رازهای رهبری ایلان ماسک افشا شد؛ درسهایی که کارمندان تسلا هرگز فراموش نمیکنند!
رازهای رهبری ایلان ماسک از زبان مهندس سابق تسلا
درسهایی که میتوانند مسیر هر کارآفرینی را برای همیشه تغییر دهند
در دنیای فناوری، کمتر کسی را میتوان یافت که مانند ایلان ماسک بتواند میان مرزهای رؤیا و عمل پلی واقعی بسازد. مدیرعامل تسلا و اسپیسایکس با ترکیبی از وسواس مهندسی، سرعت تصمیمگیری و تفکر متفاوت، سبکی از رهبری خلق کرده که الهامبخش نسل تازهای از کارآفرینان شده است. یکی از همین افراد آنگوس ریتنبرگ (Angus Rittenburg) است؛ مهندس سابق تسلا که امروز مدیرعامل استارتاپ نوشیدنی Wynk در نیوجرسی آمریکاست.
او در یادداشتی برای Business Insider از سه درسی گفت که کار در کنار ماسک برای همیشه در ذهنش حک شد؛ درسهایی که در مسیر ساخت کسبوکار خودش، به کلید موفقیت تبدیل شدند.
از خط تولید تا مسیر کارآفرینی
تسلا؛ جایی که نگاه تازهای به حل مسئله شکل گرفت
ریتنبرگ در سال ۲۰۱۵، درست زمانی که تسلا درگیر طراحی مدل ۳ بود، به تیم مهندسی در پالو آلتو پیوست. وظیفهٔ او توسعهٔ ساختار باتری خودرو بود؛ بخشی که قلب تپندهٔ هر خودروی الکتریکی محسوب میشود.
او میگوید:
«در تسلا، همهچیز خیلی سریع، دقیق و بیوقفه پیش میرفت. هیچکس منتظر دستور نمیماند. اگر مشکلی میدیدی، باید همان لحظه در جهت حلش کاری میکردی.»
تجربهٔ همان سه سال برای او به اندازهٔ یک عمر یادگیری بود. از جلسات فشرده تا آزمایشهای پیدرپی روی باتریها، همهچیز حول محور کارایی، سرعت و خلاقیت مهندسی میچرخید. ریتنبرگ پس از ترک تسلا در ۲۰۱۷، چهار سال بعد تصمیم گرفت مسیر کارآفرینی را دنبال کند. نتیجهٔ آن تصمیم، تولد شرکت Wynk در سال ۲۰۲۱ بود؛ تولیدکنندهٔ نوشیدنیهای بدون الکل با دوز کنترلشدهٔ THC و CBD.
اما آنچه او را از دیگر بنیانگذاران متمایز میکرد، فلسفهای بود که از الگوی کاری ایلان ماسک آموخته بود.
۱. پاسخ درست معمولاً ساده است
مینیمالیسم در مهندسی و تصمیمگیری تجاری
اولین درسی که ریتنبرگ از ماسک گرفت، جستوجوی سادگی در دل پیچیدگی بود.
در تسلا، مشکلات فنی اغلب ظاهر دلهرهآوری داشتند: طراحی سیستم خنککنندهٔ باتری، کنترل ایمنی در تصادف، و چگالی انرژی. بااینحال ماسک بارها تکرار میکرد: «اگر راهحل تو بیش از اندازه پیچیده است، احتمالاً هنوز مسئله را به درستی نفهمیدهای.»
پیادهسازی در Wynk
همین نگرش بعدها در استارتاپ خود او نمود یافت. زمانی که تولید و فروش Wynk در چند ایالت آمریکا آغاز شد، با دهها مانع قانونی مواجه بودند: مجوز ساخت، فروش، حمل و نقل و مقررات متناقض در سطوح ایالتی.
بهجای غرق شدن در روند اداری، ریتنبرگ و شرکایش تصمیم گرفتند کل فرایند تولید را روی یک تریلر متحرک طراحی کنند. بدینترتیب خط تولید قابل جابهجایی شد و با هر تغییر ایالت، نیازی به اخذ مجوز جدید نبود — فقط کافی بود با شرکتهای دارای مجوز همکاری کنند. این رویکرد نه تنها هزینهها را کاهش داد بلکه سرعت توسعه را چندبرابر کرد.
مدل Wynk در واقع نمونهای از همان طرز فکر مهندسی تسلا بود:
ساده کن تا سریعتر، ارزانتر و دقیقتر بسازی.
۲. وسواس روی کیفیت
مهندسی بینقص؛ میراث فرهنگی تسلا
در بسیاری از صنایع، کیفیت موضوعی قابل پیمان است؛ اما در تسلا مفهوم «کامل بودن» بخشی از DNA محصول است. ماسک معتقد بود اگر حتی یک پیچ در جای درستش نباشد، تجربهٔ نهایی مشتری ناقص میشود.
ریتنبرگ میگوید:
«در تسلا هیچ منبعی بهانه نبود. اگر نقصی دیده میشد، مسئول آن باید علت را تا ریشه پیدا میکرد. دیگران شاید از ۹۹٪ رضایت داشتند، اما ماسک فقط ۱۰۰٪ میپذیرفت.»
Wynk و استاندارد آزمایشگاهی
ریتنبرگ همین وسواس را وارد استارتاپ خود کرد. در Wynk، از اولین روز، یک آزمایشگاه درونشرکتی تأسیس کرد تا همهٔ آزمونهای کنترل کیفیت، بهجای برونسپاری، داخلی انجام شود. او بهجای تمرکز صرف بر تولید بالا، روی تداوم دقت تمرکز کرد:
«اگر روی بطری نوشتهایم contains 5 mg THC، باید مطمئن باشیم در هر ساعت از عمر محصول همین مقدار است.»
این دقت نه تنها اعتماد خریداران را افزایش داد بلکه باعث شد برند Wynk در بازار پررقابت نوشیدنیهای سلامتمحور، شهرت «پایداری کیفیت» کسب کند.
برخلاف بسیاری از استارتاپها که در آغاز از هزینهٔ کنترل کیفی صرفنظر میکنند، Wynk با سرمایهگذاری سنگین روی تجهیزات سنجش و پرسنل علمی، زیرساختی ساخت که امروز دارایی اصلی برند است.
۳. جذب بهترین استعدادها
تیمی بهتر از مجموع فردی اعضا
سومین درسی که ریتنبرگ از تسلا و ماسک گرفت، اهمیت استخدام بهترینها حتی با هزینهٔ بیشتر بود. در کارخانهای مثل تسلا، هر مهندس نخبه نقشی حیاتی داشت؛ کوچکترین اشتباه میتوانست پروژهای میلیارددلاری را به تأخیر بیندازد.
این سیاست در Wynk نیز ادامه یافت. او به جای استخدام ارزان یا مبتدی، سراغ نیروهایی رفت که در صنعت نوشیدنی تجربهٔ عمیق داشتند؛ از متخصصان فرمولاسیون تا مدیران بازاریابی برندهای بزرگ. نتیجه، تیمی شد که هم خلاق بود و هم با قواعد سختگیرانهٔ کنترل محصول آشنا.
الگوبرداری از ساختار تسلا
در Wynk، جلسات روزانهای به سبک «stand‑up meetings» برگزار میشود؛ شبیه چیزی که تیمهای مهندسی تسلا هرصبح داشتند. همه چیز باید کوتاه، هدفمند و قابل اقدام باشد. واژهٔ کلیدی در فرهنگ کاری او «مالکیت» است — هر فرد باید مالک وظیفهٔ خود باشد، درست همانگونه که ماسک از کارکنان تسلا میخواست مسئول ۱۰۰٪ خروجی خود باشند.
چالش کارآفرینی؛ جایی که سادگی دشوار میشود
از ساخت باتری تا ساخت سازمان
وقتی ریتنبرگ تسلا را ترک کرد، با واقعیتی کاملاً متفاوت روبهرو شد. در تسلا، زیرساختهای منابع انسانی، بخش مالی، جذب نیرو و فناوری از قبل طراحی شده بودند. اما در Wynk، همهچیز باید از صفر ساخته میشد.
او اذعان میکند:
«سختترین بخشِ راهاندازی استارتاپ، همان کارهای سادهای است که در شرکتهای بزرگ برایت انجام میشود.»
این تضاد میان ساختار عظیم تسلا و استارتاپ کوچک شخصی، نگرش عمیقتری به رهبری به او داد: رهبر واقعی کسی نیست که در شرایط ایدهآل تصمیم درست میگیرد، بلکه کسی است که در نبود نظم و منابع کافی، نظم میآفریند.
زیر فشار، زاده شدن خلاقیت
درسی از فلسفهٔ کاری ایلان ماسک
در تسلا، مفهوم «فشار» بخشی از فرهنگ است. نه بهمعنای منفی، بلکه بهعنوان موتور انگیزش. مهندسان میآموختند در مهلتهای غیرممکن کار کنند و همچنان معیاری از کیفیت را حفظ کنند که برند را تعریف میکرد.
ریتنبرگ امروز همان فلسفه را در فرهنگ Wynk جا انداخته است؛ او به کارکنان میگوید:
«اگر در پایان روز ذهنت خسته نیست، یعنی هنوز مرزهای فکرت را امتحان نکردهای.»
اما در همان حال یاد گرفت که باید میان فشار سازنده و فرسودگی مزمن تعادل برقرار کند — چیزی که بسیاری از شرکتهای فناوری در شناسایی آن شکست خوردهاند. Wynk با سیستم پاداش عملکرد و سیاست شفافیت کاری سعی کرده است این تعادل را در عمل اجرا کند.
نگاه تازه به نوآوری
از نوآوری سختافزاری تا تجربهٔ مصرفکننده
در تسلا، نوآوری به معنی کشف فناوریهای بنیادین بود؛ در Wynk، نوآوری به شکل تجربهٔ کاربری و حس مصرف تعریف میشود. هر دو اما از یک منبع نشأت میگیرند: کشف سادهترین راه برای خلق ارزشی واقعی.
به همین دلیل Wynk بهجای تبلیغات سنگین، تمرکز خود را بر تجربهٔ مصرفکننده در اولین جرعه گذاشت. تمام جزئیات — از دمای ایدهآل سرو تا طراحی بستهبندی — براساس دادههای کاربر تنظیم میشود.
چنین دقتی همان فلسفهٔ طراحی انسانمحور (Human‑Centered Design) است که ماسک در تسلا و اسپیسایکس نیز دنبال میکند.
فراتر از تسلا؛ جایی که درسها تکرار میشوند
هرچند ریتنبرگ احتمال بازگشت به تسلا را رد میکند، اما میداند آن فرهنگ کاری برای همیشه بخشی از ذهنش باقی مانده است. او تصور میکند اگر ماسک روزی وارد صنعت نوشیدنی شود، احتمالاً همان کار را میکند که Wynk انجام داده — نگاهی تازه به صنعتی قدیمی و سادهسازی یک زنجیرهٔ پیچیده.
زمانی در یکی از مصاحبههایش گفت:
«من با ایلان موافقم که ساده فکر کردن، سختترین کار دنیاست. چون همه دنبال پیچیدگیاند تا خودشان را اثبات کنند.»
جمعبندی تحلیلی
چرا فلسفهٔ کاری ایلان ماسک هنوز منبع الهام مدیران است؟
در فضای رقابتی امروز، شرکتهایی که بتوانند در سه محور اصلی یعنی سادگی، کیفیت و استعداد تعادل برقرار کنند، از دیگران جلوتر خواهند بود.
تجربهٔ ریتنبرگ نمونهای زنده از این اصل است:
- سادگی باعث سرعت شد.
- کیفیت اعتماد ساخت.
- استعداد آینده را تضمین کرد.
فرمولی که از داخل شرکت تسلا بیرون آمد، در استارتاپ کوچکی به نام Wynk دوباره متولد شد و همانند باتریهایی که روزی طراحی میکرد، انرژی تازهای به مسیر کارآفرینی او بخشید.
پرسشهای متداول (FAQ Schema)
۱. آنگوس ریتنبرگ کیست؟
او مهندس سابق تسلا و اکنون مدیرعامل شرکت نوشیدنی Wynk در نیوجرسی آمریکاست. بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ در طراحی باتری مدل ۳ تسلا فعالیت داشته است.
۲. مهمترین درسی که آنگوس از ایلان ماسک آموخته چیست؟
او میگوید اصلیترین درس، جستوجوی سادگی در حل مسئله است؛ اینکه راهحل مؤثر معمولاً همان پاسخ ساده و منطقی است.
۳. شرکت Wynk چه نوع محصولی تولید میکند؟
Wynk نوشیدنیهای بدون الکل با دوز کنترلشده از ترکیبات گیاهی CBD و THC تولید میکند که تمرکز آنها بر آرامش و سلامت ذهن است.
۴. فرهنگ کاری تسلا چه تأثیری بر روش ادارهٔ Wynk داشته است؟
در تسلا، نظم، سرعت و وسواس کیفیت اصل اساسیاند؛ همین مؤلفهها در ساختار و فرهنگ Wynk نیز تکرار شدهاند.
۵. چرا آنگوس روی جذب استعدادهای برتر تأکید دارد؟
زیرا معتقد است تیم نخبه میتواند هزینهٔ اشتباهات را کاهش دهد و خلاقیت پایدار را در سازمان نهادینه کند.
۶. تفاوت بین مدیریت در تسلا و Wynk چیست؟
در تسلا ساختارهای پشتیبانی از پیش آمادهاند؛ ولی در Wynk، همهچیز باید از پایه ایجاد شود. این امر چالشآموز اما توانمندساز است.
۷. آیا ایلان ماسک شخصاً در آموزش کارمندان تسلا نقش داشت؟
بله. طبق گفتهٔ مهندسان سابق، ماسک مستقیماً در پروژهها حاضر میشد، تصمیمات فنی را بررسی میکرد و با پرسشهای دقیق تیمها را به تفکر عمیقتر وادار میکرد.
۸. بزرگترین میراث تسلا برای مهندسان نسل جدید چیست؟
ترکیب بیوقفهٔ فناوری، جسارت و سادگی در عمل؛ فرهنگی که فارغ از صنعت، الگویی برای کارآفرینان سراسر جهان شده است.