man-cryogenically-freezes-wife-new-girlfriend_11zon
عشق دوباره پس از امید به رستاخیز؛ مرد چینی که همسر منجمدش را فراموش نکرد اما راه تازه‌ای در زندگی یافت

عشق دوباره پس از امید به رستاخیز؛ داستان مرد چینی و همسر منجمدش


مقدمه: عشق، علم و مرزهای جاودانگی

در جهانی که علم روزبه‌روز مرزهای ناشناخته را فتح می‌کند، گاهی احساسات انسانی از این مرزها جلوتر می‌روند. داستان مرد چینی «گونگ جون‌مین» یکی از نمادین‌ترین نمونه‌های تلاقی عشق و امید با فناوری است؛ مردی که برای بازگرداندن همسرش از مرگ به زندگی، بدن او را در مخزنی از نیتروژن مایع منجمد کرد و حالا پس از سال‌ها تنهایی، وارد رابطه‌ای تازه شده است. این قصه در چین و خارج از آن، موجی از بحث‌های علمی و اخلاقی به راه انداخته است؛ آیا می‌توان عشق را فریز کرد؟ آیا علم می‌تواند روح انسان را دوباره به جسم سرد بازگرداند؟

این پرونده نه تنها درباره یک فرد است، بلکه چالشی است برای درک ما از مرگ، زمان و تعهدات عاطفی در عصر تکنولوژی‌های پیشرفته. عشق جون‌مین به همسرش، ژان ون‌لیان، او را واداشت تا یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیمات بیوتکنولوژیکی جهان را بگیرد: کرایونیک. اما زندگی، با تمام پیچیدگی‌هایش، ادامه یافت و نیاز به ارتباط انسانی، او را به سمت مسیری جدید سوق داد.


فصل اول: لحظه خداحافظی و تصمیمی فراتر از مرگ

در سال ۲۰۱۷، همسر جون‌مین، زنی به‌نام «ژان ون‌لیان» که ۴۹ سال داشت، بر اثر سرطان ریه درگذشت. در آن زمان، سرطان در مراحل پیشرفته بود و پزشکان امیدی برای درمان باقی نگذاشته بودند. جون‌مین، مردی میانسال با شغل روزمره در شهر جینان، استان شاندونگ، تصمیمی گرفت که از دید جامعه چین، عجیب و حتی جنون‌آمیز بود: او پیکر همسرش را برای بازگرداندن احتمالی در آینده، در دمای منفی ۱۹۶ درجه سانتی‌گراد منجمد کرد.

این تصمیم، که با همکاری مؤسسه تحقیقات علوم زیستی یینفنگ (Yinfeng Life Science Research Institute) انجام شد، نخستین نمونه رسمی کرایونیک در چین بود که تحت نظارت دولتی یا شبه‌دولتی انجام می‌گرفت. این اقدام، هزینه‌های سنگینی را بر دوش جون‌مین گذاشت، اما او با اصرار بر اینکه «مرگ پایان نیست، بلکه یک توقف موقت است»، این مسیر را انتخاب کرد.

او قراردادی ۳۰ ساله با این مؤسسه امضا کرد تا بدن همسرش در مخزن ویژه‌ای از دو هزار لیتر نیتروژن مایع نگهداری شود. این مخازن، که به «پایگاه‌های نگهداری» (Storage Pods) معروفند، باید پیوسته با نیتروژن مایع (LN2) پر شوند تا دما ثابت بماند.

مؤسسه یینفنگ همکاری‌اش با دانشگاه شاندونگ را از سال ۲۰۱۵ آغاز کرده بود و پروژه‌ای را پیاده‌سازی می‌کرد که به داوطلبان اجازه می‌داد بدن خود را پس از مرگ منجمد کنند، در امیدی که شاید علم روزی بتواند دروازه‌های مرگ را بگشاید. فرآیند آماده‌سازی شامل تزریق مواد نگهدارنده و ضد یخ (Cryoprotectants) بود تا آسیب‌های ناشی از تشکیل کریستال‌های یخ به حداقل برسد—هرچند این فرآیند هرگز بدون آسیب کامل نیست.


فصل دوم: کرایونیک چیست و چرا این‌قدر بحث‌برانگیز است؟

کرایونیک (Cryonics) در لغت به معنای “انجماد عمیق” است؛ روشی آزمایشی برای حفظ بدن انسان یا حیوان پس از مرگ در دمای بسیار پایین با استفاده از نیتروژن مایع (۱۹۶- درجه سلسیوس). هدف از این روش، جلوگیری از تجزیه سلولی و فساد بافت‌ها است تا شاید در آینده با پیشرفت فناوری‌های پزشکی، بتوان این افراد را دوباره زنده کرد و بیماری‌های کشنده آن‌ها را درمان نمود.

این فرآیند به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود:
۱. حفظ کل بدن (Whole Body Preservation): که بدن به‌طور کامل منجمد می‌شود. ۲. حفظ سر یا مغز (Neuropreservation): که تنها بافت‌های مغزی یا سر فرد منجمد می‌شود، با این امید که بتوان آینده، بدن بیولوژیکی جدیدی را برای آن مغز ساخت یا آن را به یک بدن مصنوعی متصل کرد.

جدال علمی و فلسفی:
اما تا امروز، هیچ مدرک علمی معتبری وجود ندارد که بازگشت از انجماد عمیق ممکن باشد. هنگامی که سلول‌ها یخ می‌زنند، ساختار مولکولی آب به‌صورت بلورهای یخ درآمده و غشای سلولی را پاره می‌کنند (آسیب اسمزی و مکانیکی). حتی با فناوری‌های پیچیده مانند «ویتر‌یفیکیشن» (Vitrification) که در آن مایعات به‌جای یخ زدن، به‌صورت شیشه‌ای منجمد می‌شوند، ساختار پیچیده مغز و مدارهای عصبی که حامل حافظه و شخصیت هستند، دچار تخریب می‌شود.

از این رو، کرایونیک بیشتر به یک باور فلسفی و امید علمی شباهت دارد تا یک واقعیت تجربی. منتقدان آن را «برنامه‌ای برای تأخیر در دفن» می‌نامند.

با این حال، شرکت‌های خصوصی و موسسات پژوهشی در سراسر جهان، از جمله در روسیه (KrioRus) و ایالات متحده (Alcor Life Extension Foundation و Cryonics Institute)، صدها بدن یا مغز را در حالت انجماد نگه داشته‌اند. آمار تخمینی نشان می‌دهد حدود ۶۰۰ نفر تاکنون به این روش منجمد شده‌اند، که نشان‌دهنده وجود یک بازار (هرچند کوچک) برای این امید است. در چین، این فناوری هنوز در مراحل اولیه و با ابهامات قانونی و اخلاقی فراوانی روبروست.


فصل سوم: مردی که عشق را به دمای منفی سپرد

جون‌مین از همان ابتدا می‌دانست که اقدامش ممکن است بی‌فایده باشد، اما برایش مهم نبود. او در وبلاگی شخصی نوشت: «من نمی‌خواهم همسرم نابود شود. اگر علم فرصتی بدهد، حتی کوچک، من باید این فرصت را حفظ کنم.» این جمله، بعدها در شبکه‌های اجتماعی چین میلیون‌ها بار نقل شد و به نمادی از عشقی بدل شد که از مرگ هم گذر می‌کند. هزینه این فرآیند، که شامل انجماد و هزینه‌های نگهداری اولیه بود، مبلغی قابل توجه در چین محسوب می‌شد و نشان از فداکاری عمیق او داشت.

دو سال پس از انجماد بدن همسرش، جون‌مین زندگی‌اش را به‌تنهایی ادامه داد. او هر هفته به موسسه یینفنگ سر می‌زد و وضعیت پیکر همسرش را بررسی می‌کرد. این بازدیدها شامل بررسی سطح نیتروژن مایع و اطمینان از عملکرد صحیح سیستم‌های پشتیبانی بود. برای بسیاری، این رفت‌وآمدها بیشتر شبیه زیارت عاشقانه‌ای بود تا نظارت علمی؛ او حتی گاهی در نزدیکی مخزن سرد، با همسرش صحبت می‌کرد.

تغییر مسیر زندگی:
اما در سال ۲۰۲۰، دنیا متوجه شد که زندگی جون‌مین دیگر تنها حول محور خاطرات یخ‌زده نمی‌چرخد. روزنامه «ساوترن ویکلی» گزارشی منتشر کرد که موجی از حیرت و گاهی قضاوت را به همراه داشت: جون‌مین وارد رابطه جدیدی با زنی به نام «وانگ چون‌شیا» شده است. وانگ، کارمند فروش بیمه‌ای بود که او را در جریان خرید خدمات درمانی مرتبط با سلامت خود، ملاقات کرده بود.

انتشار این خبر، تصویر قهرمان فداکار عاشق را که همه انتظار داشتند برای همسر فریز شده‌اش تا ابد تنها بماند، متزلزل ساخت.


فصل چهارم: از انزوا تا وابستگی — ظهور عشق دوم

در گفت‌وگویی با روزنامه چینی، جون‌مین تلاش کرد انگیزه‌های خود را توضیح دهد. او اعتراف کرد که پس از تجربه حمله شدید نقرس و نیاز به جراحی قلب، احساس کرد تنهایی می‌تواند برایش مرگ‌آور باشد. او بیان کرد: «من انسانم و نیاز به حمایت دارم. اگر کسی تنها باشد و اتفاقی برایش بیفتد، ممکن است حتی هیچ‌کس متوجه نشود تا زمانی که دیر شده باشد.» همین ترس از فقدان کامل در این مرحله از زندگی، او را به رابطه‌ای تازه سوق داد.

با این حال، جون‌مین به‌صراحت اعلام کرد که این رابطه جدید بیشتر بر پایه همراهی و منفعت متقابل است تا شور و اشتیاق عاشقانه دوران جوانی. «وانگ» به او در امور روزمره کمک می‌کند، مراقب داروها و رژیم غذایی‌اش است و در کنار او قدم می‌زند و به او روحیه می‌دهد، اما جون‌مین با صداقت کامل گفت: «او هیچ‌وقت نمی‌تواند جای همسرم را بگیرد. او یک همراه ضروری است، نه یک جایگزین.»

این جمله، آغاز موج تازه‌ای در فضای آنلاین چین بود؛ جایی که کاربران بین دو دیدگاه تقسیم شدند:

۱. دیدگاه حمایتی: گروهی جون‌مین را انسانی فهمیده دانستند که توانسته بین تعهد به خاطره و نیاز بیولوژیکی و اجتماعی به زندگی ادامه دهد. آنها باور داشتند که حفظ بدن همسر، یک پروژه علمی است، نه یک قرارداد اجتماعی ابدی.
۲. دیدگاه اتهام‌آمیز: گروهی دیگر او را متهم کردند به خیانت به عشقی که خود آن را جاودانه معرفی کرده بود. آن‌ها معتقد بودند اگر عشقش واقعی بود، باید حاضر می‌شد برای حفظ خاطره‌ی آن، تمام عمر در انزوا بماند.


فصل پنجم: واکنش جامعه و بازتاب فلسفی موضوع

در میکروبلاگ‌های چین، مانند ویبو، هزاران نفر درباره‌ی این موضوع نوشتند. این بحث، از یک خبر محلی به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد که مستقیماً به مفاهیم وفاداری، طبیعت انسان و معنای “جاودانگی” در فرهنگ شرقی می‌پرداخت.

یکی از کاربران عصبانی نوشت: «او به‌جای عشق، دنبال نمایش عمومی بود. کرایونیک یک بازی بود که حالا حقیقت آن روشن شده؛ هیچ احساسی در او باقی نمانده است.» دیگری پاسخ داد: «شاید ما حق قضاوت نداریم؛ او فقط تلاش کرد پس از یک فقدان عظیم، به زندگی ادامه دهد. آیا انسان باید برای وفاداری تا ابد در عذاب باشد؟»

تقابل با فلسفه سنتی:
برای بسیاری از چینی‌ها، مفهوم کرایونیک در تقابل با فلسفه سنتی «وُ وِی» (Wu Wei – عمل بدون تلاش زیاد) و پذیرش چرخه‌ی طبیعی زندگی و مرگ قرار دارد. در فرهنگ شرق آسیا، تلاش افراطی برای فرار از مرگ اغلب نوعی بی‌احترامی به پیوستگی هستی و تقدیر تلقی می‌شود.

با این حال، برای نسل جوان‌تر که با پیشرفت‌های سریع پزشکی آشنا هستند، کرایونیک نماد مواجهه علم با محدودیت‌های بیولوژیکی بشر است.

تحلیل روان‌شناختی:
روان‌شناسان چینی این پرونده را از منظر مراحل سوگ و نیازهای وابستگی بررسی کردند. آنها مطرح کردند که جون‌مین در ابتدا در مرحله «انکار» (Denial) باقی مانده بود؛ او با منجمد کردن همسرش، واقعیت مرگ را انکار و برای آن یک راه حل تکنولوژیک طراحی کرد. اما رابطه جدیدش نشانهٔ حرکت او به مرحله «پذیرش» (Acceptance) است، هرچند پذیرشی همراه با تعهد دوسویه به خاطره و حال حاضر.

از دیدگاه اجتماعی، پرونده جون‌مین سؤال بنیادی را مطرح کرد: آیا ادامه زندگی فعال پس از مرگ عزیز، نوعی خیانت است یا صرفاً تطبیق ضروری انسان با واقعیت بیولوژیکی‌اش؟ مرز میان عشق جاودانه و نیاز انسانی به همدم کجاست؟


فصل ششم: فناوری و وعده جاودانگی — آیا واقعاً ممکن است؟

از دید علمی، کرایونیک در حال حاضر در سطح تئوری و آزمایشی باقی مانده است. هدف اصلی آن یعنی احیای انسان، هنوز دور از دسترس است.

چالش‌های بیولوژیکی:
دمای منفی ۱۹۶ درجه سلسیوس، فرآیند فساد بیولوژیکی را متوقف می‌کند (زیرا سرعت واکنش‌های شیمیایی با کاهش دما به‌شدت کم می‌شود)، اما احیای سلول‌های پیچیده مانند سلول‌های مغزی و بازگرداندن شبکه‌های عصبی (کانکتوم) که حامل حافظه و شخصیت هستند، تقریباً ناممکن است.

برای احیای موفقیت‌آمیز بدن منجمد، باید:
۱. تمام آسیب‌های ناشی از انجماد (تشکیل یخ و سمیت مواد ضد یخ) ترمیم شود. ۲. تمام آسیب‌های اولیه که منجر به مرگ شده‌اند (مانند سرطان)، درمان شوند. ۳. تمام مدارهای عصبی که اطلاعات را ذخیره کرده‌اند، بدون کوچک‌ترین اختلال، بازسازی شوند.

این ترمیم نیاز به فناوری‌هایی دارد که هنوز وجود ندارند، مانند نانوترمیم سلولی در سطح مولکولی یا نقشه‌برداری و بازسازی کامل کانکتوم مغز. برخی محققان در آمریکا روی “یخ‌زدایی بدون یخ” یا ویتر‌یفیکیشن پیشرفته کار می‌کنند، اما دستیابی به سطح احیای بافت مغز انسان، نیازمند انقلاب‌هایی در علم مواد و مهندسی پزشکی است.

بنابراین، کرایونیک بیشتر شبیه یک بایگانی بلندمدت از امیدهای ازدست‌رفته است تا دروازه‌ای به جاودانگی واقعی. با این حال، پژوهشگران چینی در یینفنگ تاکید دارند که هدف کوتاه‌مدت آن‌ها علمی است. آن‌ها با مطالعهٔ بافت‌های منجمد، در حال توسعه تکنیک‌های نگهداری اندام‌ها برای پیوند در آینده هستند، که این خود می‌تواند دستاوردهای علمی مهمی به همراه داشته باشد، فارغ از مسئله احیای کامل فرد.


فصل هفتم: عشق منجمد در برابر عشق نو — نبرد در درون جون‌مین

داستان جون‌مین را می‌توان در قالب نبردی درونی تفسیر کرد: تقابل میان وفاداری مطلق و نیاز حاد انسانی به ارتباط.

او در گفت‌وگو با خبرنگاران، این دوگانگی را به روشنی بیان کرد: «من هنوز هر شب عکس همسرم ژان را نگاه می‌کنم، با او حرف می‌زنم و باور دارم که شاید در قرن ۲۲، فناوری او را به من برگرداند؛ اما در همان لحظه، کنار وانگ شام می‌خورم و می‌گویم: زندگی باید ادامه پیدا کند.»

این تناقض، جوهر اصلی داستان است؛ برخورد میان تعهد عاطفی به گذشته و ضرورت بیولوژیکی برای بقا در زمان حال.

بازتاب‌های اسطوره‌ای:
در ادبیات چینی، چنین وقایعی یادآور اسطوره‌هایی چون “لیان لیان هوآ” – گل جاودانگی – هستند؛ جایی که عشق در مرز میان دنیاها محبوس می‌ماند و فرد مجبور است انتخابی غیرممکن داشته باشد. آیا عشق به ژان ون‌لیان، با منجمد کردن او، تبدیل به یک شیء (Object) شد، در حالی که وانگ چون‌شیا نیازهای انسانی واقعی او را برآورده می‌کند؟

فیلسوفان اخلاق چینی و غربی معتقدند پرونده جون‌مین نه‌تنها درباره‌ی عشق، بلکه درباره‌ی محدودیت‌های علم در برابر ماهیت انسان است. ما می‌توانیم جسد را حفظ کنیم، اما آیا می‌توانیم روح یا هویت فرد را هم ذخیره کنیم؟ اگر روزی بدن ژان ون‌لیان را احیا کنند، آیا او همان فرد سابق خواهد بود، یا نسخه‌ای بی‌روح که توسط تکنولوژی بازسازی شده است؟ پاسخ جون‌مین به این سؤال با ادامه رابطه‌اش با وانگ داده می‌شود: او ترجیح داد نسخه امروزین و زنده خود را حفظ کند، حتی اگر آن نسخه نیازمند همراهی جدید باشد.


فصل هشتم: بازتاب جهانی و درس‌هایی برای علم و احساس

خبر این پرونده در رسانه‌های جهانی بازتاب گسترده‌ای یافت. روزنامه‌های بریتانیایی و آمریکایی آن را به‌عنوان «نمونه‌ای از شکاف میان آرمان‌گرایی علمی و واقعیت احساسی انسان» معرفی کردند. این ماجرا به منتقدان کرایونیک این فرصت را داد تا بگویند که حتی وفادارترین حامیان این ایده نیز نمی‌توانند نیازهای عاطفی را فریز کنند.

در شبکه‌های اجتماعی، کاربران اغلب با جملاتی کنایه‌آمیز واکنش نشان دادند: «کرایونیک شاید بدن را نجات دهد، اما نمی‌تواند احساسات ازدست‌رفته و نیاز به لمس شدن را زنده کند.»

پروفسور “یوان گو” از دانشگاه تسینگهوا در پکن معتقد است: «داستان جون‌مین باعث شد مردم دوباره درباره معنای واقعی زندگی بیندیشند. شاید هدف کرایونیک نه احیای فرد، بلکه زنده نگه داشتن سؤال از ماهیت مرگ و محدودیت‌های ما در مواجهه با آن باشد.»

این پرونده همچنین باعث افزایش توجه عمومی به مسائل اخلاقی اطراف کرایونیک در چین شده است. این اقدام، حالا دیگر صرفاً یک پروژه علمی خاص نیست، بلکه تبدیل به یک مطالعه موردی در مورد اینکه انسان‌ها در مواجهه با علم مرزگشا چگونه واکنش نشان می‌دهند، شده است.


فصل نهم: عشق، علم و تداوم انسانیت در عصر سرد فناوری

در میان پیشرفت‌های خیره‌کننده جهان هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و زیست‌فنّاوری، شاید کرایونیک هنوز افسانه‌ای علمی باشد که وعده‌هایی دور از دسترس می‌دهد. اما داستان‌هایی چون این، یادآوری می‌کنند که قلب انسان همچنان تابع منطق زیستی و عاطفی خود است، نه صرفاً منطق محاسباتی علم.

جون‌مین می‌گوید اکنون آرام‌تر زندگی می‌کند. او هنوز به دیدار بدن منجمد همسرش می‌رود و آن را با احترام حفظ می‌کند، اما در کنار وانگ قدم می‌زند، می‌خندد و گاهی به آینده فکر می‌کند. به گفته خودش: «من دو زندگی دارم؛ یکی در خاطرات یخ‌زده و یکی در گرمای امروز.» شاید در این جمله بتوان معنای واقعی زیستن در عصر مدرن را یافت؛ زیستن میان گذشته‌ی ابدی و آینده‌ای نامعلوم.


نتیجه‌گیری: وقتی علم نمی‌تواند عشق را خاموش کند

داستان مرد چینی و همسر منجمدش نه حکایتی ساده از خیانت، بلکه روایتی پیچیده از تلاش انسان برای نگه‌داشتن امید در برابر واقعیت تلخ مرگ است. ممکن است فناوری نتواند جان را بازگرداند، اما ایمان به عشق بازگشت‌ناپذیر، خود نوعی تلاش برای جاودانگی عاطفی است.

در پایان، این پرونده نشان می‌دهد که علم و احساس نه دشمن، بلکه دو وجه از جست‌وجوی بی‌پایان انسان‌اند؛ یکی در پی توضیح راز حیات با فرمول‌های دقیق است، و دیگری در پی معنا دادن به آن حیات، حتی پس از وقوع بزرگ‌ترین فقدان. کرایونیک شاید روزی پاسخی علمی برای احیای فیزیکی بیابد، اما تا آن زمان، عشق‌هایی همچون عشق جون‌مین، همچنان یادآور گرمای انسان در برابر سرمای جاودانگی‌اند.


پرسش‌های متداول (FAQ) درباره پرونده جون‌مین و کرایونیک

۱. آیا فناوری کرایونیک واقعاً می‌تواند انسان را در آینده زنده کند؟
خیر، در حال حاضر هیچ شواهد علمی قطعی یا پروتکل اثبات‌شده‌ای برای احیای کامل بدن منجمد، به‌ویژه مغز، وجود ندارد. این روش هنوز یک فرآیند آزمایشی و نگهداری است.

۲. چند نفر در جهان تاکنون بدن یا سر خود را منجمد کرده‌اند؟
تخمین‌ها حاکی از آن است که حدود ۶۰۰ نفر تا کنون تحت این فرآیند قرار گرفته‌اند، که بیشتر آن‌ها در مؤسسات ایالات متحده و روسیه نگهداری می‌شوند.

۳. هزینه انجام کرایونیک چقدر است؟
هزینه‌ها بسیار متغیر است. انجماد کل بدن معمولاً بین ۱۰۰,۰۰۰ تا ۲۰۰,۰۰۰ دلار متغیر است، در حالی که حفظ مغز ممکن است ارزان‌تر باشد. هزینه‌های سالانه نگهداری نیز به قرارداد بستگی دارد.

۴. آیا اخلاقاً مجاز است بدن انسان‌ها پس از مرگ منجمد شود؟
این موضوع از دید فلسفی، اخلاقی و مذهبی بسیار بحث‌برانگیز است. در بسیاری از کشورها، قوانین صریح و شفافی در این زمینه وجود ندارد و این فرآیند اغلب در چارچوب پژوهش‌های بیولوژیکی یا توافق‌نامه‌های خصوصی انجام می‌شود.

۵. آیا بدن منجمد همسر جون‌مین در چین در معرض دید عموم قرار دارد؟
خیر، دسترسی به این بدن‌ها کاملاً محدود و تحت نظارت دقیق مؤسسه یینفنگ است و صرفاً به جون‌مین (به‌عنوان ذینفع اصلی قرارداد) و پرسنل فنی اجازه دسترسی داده می‌شود.

۶. آیا کرایونیک برای حفظ حافظه و شخصیت افراد مؤثر است؟
در وضعیت فعلی فناوری، خیر. انجماد منجر به آسیب شدید ساختارهای عصبی (سیناپس‌ها) می‌شود که حامل اطلاعات و حافظه هستند. احیای حافظه، بزرگ‌ترین چالش علمی پیش رو است.

۷. هدف مؤسسه یینفنگ چین از این پروژه‌ها چیست؟
هدف اعلام‌شده آن‌ها توسعه فناوری‌های ذخیره‌سازی بافت‌های بیولوژیکی در دماهای فوق پایین برای مقاصد پزشکی آتی (مانند بانک‌های بافتی و اعضای پیوندی) است، صرف نظر از جنبه احیای کامل انسان.

۸. آیا جون‌مین هنوز به دیدار همسر منجمدش می‌رود؟
بله، بر اساس گزارش‌ها، او همچنان به‌طور منظم برای سرکشی و اطمینان از وضعیت نگهداری، به مؤسسه مراجعه می‌کند.

۹. مردم چین دربارهٔ این پرونده چه نظری دارند؟
واکنش‌ها بسیار دوگانه بوده است. بسیاری او را تحسین کردند که توانسته هم عشق گذشته و هم نیازهای امروز خود را مدیریت کند، در حالی که برخی دیگر او را متهم به بی‌وفایی به آرمان اصلی کرایونیک کردند.

۱۰. آیا کرایونیک می‌تواند در آینده بخشی از پزشکی عمومی شود؟
این امر کاملاً وابسته به پیشرفت‌های آتی در حوزه نانورباتیک، مهندسی بافت و احیای سلول‌های مغزی است. در صورت موفقیت در این حوزه‌ها، ممکن است کرایونیک از حوزه باور به حوزه پزشکی تبدیل شود، اما این امر هنوز در قلمرو علمی-تخیلی باقی مانده است.

https://farcoland.com/9G5Kov
کپی آدرس