ancient-goblet-creation-myth_11zon
افشای راز جام نقره‌ای باستانی فلسطین؛ احتمالاً کهن‌ترین روایت آفرینش جهان را در خود دارد

جام نقره‌ای عین سامیه؛ روایت کهن خلقت از دل آشوب، راز ۴٬۳۰۰ ساله فلسطین

مقدمه: وقتی نقره، دیوان آشوب و آغاز جهان را روایت می‌کند

میان تل‌های صخره‌ای کرانهٔ باختری فلسطین، نزدیک شهر رام‌الله، در دههٔ ۱۹۷۰ میلادی سفالی و اشیایی فلزی از دل مقبره‌ای ناشناخته بیرون آمدند. اما تنها یک اثر میان آن‌ها تاریخ پژوهش اسطوره‌های خاور نزدیک را دگرگون کرد: جامی نقره‌ای به ارتفاع تقریباً ۸ سانتی‌متر که چهره‌هایی مینیمال بر سطحش حکاکی شده‌اند. امروز می‌دانیم که این جام، معروف به «جام عین سامیه» (ʿAin Samiya Cup)، شاید قدیمی‌ترین نمایش بصری شناخته‌شده از داستان آفرینش جهان باشد؛ جریانی که از «آشوب» آغاز می‌شود و به «نظم کیهانی» می‌رسد.

کشف چنین اثری در قلب فلسطین، نه‌تنها مرزهای جغرافیایی تمدن را گسترش داد بلکه پرسش‌های بنیادین دربارهٔ ریشهٔ اسطوره‌های آفرینش را دوباره زنده کرد. آیا بشر از هزاران سال پیش تصویری واحد از «چگونگی آغاز جهان» در ذهن داشته است؟ یا هر تمدن، روایتی مستقل از خلقت را ساخته؟ بررسی این جام کوچک، ممکن است پاسخی بزرگ به این پرسش‌ها بدهد.


بخش اول: کشف باستانی و اهمیت تاریخی

جام نقره‌ای در یکی از گورستان‌های عصر مفرغ میانی فلسطین یافت شد؛ حدود ۴٬۳۰۰ سال پیش، یعنی نزدیک به ۲۳۰۰ پ.م. دوره‌ای که تمدن‌های کنعانی و میان‌رودان در تبادل فرهنگی پیوسته بودند. کاوش اولیه توسط دیرین‌شناسان فلسطینی و اروپایی انجام شد، اما اهمیت نمادین نقوش سطح جام چند دهه بعد آشکار گردید.

روی سطح نقره، دو صحنهٔ متمایز در قالبی حلقوی نقش شده است. این دو صحنه مانند دو پرده از نمایش آفرینش عمل می‌کنند و میان‌شان خطی نازک مرز گذار از آشوب به نظم را مشخص می‌سازد. همین وحدت دوگانه بود که توجه ابرت‌هارد زانگر (Eberhard Zanger) را جلب کرد؛ پژوهشگر اسطوره‌شناسی از بنیاد مطالعات لوییان در سوئیس که در اوایل قرن ۲۱ میلادی با استفاده از فناوری تصویربرداری میکروسکوپی و بازسازی سه‌بعدی جام، تفسیر تازه‌ای از آن ارائه داد.


بخش دوم: دو تصویر، دو جهان

زانگر و همکارانش جامع‌ترین خوانش نمادشناختی را شکل دادند. به باور آن‌ها، سطح جام از دو بخش تشکیل شده است:

۱. پردهٔ آشوب

در بخش نخست، ماری غول‌پیکر بدن خود را پیچانده و بر موجودی دوطبیعتی ـ با تنه انسان و پاهای حیوانی ـ چیره شده است. در پس‌زمینه، خورشیدی بی‌فروغ و بی‌قدرت دیده می‌شود. نماد مار در اسطوره‌های بین‌النهرین و کنعان همواره تجسم نیروهای آشوب، تاریکی و بی‌نظمی بود. موجود مرکب (کیمرا) نمایانگر خدایی ناتمام است؛ ایزدی که هنوز شکل انسانی کامل نیافته و در بی‌نظمی جهان اولیه گرفتار است. این پرده، تصویر کیهانِ پیش از نظم و پیش از خلقت آسمان‌هاست.

۲. پردهٔ نظم و آفرینش

در صحنهٔ دوم، مار بر زمین افتاده است. دو پیکر تماماً انسانی، خورشیدی بزرگ و خندان را در دستان خود، درون «قایق آسمانی» نگاه داشته‌اند. خورشید اکنون فعال، تابان و نماد جدایی آسمان از زمین شده است. قایق آسمانی همانند مرز میان دو سپهر عمل می‌کند. مفهوم پیروزی خورشید بر مار، ترجمان اسطوری جدایی روشنایی از تاریکی، نظم از آشوب است.

زانگر تأکید می‌کند که هنرمند جام داستانی عظیم را با حداقل خطوط روایت کرده؛ چیزی نزدیک به زبان تصویریِ هم‌ارز با شعر اسطوره‌ای.


بخش سوم: تفسیر زانگر و بنیاد لوییان

پژوهش تازهٔ زانگر با همکاری تیم مؤسسهٔ Louian Studies Foundation در زوریخ منتشر شد. آنها با مدلسازی سه‌بعدی و مقایسهٔ با متون خط میخی حدود قرن ۲۳ پ.م.، به بازسازی محتوا پرداختند. استدلال اصلی این بود که جام نخستین سند تصویری از داستان آفرینش جهان است، همان لحظه‌ای که نظم از دل هرج‌ومرج برخاست.

زانگر معتقد است که در صحنهٔ دوم، قایق آسمانی نماد جدایی «آسمان‌ها از زمین» بوده و خورشیدِ دوباره زاده‌شده همان الههٔ نظم است. به‌گفتهٔ او، انسان‌های تصویرشده احتمالاً نمایندگان دو ایزد اصلی یا دو جنبه از یک ایزد هستند؛ یکی نماد آسمان و دیگری زمین. این دو در کنار هم، خورشید را در گذرگاه میان دو قلمرو حمل می‌کنند؛ استعاره‌ای از تولد جهان منظم.


بخش چهارم: چالش با نظریه‌های کلاسیک بابلی

در دههٔ ۱۹۷۰، بسیاری از باستان‌شناسان نقش‌های جام را به اسطورهٔ مشهور بابلی «اِنوما اِلیش» (Enūma Elish) نسبت داده بودند؛ متنی که حدود ۱۲۰۰ سال بعد، در هزارهٔ دوم پ.م. در بابل پدید آمد و نبرد ایزد مار تیمت (Tiamat) با خدای نظم، مردوک (Marduk) را روایت می‌کند. اما زانگر نشان داد که جام عین سامیه حدود هزار سال قدیمی‌تر از این متون است و اساساً هیچ نبردی در آن دیده نمی‌شود.

در آفرینش بابلی، جهان از جسم تیمتِ شکست‌خورده ساخته می‌شود. در مقابل، در جام فلسطینی، نظم بدون خشونت، از فروکاستن آشوب شکل می‌گیرد؛ مار به آرامی افتاده است و خدایان صرفاً به شکل انسانی درمی‌آیند. این تفاوت ظریف، احتمال وجود سنت اسطوره‌ای کهن‌تر از سنت بابلی را نشان می‌دهد؛ سنتی که بعدها در بابل، اکد و کنعان به روایت‌های جنگ و خلق بدل شد.


بخش پنجم: شواهد هم‌عصر و پیوند به گوبکلی‌تپه

برای تقویت فرضیهٔ خود، تیم بنیاد لوییان متونی خط میخی از آرشیو ابلا (Ebla) و ماری در سوریه را بررسی کرد که قدمتشان با جام هماهنگی دارد. در یکی از آن‌ها آمده است: «خدایان، زمین را از آسمان جدا کردند و خورشید را در مسیر باریکی روان داشتند.» این توصیف دقیقاً با نماد قایق آسمانی جام مطابقت دارد.

اما چشمگیرترین تطبیق در محوطهٔ گوبکلی‌تپه (Göbekli Tepe) در ترکیه امروزی یافت می‌شود؛ سازه‌ای مذهبی با قدمت حدود ۱۱٬۵۰۰ سال قبل، که روی یکی از ستون‌هایش نقش قایقی مزین به خورشید دیده می‌شود. زانگر این شباهت را «شاهدی از حافظهٔ اسطوره‌ای مشترک در سراسر هلال حاصلخیز» دانست: از آناتولی تا کنعان و بین‌النهرین، انسان‌ها نماد جدایی آسمان و زمین را از طریق خورشید و قایق به تصویر می‌کشیدند.


بخش ششم: دیدگاه‌های مخالف و نقد علمی

همان‌طور که هر نظریهٔ بزرگ، مخالفانی جدی دارد، تفسیر زانگر نیز با دو نقد مهم روبه‌رو شد:

یان لیسمان (Jan Lissmann)

پژوهشگر مستقل هنرهای پیشاتاریخ، باور دارد نقوش جام ممکن است صرفاً چرخهٔ روزانهٔ خورشید را نشان دهند؛ از سپیده تا غروب، با مار به‌عنوان نماد شب و دو پیکر انسانی نماد طلوع و غروب. به‌گفتهٔ لیسمان، انسان‌ها تمایل داشتند حرکت خورشید را داستانی مقدس بنامند، نه لزوماً لحظهٔ خلق جهان.

سیلوانا شروئر (Silvana Schröer)

استاد اسطوره‌شناسی دانشگاه برن، دیدگاه زانگر را از نظر علمی جذاب اما «بیش از حد کلی» می‌داند. او هشدار می‌دهد که نباید از یک نماد واحد در جام، نتیجهٔ وجود «اسطورهٔ جهانی مشترک» را گرفت. به‌باور شروئر، ممکن است فرهنگ‌های هم‌عصر به شکل مستقل، ایدهٔ نظم در برابر هرج‌ومرج را در قالب‌های مشابه تصویر کرده باشند، بی‌آنکه پیوند مستقیمی میان‌شان وجود داشته باشد.

زانگر با احترام به این نقدها پاسخ داد، اما تأکید کرد که همسانی تصویری قایق آسمانی در محوطه‌هایی با فاصلهٔ هزاران سال زمانی، تصادفی نیست؛ بلکه چیزی شبیه ژنتیک فرهنگی در ذهن بشر را آشکار می‌سازد.


بخش هفتم: رمز درون خطوط؛ هنر و مهندسی نقره

تحلیل‌های موادشناسی نشان می‌دهد نقرهٔ جام احتمالاً از معادن سینا یا آناتولی آورده شده است. تکنیک حکاکی با نوک مسی بسیار ظریف انجام شده و ضخامت خطوط کمتر از ۰٫۲ میلی‌متر است. چنین دقتی بدون ابزار بزرگ‌نمایی ممکن نبود، که خود دلالت بر پیشرفت فنی عصر مفرغ دارد.

از نظر زیبایی‌شناسی، جام عین سامیه نمونه‌ای از هنر مفهومی اسطوره‌ای است؛ هنر بدون کتیبه، اما با روایت کامل. میان پژوهشگران، از آن به عنوان «نخستین کمیک برای خدایان» یاد شده است: دو قاب با دگرگونی دراماتیک معنایی.


بخش هشتم: پیوندهای فرهنگی و فلسفی؛ از آشوب تا نظم

در فلسفهٔ اسطوره، مفهوم آشوب و نظم دو قطب بنیادین جهان‌شناسی باستان‌اند. آشوب، مادهٔ خام هستی؛ نظمی که توسط ایزد یا ایزدان بر آن حکم می‌رانند. پژوهش دربارهٔ جام نقره‌ای فلسطین این الگو را به آغاز عصر مفرغ می‌برد، پیش از ظهور متون سومری و بابلی.

در این روایت، نظم نه از جنگ بلکه از تحول درونی پدید می‌آید. مار، نماد آشوب، به زمین می‌افتد؛ اما نابود نمی‌شود، بلکه بخشی از نظم تازه می‌شود. این دیدگاه با تفکر عرفانی شرق نزدیک سازگار است؛ جایی که نور و تاریکی مکمل‌اند، نه دشمن. همین مفهوم بعدها در متون اوگاریتی، مصری و حتی عهد عتیق تکرار می‌شود.

از منظر انسان‌شناختی، جام نشان‌دهندهٔ درک بشر از محیط طبیعی است: طلوع خورشید پس از شب، باروری زمین پس از باران، چرخۀ فصلی که در آن «نظم» از دل بی‌نظمی زاده می‌شود. بدین ترتیب، تصویر سادهٔ دو پیکر و خورشید در قایق، استعاره‌ای از چرخهٔ زیست، زمان و تداوم است.


بخش نهم: نقش فلسطین در نقشهٔ اسطوره‌های خاور نزدیک

پیش از این، خاور نزدیک باستان بیشتر به مولد اسطوره‌هایی در بین‌النهرین، سوریه و مصر شناخته می‌شد. کشف جام عین سامیه اما جایگاه فلسطین را به‌عنوان حلقهٔ رابط فرهنگی میان شرق و غرب تثبیت کرد. قلمرو کنعانیان، نقطهٔ تبادل نمادها و مفاهیم میان امپراتوری‌های همسایه بود و احتمالاً بسیاری از روایت‌های دینی و فلسفی در آن شکل ابتدایی یافتند.

زانگر در پایان پژوهشش می‌نویسد: «اگر بخواهیم نقشهٔ زایش اندیشهٔ نظم از آشوب را ترسیم کنیم، باید میان‌رودان، شام و فلسطین را نه سه منطقه، بلکه سه لایهٔ یک حافظهٔ مشترک بدانیم.»


بخش دهم: نتیجه‌گیری تحلیلی

جام نقره‌ای عین سامیه چیزی فراتر از یک شیء باستانی است؛ سندی تصویری از نخستین تلاش انسان برای فهم آغاز جهان. این اثر نشان می‌دهد که از هزاران سال پیش، انسان می‌کوشید در برابر تاریکی معنا بیابد، مسیر خورشید را اندازه کند و مفهوم قدرت را از نبرد به بازآفرینی تبدیل نماید.

اگر تفسیر زانگر درست باشد، این جام ۴٬۳۰۰ ساله، نه‌تنها قدیمی‌ترین تصویر از اسطوره‌ی آفرینش است بلکه حلقهٔ گمشدهٔ پیوند میان هنر، دین و فلسفه در خاور نزدیک به‌شمار می‌رود. حتی اگر تردیدهای لیسمان و شروئر صحیح باشند، باز هم جام عین سامیه گواهی‌ست از چگونگی شکل‌گیری تفکر اسطوره‌ای انسان پیش از تاریخ مکتوب.


پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. جام نقره‌ای عین سامیه دقیقاً در کجا کشف شد؟

در محوطه‌ای باستانی نزدیک رام‌الله، در کرانهٔ باختری فلسطین، در سال‌های میانی دههٔ ۱۹۷۰ میلادی طی کاوش‌های عصر مفرغ میانی.

۲. قدمت جام بر چه اساسی تعیین شده است؟

با روش تاریخ‌سنجی ترمو‌لومینسانس و مقایسهٔ مواد معدنی، قدمت تقریبی آن حدود ۴٬۳۰۰ سال برآورد شده است (۲۳۰۰ پ.م.).

۳. ابعاد و جنس جام چیست؟

ارتفاع حدود ۸ سانتی‌متر، آلیاژ نقره با ناخالصی‌های قلع و مس؛ ضخامت دیواره حدود ۱ میلی‌متر.

۴. چرا این جام را روایتگر آفرینش جهان می‌دانند؟

زیرا دو صحنهٔ متوالی بر سطح آن جدایی آشوب از نظم را نشان می‌دهند؛ نماد بنیادین تمام افسانه‌های خلقت در اسطوره‌شناسی.

۵. تفاوت تفسیر زانگر با دیدگاه‌های بابلی چیست؟

در تفسیر زانگر، نظم بدون نبرد خونین و از تحول درونی پدید می‌آید، درحالی‌که روایت بابلی بر جنگ مردوک و تیمت تأکید دارد.

۶. ارتباط این جام با گوبکلی‌تپه چیست؟

نقش مشابه قایق خورشیدی در گوبکلی‌تپه که ۷ هزار سال قدیمی‌تر است، نشان از منشأ بسیار کهن نماد جدایی آسمان و زمین دارد.

۷. آیا مدارک متنی هم‌زمانی وجود دارد؟

بله؛ متون خط میخی از ابلا و ماری که در آن‌ها جدایی زمین و آسمان توسط خدایان توصیف شده است.

۸. دیدگاه منتقدان دربارهٔ تفسیر زانگر چیست؟

لیسمان آن را نماد حرکت خورشید و شروئر آن را فرضیه‌ای کلی می‌داند که نیازمند شواهد بیشتری از مناطق دیگر است.

۹. این کشف چه اهمیتی برای تاریخ اسطوره‌ها دارد؟

جام عین سامیه نشان می‌دهد ایدهٔ آفرینش جهان از آشوب، در سراسر هلال حاصلخیز ریشه دارد و بعدها در متون بابلی، مصری و عبری تداوم یافته است.

۱۰. پژوهش رسمی کجا منتشر شده است؟

در نشریهٔ معتبر Ancient Near Eastern Society Ex Oriente Lux به قلم تیم پژوهشی زانگر از بنیاد مطالعات لوییان، سوئیس.


جمع‌بندی نهایی

کشف جام نقره‌ای عین سامیه صرفاً اضافه شدن یک شیء به فهرست آثار باستانی نیست؛ این کشف بازتاب نخستین خیزش اندیشهٔ فلسفی بشر است. آن‌چه در دل نقره حک شده، گفت‌وگوی دیرینهٔ انسان با هستی است؛ از تاریکی تا روشنایی، از مار تا خورشید، از آشوب تا نظم. جامی کوچک که قصه‌ای بزرگ را در خود دارد—قصهٔ آفرینش جهان.

https://farcoland.com/LeTHbd
کپی آدرس