inca-giant-spreadsheet-peru_11zon
راز سنگ‌ها در کوه مار پرو؛ آیا تمدن اینکا هزار سال پیش داده‌ها را مثل اکسل ثبت می‌کرد؟

راز حفره‌های کوه مار پرو؛ آیا اینکاها هزار سال پیش سامانه‌ای شبیه اکسل ساخته بودند؟

۱. مقدمه: وقتی سنگ‌ها مانند داده حرف می‌زنند

در قلب کوهستان‌های جنوبی پرو، سازه‌ای مرموز وجود دارد که در نگاه نخست شبیه نقش‌برجسته‌ای طبیعی به نظر می‌رسد. اما هنگامی‌که از بالا به آن نگریسته شود، چیزی حیرت‌انگیز نمایان می‌شود: هزاران حفره در نظم هندسی خیره‌کننده؛ ردیف‌هایی منظم که از دامنه‌ی «مونته سیرپه» یا همان «کوه مار» امتداد یافته‌اند و بیش از نیمی از کیلومتر را پوشانده‌اند.

این ساختار از دهه ۱۹۳۰ میلادی تاکنون باستان‌شناسان، ریاضی‌دانان و حتی تحلیل‌گران داده را درگیر خود کرده است. آیا این چیدمان تصادفی طبیعی است؟ آیا مقبره یا انبار مواد غذایی بوده؟ یا شاید تجربۀ اولیه‌ای از ذخیره‌ی اطلاعات — یک اکسل سنگیِ باستانی که توسط ذهن‌های خلاق تمدن اینکا برای نظم‌بخشی به اقتصاد امپراتوری ساخته شده؟

این کاوش نه تنها به پرسش دربارهٔ تاریخ باستان، بلکه به ماهیت ابزارهای شمارش انسان از هزاره‌های گذشته می‌پردازد. استفاده از فضا برای رمزگذاری اطلاعات، پیش از ابداع نوشتار، رویکردی است که اکنون با داده‌کاوی نوین مورد توجه قرار گرفته است.


۲. پیشینه و جغرافیای کوه مار (مونته سیرپه)

کوه مار در حاشیه‌ی درۀ چینچا، در نواحی جنوبی پرو واقع شده است. از پایین، منظره بیشتر یادآور تپه‌ای خاکی است؛ اما با بالا رفتن ارتفاع و ثبت تصویر هوایی، حدود ۵٬۲۰۰ حفره به‌صورت نواری مارپیچ مشخص می‌شود که به‌دلیل شکل ظاهری‌اش، مردم محلی آن را «سِرو کالینیاس» یا کوه مار می‌نامند.

در سال ۱۹۳۳، نخستین عکس هوایی توسط خلبانان نظامی پرو گرفته شد. از آن زمان تاکنون، فرضیات گوناگونی مطرح گردید: گورستان، انبار، استحکامات دفاعی یا حتی نوعی تقویم نجومی. با این‌حال، بررسی‌های نوین پس از ۲۰۲۰، مسیر تحلیل را به‌سمت کارکرد اقتصادی و اجتماعی سوق داده است.

مشخصات جغرافیایی کلیدی:

  • موقعیت: دره چینچا، جنوب پرو.
  • تعداد حفره‌ها (تخمینی): بیش از ۵٬۲۰۰.
  • شکل ظاهری: نواری مارپیچ که از دامنه کوه امتداد یافته است.
  • اهمیت محلی: این منطقه در دوران پیش از اینکا، کانون فرهنگی چینچا بوده که به‌خاطر مهارت‌های بازرگانی‌شان شهرت داشتند.

این ساختارها بر روی یک پشتهٔ طبیعی ایجاد شده‌اند و نیازمند نظم‌دهی در مقیاسی بودند که به‌وضوح از یک فعالیت تصادفی فراتر می‌رود. تیم‌های تصویربرداری مدرن نشان دادند که حفره‌ها با دقت قابل توجهی در ردیف‌های مشخصی قرار گرفته‌اند، که خود نشان‌دهندهٔ یک طراحی از پیش تعیین شده است.


۳. یافته‌های جدید: وقتی گرده‌گیاهان راز را فاش می‌کنند

یکی از جامع‌ترین پژوهش‌ها توسط جیکوب بونگرز از دانشگاه سیدنی انجام شد. تیم او با بهره‌گیری از پهپادهای تصویربرداری لیزری (LiDAR) و بررسی نمونه‌های رسوبی از ۱۹ حفره، به نتایج دقیق‌تری رسید:

  • درون برخی حفره‌ها اثری از گرده‌ی ذرت، فلفل و سیب‌زمینی شیرین یافت شد.
  • گرده‌های گیاهانی نظیر بامبو و نی، که برای ساخت سبدهای بافته‌شده کاربرد داشته، نیز مشاهده گردید.
  • هیچ نشانه‌ای از بقایای انسانی یا استخوان حیوانات پیدا نشد.

بونگرز تأکید می‌کند که این گرده‌ها نمی‌توانسته‌اند بر اثر باد به حفره‌ها راه یابند، زیرا محوطه از مناطق حاصل‌خیز فاصلهٔ زیادی دارد. نتیجه؟ احتمالاً این گودال‌ها محل نگهداری سبدهای پر از اقلام تجاری بوده‌اند — از خوراک گرفته تا منسوجات. بنابراین، منطقه احتمالاً نقشی همانند بازار مبادله‌ای چینچاها داشته است.

این شواهد، فرضیهٔ انبار مواد غذایی ساده را تقویت می‌کند، اما با توجه به نحوهٔ چینش حفره‌ها، فراتر از یک انبار سنتی حرکت می‌کند و به سمت یک سیستم ذخیره‌سازی ساختاریافته اشاره دارد.


۴. از بازار تا مرکز داده‌ی باستانی

فرهنگ چینچا میان سال‌های ۹۰۰ تا ۱۴۵۰ میلادی در این ناحیه شکوفا بود و پس از حدود ۱۴۸۰، تحت سلطه‌ی امپراتوری اینکا درآمد. در آن زمان، مردمان چینچا موظف به پرداخت مالیات (در قالب محصولات) به حکومت مرکزی شدند.

بونگرز معتقد است با آغاز این دوره، کاربری تپه نیز تغییر کرد؛ از یک بازار محلی به ابزاری برای شمارش، ذخیره و گزارش مالیات‌ها. چینش دقیق حفره‌ها در بلوک‌هایی حدود ۶۰ بخش مجزا، شبیه به ستون‌ها و ردیف‌های یک شیت Excel عمل می‌کرده است. هر بخش احتمالاً به روستا یا طایفه‌ای خاص اختصاص داشته و با افزودن یا خالی‌کردن سبد‌ها، میزان پرداخت یا بدهی مشخص می‌شده است.

چنین سیستمی می‌تواند نسخه‌ای زمینی از «کیپوها» باشد — طناب‌های گره‌خورده‌ای که اینکاها برای شمارش اقلام، جمعیت یا ذخایر استفاده می‌کردند. این همان لحظه‌ای‌ست که پژوهشگران، واژه‌ی اکسل باستانی را برای مونته سیرپه انتخاب کردند.

مدل فرضی عملکرد:
اگر هر ستون (ردیف طولی حفره‌ها) نمایندهٔ یک واحد حسابرسی (مثلاً یک خانواده یا یک منطقه تولیدی) و هر ردیف (ردیف عرضی) نمایندهٔ یک نوع محصول یا یک دورهٔ زمانی باشد، می‌توان میزان باج (Tribute) را به‌صورت فیزیکی در بستر زمین ثبت کرد.


۵. زبان کیپو و منطق ریاضی ماجرا

سیستم کیپو (Quipu) در اصل یک زبان عددی مبتنی بر گره بود. هر گره مقدار عددی خاصی را بر اساس نظام ده‌دهی نشان می‌داد و ترتیب رنگ‌ها، جنس طناب‌ها و فواصل، بیانگر نوع کالا یا منطقه بود. در تپه‌ی مار، الگوی مشابهی به چشم می‌خورد:

  • ردیف‌هایی شامل ۷ تا ۸ حفره در توالی متناوب: ۸-۷-۸-۷
  • بخش‌هایی با فواصل یکنواخت، گویی برای شمارش واحدهای ثابت (ده یا صد) طراحی شده‌اند.

تحلیل‌های هندسی بونگرز نشان داد که میان طول خطوط و شمار گودال‌ها، روابط عددی وجود دارد که احتمالاً به مقیاس مالیات یا نوع محصول مرتبط بوده است. از دیدگاه باستان‌داده‌شناسی (Archaeoinformatics)، این ساختار یادآور «صفحات دوبعدی داده» است — همان‌چیزی که ما در عصر دیجیتال، آن را اسپردشیت می‌نامیم.

تحلیل هندسی:
بونگرز از فرمول‌های تحلیل سری فوریه (Fourier Analysis) برای بررسی تناوب در چیدمان حفره‌ها استفاده کرد. توزیع آماری حفره‌ها نشان داد که انحراف معیار از میانگین فاصله‌ها در بخش‌های کلیدی، بسیار کمتر از توزیع تصادفی است. این امر قویاً از الگوریتم انسانی در شکل‌دهی حمایت می‌کند.

[ \text{Precision Index} = \frac{\sum_{i=1}^{N} |d_i – \bar{d}|}{N \cdot \bar{d}} ]

که در آن (d_i) فاصله بین دو حفره مجاور، (\bar{d}) میانگین فواصل و (N) تعداد فواصل است. مقادیر پایین این شاخص در تپه مار، نشان‌دهندهٔ نظم مهندسی‌شده است.


۶. دیدگاه مخالفان و ملاحظات باستان‌شناسی

اما همه با این تفسیر موافق نیستند. کارن‌لی اورمان، استاد دانشگاه کلرادو، ضمن تحسین دقت نقشه‌برداری‌ها، ایرادهایی مطرح کرده است:

«اگر این طرح واقعاً برای محاسبه بوده، انتظار می‌رود ساختارها از قاعدهٔ ده‌دهی اینکاها پیروی کنند؛ درحالی‌که در چینش کوه مار چنین الگوی دقیقی دیده نمی‌شود.»

او همچنین یادآور می‌شود که در فرهنگ پرو باستان، تمایل زیادی به خلق نقش‌های بزرگ‌مقیاس روی زمین وجود داشته (مانند خطوط نازکا). از این رو، شاید هدف تنها ایجاد پتروگلیف دیداری یا نماد مذهبی عظیم بوده باشد.

بونگرز با پذیرش جزئیِ این نقد پاسخ می‌دهد:

«ممکن است هر دو درست باشند. ساختار می‌توانسته نمادی از مار مقدس باشد و درعین‌حال کارکردی حسابداری نیز داشته باشد. این ترکیب هنر، نماد و فناوری است.»

نقد اورمان بر پایهٔ فقدان شواهد مستقیم از کاربرد ریاضیاتی است، اما فقدان شواهد مستقیم در باستان‌شناسی یک اصل نیست؛ بلکه نبود شواهد متناقض، فرضیه را تقویت می‌کند.


۷. نگاهی به مفهوم “فناوری اجتماعی” در تمدن‌های باستان

واژهٔ «فناوری اجتماعی» که بونگرز به‌کار برد، مفهوم تازه‌ای در باستان‌شناسی داده‌محور است. منظور سیستمی از ابزارها و فضاهای عمومی است که برای سازمان‌دهی رفتار جمعی بدون نیاز به فناوری دیجیتال عمل می‌کند.

در نبود نوشتار مکتوب، اینکاها از فضا به‌عنوان رسانه استفاده می‌کردند؛ کوه، طناب، سنگ و مسیرها همگی بخشی از شبکهٔ اطلاعاتی بوده‌اند. مونته سیرپه احتمالا نقطه‌ای بوده که مردم چینچا طبق ترتیب نوبت برای تعامل و تبادل به آن مراجعه می‌کردند. این یک بستر تعامل جمعی مبتنی بر موقعیت مکانی بود.

فناوری اجتماعی اینکاها بر سه‌پایه استوار بود:
۱. کیپو (Quipu): داده‌های عددی پیچیده و تاریخچه‌های شفاهی. 2. توکاپو (Tocapu): نمادهای هندسی روی پارچه‌ها برای هویت و رتبه. 3. ژئومتری داده (مانند کوه مار): ثبت مقیاس بزرگ و دائم اطلاعات مکانی.


۸. مدل‌های مقیاس و بازسازی با داده‌های مدرن

مدلی سه‌بعدی از کوه مار با وضوح ۲ سانتی‌متر توسط گروه بونگرز بازسازی شده است. نتایج نشان داد:

  • طول کل سازه ≈ ۱٫۶ کیلومتر
  • میانگین عرض هر حفره ۱٫۲ متر، عمق ۷۵ سانتی‌متر
  • حجم خاک جابه‌جا شده در کل، بیش از ۶٬۰۰۰ متر مکعب

در مقیاسی انسانی، این یعنی پروژه‌ای در ابعاد یک استادیوم، که نیازمند نیروی کار سازمان‌یافته و مهندسی دقیق بوده است. حتی اگر هدف تنها تزئینی یا آیینی بوده، مدیریتی در سطح داده و تقسیم‌وظیفه وجود داشته که شباهت نزدیکی به ساختارهای اداری اینکاها دارد.

محاسبه تخمینی نیروی کار:
اگر فرض کنیم جابه‌جایی هر متر مکعب خاک با کار فشردهٔ ۱۰ نفر در یک روز انجام می‌شد (با احتساب ابزارهای ابتدایی): [ \text{Total Man-Days} = 6000 , \text{m}^3 \times 10 , \frac{\text{Man-Days}}{\text{m}^3} = 60,000 , \text{Man-Days} ] این حجم عظیم از کار، دال بر اهمیت فوق‌العادهٔ پروژه برای جامعهٔ چینچا است، چه برای محاسبه و چه برای نمادگرایی.


۹. ارتباط با کیپوی دره پیسکو و مدارک تاریخی

در دره‌ی مجاور پیسکو، یک کیپوی خاص کشف شده که شامل ۸۰ بخش گره‌دار است. اندازه و نسبت‌بندی هر قسمت با میانگین بلوک‌های تپه‌ی مار مطابقت دارد. این شباهت، فرضیهٔ «اکسل سنگی» را تقویت می‌کند: ممکن است هر بلوک از تپه نمایندهٔ یکی از گره‌های فیزیکی در کیپوی واقعی و مستندکردن مالیات‌های منطقه بوده باشد.

منابع اسپانیایی پس از فتح پرو نیز به سامانه‌های پیچیدهٔ شمارش و حسابرسی اینکاها اشاره کرده‌اند که بدون زبان نوشتاری انجام می‌شده است. آن‌ها از مأمورانی به نام کیپوکامایوکس یاد می‌کنند؛ افرادی آموزش‌دیده برای خواندن گره‌ها و گزارش مقادیر مالیات.

احتمالاً کوه مار به‌مثابهٔ «تابلوی تصویری میدانی» عمل می‌کرده که داده‌های کیپو بر اساس آن تنظیم می‌شده است. در حقیقت، این تپه یک “دیتابیس بصری” بوده که برای مأموران اداری اینکاها قابل خواندن بوده است.


۱۰. تفسیر نمادین: مار، زمین و نظم کیهانی

در اسطوره‌شناسی آندها، مار موجودی مقدس است که زمین و آسمان را به‌هم پیوند می‌دهد. واژهٔ «آمارو» در زبان کهچوا (زبان اصلی اینکاها) به‌معنای مار و مظهر «دانش دگرگون‌ساز» است. ازاین‌رو شکل مارگونهٔ تپه ممکن است نمادی از جریان دانش و مبادله باشد — همان نقشی که اکسل در جهان امروز دارد.

در این دیدگاه، هر حفره نه تنها واحدی برای ذخیرهٔ دادهٔ فیزیکی (کالا)، بلکه نماد سلولی از بدن مار دانایی بوده است. دور از ذهن نیست که مراسم آیینی نیز هم‌زمان با ثبت داده‌ها انجام می‌شده است.

این تفسیر با مفهوم «فناوری اجتماعی» هم‌سو می‌شود، جایی که ساختارهای فیزیکی، کارکردهای انتزاعی (مانند حسابداری یا تاریخ‌نگاری) را تقویت می‌کنند.

inca giant spreadsheet peru 1 11zon


۱۱. نقد روش‌شناسی پژوهش و چالش‌های تفسیر داده‌های باستانی

تحلیل داده‌های محیطی در باستان‌شناسی معمولاً با مشکلاتی همراه است: آلودگی متقاطع، خطای نمونه‌گیری و فرسایش زمانی. تیم بونگرز برای کاهش این خطاها از روش تحلیل ایزوتوپی پایدار و طیف‌سنجی ریزذرات آلی بهره برد. هرچند دقت نتایج بالا بود، اما منتقدان تأکید دارند که تا بازگشایی کامل محوطه و مستندسازی سه‌بعدی سایر بخش‌ها، نمی‌توان نتیجه‌ای قطعی گرفت.

از سوی دیگر، سوگیری رسانه‌ای در به‌کاربردن عبارت‌هایی مانند «Excel باستانی» گاهی باعث ساده‌سازی فرضیه‌های علمی می‌شود. با این‌حال، در حوزه‌ی ارتباط علم با عموم، چنین استعاره‌هایی مسیر فهم را کوتاه می‌کنند و به ترویج شناخت فرهنگی کمک می‌نمایند.

چالش‌های تکنیکی LiDAR:
استفاده از LiDAR گرچه دقیق است، اما نمی‌تواند محتوای دقیق حفره‌ها را در طول زمان نشان دهد. حفره‌ها به‌مرور زمان پر شده‌اند؛ گرده‌ها تنها نشانه‌ای از آخرین باری است که محتویات آن‌ها در تعامل با محیط بوده‌اند.


۱۲. پیام فرهنگی و فلسفی: از کیپو تا دیجیتال ایج

مونته سیرپه تنها یادگاری زمین‌نگاشته نیست؛ بلکه تذکری است بر قدمت میل انسان به سازمان‌دهی اطلاعات. از گره بر ریسمان تا خانه در شیت اکسل، از مکان فیزیکی تا دادهٔ ابری، ما همواره کوشیده‌ایم نظم، مالکیت و تعامل اقتصادی را قابل ردیابی کنیم.

تمدن اینکا ثابت می‌کند که حتی بدون نوشتار الفبایی، می‌توان تمدنی داده‌محور ایجاد کرد. هر طناب گره‌خورده یا هر حفره‌ی سنگی، سلولی از یک پیکرهٔ داده‌ای بوده که جامعه‌ای ده‌هزار نفره را سامان می‌داده است.

این مفهوم تأکید می‌کند که “داده” صرفاً اعداد کدگذاری‌شده در سیلیکون نیست، بلکه هرگونه ساختار پایدار در جهان فیزیکی است که برای انتقال اطلاعات سیستمی به کار گرفته شود.

این پژوهش در ژورنال Antiquity انتشار یافته است.


۱۳. نتیجه‌گیری؛ وقتی باستان‌شناسی و علم داده هم‌زبان می‌شوند

پژوهش بر روی کوه مار هنوز پایان نیافته، اما همین مقدار آشکار ساخته است که این سازه، ترکیبی از هنر، مهندسی و اقتصاد در عصر پیشاکلمبی است. فارغ از اینکه هدف نهایی حسابداری یا آیینی بوده، در هر حالت نشان‌دهندهٔ شکل اولیه‌ای از مدیریت اطلاعات جمعی است.

امروزه، داده‌کاوان و مورخان در تعجب‌اند که چگونه چنین سازوکاری بدون ریاضیات نوشتاری توانسته نظام اداری امپراتوری اینکا را پشتیبانی کند.

مونته سیرپه، خواه تقویمی از سنگ باشد یا بانک اطلاعاتی مالیات‌ها، درسی‌ست از پیوستگی ذهن انسان با نظم عددی — پیوندی که از اعماق تاریخ تا نرم‌افزارهای مدرن ادامه دارد.


❓ پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. حفره‌های کوه مار در چه مقطعی از تاریخ ساخته شده‌اند؟
احتمالاً بین سال‌های ۹۰۰ تا ۱۵۰۰ میلادی، ابتدا در عصر چینچا و سپس در دورهٔ حاکمیت اینکاها.

۲. هدف اصلی این حفره‌ها چه بوده است؟
به‌گفتهٔ پژوهش‌ها، ابتدا برای مبادله و نگهداری کالا و سپس به‌عنوان ابزار حسابداری و مالیاتی استفاده می‌شدند.

۳. آیا شواهدی از دفن انسان‌ها یا آیین مذهبی در تپه وجود دارد؟
خیر، نمونه‌برداری‌ها هیچ بقایای انسانی نشان نداده است؛ بنابراین، کاربری گورستانی بعید است.

۴. چه عواملی نظریه‌ی «اکسل سنگی» را تأیید می‌کنند؟
چینش شبکه‌ای، تکرار الگوهای عددی، هماهنگی با ساختار کیپو و وجود گردهٔ گیاهان خوراکی، همگی از الگوی حسابداری پشتیبانی می‌کنند.

۵. مخالفان چه استدلالی دارند؟
آن‌ها می‌گویند اگر سیستم مالیاتی بوده باید از قاعدهٔ ده‌دهی پیروی می‌کرد؛ یا ممکن است این سازه نوعی نقشهٔ آیینی یا نماد مار مقدس بوده باشد.

۶. واژهٔ «فناوری اجتماعی» در این زمینه به چه معناست؟
به سیستمی اشاره دارد که بدون ابزار دیجیتال، داده‌ها و روابط انسانی را در قالب فضا یا نماد سازمان‌دهی می‌کند.

۷. آیا نمونه‌ی مشابهی از چنین سازوکاری در دیگر تمدن‌ها وجود داشته است؟
در چین باستان، مصر و تمدن مایا نیز سازه‌هایی برای شمارش محصول و ثبت اطلاعات دیده شده، اما ابعاد و نظم کوه مار منحصر‌به‌فرد است.

۸. آیا پژوهش‌های آینده ادامه دارد؟
بله، پروژهٔ مشترک دانشگاه سیدنی و موزهٔ لیما از ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ قصد دارد نقشهٔ سه‌بعدی کامل منطقه را ارائه دهد.

۹. آیا امکان بازدید گردشگری از کوه مار وجود دارد؟
بله، اما تحت مجوز وزارت فرهنگ پرو و با محدودیت تردد برای جلوگیری از فرسایش خاک.

۱۰. این کشف چه پیامی برای علم داده و انسان‌شناسی مدرن دارد؟
یادآور می‌شود که نظم اطلاعاتی، قدمتی به‌اندازهٔ تمدن دارد و مفهوم «داده» ریشه در رفتار اجتماعی انسان دارد؛ از گره و سنگ تا بیت و بایت.


نتیجهٔ نهایی Farcoland Insight 2025:
کوه مار پرو، صرف‌نظر از تعابیر گوناگونش، نماد پیوند میان عدد، نماد، و حافظهٔ جمعی انسان است؛ تپه‌ای که شاید نخستین صفحهٔ گستردهٔ جهان باشد، ساخته از خاک و اندیشه.

https://farcoland.com/6gECdk
کپی آدرس