برای نخستینبار در تاریخ نجوم؛ جرم یک سیارهٔ سرگردان اندازهگیری شد
برای نخستینبار جرم یک سیاره سرگردان اندازهگیری شد: رمزگشایی از جهانهای تنها
1. نجوم در جستجوی فرزندان سرگردان کیهان
در پهنهی بیکران آسمان شب، ستارگان نقشه راه ما بودهاند؛ منارههای نورانی که هزاران سال است راهنمای دریانوردان و الهامبخش شاعران بودهاند. اما در دهههای اخیر، اخترشناسان متوجه شدهاند که منظومهی ما، تنها بخشی کوچک از واقعیت کیهانی است. فراتر از نور خیرهکنندهی خورشیدها، جهانهایی ناشناخته در تاریکی مطلق پرسه میزنند؛ جهانهایی که نه به یک ستاره وابسته هستند و نه نوری از خود بازتاب میدهند. اینها «سیارههای سرگردان» یا همان «سیارههای بیستاره» هستند.
تصور کنید موجودی را که در تاریکی مطلق، بدون هیچ تکیهگاهی، تنها به نیروی گرانش خود برای بقا متکی است. این دقیقا وضعیت این سیارههاست. آنها محصولاتی از تولدهای آشفتهی کیهانی، یا شاید هم سیاراتی تبعیدی از سیستمهای ستارهای خود هستند که به طردهای خشن کیهانی محکوم شدهاند. برای دههها، وجود آنها صرفاً یک حدس تئوریک بود؛ یک معادلهی ریاضی که بر اساس مدلهای تشکیل سیارات منطقی به نظر میرسید، اما اثبات تجربی آن در هاله-ای از ابهام فرو رفته بود.
چرا باید به این دنیاهای تنها اهمیت دهیم؟ پاسخ در درک بنیادی ما از جهان نهفته است. اگر میلیاردها ستاره در کهکشان راه شیری وجود دارد، و اگر هر ستاره معمولاً میزبان چند سیاره است، پس منطقی است که تعداد سیارههای سرگردان – جهانهایی که از قید جاذبهی مادر رها شدهاند – ممکن است حتی از تعداد ستارگان نیز بیشتر باشد. کشف و مطالعهی این اجرام، دریچهای نوین به سوی درک فرآیندهای تشکیل و تکامل سیارات باز میکند. آنها میتوانند سوابق فسیلی از لحظات پرآشوب تولد منظومهها باشند.
اما چالش اصلی همیشه رصد این «اشباح کیهانی» بوده است. بدون نور ستارهای برای درخشش یا بازتاب، چگونه میتوان چیزی را که ذاتاً نامرئی است، دید؟ سالهاست که اخترشناسان با استفاده از روشهایی مانند «ریزهمگرایی گرانشی» (Gravitational Microlensing) وجود این سیارات را حدس میزدند، اما همواره کمبود دادههای دقیق برای تعیین یک ویژگی حیاتی وجود داشت: جرم. تعیین جرم یک سیاره، کلید فهم ماهیت آن، چگونگی شکلگیریاش، و پتانسیل حفظ هرگونه جو یا حتی اقیانوسی است که ممکن است زمانی داشته باشد.
و اکنون، در یک جهش بزرگ علمی، جامعهی اخترشناسی شاهد اولین اندازهگیری دقیق جرم یک سیاره سرگردان بودهایم. این دستاورد، که مرهون همکاریهای جهانی و استفاده از دادههای بیسابقه از تلسکوپهایی مانند تلسکوپ گایا (Gaia)، نه تنها وجود این اجرام را تأیید میکند، بلکه ابزارهایی قدرتمند برای آیندهی پژوهشهای سیاره بیستاره فراهم میآورد. این مقاله به بررسی عمیق این کشف تاریخی، روشهای پیچیدهی علمی که منجر به آن شد، و پیامدهای گستردهی آن برای آیندهی اندازهگیری جرم سیاره در میان این جهانهای مرموز میپردازد.
این مقاله در مجله علمی پژوهشی معتبر ساینس انتشار یافته است.
2. سیاره سرگردان چیست؟ تعریفی از آزادی کیهانی
مفهوم «سیاره» در طول تاریخ نسبتاً ثابت بوده است: جرمی که به دور یک ستاره میچرخد و به اندازهی کافی جرم دارد تا شکل کروی به خود بگیرد، اما نه به اندازهای که همجوشی هستهای را آغاز کند. با این حال، با کشف هزاران سیاره فراخورشیدی در دهههای اخیر، تعریف ما گسترش یافت و مرزهای سنتی شکسته شد. در این میان، مفهوم سیاره سرگردان (Rogue Planet) یا سیاره بیستاره (Starless Planet) به عنوان یکی از جذابترین و اسرارآمیزترین طبقات اجرام آسمانی مطرح شد.
تعریف علمی و ویژگیهای متمایز
یک سیاره سرگردان را میتوان به سادگی جرمی تعریف کرد که از نظر جرمی واجد شرایط سیاره بودن است (جرم آن کمتر از حد آستانهی جرم قهوهایهای کوچک است، معمولاً زیر 13 برابر جرم مشتری)، اما هیچ اتصال مداری پایداری با هیچ ستارهای در کیهان ندارد. این اجرام در فضای بین ستارهای (Interstellar Space) پرسه میزنند و تنها از طریق اثرات گرانشی ضعیف خود بر اجرام اطراف یا محیطی که از آن عبور میکنند، قابل شناسایی هستند.
نکتهی کلیدی در تعریف این سیارات، نبودِ اتصال گرانشی پایدار به یک ستارهی میزبان است. در مقابل، سیارات فراخورشیدی (Exoplanets) بخشی جداییناپذیر از یک منظومه ستارهای هستند و تحت تأثیر مستقیم انرژی و گرانش ستارهی خود قرار دارند.
تاریخچه ایده و حدس و گمانهای اولیه
ایدهی وجود سیاراتی که بدون ستارهای در آسمانشان باشند، در اوایل دههی 1990 میلادی به طور جدی در ادبیات علمی مطرح شد. با بهبود تواناییهای رصدی برای شناسایی سیارات فراخورشیدی، اخترشناسان شروع به مدلسازی دینامیکهای سیستمی کردند. آنها دریافتند که در هر منظومهی ستارهای جوان، به دلیل برخوردهای گرانشی شدید یا مکانیزمهای پرتاب ناشی از عدم تعادلهای اولیه، تعداد قابل توجهی از اجرام باید از منظومه خود بیرون رانده شوند. این اجرام «سیارات پرتاب شده» (Ejected Planets) یا همان سیارههای سرگردان هستند.
مدلسازیهای اولیه نشان میداد که تعداد این سیارههای سرگردان میتواند چندین برابر تعداد ستارگان باشد. تصور میشد که بیشتر آنها جرمی شبیه به مشتری یا زحل دارند و در طول میلیاردها سال در تاریکی مطلق، به عنوان سنگهای یخزده و سرد در فضا معلق باشند.
تفاوت بنیادین با سایر اجرام بین ستارهای
در هنگام مطالعهی اجرام فضای بین ستارهای، باید تفاوتهای ظریفی بین دستههای مختلف آنها قائل شویم:
- سیارات فراخورشیدی (Exoplanets): همانطور که ذکر شد، اینها به طور پایدار به دور یک ستاره میچرخند. منبع اصلی انرژی و روش شناسایی آنها، نور ستارهی میزبان است (مثلاً با روش عبور یا سرعت شعاعی).
- کوتولههای قهوهای (Brown Dwarfs): این اجرام مرز مبهمی بین سیارات بسیار بزرگ و ستارگان کوچک را تشکیل میدهند. از لحاظ فنی، اگر جرمی از حدود 13 برابر جرم مشتری بیشتر باشد، میتواند در هستهی خود همجوشی دوتریوم (نوع سنگین هیدروژن) را آغاز کند و از نظر تعریفی به یک ستارهی شکستخورده متمایل میشود. کوتولههای قهوهای، حتی اگر سرگردان باشند، ممکن است به دلیل تولید گرمای داخلی ضعیف، برای مدت طولانیتری قابل ردیابی باشند.
- سیارههای سرگردان/بیستاره: اینها جرمشان زیر آستانهی کوتولههای قهوهای است و هیچ همجوشی قابل توجهی ندارند. آنها در اساس شبیه به سیارات منظومهی شمسی هستند (مانند زمین یا مشتری)، اما در فضای بین ستارهای شناورند. اینها هدف اصلی رصدخانهها در جستجوی اندازهگیری جرم سیاره هستند.
چالشهای ماهیت سرد و تاریک
ماهیت این سیارات، که عموماً سرد و بدون تابش الکترومغناطیسی قوی هستند، آنها را به سختترین اهداف اخترشناسی تبدیل کرده است. برخلاف سیارات فراخورشیدی که میتوانند به روش عبور (Transit) نور ستارهی خود را مسدود کنند یا از طریق اثرات گرانشی بر ستارهی میزبان (Radial Velocity)، ردیابی یک جرم تنها نیازمند مشاهدهی مستقیم یا اثرات ثانویهی گرانشی در پسزمینهای بسیار دور است. این امر ضرورت استفاده از ابزارهای رصدی بسیار حساس و روشهایی غیرمستقیم را دوچندان میسازد.
درک ماهیت سیاره سرگردان برای تکمیل تصویر کیهان ضروری است. اگر این جهانها به تعداد زیاد وجود داشته باشند، درک ما از توزیع جرم در کهکشان راه شیری، میزان فرار سیارات از سیستمهای ستارهای، و حتی احتمال وجود محیطهای زیستِ تحتالارضی (اگر توسط گرمای داخلی گرم شوند) دستخوش تحول اساسی خواهد شد. اندازهگیری دقیق جرم، اولین گام قطعی برای تبدیل این مفاهیم نظری به واقعیتهای رصدی است.
3. چرا اندازهگیری جرم سیارههای سرگردان دشوار است؟ سختیهای رصد در تاریکی
در اخترشناسی سیارهای، تعیین جرم (Mass Determination) سنگ بنای درک یک جرم آسمانی است. جرم نه تنها مقیاس فیزیکی یک سیاره را مشخص میکند، بلکه سرنوشت زمینشناسی و اقلیمی آن را تعیین مینماید. برای سیارههای فراخورشیدی، روشهای متعددی توسعه یافته است، از جمله روشهای مبتنی بر نوسان ستارهی میزبان (سرعت شعاعی) یا کاهش نور ستاره (روش عبور). اما در مورد سیارههای سرگردان، تمام این روشها ناکارآمد میشوند، زیرا ستارهای برای ردیابی وجود ندارد.
فقدان منبع نوری پایدار
بزرگترین مانع، فقدان یک منبع نوری قابل اتکاست. سیارههای سرگردان، برخلاف سیارات اطراف ستارگان، نوری از خود ساطع نمیکنند مگر تابش گرمایی ناچیز در طیف فروسرخ دور که در فاصلههای زیاد به سختی قابل تشخیص است. حتی اگر بتوانیم یک جرم بسیار سرد را در فاصلهی چند صد سال نوری به طور مستقیم ببینیم (که خود یک چالش عظیم است)، اندازهگیری جرم آن بدون تأثیر گرانشی قابل مشاهده بر یک جرم دیگر، تقریباً غیرممکن است.
برای اندازهگیری جرم سیاره، ما به یک فعل و انفعال گرانشی نیاز داریم. در منظومهی شمسی، ما جرم خورشید را داریم و با اندازهگیری مدار سیارات، جرم آنها را محاسبه میکنیم. در سیستمهای فراخورشیدی، ما نوسان ستاره یا تغییر نور آن را میسنجیم. در غیاب این مرجعها، باید به پدیدههایی وابسته باشیم که خود به ندرت رخ میدهند.
ریزهمگرایی گرانشی: روش اصلی اما ناقص
تنها روشی که تا کنون به طور موفقیتآمیز برای شناسایی اولیه سیارههای سرگردان به کار رفته، پدیدهی «ریزهمگرایی گرانشی» (Gravitational Microlensing) است. این پدیده بر اساس نظریهی نسبیت عام انیشتین استوار است که میگوید جرم، فضا-زمان را خمیده میکند و این انحنا، مسیر نور اجرام دورتر را منحرف میسازد.
با این حال، ریزهمگرایی گرانشی ذاتاً یک پدیدهی گذرا و غیرتکراری است.
- رویدادهای گذرا: وقتی یک جرم بین ما و یک ستارهی پسزمینه قرار میگیرد، نور آن ستاره برای چند روز یا چند هفته «بزرگنمایی» میشود. به محض عبور جرم سرگردان از خط دید، این اثر محو میشود.
- عدم تکرار: چون این اجرام در فضای بین ستارهای حرکت میکنند و هیچ مدار منظمی ندارند، احتمال اینکه دوباره دقیقاً در مسیر دید ما قرار بگیرند، تقریباً صفر است.
این ماهیت گذرا به این معنی است که هر دادهای که به دست میآوریم، فقط یک «نمونهی لحظهای» از رفتار جرم است. ما میتوانیم مدت زمان رویداد و اوج بزرگنمایی را ثبت کنیم، اما این اطلاعات به تنهایی برای تفکیک جرم سیارهی سرگردان از جرم ستارهی پسزمینه یا ماهیت جرم همگراکننده (که میتواند یک ستارهی تنها هم باشد) کافی نیست.
محدودیتهای ابزاری و تفکیکپذیری
برای تفکیک یک سیارهی سرگردان از یک ستارهی تنها، به اندازهگیریهای بسیار دقیق نیاز است. رویدادهای همگرایی گرانشی، بسته به جرم، میتوانند زمانهای متفاوتی داشته باشند. جرمهای سبکتر (مانند سیارهها) رویدادهای کوتاهتری ایجاد میکنند که ممکن است فقط چند ساعت یا نهایتاً چند روز طول بکشند.
تلسکوپهای فعلی، حتی با وجود قدرت بالا، در تفکیک این رویدادهای بسیار کوتاه که مربوط به اجرام با جرم سیارهای هستند، دچار مشکلاند. برای اندازهگیری دقیق پارامترهایی که بتوانند جرم را محاسبه کنند، نیاز به دو مؤلفهی کلیدی داریم:
- سرعت مماسی (Proper Motion): اندازهگیری دقیق میزان حرکت سیارهی سرگردان نسبت به ستارگان ثابت در پسزمینه در طول زمان. این امر نیازمند رصد دقیق پیش و پس از رویداد است.
- اختلاف دید (Parallax Effect): اندازهگیری موقعیت سیارهی سرگردان از دو نقطهی متفاوت در فضا برای تخمین فاصلهی آن.
تلسکوپهای زمینی سنتی به دلیل اعوجاج جوی و همچنین حرکت وضعی خود زمین، در انجام این اندازهگیریهای طولانیمدت و دقیق دچار خطاهای ذاتی بودند. تنها هنگامی که رصدی دقیق و مداوم از مسیر حرکت سیاره در طول زمان ممکن شود، میتوان پارامترهای لازم برای استخراج جرم را به دست آورد. اینجاست که نقش ابزارهای فضایی پیشرفته مانند تلسکوپ گایا حیاتی میشود.
4. ریزهمگرایی گرانشی چیست؟ رمزگشایی از اثر لنز کیهانی
ریزهمگرایی گرانشی (Gravitational Microlensing) شاید بهترین ابزار ما برای شناسایی سیارههای سرگردان باشد، اما در عین حال یکی از پیچیدهترین پدیدههای فیزیکی برای درک عمومی است. این روش نه بر نور ساطع شده توسط سیاره، بلکه بر اثر انحنای فضا-زمان ناشی از جرم آن سیاره تکیه دارد.
مبانی نسبیت عام: فضا-زمان خمیده
این پدیده ریشه در نظریهی نسبیت عام آلبرت انیشتین دارد که بیان میکند جرم، ساختار فضا-زمان پیرامون خود را خمیده میکند. نور، که همواره در کوتاهترین مسیر حرکت میکند، وقتی از کنار یک جرم عظیم میگذرد، مسیرش خمیده میشود، درست همانطور که یک تیله که روی یک پارچهی کشیده شده غلط میخورد و با عبور از کنار یک توپ سنگین، مسیرش منحرف میشود.
در اخترشناسی، معمولاً دو جرم درگیر هستند:
- منبع (Source): یک ستارهی دوردست (معمولاً یک ستارهی درخشان در کهکشان مرکزی یا صفحهی کهکشانی) که نور آن را رصد میکنیم.
- عدسی (Lens): جرمی که در میانه قرار دارد و نور منبع را منحرف میکند. این جرم میتواند یک ستارهی تنها، یک کوتولهی قهوهای یا، در مورد مورد بحث ما، یک سیاره سرگردان باشد.
مکانیزم ریزهمگرایی
هنگامی که جرم عدسی دقیقاً بین رصدگر (ما روی زمین) و جرم منبع قرار میگیرد، نور منبع به سمت ما خم میشود. اگر این همترازی کامل باشد، جرم عدسی مانند یک لنز غولپیکر عمل کرده و نور ستارهی منبع را تقویت و بزرگنمایی میکند.
از آنجا که اجرام در فضا ساکن نیستند و دائماً در حال حرکت هستند (مخصوصاً سیارههای سرگردان که با سرعتهای بزرگ در فضا حرکت میکنند)، این همترازی کامل یک لحظهی گذرا است. ما شاهد یک افزایش ناگهانی و سپس کاهش تدریجی در روشنایی ستارهی منبع هستیم. این منحنی روشنایی (Light Curve) اطلاعات کلیدی را در خود ذخیره میکند.
چرا این روش برای سیارههای سرگردان مناسب است؟
سیارههای سرگردان به دلیل جرم نسبتاً پایینشان، معمولاً لنزهای بسیار ضعیفی هستند. اگر یک سیارهی سرگردان با جرمی مشابه مشتری از جلوی یک ستاره عبور کند، بزرگنمایی ایجاد شده بسیار کم خواهد بود (گاهی فقط چند درصد). این رویدادها به سرعت پایان مییابند، اغلب تنها در عرض چند ساعت یا چند روز.
در مقابل، اگر یک ستارهی تنها (که جرمش بسیار بیشتر است) به عنوان عدسی عمل کند، بزرگنمایی بسیار شدیدتر و مدت زمان رویداد بسیار طولانیتر خواهد بود (چند هفته تا چند ماه). این تفاوت در زمانبندی و شدت، اساس اندازهگیری جرم سیاره از طریق این روش است.
فرمولها و پارامترهای حیاتی
برای استخراج جرم عدسی ((M_L)) از منحنی روشنایی، به چند پارامتر کلیدی نیاز داریم که از تحلیل شکل منحنی به دست میآیند:
- زمان مشخصه ((t_E)): مدت زمانی که طول میکشد تا منحنی روشنایی از یک سوم اوج تا اوج و سپس تا یک سوم اوج بعدی برسد. این زمان مستقیماً با جرم عدسی ((M_L)) و سرعت مماسی آن ((v_t)) مرتبط است.
- تأثیر جرمی (Mass Scaling): رابطه اساسی بین این پارامترها به صورت زیر است (با فرض فاصلهی رصدگر و منبع):
[ t_E \propto \frac{R_E}{v_t} ] که (R_E) شعاع اقلیدسی عدسی است که خود به ( \sqrt{M_L} ) وابسته است.
بنابراین، زمان مشخصه ((t_E)) به ما اجازه میدهد تا مقیاس جرمی را بر اساس سرعت مماسی به دست آوریم:
[ M_L \propto v_t^2 t_E^2 ]
اگر تنها (t_E) را داشته باشیم، جرم به صورت تابعی از سرعت مماسی ((M_L \propto v_t^2)) مشخص میشود؛ چون نمیدانیم سیاره چقدر سریع حرکت میکند، نمیتوانیم جرم آن را دقیقاً تعیین کنیم.
ورود عامل حیاتی: پارالاکس فضایی و حرکت وضعی
برای حل این معادلهی دو مجهولی (جرم و سرعت)، نیاز به اطلاعات مستقل از سرعت مماسی ((v_t)) داریم. اینجاست که روشهای پیشرفته و بهویژه همکاری با تلسکوپ گایا وارد عمل میشود.
- پارالاکس (اندازهگیری فاصله): تغییر در موقعیت رصدگر (حرکت زمین به دور خورشید) باعث تغییر جزئی در موقعیت ظاهری عدسی در طول سال میشود. این اثر پارالاکس، به ما اجازه میدهد تا فاصلهی تقریبی عدسی را محاسبه کنیم.
- حرکت وضعی (Proper Motion): برای یک سیاره سرگردان که از منظومهی خود رانده شده، سرعت حرکت آن در کهکشان میتواند به طور قابل ملاحظهای متفاوت از ستارگان پسزمینه باشد. اندازهگیری دقیق حرکت ظاهری این سیاره در طول زمان (که نیازمند دادههای قبل و بعد از رویداد همگرایی است) به ما سرعت مماسی واقعی (v_t) را میدهد.
ترکیب دادههای ریزهمگرایی (زمانبندی گذرا) با دادههای اندازهگیری دقیق حرکت وضعی و فاصله (که توسط گایا فراهم میشود)، سرانجام راه را برای اندازهگیری جرم سیاره به صورت مطلق باز میکند. این فرآیند شبیه به حل یک پازل سهبعدی است که در آن هر قطعه (دادهی رصدی) باید در جایگاه زمانی و مکانی دقیق خود قرار گیرد.
5. شرح کامل این کشف تاریخی: اتحاد دادهها برای تعیین جرم سیاره بیستاره
کشف تاریخی که مرزهای اخترشناسی را جابجا کرد، نیازمند یک همافزایی بیسابقه از دادهها، زمانبندی دقیق و همکاری بین ابزارهای زمینی و فضایی بود. این کشف نه تنها وجود یک سیاره سرگردان را تأیید کرد، بلکه برای اولین بار، جرمی معتبر برای آن تعیین نمود، که این امر ماهیت این جهان تنها را روشن ساخت.
شناسایی اولیه: رویداد همگرایی گرانشی منحصر به فرد
داستان این کشف با شناسایی یک رویداد ریزهمگرایی گرانشی درخشان آغاز شد. گروهی از اخترشناسان که به طور مداوم آسمان را برای جستجوی این پدیدههای گذرا رصد میکردند، متوجه یک افزایش روشنایی غیرعادی در یک ستارهی بسیار دور شدند.
ویژگی کلیدی این رویداد، طول مدت آن بود. بر خلاف رویدادهای ناشی از ستارهها یا کوتولههای قهوهای که هفتهها یا ماهها طول میکشند، این رویداد به سرعت به اوج رسید و در عرض چند روز به حالت عادی بازگشت. این «کوتاهی عمر» نشانهی قوی بر این بود که جرم عدسی، جرمی با جرم سیارهای دارد.
این مشاهدات اولیه توسط شبکههای رصدی زمینی، از جمله تلسکوپهای متمرکز بر بررسی ریزهمگرایی (مانند OGLE یا KMTNet) انجام شد. این رصدخانهها توانستند منحنی روشنایی را با دقت خوبی ثبت کنند و تخمین اولیه بزنند که جرم عدسی احتمالاً در محدودهی چند تا چند ده برابر جرم مشتری قرار دارد.
چالش اصلی: جداسازی پارامترها
همانطور که در بخش قبل اشاره شد، دادههای ریزهمگرایی به ما یک نسبت از جرم به سرعت مماسی میدهند ((M_L \propto v_t^2)). برای تبدیل این نسبت به جرم مطلق، ما نیاز به دانستن سرعت مماسی ((v_t)) یا فاصله داریم. اگر سیارهای بسیار دور اما بسیار سریع حرکت کند، میتواند منحنی روشنایی کوتاهی ایجاد کند که شبیه به یک سیارهی نزدیکتر اما کندتر است. این ابهام اساسی، دههها دانشمندان را در مورد ماهیت دقیق اجرام ریزهمگرایی زمینگیر کرده بود.
نقش تعیینکننده تلسکوپ گایا (Gaia): نقشهی برداری کیهان
نقطهی عطف این کشف، استفادهی استراتژیک از دادههای عظیم تلسکوپ گایا، مأموریت نقشهبرداری فضایی سازمان فضایی اروپا (ESA) بود. گایا در حال ایجاد یک کاتالوگ سهبعدی بیسابقه از موقعیت، حرکت و فاصلهی میلیاردها ستاره در کهکشان راه شیری است.
در مورد این رویداد خاص، اخترشناسان به دنبال شواهدی از حرکت سیارهی سرگردان در زمانهای قبل و بعد از رویداد همگرایی گشتند.
- رصد پیش و پس از رویداد: تیم پژوهشی با استفاده از کاتالوگ گایا، موقعیت دقیق ستارهی پسزمینه را که نورش بزرگنمایی شده بود، در سالهای قبل و بعد از رویداد (که عدسی از جلوی آن عبور نکرده بود) مشخص کردند.
- اندازهگیری حرکت وضعی: با مقایسهی موقعیتهای نجومی ستارهی پسزمینه در بازههای زمانی طولانی، توانستند پارالاکس (اثر حرکت زمین) را حذف کرده و حرکت وضعی ذاتی ستارهی منبع را محاسبه کنند.
- کشف انحراف گرانشی: سپس، آنها به طور سیستماتیک هرگونه انحراف در موقعیت مشاهده شدهی ستارهی عدسی (سیاره سرگردان) در طول رویداد همگرایی را با حرکات طبیعی ستارگان محیطی مقایسه کردند. جرم سرگردان باید یک حرکت مشخص و غیرمنتظره (حرکت مختص خودش) نسبت به ستارگان پسزمینه داشته باشد.
با داشتن پارامترهای دقیق موقعیتیابی از گایا (فاصله و پارالاکس ستارهی منبع) و سپس ادغام آنها با منحنی روشنایی ریزهمگرایی، تیم توانستند متغیرهای مجهول در معادلات انیشتین را حذف کنند.
تحلیل دادهها و تعیین جرم
تحلیل نهایی شامل مدلسازی کامپیوتری دقیق بود که تمامی دادههای جمعآوری شده را ترکیب میکرد:
- منحنی زمانی بزرگنمایی (از تلسکوپهای زمینی).
- دادههای پارالاکس برای تعیین فاصله (از گایا).
- دادههای حرکت وضعی برای تعیین سرعت مماسی (از گایا و رصدخانههای زمینی تکمیلی).
نتیجه این مدلسازی پیچیده، ارائهی یک تخمین جرم بسیار دقیق بود. این اندازهگیری جرم سیاره نشان داد که این جرم سرگردان، جرمی در حدود 6 تا 7 برابر جرم مشتری دارد. این جرم در محدودهی مورد انتظار برای یک سیارهی غولپیکر بوده و قطعاً از آستانهی لازم برای تبدیل شدن به کوتولهی قهوهای پایینتر است.
این کشف نه تنها یک موفقیت تکنولوژیکی است، بلکه تأییدی بر این است که روشهای ترکیبی (همگرایی گرانشی برای یافتن و گایا برای کالیبره کردن) میتوانند بر محدودیتهای ذاتی مشاهدهی مستقیم غلبه کنند و به اکتشاف جهانهای کاملاً تاریک بپردازند.
مشخصات سیاره کشفشده: همزاد زحل در تاریکی
پس از تعیین جرم، دانشمندان به بررسی شباهتها و تفاوتهای این سیارهی تازه کشفشده با سیارات شناخته شده پرداختند. نتایج حیرتانگیز بود:
جرم و اندازه: جرم تخمینی این سیاره حدود 6.5 برابر جرم مشتری (یا به عبارتی، 6.5 (M_J)) است. این جرم، آن را در دستهی غولهای گازی قرار میدهد، شبیه به مشتری یا زحل در منظومهی شمسی ما.
فاصله: با استفاده از پارالاکس، فاصله تخمینی این سیاره سرگردان به حدود 5000 تا 6000 سال نوری از زمین تخمین زده شده است. این فاصلهی زیاد دلیل این است که چرا روشهای سنتی برای رصد آن کاملاً ناکام بودهاند.
شباهت به زحل: اگرچه ماهیت دقیق آن به دلیل عدم مشاهدهی مستقیم در طیفهای نوری مشخص نیست، اما در سناریوهای شکلگیری، سیارهای با این جرم معمولاً از نوع گازی است که عمدتاً از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده و دارای یک هستهی سنگی/یخی است. اگرچه این سیاره دمای سطحی بسیار پایینی دارد (احتمالاً نزدیک به دمای پسزمینهی کیهانی)، اما جرم آن نشان میدهد که احتمالاً در مراحل اولیهی وجودش، گرمای ناشی از فروپاشی گرانشیاش را حفظ کرده است.
سناریوهای شکلگیری احتمالی
تعیین جرم، مدلسازی سناریوهای شکلگیری احتمالی را امکانپذیر میسازد. دو سناریوی اصلی برای توضیح وجود این سیاره بیستاره مطرح است:
الف) فرآیند تشکیل در دیسک سیارهای: این سیاره در ابتدا در اطراف یک ستارهی میزبان شکل گرفته است. این ستاره احتمالاً یک ستارهی کمجرمتر از خورشید بوده است. برهمکنشهای گرانشی شدید با سایر سیارات پرجرمتر در آن منظومه، باعث شده است که این سیارهی غولپیکر از مداری پایدار به بیرون پرتاب شده و برای همیشه در فضای بین ستارهای سرگردان شود. این سناریو محتملترین راه برای تشکیل سیارههایی با جرم مشتری یا زحل است.
ب) تشکیل خودبهخودی (Starless Formation): این سناریو پیشنهاد میکند که این جرم، در محیطهای بسیار متراکم غبار و گاز در فضای بین ستارهای، درست مانند یک ستارهی کوچک، اما بدون رسیدن به جرم بحرانی همجوشی، مستقیماً شکل گرفته است. این فرآیند، به «تولد مستقیم» معروف است و معمولاً برای اجرام سنگینتر (کوتولههای قهوهای) متصور است، اما کشف جرمهای کوچکتر، احتمال وقوع آن را برای سیارات غولپیکر نیز مطرح میکند.
این کشف نه تنها به تودهی عظیمی از سیارههای سرگردان که مدلها پیشبینی کرده بودند، اعتبار بخشید، بلکه به اخترشناسان اجازه داد تا برای اولین بار، ویژگیهای فیزیکی یک عضو از این جمعیت بیگانه را درک کنند.
6. اهمیت این کشف در اخترشناسی و سیارهشناسی: گشودن دروازههای تاریکی
اولین اندازهگیری جرم سیاره برای یک سیاره سرگردان صرفاً یک رکورد جدید نیست؛ بلکه یک دستاورد پارادایمساز در اخترشناسی سیارهای محسوب میشود که تأثیرات عمیقی بر درک ما از توزیع جرم در کهکشان و فرآیندهای تکامل سیارات دارد.
تأیید مدلهای جمعیتشناختی
مدلهای نظری برای دههها پیشبینی میکردند که تعداد سیارههای سرگردان در کهکشان راه شیری باید بسیار زیاد باشد، احتمالاً ده برابر تعداد ستارگان. این پیشبینیها بر پایهی مدلهای اخراج سیارات از سیستمهای ستارهای اولیه بنا شده بود. تا پیش از این کشف، هرگونه مشاهدهی مبتنی بر ریزهمگرایی گرانشی، یا جرم بسیار کوچکی (شبیه به زمین) را نشان میداد که تفکیک آن از نویز آماری بسیار دشوار بود، یا جرم بسیار بزرگی (نزدیک به کوتولههای قهوهای) که مرز بین سیاره و ستارهی کوچک را مخدوش میکرد.
این اندازهگیری دقیق جرمی در محدودهی غولهای گازی (چندین (M_J))، به طور محکم تأییدی بر این است که فرآیندهای اخراج در منظومههای ستارهای جوان، به طور مؤثر سیارات بزرگ را نیز به فضای بین ستارهای پرتاب میکنند. این امر اعتبار کلی روشهای مدلسازی شکلگیری سیاره را افزایش میدهد.
درک توزیع جرم در کهکشان
کهکشان راه شیری از نظر توزیع جرم بسیار ناهمگن است. اکثر جرم مرئی در ستارگان متمرکز شده است. اما اگر سیارههای سرگردان واقعاً به تعداد ستارگان یا حتی بیشتر باشند، سهم آنها در جرم کل مادهی غیرستارهای در کهکشان بسیار قابل توجه خواهد بود. این کشف به ما کمک میکند تا تخمینهای دقیقتری از جرم مادهی تاریک (که از طریق گرانش قابل مشاهده نیست) در مقابل جرم مادهی باریونی سرگردان (که از طریق ریزهمگرایی قابل مشاهده است) به دست آوریم.
این اندازهگیری جرم سیاره به عنوان یک نقطهی کالیبراسیون عمل میکند که به اخترشناسان اجازه میدهد تا با دادههای ریزهمگرایی آینده، نرخ فراوانی (Frequency Rate) این سیارات را با دقت بهتری محاسبه کنند.
پرسشهای زیستشناختی: آیا زندگی در تاریکی ممکن است؟
اگرچه این سیاره در فاصلهی هزاران سال نوری و در سرمای مطلق کیهان قرار دارد، اما کشف ماهیت این سیارات سؤالات بنیادین زیستشناسی کیهانی (Astrobiology) را دوباره مطرح میکند: آیا زندگی میتواند در سیارهای بدون ستاره میزبان شکل بگیرد یا دوام بیاورد؟
برای سیارات غول پیکری مانند این مورد کشفشده، گرمای داخلی تولید شده از بقایای فرآیند فروپاشی گرانشی اولیه یا واپاشی عناصر رادیواکتیو در هسته میتواند دماهای زیر سطحی را برای میلیاردها سال حفظ کند. اگر این سیاره دارای یک لایهی ضخیم هیدروژنی باشد، ممکن است بتواند یک اتمسفر تحت فشار را حفظ کند و در زیر آن، اقیانوسهایی از آب مایع (در حالت فوق بحرانی) یا هیدروکربنها شکل بگیرد.
اگرچه احتمال ظهور حیات در چنین محیطی بسیار کمتر از سیارات فراخورشیدی در ناحیهی قابل سکونت ستارهای است، اما این کشف نشان میدهد که «قلمرو قابل سکونت» کیهان ممکن است بسیار گستردهتر از آن چیزی باشد که ما تصور میکردیم؛ شامل نه تنها مدارهای اطراف ستارگان، بلکه سفرهای ابدی در تاریکی بین ستارهای.
توسعه روشهای رصدی آینده
مهمتر از همه، موفقیت در این اندازهگیری جرم سیاره نشان داد که ترکیب دادههای نجومی بزرگ (مانند گایا) با مشاهدات گذرا و سریع (مانند ریزهمگرایی گرانشی) یک روش بسیار قدرتمند برای مطالعهی اجرام فاقد نور است. این دستاورد، نه تنها برای سیارههای سرگردان، بلکه برای ردیابی سیاهچالههای میانجرم، ستارههای نوترونی و سایر اجرام پنهان کیهانی نیز الهامبخش است. این شاهکار علمی، زمینهساز مأموریتهای آیندهای است که هدفشان کشف هزاران سیاره بیستاره خواهد بود.
7. آینده پژوهش سیارههای سرگردان: عصر طلایی اکتشافات در تاریکی
کشف اولین جرم با جرم قطعی سیاره سرگردان، یک آغاز هیجانانگیز است. اکنون که روشهای ترکیبی کارایی خود را اثبات کردهاند، جامعهی اخترشناسی آمادهی دوران جدیدی از اکتشافات در فضای بین ستارهای است. آیندهی پژوهش در این حوزه به شدت وابسته به نسل جدیدی از تلسکوپهاست که به طور خاص برای بهینهسازی روش ریزهمگرایی گرانشی طراحی شدهاند.
نقش حیاتی تلسکوپ نانسی گریس رومن (Nancy Grace Roman Space Telescope)
آیندهی اندازهگیری جرم سیاره در مورد اجرام سرگردان، گره خورده به مأموریت فضایی ناسا با نام تلسکوپ نانسی گریس رومن (Roman Telescope). این تلسکوپ که قرار است در اوایل دههی 2020 پرتاب شود، دارای یک میدان دید بسیار وسیع (FOV) است که بزرگتر از تمام تلسکوپهای دیگر است و طراحی شده تا به طور گستردهای برای انجام پروژههای بزرگ مبتنی بر ریزهمگرایی گرانشی به کار رود.
رومن با داشتن آینهای با قطر 2.4 متر و میدان دیدی حدود 100 برابر تلسکوپ فضایی هابل، قادر خواهد بود تا بخشهای بسیار وسیعی از کهکشان را در یک زمان اسکن کند. هدف اصلی این تلسکوپ، رصد همزمان هزاران رویداد ریزهمگرایی گرانشی است.
پیشبینی کشف صدها سیاره سرگردان
انتظار میرود تلسکوپ نانسی گریس رومن با حساسیت و گستردگی رصدی خود، بتواند طی دورهی مأموریت اصلی خود (5 ساله)، صدها تا هزاران رویداد ریزهمگرایی ناشی از سیارههای سرگردان را شناسایی کند. مهمتر از تعداد، کیفیت دادهها خواهد بود. رومن قادر خواهد بود تا منحنیهای روشنایی بسیار دقیقتری را ثبت کند و همچنین، با توجه به تفاوت موقعیت رصدی آن نسبت به زمین، اثرات پارالاکس را با دقت بسیار بالاتری اندازهگیری نماید.
این توانایی، به محققان این امکان را میدهد که نه تنها جرم سیاره را به طور دقیق محاسبه کنند، بلکه مسیر حرکت آنها و در نتیجه، دینامیک اخراج سیارات از منظومههای ستارهای را بهتر درک نمایند.
مأموریتهای آینده و همکاریهای زمینی
علاوه بر رومن، تلسکوپهای زمینی نسل جدید نیز نقش تکمیلی مهمی خواهند داشت. تلسکوپهایی مانند سهگانهی بزرگ KMTNet (Korea Microlensing Telescope Network) که در نیمکره جنوبی مستقر هستند، و تلسکوپهای آینده در پروژههایی نظیر Vera C. Rubin Observatory (LSST)، با ارائهی رصدهای سریع و پیوسته از زمین، دادههای مربوط به مرحلهی کوتاه اوج و فرود رویدادهای همگرایی را تأمین خواهند کرد.
در حالی که رومن چارچوب فاصله و پارالاکس را فراهم میکند، تلسکوپهای زمینی برای تکمیل “فریم زمانی” رویدادهای سریع ضروری هستند. این همافزایی بین ابزارهای فضایی و زمینی، روشی استاندارد برای انجام اندازهگیری جرم سیاره در آینده خواهد بود.
سؤالات کلیدی که در انتظار پاسخ هستند
با این ابزارهای جدید، اخترشناسان میتوانند به سؤالات عمیقتری پاسخ دهند:
- توزیع جرمی: آیا سیارههای سرگردان بیشتر شبیه زمین هستند یا مشتری؟ آیا این سیارات بیشتر در اثر برخورد در منظومهی خود ایجاد شدهاند (که منجر به جرمهای بزرگتر میشود) یا به عنوان اجرام فرعی در دیسکهای سیارهای؟
- محیط زیست فضایی: آیا سیارات سرگردان میتوانند میزبان اقیانوسهای مایع زیرسطحی باشند؟ اگر جرم آنها نزدیک به جرم زمین باشد، احتمال حفظ گرمای درونی آنها برای مدت طولانیتر وجود دارد.
- تعداد مطلق: بر اساس مشاهدات آماری رومن، تخمین نهایی تعداد سیارههای بیستاره در کهکشان راه شیری چقدر خواهد بود؟
در مجموع، اولین اندازهگیری موفقیتآمیز جرم، تنها نوک کوه یخی بود که در تاریکی پنهان شده بود. دههی آینده، با بهرهگیری از ظرفیتهای تلسکوپ نانسی گریس رومن، وعدهی پر کردن این بخش خالی از نقشهی کیهانی را میدهد و احتمالاً تعداد سیارههای سرگردان شناخته شده را از یک مورد به هزاران مورد افزایش خواهد داد.
8. جمعبندی الهامبخش و علمی: نگاهی به افقهای جدید
نخستین اندازهگیری جرم سیاره برای یک سیاره سرگردان، نه تنها یک موفقیت فنی، بلکه یک گام فلسفی به سوی پذیرش کامل تنوع و بیکرانگی جهان است. ما موجوداتی را که مدتها صرفاً یک فرضیهی زیبا در معادلات دینامیک کیهانی بودند، از تاریکی بیرون کشیدیم و با ابزارهای دقیق علمی، وزن و هویت فیزیکی آنها را سنجیدیم.
این کشف، که متکی بر درک عمیق ما از نسبیت عام و استفادهی هوشمندانه از ابزارهای نقشهبرداری نجومی مانند تلسکوپ گایا بود، نشان میدهد که مرزهای دانش ما تنها توسط تخیل ما محدود میشوند. ریزهمگرایی گرانشی، که پدیدهای بسیار گذراست، با دادههای دقیق موقعیتیابی ترکیب شد تا امکان اندازهگیری جرم سیاره را فراهم آورد، امری که پیش از این در قلمرو خیال بود.
این سیاره بیستاره که اکنون جرم آن به ما شناسانده شده، یادآور این حقیقت است که کهکشان ما مملو از جهانهایی است که هر کدام داستانی از تولد، تبعید و بقا در تنهایی را در خود نهفته دارند. این داستانها، کلید درک کامل فرآیندهای شکلگیری سیارهای ما هستند. آیا سیارهی ما نیز میتوانست سرنوشتی مشابه داشته باشد؟
با نگاه به آینده، به ویژه با توجه به پتانسیل عظیم تلسکوپ نانسی گریس رومن، ما در آستانهی کشف جمعیت عظیم این جهانهای یتیم هستیم. این مأموریتها وعده میدهند که نه تنها صدها سیاره سرگردان را شناسایی کنند، بلکه اطلاعاتی کافی برای ایجاد یک اطلس کامل از توزیع جرمی آنها فراهم آورند. این امر درک ما از فراوانی و ماهیت سیارات را به سطح کاملاً جدیدی ارتقا خواهد داد.
در نهایت، این دستاورد تاریخی یک درس مهم به ما میدهد: گاهی اوقات، برای دیدن عمیقترین اسرار کیهان، باید به جای جستجوی نور خیرهکننده ستارگان، به تاریکی مطلق نگاه کنیم و از قدرت گرانش برای آشکار ساختن پنهانترین ساکنان کیهان کمک بگیریم. عصر طلایی اکتشافات سیارات سرگردان آغاز شده است.
سؤالات متداول درباره سیارههای سرگردان (FAQ)
در این بخش به 20 سؤال رایج پیرامون سیاره سرگردان، سیاره بیستاره و روشهای اندازهگیری جرم سیاره آنها پاسخ داده شده است.
1. سیاره سرگردان دقیقاً به چه معناست؟
پاسخ: سیاره سرگردان (Rogue Planet) به جرمی گفته میشود که به اندازهی کافی بزرگ است که تحت شرایط عادی سیاره تلقی شود (جرم آن کمتر از حد لازم برای همجوشی دوتریوم است)، اما برخلاف سیارات فراخورشیدی، به هیچ ستارهای متصل نیست و در فضای بین ستارهای پرسه میزند.
2. آیا سیارههای سرگردان نور ساطع میکنند؟
پاسخ: به طور مستقیم، خیر. آنها نور ستارهی میزبان خود را بازتاب نمیدهند. با این حال، آنها میتوانند مقدار بسیار کمی انرژی گرمایی تابش کنند که ناشی از گرمای باقیمانده از زمان تشکیل اولیه یا واپاشی رادیواکتیو در هسته است. این تابش معمولاً در طول موجهای فروسرخ دور است و ردیابی آن بسیار دشوار است.
3. تفاوت اصلی بین سیاره سرگردان و کوتولهی قهوهای چیست؟
پاسخ: تفاوت اصلی در جرم است. سیارههای سرگردان جرمی کمتر از حدود 13 برابر جرم مشتری دارند و هرگز قادر به شروع همجوشی دوتریوم نیستند. کوتولههای قهوهای جرمی بین 13 تا 80 برابر جرم مشتری دارند و میتوانند برای مدتی کوتاه دوتریوم را بسوزانند.
4. چگونه سیارههای سرگردان شکل میگیرند؟
پاسخ: دو سناریوی اصلی وجود دارد: 1) اخراج شدن از سیستم ستارهای خود در اثر برخوردهای گرانشی شدید در طول تشکیل منظومه، یا 2) شکلگیری مستقیم (تولد مستقیم) از فروپاشی ابر مولکولی بزرگ، شبیه به ستارگان، اما با جرمی کمتر از حد بحرانی.
5. ریزهمگرایی گرانشی (Gravitational Microlensing) چیست؟
پاسخ: این پدیده بر اساس نسبیت عام انیشتین استوار است؛ جرمی که بین ما و یک ستارهی دوردست قرار میگیرد، فضا-زمان را خمیده کرده و مسیر نور ستارهی دوردست را منحرف و بزرگنمایی میکند، درست مانند یک لنز اپتیکی.
6. چرا ریزهمگرایی بهترین روش برای یافتن سیارههای سرگردان است؟
پاسخ: زیرا این روش به نور ساطع شده از سیاره وابسته نیست. فقط جرم سیارهی سرگردان است که مسیر نور ستارهی پشت سر آن را منحرف میکند، که این تنها راه مشاهدهی اجرام کاملاً تاریک است.
7. چرا اندازهگیری جرم این سیارات دشوار است؟
پاسخ: رویدادهای ریزهمگرایی بسیار گذرا هستند و فقط برای مدت کوتاهی (ساعات تا روزها) دوام میآورند. برای اندازهگیری جرم سیاره، ما به طور همزمان به پارامترهایی مانند سرعت مماسی و فاصله نیاز داریم که استخراج آنها از یک رویداد لحظهای دشوار است.
8. نقش تلسکوپ گایا در این کشف چه بود؟
پاسخ: گایا با کاتالوگ دقیق سهبعدی خود، اطلاعات حیاتی مربوط به حرکت وضعی (Proper Motion) و فاصله (پارالاکس) ستارگان پسزمینه را فراهم کرد. این دادهها برای تعیین سرعت واقعی سیاره سرگردان و در نتیجه محاسبهی جرم مطلق آن ضروری بود.
9. جرم این سیاره سرگردان کشفشده چقدر تخمین زده شده است؟
پاسخ: بر اساس تحلیلهای اخیر، جرم این سیارهی تاریخی در محدودهی 6 تا 7 برابر جرم مشتری ((M_J)) تخمین زده شده است.
10. آیا این سیاره میتواند محیط مناسبی برای حیات باشد؟
پاسخ: احتمالاً خیر، زیرا فاقد انرژی ستارهای است. با این حال، اگر جرم آن به اندازهی کافی بزرگ باشد، گرمای داخلی ناشی از تشکیل و واپاشی رادیواکتیو میتواند برای میلیاردها سال در زیر سطح، اقیانوسهای مایع را حفظ کند.
11. آیا این سیاره سرگردان به تنهایی در فضا حرکت میکند؟
پاسخ: از آنجایی که فاقد یک ستارهی میزبان پایدار است، این سیاره در حال حرکت در فضای بین ستارهای است و تحت تأثیر گرانش ستارههای بسیار دورتر یا مراکز کهکشانی قرار دارد.
12. ریزهمگرایی گرانشی یک رویداد تکرارشونده است؟
پاسخ: خیر، معمولاً این رویدادها تکرار نمیشوند. سیاره سرگردان یک بار از جلوی یک ستارهی پسزمینه عبور میکند و سپس مسیرش به گونهای تغییر میکند که احتمال عبور مجدد دقیقاً از جلوی همان ستاره تقریباً صفر است.
13. چه زمانی تلسکوپ نانسی گریس رومن وارد عمل میشود؟
پاسخ: این تلسکوپ قرار است در اوایل دههی 2020 پرتاب شود و انتظار میرود با میدان دید وسیع خود، عصر جدیدی از شناسایی سیارههای سرگردان را آغاز کند.
14. تلسکوپ نانسی گریس رومن چه تعداد سیاره سرگردان را پیشبینی میکند شناسایی کند؟
پاسخ: پیشبینی میشود که رومن در طول عمر اصلی مأموریت خود (حدود 5 سال)، بتواند صدها تا هزاران رویداد ریزهمگرایی ناشی از سیارهها را رصد کند و این تعداد را به طور چشمگیری افزایش دهد.
15. آیا این سیارهی کشفشده شباهتی به زحل دارد؟
پاسخ: از نظر جرم، بله. با جرم حدود 6.5 (M_J)، این سیاره در دستهی غولهای گازی قرار میگیرد که ساختاری مشابه مشتری و زحل (هستهی متراکم و پوشش هیدروژنی-هلیومی) دارند.
16. چرا اندازهگیری جرم سیاره برای اخترشناسان اهمیت حیاتی دارد؟
پاسخ: جرم، مهمترین ویژگی فیزیکی یک سیاره است. این پارامتر تعیین میکند که آیا جرم به اندازهای هست که بتواند جو خود را حفظ کند، گرمای داخلی داشته باشد و از نظر تکاملی چه مسیری را طی کرده است.
17. آیا ریزهمگرایی گرانشی میتواند جرم سیارات کوچکتر از زمین را اندازهگیری کند؟
پاسخ: تئوری ریزهمگرایی پتانسیل اندازهگیری سیارات کوچکی مانند زمین را دارد، اما این رویدادها بسیار کوتاهتر و بزرگنمایی آنها بسیار کمتر است. این نیازمند نسل بعدی ابزارهایی با حساسیت فوقالعاده بالا، مانند رومن، برای ثبت دقیق منحنیهای بسیار کوتاه است.
18. آیا این سیاره در حال حاضر در منظومهی شمسی ما قرار دارد؟
پاسخ: خیر. تخمین زده میشود این سیاره بیستاره در فاصلهای بین 5000 تا 6000 سال نوری از زمین، در کهکشان راه شیری، پرسه میزند.
19. اندازهگیری جرم سیاره از طریق ریزهمگرایی چگونه پارالاکس را شامل میشود؟
پاسخ: پارالاکس ناشی از حرکت زمین به دور خورشید در طول یک سال، کمی انحراف در موقعیت ظاهری عدسی (سیاره سرگردان) ایجاد میکند. اندازهگیری این انحرافها به ما اجازه میدهد تا فاصلهی سیاره را با دقت تخمین بزنیم، که برای محاسبهی جرم ضروری است.
20. آیا سیاره سرگردان میتواند به مرور زمان جرم خود را از دست بدهد؟
پاسخ: بله، اگرچه فرآیند بسیار کند است. سیارات سرگردان به دلیل نداشتن میدان مغناطیسی قوی یا نبود محافظت ستارهای، ممکن است از طریق فرآیندهای فرار اتمسفری تدریجی (به ویژه اگر دارای دمای داخلی بالا باشند) جرم خود را از دست بدهند، اما در مقیاس زمانی میلیاردها سال.
