دنبالهدار اطلس از کنار زمین عبور کرد؛ مقصد بعدی این مهمان کیهانی کجاست؟
دنبالهدار اطلس؛ مسافر میانستارهای و مقصد بعدی
ورود یک مهمان ناخوانده از اعماق کیهان
منظومه شمسی ما، با تمامی سیارات آشنا و اجرام کمربند کویپر و ابر اورت خود، محلی است که ما آن را خانه میدانیم. اما گاهی اوقات، مهمانانی از فراتر از مرزهای تعیینشده، از دل فضای میانستارهای، سفری طولانی را آغاز کرده و در منظومه ما توقف میکنند. یکی از هیجانانگیزترین این مهمانان در سالهای اخیر، دنبالهدار ۳آی/اطلس (3I/ATLAS) بود. این دنبالهدار نه تنها به دلیل فعالیتهای غیرمنتظرهاش توجه اخترشناسان را جلب کرد، بلکه به دلیل منشأ میانستارهایاش، پنجرهای جدید به سوی درک ساختار و تکامل سامانههای ستارهای دیگر گشود.
دنبالهدار اطلس، که در ابتدا به عنوان یک دنبالهدار معمولی در کمربند سیارکی کشف شد، به سرعت ویژگیهای غیرعادی از خود نشان داد. این شیء، که سرنوشت نهاییاش خروج دائمی از منظومه شمسی بود، فرصتی بینظیر برای مطالعه ترکیب مواد اولیهای فراهم آورد که میلیونها سال پیش در محیطی کاملاً متفاوت از محیط شکلگیری منظومه شمسی ما شکل گرفتهاند. این مقاله تحلیلی، به بررسی جامع این دنبالهدار شگفتانگیز، ویژگیهای علمی آن، دلایل دیده نشدن با چشم غیرمسلح، مسیر حرکت، اهمیت مقایسهای با سایر اجرام میانستارهای و آینده رصدی آن خواهد پرداخت. هدف این است که با یک رویکرد خبری-علمی معتبر، تصویری کامل از این “مسافر میانستارهای” ارائه دهیم که هم برای عموم علاقهمندان جذاب باشد و هم مورد توجه جامعه علمی قرار گیرد.
بخش اول: کشف و شناسایی هویت میانستارهای
H2: آغاز یک رصد غیرمنتظره: از زنگ هشدار اطلس تا تأیید بینالمللی
داستان دنبالهدار اطلس، مانند بسیاری از کشفیات بزرگ نجومی، با یک سیستم هشدار اولیه آغاز شد. این جرم آسمانی ابتدا توسط سیستم نظارت سیارکی تلسکوپ رصدخانه سیارکی زمین (ATLAS) در آفریقای جنوبی در مارس ۲۰۲۰ شناسایی شد. در ابتدا، شناسه موقت آن A1R5F0Z بود و به نظر میرسید که یک سیارک معمولی یا دنبالهدار داخلی است.
H3: جهش فعالیت و رمزگشایی اولیه
نکات غیرعادی زمانی آشکار شد که مشاهدات بعدی نشان داد این جرم دارای یک کما (دم) و گیسو است که ویژگیهای مشخصه دنبالهدارها هستند. سرعت مداری اولیه و مسیر حرکت آن، تحلیلگران را به سمت یک فرضیه سوق داد: این جرم احتمالاً از منشأ خارجی است.
تأیید نهایی هویت میانستارهای این دنبالهدار (که پس از آن به ۳آی/اطلس ملقب شد) در اکتبر ۲۰۲۰ توسط مرکز ریزسیارات (MPC) و دادههای تکمیلی از تلسکوپهای قدرتمند دیگر انجام گرفت. عدد رومی ‘III’ نشاندهنده سومین دنبالهدار میانستارهای شناساییشده در تاریخ بشر است.
H2: تعریف علمی دنبالهدار میانستارهای (Interstellar Comet)
برای درک اهمیت اطلس، ابتدا باید بدانیم که یک دنبالهدار میانستارهای چیست و چه تفاوتی با دنبالهدارهای معمولی منظومه شمسی دارد؟
H3: تفاوتهای مداری و منشأ کیهانی
دنبالهدارهای منظومه شمسی (مانند دنبالهدارهای دورهای یا غیردورهای) از مناطق مشخصی در منظومه ما، یعنی کمربند کویپر در فراتر از نپتون یا ابر اورت در حاشیه بسیار دور، سرچشمه میگیرند. مدارهای آنها به شدت تحت تأثیر گرانش خورشید است و اغلب به صورت بیضوی بسته و تکرارشونده در طول هزاران یا میلیونها سال است.
اما دنبالهدارهای میانستارهای، مانند ۳آی/اطلس، مسیرهای هذلولی (Hyperbolic Trajectories) دارند. این بدان معناست که سرعت فرار آنها از میدان گرانشی خورشید، به قدری زیاد است که پس از یک بار عبور، دیگر هرگز به مدار منظومه شمسی باز نخواهند گشت.
[ \text{v}{\text{orbital}} > \text{v}{\text{escape}} ]
که در آن (v_{\text{orbital}}) سرعت دنبالهدار نسبت به خورشید و (v_{\text{escape}}) سرعت فرار از منظومه شمسی در آن نقطه است. منشأ آنها ستارگان دیگر، سحابیهای بینستارهای یا حتی دیگر کهکشانها میتواند باشد.
H3: اهمیت ترکیبی: پنجرهای به شیمی ستارهای دیگر
از دیدگاه علمی، دنبالهدارهای میانستارهای گنجینهای از اطلاعات هستند. آنها موادی هستند که در محیطهای متفاوتی از ابر مولکولی که منظومه شمسی ما از آن متولد شد، شکل گرفتهاند. مطالعه ترکیب شیمیایی کما (گازها و غبار آزاد شده) آنها، به اخترشناسان اجازه میدهد تا:
- ترکیب عناصر سنگین در محیطهای ستارهای دیگر را تخمین بزنند.
- نسبتهای ایزوتوپی مواد تشکیل دهنده را مقایسه کنند.
- مکانیسمهای یخزدگی و تصعید را در شرایط گرانشی و فشار متفاوت بررسی نمایند.
این دادهها برای اعتبارسنجی مدلهای تشکیل سیارات در دیگر منظومههای ستارهای (Exoplanetary Systems) حیاتی هستند.
بخش دوم: مشخصات فیزیکی و مسیر حرکت اطلس
H2: ابعاد، فعالیت و مشخصات مداری ۳آی/اطلس
دنبالهدار اطلس یک مهمان سریع بود. درک ابعاد هسته و میزان فعالیت آن، کلید درک پتانسیل رصدی آن است.
H3: اندازه و شدت تصعید
برآوردها نشان دادند که هسته ۳آی/اطلس نسبتاً کوچک است، تخمین زده میشود که قطر آن تنها چند صد متر باشد، که این اندازه در مقایسه با دنبالهدارهای محلی منظومه شمسی (که گاهی دهها کیلومتر قطر دارند) کوچک به نظر میرسد. با این حال، شدت فعالیت و تولید کما و گیسوی آن بسیار چشمگیر بود.
فعالیت غیرعادی اطلس در اواخر سال ۲۰۲۰ و اوایل ۲۰۲۱، شامل چندین رویداد انفجاری بزرگ بود که به نظر میرسید ناشی از شکست ساختاری یا انفجار ناگهانی گازهای محبوس شده زیر سطح است. این انفجارها منجر به افزایش ناگهانی درخشندگی دنبالهدار شد.
H3: پارامترهای مسیر: سرعت فراتر از مرزها
مسیر مداری اطلس با یک خروج دائمی مشخص میشد. پارامتر کلیدی در اینجا “خروج از مرکز بودن” (Eccentricity) مدار است.
برای اجرام میانستارهای، مقدار (e) همیشه بزرگتر از ۱ است: (e > 1).
دادههای کلیدی مسیر (تخمینها):
- سرعت نزدیک شدن اولیه (در هنگام ورود): حدود ۲۶ کیلومتر بر ثانیه (نسبت به خورشید).
- نزدیکترین فاصله تا خورشید (Perihelion): در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۲۱، با فاصله حدود ۰.۱۹ واحد نجومی (AU) از خورشید. این نزدیکی باعث افزایش چشمگیر تصعید یخها شد.
- نزدیکترین فاصله تا زمین (Perigee): این فاصله بسیار قابل توجه بود، اما برخلاف انتظارات اولیه، اطلس هرگز به اندازه کافی به زمین نزدیک نشد تا رصد آن آسان باشد. فاصله نزدیک شدن به زمین تقریباً ۷.۵ میلیون کیلومتر بود که فاصله کمی در مقیاس کیهانی محسوب میشود، اما برای رصد بصری با چشم غیرمسلح کافی نبود.
- سرعت نهایی خروج: پس از عبور از حضیض خورشیدی، سرعت اطلس به حدی افزایش یافت که مسیر آن کاملاً هذلولوی و غیرقابل بازگشت شد.
H2: چرا ۳آی/اطلس با چشم غیرمسلح دیده نشد؟
یکی از سؤالات پرتکرار در مورد دنبالهدارهای جدید، امکان رصد آنها بدون تجهیزات پیچیده است. علیرغم حجم بالای پوشش خبری و جذابیت علمی، اطلس هرگز به یک پدیده آسمانی برای عموم تبدیل نشد.
H3: محدودیتهای قدر ظاهری (Magnitude)
قابلیت دیدن یک جرم آسمانی با چشم غیرمسلح به شدت به قدر ظاهری آن بستگی دارد. اجرام با قدر ظاهری کمتر از ۶.۵ معمولاً در آسمان تاریک قابل رؤیت هستند.
با وجود افزایش ناگهانی روشنایی اطلس ناشی از فعالیتهای انفجاری، این دنبالهدار هرگز به قدر ظاهری کافی دست نیافت.
دلایل اصلی این امر عبارتند از:
- هسته کوچک: هسته کوچک به این معنی است که تنها بخش محدودی از سطح آن میتواند تصعید شده و نور خورشید را بازتاب دهد.
- فاصله نسبتاً زیاد: در اوج رصد، حتی با وجود کما بزرگ، فاصله از زمین همچنان زیاد بود.
- ترکیب کما: نوع مواد تصعید شده و کارایی آنها در بازتاب نور خورشید (آلبیدو) کمتر از حد مطلوب بود.
به عبارت دیگر، انرژی تابشی خورشید بر روی هسته کوچک اطلس، برای ایجاد یک نمایش خیرهکننده در مقیاس زمین کافی نبود. رصد اطلس کاملاً وابسته به تلسکوپهای قوی و حساس بود که میتوانستند نور ضعیف آن را از پسزمینه کیهانی تفکیک کنند.
بخش سوم: سفر میانسیارهای و تعاملات گرانشی
H2: مسیر خروج از منظومه شمسی: در جستجوی فضای میانستارهای
مسیر دنبالهدار اطلس یک درس عملی در مکانیک سماوی است. این جرم از منطقه دوردست فضای میانستارهای وارد شد، تحت تأثیر نیروی عظیم گرانش خورشید قرار گرفت و سپس با سرعتی بیشتر از سرعت ورودی، به سمت فضای بینستارهای بازگشت.
H3: عبور از مرزهای منظومه خورشیدی
ورود اطلس به دایره تأثیر خورشید، یک رویداد گرانشی مهیب بود که مسیر حرکت آن را به شدت خمید. این جرم پس از عبور از حضیض خورشیدی، وارد فاز فرار شد.
اگر بخواهیم از لحاظ ریاضی مسیر را مدلسازی کنیم، میتوانیم از معادلات حرکت دو جسم (خورشید و دنبالهدار) استفاده کنیم. با توجه به شکل هذلولی مدار، انرژی کل سیستم منفی نیست:
[ E = \frac{v^2}{2} – \frac{\mu}{r} > 0 ]
که در آن ( \mu ) پارامتر گرانشی استاندارد خورشید و (r) فاصله است. مقدار مثبت انرژی کل، تأیید میکند که جسم دارای سرعت کافی برای فرار از منظومه شمسی است.
H3: ملاقات نزدیک با مشتری و سیارات غولپیکر (تأثیرات ناچیز)
یکی از پرسشهای مهم در مورد اجرام میانستارهای، تأثیرپذیری آنها از گرانش سیارات غولپیکر مانند مشتری و زحل است. این سیارات به دلیل جرم بسیار زیادشان میتوانند مسیر دنبالهدارهای داخلی را به شدت تغییر دهند.
در مورد ۳آی/اطلس:
بررسیهای دقیق مداری نشان داد که مسیر اطلس، هرچند به سیارات بیرونی نزدیک شد، اما هیچ تأثیر گرانشی قابل توجهی که مدار خروج نهایی آن را تغییر دهد، تجربه نکرد. دلیل این امر فاصله نسبتاً زیاد اطلس از این سیارات در اوج عبور بود.
مشتری، که بزرگترین محافظ منظومه شمسی محسوب میشود، در این مورد تنها به عنوان یک ناظر بزرگ عمل کرد، نه یک تغییردهنده مسیر. این امر به اخترشناسان اطمینان داد که ویژگیهای اصلی هسته اطلس که در هنگام ورود مشاهده میشد، تحت تأثیر جاذبههای داخلی منظومه شمسی دستکاری نشده باقی مانده است.
H2: آینده رصدها و مقصد نهایی
مسیر اطلس، آن را به سمت بخش بیرونی منظومه شمسی و سپس خروج به فضای میانستارهای هدایت کرد.
H3: فاز خروج و دور شدن
پس از گذشتن از حضیض، اطلس به سرعت از خورشید دور شد. هرچند که این دنبالهدار برای مدتی به فعالیت ادامه داد، اما با دور شدن از گرمای خورشید، فرآیند تصعید متوقف شد و فعالیت کما کاهش یافت. در نهایت، اطلس به یک “سیارک مرده” در مسیر بینستارهای تبدیل شد و به سمت سحابیهای ستارگان دیگر حرکت میکند.
H3: دادههای ناسا و رصدخانه اروپایی (ESA)
ناسا و آژانس فضایی اروپا (ESA) با استفاده از تلسکوپهای فضایی مانند هابل و همچنین شبکههای رصدی زمینی، دادههای حیاتی در مورد طیفسنجی کما جمعآوری کردند. این دادهها شامل شناسایی مواد فرار مانند آب، مونوکسید کربن و همچنین ترکیبات پیچیدهتر آلی بودند. تجزیه و تحلیل این مواد، اطلاعات مستقیمی از محیط تشکیلدهنده اطلس فراهم آورد.
بخش چهارم: اهمیت علمی و مقایسه با پیشگامان
H2: ۳آی/اطلس در ترازوی مقایسه: اوموآموا و بوریسوف
شناسایی ۳آی/اطلس، پیش از آن توسط دو جرم میانستارهای دیگر، ۱I/اوموآموا (Oumuamua) و ۲I/بوریسوف (Borisov)، اهمیت زیادی داشت. اطلس با ویژگیهای منحصر به فرد خود، جایگاه سومی را در این کلاس نایاب از اجرام اشغال کرد.
H3: اوموآموا: شکل عجیب و رفتار غیرعادی
اوموآموا، که در سال ۲۰۱۷ کشف شد، اولین جسم میانستارهای تأیید شده بود. ویژگیهای آن بسیار مرموز بود:
- شکل: کشیده و بسیار نامنظم (شبیه یک سیگار یا تخته سنگ).
- فعالیت: بدون کما یا دُم قابل مشاهده، اما با شتاب غیرگرانشی غیرقابل توضیح (که منجر به حدس و گمانهای فراوانی درباره ماهیت تکنولوژیک آن شد).
H3: بوریسوف: یک دنبالهدار کلاسیک در لباس میانستارهای
۲I/بوریسوف، که در سال ۲۰۱۹ کشف شد، تقریباً یک دنبالهدار معمولی بود، اما با یک تفاوت اساسی: منشأ آن از سیستمی دیگر بود. بوریسوف یک کما و گیسوی مشخص داشت و رفتار آن کاملاً مطابق با مدلهای فیزیکی دنبالهدارها بود.
H3: جایگاه اطلس: بینابین اوموآموا و بوریسوف
۳آی/اطلس از نظر فعالیت شبیه به بوریسوف بود (دارای کما و گیسوی قابل توجه بود)، اما از نظر مداری، مسیر خروج آن از منظومه شمسی سریعتر و با انرژی بالاتر بود.
نکته کلیدی: اطلس تأیید کرد که اجرام میانستارهای صرفاً یک استثنای نادر نیستند، بلکه بخش پایداری از تبادل جرم بین ستارگان هستند. اگر دو جرم در فاصله چند سال یکی پس از دیگری شناسایی شوند، احتمالاً این پدیده در کهکشان ما رایجتر از آن است که تصور میشد.
[ \text{اهمیت اطلس} = \text{تأیید فراوانی} + \text{دادههای شیمیایی جدید} ]
H2: رد فرضیههای فرازمینی و بازگشت به علم پایه
هر کشف بزرگی در نجوم، به ویژه در مورد اجرام ناشناخته، ناخودآگاه فرضیههای “فناوری فرازمینی” (ETI) را تحریک میکند.
H3: چرا اطلس بیگانه نبود؟
در مورد اوموآموا، شتاب غیرگرانشی باعث شد برخی آن را به عنوان یک “کشتی فضایی” یا یک پرتو خورشیدی در نظر بگیرند. با این حال، در مورد اطلس، دادههای علمی پاسخهای صریحی ارائه دادند:
- تصعید آشکار: فعالیت اطلس توسط تصعید یخهای محبوس شده (به ویژه آب، دیاکسید کربن و متان) توضیح داده شد که در اثر گرم شدن خورشید رخ داد.
- تجزیه به دلیل تنش: انفجارهای بزرگ روشنایی اطلس، به احتمال زیاد ناشی از شکست ساختاری هسته کمتراکم آن بود که تحت تنشهای گرانشی و فشارهای داخلی قرار گرفته بود. این پدیده در دنبالهدارهای منظومه شمسی (مانند کوماتسارها) دیده شده است.
دانشمندان با استفاده از دادههای طیفسنجی توانستند ترکیب شیمیایی را مشخص کنند و تأیید نمایند که این ماده، از مواد معمولی تشکیل دهنده دنبالهدارها است، هرچند با ترکیب ایزوتوپی متفاوتی که محیط تشکیل آن را متمایز میکند.
بخش پنجم: تحلیل آیندهمحور و جمعبندی تحلیلی
H2: چشمانداز رصدی آینده: نسل جدید دنبالهدارهای میانستارهای
کشف و مطالعه ۳آی/اطلس، توجه مراکز رصدی بزرگ جهان را به سمت جستجوی سیستماتیکتر اجرام با سرعتهای بالا جلب کرده است.
H3: نقش تلسکوپهای نسل آینده
پروژههایی مانند رصدخانه میدان دید وسیع و نقشهبرداری نجومی سورس (Vera C. Rubin Observatory)، که قرار است به زودی عملیاتی شود، مجهز به قابلیتهای رصد با سرعت بالا و حساسیت فوقالعاده هستند. این تلسکوپها به طور خاص برای یافتن اجرام کمنور و با مسیرهای غیرمعمول طراحی شدهاند.
انتظار میرود که در دهه آینده، با افزایش قدرت رصدی، تعداد اجرام میانستارهای مشاهده شده از سه مورد به دهها مورد برسد. این امر به دانشمندان اجازه میدهد تا یک “جمعیت آماری” از این اجرام بسازند و مدلهای تبادل مواد بین ستارگان را با دقت بیشتری اعتبارسنجی کنند.
H3: پرسشهای باقیمانده از اطلس
علیرغم موفقیت در ردیابی مسیر اطلس، برخی سؤالات کلیدی باقی ماندند:
- کجا متولد شد؟ تحلیلهای دقیق ایزوتوپی، اگرچه دشوار است، میتواند نشان دهد که آیا اطلس در یک سحابی غنی از عناصر سنگین یا یک محیط کمتراکمتر متولد شده است.
- مکانیسم انفجار: جزئیات دقیق مکانیسمهایی که منجر به انفجارهای روشنایی شدند، هنوز نیازمند مدلسازیهای بهتر ترمودینامیکی برای هستههای کوچک است.
H2: جمعبندی تحلیلی آیندهمحور
دنبالهدار ۳آی/اطلس بیش از یک پدیده زودگذر بود؛ این یک داده حیاتی در کتابخانه نجومی ما محسوب میشود. آن به عنوان یک سفیر از یک جهان بیگانه، اطلاعاتی ارزشمند در مورد شیمی تشکیلدهنده سیارات در نقاط دیگر فضا به ارمغان آورد.
سفر اطلس یادآور این حقیقت بنیادین در کیهانشناسی است: منظومه شمسی ما یک جزیره ایزوله نیست، بلکه بخشی پویا از شبکهای کیهانی است که دائماً در حال تبادل مواد با همسایگان ستارهای خود است. هر دنبالهدار میانستارهای، یک فرصت کوتاهمدت برای درک بزرگتر این تبادل است. با پیشرفت فناوریهای رصدی، ما آمادهایم تا نسل بعدی این “مسافران میانستارهای” را نه تنها شناسایی کنیم، بلکه با جزئیاتی بسیار فراتر از مشاهدات اولیه اطلس، آنها را کالبدشکافی کنیم. آینده نجوم رصدی، به طور فزایندهای به سوی درک این تعاملات جهانی و میانستارهای معطوف خواهد بود.
سؤالات متداول (FAQ) در مورد دنبالهدار ۳آی/اطلس
در این بخش به ۱۰ پرسش پرتکرار درباره دنبالهدار میانستارهای ۳آی/اطلس پاسخ داده شده است.
۱. دنبالهدار ۳آی/اطلس دقیقاً چه نوع جرمی است؟
۳آی/اطلس یک دنبالهدار میانستارهای (Interstellar Comet) است. این بدان معناست که منشأ آن خارج از منظومه شمسی ما است و مدار آن به شکل هذلولی (Hyperbolic) بوده و پس از یک بار عبور از مجاورت خورشید، دیگر هرگز به منظومه شمسی باز نخواهد گشت.
۲. چرا این دنبالهدار «اطلس» نامیده شد؟
این جرم توسط سیستم رصد سیارکی ATLAS (Asteroid Terrestrial-impact Last Alert System) کشف شد. عدد رومی ‘III’ نیز نشاندهنده این است که این سومین دنبالهدار میانستارهای است که به طور رسمی تأیید شده است.
۳. تفاوت اصلی میان دنبالهدار اطلس و اوموآموا چیست؟
اوموآموا (اولین جسم میانستارهای) شکلی غیرعادی و کشیده داشت و فاقد کما بود، همچنین یک شتاب غیرگرانشی مرموز داشت. اما اطلس کاملاً مطابق با رفتار فیزیکی یک دنبالهدار (با داشتن کما و گیسو) عمل کرد، تنها تفاوت آن منشأ خارجی آن بود.
۴. آیا اطلس به زمین برخورد کرد یا تهدیدی برای زمین محسوب میشد؟
خیر، اطلس تهدیدی برای زمین نبود. اگرچه در نزدیکترین فاصله خود حدود ۷.۵ میلیون کیلومتر از زمین عبور کرد، این فاصله بسیار زیاد است و مسیر آن به گونهای بود که کاملاً از منظومه شمسی عبور کرده و خارج شد.
۵. چرا اطلس با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نبود؟
علیرغم فعالیت شدید و درخشندگی موقت آن، هسته اطلس نسبتاً کوچک بود و فاصله آن تا زمین در اوج رصدی (نزدیکترین حالت به زمین) برای ایجاد یک قدر ظاهری کمتر از ۶.۵ کافی نبود تا با چشم غیرمسلح در آسمان تاریک دیده شود.
۶. زمان نزدیکترین فاصله اطلس به خورشید (حضیض) چه زمانی بود؟
نزدیکترین فاصله اطلس به خورشید در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۲۱ رخ داد، جایی که در فاصله تقریبی ۰.۱۹ واحد نجومی (AU) از خورشید گذشت.
۷. اهمیت علمی مشاهده دنبالهدارهای میانستارهای مانند اطلس چیست؟
مطالعه ترکیب شیمیایی و ایزوتوپی این دنبالهدارها اطلاعات دستنخوردهای در مورد شرایط و مواد تشکیل دهنده در سامانههای ستارهای دیگر فراهم میکند که برای مدلسازی شکلگیری سیارات در سراسر کهکشان حیاتی است.
۸. آیا انفجارها و تغییرات روشنایی اطلس نشانهای از فناوری بیگانگان بود؟
خیر. دانشمندان این تغییرات ناگهانی را به شکست ساختاری در هسته کوچک دنبالهدار نسبت دادند که منجر به تصعید ناگهانی و بزرگ گازهای محبوس شده در زیر سطح شد، پدیدهای که در دنبالهدارهای داخلی نیز مشاهده شده است.
۹. مسیر نهایی دنبالهدار اطلس پس از عبور از منظومه شمسی چیست؟
مسیر اطلس به دلیل داشتن انرژی مثبت (سرعت فراتر از سرعت فرار)، کاملاً هذلولوی است. این دنبالهدار اکنون با سرعت زیادی در حال دور شدن از خورشید است و وارد فضای میانستارهای بینستارهای شده و به سمت ستارگان دیگر حرکت خواهد کرد.
۱۰. آیا پروژههای آینده میتوانند اجرام میانستارهای بیشتری را کشف کنند؟
بله. تلسکوپهای نسل جدید، به ویژه رصدخانه ورا روبین، به طور خاص برای شناسایی سریع اجرام کمنور با مسیرهای غیرعادی طراحی شدهاند و انتظار میرود در سالهای آینده تعداد زیادی از این مسافران میانستارهای را شناسایی کنند.
