا که خورشید را دنبال می‌کردند تا آزمایشگاه‌های ناسا که تلسکوپ‌ها را به سمت کهکشان‌های دور می‌فرستند، مسیر شناخت آسمان یک خط ممتد است که در آن، دقت ریاضی همواره با انگیزه‌های فرهنگی و مذهبی پیوند خورده است.

بخش ۱۹. میراث فرهنگی مایاها در دنیای امروز

باستان‌شناسان و انسان‌شناسان فعال در آمریکای میانه معتقدند بخشی از تقویم‌های محلی که توسط جوامع بومی گواتمالا و مکزیک امروزی استفاده می‌شود، هنوز از الگوهای مایایی استفاده می‌کنند. در این تقویم‌ها، روزهای مرتبط با خورشیدگرفتگی یا دیگر پدیده‌های مهم آسمانی، هنوز هم به‌عنوان زمان‌های تحول، دعا و اجتناب از تصمیمات بزرگ شناخته می‌شوند. این دوام فرهنگی، نشان از قدرت مفهومی و عملی آن دانش باستانی دارد که توانسته است تأثیر خود را بیش از هزار سال حفظ کند.

بخش ۲۰. فراتر از اسطوره؛ وقتی عدد، آسمان را خواند

در نهایت، رمزگشایی کد مایاها به ما آموخت که علم و اسطوره دو زبان برای یک معنا هستند: فهم جهان. مایاها با ترکیب ریاضیات پیچیده، فلسفه‌ی عمیق آیینی و ایمان قوی، توانستند به درجه‌ای از شناخت نجومی برسند که هنوز ذهن مدرن را به تحسین وامی‌دارد. این میراث نه فقط تاریخی، بلکه نماد پیوستگی اندیشه‌ی انسان با آسمان است؛ اندیشه‌ای که در آن هر عدد در جدول، فریاد یک خدای باستانی است که حرکت ستارگان را پیش‌بینی می‌کرد.


❓ سؤالات متداول (FAQ Schema)

۱. کدکس درسدن چیست و چرا اهمیت دارد؟
کدکس درسدن یکی از چهار کتاب تصویری (کُدکس) بازمانده از تمدن مایاهاست که قدمت آن به حدود ۱۱۰۰ میلادی برمی‌گردد. این کتاب شامل اطلاعات بسیار دقیق درباره‌ی تقویم، اخترشناسی (به‌ویژه جدول کسوف و خسوف)، طالع‌بینی و آیین‌های مذهبی است. اهمیت آن در جدول‌های پیش‌بینی خورشیدگرفتگی با دقتی باورنکردنی نهفته است.

۲. دانشمندان چگونه موفق به رمزگشایی این کد شدند؟
پژوهشگران با ترکیب داده‌های نجومی مدرن (شبیه‌سازی‌های کامپیوتری از مدار ماه و خورشید در گذشته) و تحلیل زبانی متون باستانی، توانستند الگوریتم عددی مایاها را بازسازی کنند. این تحلیل نشان داد که آنان جدول پیش‌بینی را صرفاً تکرار نمی‌کردند، بلکه در نقاط خاصی از چرخه (مانند ماه ۳۵۸)، محاسبات را برای جبران خطاهای جزئی تنظیم مجدد (Correction) می‌کردند.

۳. خطای پیش‌بینی مایاها چقدر بود؟
بر اساس مدل‌های بازسازی‌شده، خطای جدول اصلی مایاها در چرخه‌ی ۱۱٬۹۶۰ روزه حدود دو ساعت و بیست دقیقه بود. مهم‌تر از آن، در بازه‌ی زمانی ۱۳۴ ساله، مجموع انحراف پیش‌بینی‌های آنان از رخداد واقعی کمتر از ۵۱ دقیقه بوده است.

۴. هدف مایاها از پیش‌بینی خورشیدگرفتگی چه بود؟
هدف اصلی آیینی و مذهبی بود؛ آنان باور داشتند که خورشیدگرفتگی نشانه‌ی خشم خدایان یا تغییر در نظم کیهانی است و باید با آیین‌های خاص، تعادل کیهانی حفظ شود. پیش‌بینی دقیق زمان، به کاهنان اجازه می‌داد مراسم تطهیر را به موقع برگزار کنند تا از بلایای طبیعی جلوگیری شود.

۵. چرا بسیاری از متون مایایی نابود شدند؟
بسیاری از متون در دوران استعمار اسپانیا، به‌ویژه در قرن شانزدهم میلادی، توسط مبلغین مسیحی و نمایندگان تفتیش عقاید نابود شدند. این اسناد به عنوان نمادهای کفر و بت‌پرستی در نظر گرفته شده و سوزانده شدند. تنها چهار نسخه اصلی از کتاب‌های مایایی (کدکس‌ها) باقی مانده است.

۶. آیا نظام تقویمی مایاها هنوز کاربرد دارد؟
بله، در برخی جوامع بومی مناطق یوکاتان و گواتمالا، بخش‌هایی از تقویم‌های مشتق‌شده از محاسبات مایایی هنوز برای تعیین ایام آیینی، کشاورزی و فال‌بینی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تقویم‌ها نشان‌دهنده‌ی تداوم تاریخی و فرهنگی است.

۷. کشف جدید در چه مجله‌ای منتشر شده است؟
این پژوهش مهم که بر روی مکانیسم اصلاح جدول کسوف در کدکس درسدن متمرکز بود، در نشریه‌ی معتبر علمی Science Advances چاپ شده و مورد تأیید جامعه‌ی بین‌المللی اخترشناسان و انسان‌شناسان قرار گرفته است.

۸. اهمیت فرهنگی و علمی این کشف برای جهان امروز چیست؟
این رازگشایی نشان می‌دهد انسان از هزاران سال پیش، به دقت و منطق در مشاهده‌ی آسمان تکیه داشته است. پیوند میان علم (ریاضیات پیچیده) و اسطوره (توجیه آیینی)، در تمدن مایا، الهام‌بخش پژوهش‌های میان‌رشته‌ای عصر مدرن است و نشان می‌دهد علم همیشه در فرهنگ ریشه داشته است.

https://farcoland.com/kHR7Yv
کپی آدرس