وقتی مغز نمیتواند سازگار شود؛ کشف تازه درباره علت بیزاری از صداهای آزاردهنده
وقتی مغز نمیتواند سازگار شود؛ راز تازه درباره بیزاری از صداهای آزاردهنده
در میان هزاران اختلال روانی و عصبی که ذهن انسان را درگیر میکند، میسوفونیا (Misophonia) یکی از عجیبترین و کمتر شناختهشدهترینهاست؛ حالتی که در آن فرد با شنیدن برخی صداهای خاص—از صدای جویدن گرفته تا تیکتاک ساعت یا کلیک موس—احساس خشم، اضطراب یا انزجار شدید پیدا میکند.
اما چرا برخی افراد به صداهایی که برای بقیه کاملاً عادیاند، چنین واکنش شدیدی نشان میدهند؟ پاسخ این سؤال در مرز میان شنوایی، هیجان و شناخت عصبی نهفته است؛ جایی که ذهن، دیگر یک شنونده خاموش نیست، بلکه فاعل اصلی در شکلدهی احساس بیزاری از صداها محسوب میشود.
میسوفونیا چیست و چه کسی آن را کشف کرد؟
اصطلاح میسوفونیا نخستین بار در دههی ۲۰۰۰ میلادی توسط دو متخصص عصبفیزیولوژی، پاول و مارگارت جاستریبوف، مطرح شد. آنها در بیماران خود مشاهده کردند که برخی افراد هنگام شنیدن صداهایی خاص—مثلاً تنفس دیگران، جویدن، یا تقتق مداد—واکنشهای شدید هیجانی مانند خشم، اضطراب یا حتی حملات پانیک نشان میدهند.
از آن زمان، میسوفونیا به عنوان اختلالی با منشاء عصبی و هیجانی شناخته شد، اما هنوز اجماع کاملی دربارهی جایگاه دقیق آن در روانشناسی بالینی وجود ندارد: آیا یک اختلال اضطرابی است؟ یا نوعی واکنش شرطیشدهی عصبی؟
گوش فقط درگیر نیست؛ مغز فرمانده است
شنیدن صدا تنها مسئولیت گوش نیست. تمام دادههای شنوایی پس از ورود به مغز، توسط شبکههایی پیچیده در سیستم لیمبیک و قشر پیشپیشانی پردازش میشوند. این مسیر، تعیین میکند که یک صدا را “خوشایند”، “بیاهمیت”، یا “آزاردهنده” درک کنیم.
در افراد مبتلا به میسوفونیا، مغز بهطور غیرعادی از صداهای خاص به عنوان محرک تهدید یا مزاحمت برداشت میکند و بلافاصله واکنشهای هیجانی و فیزیولوژیک را فعال میسازد؛ مثلاً افزایش ضربان قلب، انقباض عضلانی، یا سیلاب آدرنالین در خون.
این واکنش شباهتی با پاسخ «جنگ یا گریز» (Fight or Flight) دارد؛ مشابه حالتی که در مواجهه با خطر واقعی رخ میدهد.
پژوهش دانشگاه لنکستر؛ ذهن غیرمنعطف در برابر تحریک هیجانی
مطالعهای تازه از دانشگاه لنکستر بریتانیا که نتایج آن در وبسایت علمی The Conversation منتشر شد، سرنخ جدیدی دربارهی ریشههای شناختی میسوفونیا ارائه داد.
این پژوهش نشان داد افراد مبتلا به میسوفونیا ممکن است در جابهجایی تمرکز میان محرکهای هیجانی و غیرهیجانی مشکل داشته باشند؛ ویژگیای که از آن با عنوان «انعطافپذیری هیجانی ذهن» یاد میشود.
در این مطالعه، ۱۴۰ داوطلب بزرگسال (میانگین سنی ۳۰ سال) با درجات مختلفی از علائم میسوفونیا شرکت کردند. آنها در آزمونی ترکیبی از حافظه و ارزیابی احساسی با تصاویر سنجیده شدند. افراد باید میان دو وظیفه جابهجا میشدند: یادآوری جزئیات تصویری و ارزیابی احساسات در همان تصویر.
نتیجه؟ هرچه شدت میسوفونیا بیشتر بود، دقت افراد در انجام وظایف احساسی کاهش پیدا میکرد. یعنی ذهن آنها نمیتوانست بهسرعت از «حالت احساسی» به «حالت منطقی» تغییر وضعیت دهد؛ همان کاهش انعطاف شناختی.
از صدا تا فکر؛ نشخوار ذهنی و ارتباط با میسوفونیا
یافتههای جانبی پژوهش نیز نکتهی جالبی را آشکار کرد: افرادی که علائم شدیدتری از میسوفونیا داشتند، تمایل بیشتری به نشخوار فکری—یعنی غرق شدن در چرخهی افکار منفی تکرارشونده—نشان میدادند.
نشخوار ذهنی معمولاً در اختلالات اضطراب، افسردگی و وسواس فکریعملی مشاهده میشود. این ارتباط نشان میدهد که میسوفونیا احتمالاً فقط واکنش به صدا نیست، بلکه بخشی از الگویی گستردهتر از پردازش هیجان در مغز است.
به بیان سادهتر، مغز افراد میسوفونیک درگیر تمرکز مزمن روی محرکهای منفی است و نمیتواند بهراحتی بین احساس آرامش و تحریک عصبی جابهجا شود.
صداهایی که مغز آنها را دشمن میبیند
افراد مبتلا به میسوفونیا ممکن است تنها از چند صدای خاص بیزار باشند؛ اما شدت واکنش آنها گاه به حدی است که زندگی اجتماعی را مختل میکند.
رایجترین صداهای محرک شامل موارد زیر هستند:
- صدای جویدن، لیسیدن یا نفسکشیدن دیگران
- صدای تقتق خودکار یا کلیک موس
- قلقل مداوم آب یا صدای تکرارشوندهی ساعت
- سرفه یا تکرار یک واژه خاص در گفتوگو
وقتی فرد چنین صدایی را میشنود، سیستم عصبی او همانند تهدید واقعی واکنش نشان میدهد: ضربان قلب بالا میرود، عضلات منقبض میشوند، و ذهن در حالت آمادهباش اضطرابی قرار میگیرد.
پیامدهای روانی و اجتماعی میسوفونیا
برای افراد مبتلا، این اختلال بیش از یک حساسیت آزاردهنده است. بسیاری از آنها برای فرار از صداهای محرک، از جمعهای خانوادگی یا محیطهای کاری دوری میکنند، در نتیجه دچار انزوای اجتماعی تدریجی میشوند.
در پژوهشهای دیگر مشاهده شده است که برخی بیماران حتی هنگام تماشای فیلم یا شنیدن صدای خود در ضبط صوت دچار اضطراب میشوند، زیرا مغز آنها به شکل بیشفعال هرگونه الگوی صوتی را تهدید تلقی میکند.
این وضعیت میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد، روابط شخصی را مخدوش کند و حتی منجر به اختلال خواب شود، زیرا صداهای محیط در شب برایشان غیرقابلتحمل میشود.
آیا میسوفونیا بیماری گوش است؟
پژوهشها نشان میدهند که ساختار و عملکرد گوش در افراد میسوفونیک کاملاً طبیعی است. اختلال نه در گوش، بلکه در نقشهبرداری مغز از صداها رخ میدهد.
تصویربرداری MRI نشان داده است که در چنین افراد، فعالیت نواحی مرتبط با آمیگدال (مرکز پردازش هیجان) و جزیرهی مغزی (insula) هنگام شنیدن صداهای محرک، غیرعادی بالا میرود. این دو ناحیه مسئول تشخیص تهدید و تنظیم هیجان هستند.
به همین دلیل، میسوفونیا یک اختلال عصبی–هیجانی است، نه شنوایی صرف. درمان آن باید بر روی مغز و هیجان تمرکز کند، نه فقط کاهش صدا.
درمانهای فعلی و مسیرهای آینده
در حال حاضر، درمان قطعی برای میسوفونیا وجود ندارد؛ اما رویکردهای درمانی جدید امیدبخشاند:
- رفتاردرمانی شناختی (CBT): آموزش نحوهی پاسخ به محرکهای صوتی و تغییر تفسیر ذهنی از آنها.
- آرامسازی تدریجی (Desensitization): مواجهه کنترلشده با صداهای محرک برای کاهش شدت واکنش.
- نوروفیدبک: مشاهده فعالیت مغز در زمان مواجهه با صدا و یادگیری تنظیم آن.
- درمان دارویی ضد اضطراب یا افسردگی برای کاهش شدت واکنش هیجانی.
- موسیقیدرمانی و صداهای سفید (White Noise): پوشش صدای محرک با موجهای صوتی هموار و آرامکننده.
بهگفتهی متخصصان، ترکیب روشهای رفتاری و فناوریهای عصبدرمانی در آینده میتواند مسیر بهبود واقعی را برای مبتلایان هموار کند.
محدودیتهای پژوهش جدید و چالشهای علمی
با وجود نتایج امیدوارکنندهی مطالعهی دانشگاه لنکستر، این پژوهش محدودیتهایی دارد:
- استفاده از تصاویر به جای محرکهای صوتی واقعی در آزمایش، که ممکن است پاسخ واقعی را کاملاً نشان ندهد.
- نبود آزمون کنترل برای مقایسهی انعطاف ذهنی در موقعیتهای غیر احساسی.
- اندازهی نسبتاً کوچک نمونه و خودگزارشی علائم از سوی شرکتکنندگان.
پژوهشگران تأکید کردند که یافتهها تنها نشاندهندهی همبستگی است، نه رابطهی علت و معلولی. هنوز مشخص نیست آیا کاهش انعطاف ذهنی باعث بروز میسوفونیا میشود یا میسوفونیا خودش انعطاف ذهنی را کاهش میدهد.
میسوفونیا؛ پدیدهای در مرز علم و احساس
میسوفونیا بیش از آنکه یک «اختلال گوش» باشد، آینهای از کارکرد پیچیده مغز در تعامل با جهان صوتی است. درک آن، نهتنها برای درمان افراد مبتلا ضروری است، بلکه میتواند به فهم عمیقتر نحوهی ارتباط احساس و حواس در انسان منجر شود.
انسانها تنها با گوش نمیشنوند؛ با ذهن و هیجان خود میشنوند. و وقتی این ذهن نمیتواند سازگار شود، سادهترین صداها تبدیل به محرک رنجآور میشوند.
🧠 پرسشهای متداول (FAQ Schema)
۱. میسوفونیا دقیقاً چیست؟
میسوفونیا اختلالی است که فرد در برابر صداهای خاص واکنش هیجانی شدید مانند خشم، اضطراب یا بیزاری نشان میدهد، حتی اگر آن صداها برای دیگران طبیعی باشند.
۲. علت اصلی این اختلال چیست؟
پژوهشها نشان میدهند میسوفونیا با کاهش انعطاف ذهنی در پردازش هیجان و بیشفعالی بخش آمیگدال در مغز مرتبط است.
۳. آیا میسوفونیا با افسردگی یا وسواس ارتباط دارد؟
بله، مطالعات رابطهی میان میسوفونیا و نشخوار فکری تکرارشونده را نشان دادهاند که مشابه الگوهای اضطراب و وسواس فکریعملی است.
۴. آیا میسوفونیا بیماری گوش به حساب میآید؟
خیر، ساختار گوش طبیعی است. اختلال در نحوهی پردازش صوت در مغز رخ میدهد.
۵. چگونه میتوان شدت میسوفونیا را کاهش داد؟
از روشهای رفتاردرمانی شناختی، نوروفیدبک، صداهای سفید و آرامسازی تدریجی میتوان برای کاهش علائم استفاده کرد.
۶. آیا درمان دارویی مؤثر است؟
داروهای ضد اضطراب یا ضد افسردگی گاهی علائم را کاهش میدهند، اما درمان اصلی باید رفتاری و عصبی باشد.
۷. آیا همهی افراد میتوانند میسوفونیا داشته باشند؟
هر انسان ممکن است نسبت به برخی صداها حساس باشد، اما برای تشخیص میسوفونیا شدت واکنش باید به حد اختلال در عملکرد روزانه برسد.
۸. آیندهی پژوهش در این حوزه چیست؟
دانشمندان به دنبال کشف سازوکار دقیق مغزی و طراحی درمانهای تعاملی مبتنی بر نوروفیدبک و تنظیم هیجان هستند تا راههای مؤثرتری برای درمان بیابند.