فرمان تاشو Autoliv/Tensor و آینده روبوتاکسی شخصی: تحول پارادایم طراحی کابین و ایمنی
فرمان تاشو Autoliv/Tensor و آینده روبوتاکسی شخصی: تحول پارادایم طراحی کابین و ایمنی
تولد عصر جدیدی از فضای کابین خودروهای خودران
ورود به عصر رانندگی خودران سطح ۴ و بالاتر، صرفاً یک ارتقاء تکنولوژیک در حوزه حسگرها و الگوریتمها نیست؛ بلکه نیازمند بازاندیشی بنیادین در طراحی داخلی خودرو است. برای دههها، فرمان خودرو به عنوان محور اصلی تعامل انسان با ماشین عمل کرده است. اما با حذف نیاز به دخالت مداوم راننده، این قطعه فیزیکی بزرگ و ثابت، به مانعی برای تحقق وعده اصلی روبوتاکسیها تبدیل شده است: بازگرداندن فضای کابین به مسافر.
در این راستا، همکاری استراتژیک میان غول ایمنی، Autoliv، و پیشرو در پلتفرمهای خودران، Tensor (که اغلب در زمینه توسعه سیستمهای خودمختار پیشرفته و خودروهای الکتریکی مشارکت دارد)، منجر به معرفی نوآورانهترین دستاورد در معماری کابین شده است: اولین فرمان تاشو (Retractable Steering Wheel) برای خودروهای خودران سطح ۴. این فناوری نه تنها چالشهای ایمنی را در محیطهای خودران حل میکند، بلکه فضای فیزیکی بیسابقهای را برای مسافران فراهم میآورد، و پتانسیل تحول اقتصاد اشتراکگذاری سفر (Ride-Hailing) را به طور کامل آزاد میسازد.
این مقاله تحلیلی، به بررسی عمیق ضرورت تاریخی این تغییر، مکانیسمهای پیچیده مهندسی پشت این سیستم، راهحلهای ایمنی انقلابی، و تأثیرات گسترده آن بر بازار خودروهای آینده میپردازد.
بخش اول: تاریخچه و ضرورت – خروج از پارادایم رانندگی انسانمحور
از زمان اختراع خودرو، فرمان یک عنصر ثابت و غیرقابل مذاکره در رابط انسان-ماشین (HMI) بوده است. این شیء، ابزار کنترل فعال بوده و در صورت عدم استفاده، صرفاً یک شیء ثابت اشغالکننده فضا محسوب میشد.
۱.۱. تکامل رابط انسان-ماشین و محدودیتهای ثابت بودن
خودروهای امروزی، حتی آنهایی که مجهز به سیستمهای کمکراننده پیشرفته (ADAS) سطح ۲ یا ۳ هستند، همچنان بر فرض مداخله راننده استوارند. این امر مستلزم آن است که فرمان، پدالها و نمایشگرهای اصلی همیشه در دسترس و در موقعیت استاندارد خود قرار داشته باشند.
با این حال، تعریف رانندگی خودران سطح ۴ (High Automation) این فرض را کاملاً باطل میکند. در سطح ۴، خودرو قادر است در محدودههای عملیاتی مشخص (ODD) بدون نیاز به دخالت انسان، رانندگی کند. وقتی خودرو در این حالت کار میکند، فرمان عملاً تبدیل به یک “زائده غیرضروری” میشود که فضای حیاتی کابین را اشغال میکند.
چرا فرمان ثابت ناکارآمد است؟
- فضای اشغال شده: فرمان، به ویژه در خودروهای شهری کوچک و متوسط، منطقه جلویی کابین را به شدت محدود میکند. این فضا میتوانست برای افزایش فضای پا، تعبیه میز کار، یا حتی ایجاد فضایی برای استراحت و خواب کوتاه مسافر در سفرهای طولانی استفاده شود.
- تجربه مسافر محور: روبوتاکسیها با حذف راننده، کاربری خودرو را از “ابزار رانندگی” به “فضای متحرک سوم” (بعد از خانه و محل کار) تغییر میدهند. در این محیط جدید، داشبورد و فرمان ثابت، حس زندانی بودن در یک محیط کاری را القا میکنند، نه حس استراحت در یک اتاق نشیمن متحرک.
- ایمنی پسیو در تصادفات سرعتی: اگرچه ایربگها برای محافظت از راننده طراحی شدهاند، در سناریوهای خاص، ساختار ثابت و سخت فرمان میتواند در زمان وقوع تصادفات شدید، در صورت عدم استفاده، به عنوان مانعی برای فعالسازی کامل کمربند ایمنی یا عملکرد بهینه کیسههای هوا عمل کند (البته این مسئله در طراحیهای مدرن کاهش یافته، اما در حالت جمعشده ایمنی جدید تعریف میشود).
۱.۲. ظهور نیاز به فضای انعطافپذیر
شرکتهای فعال در حوزه Mobility-as-a-Service (MaaS) به شدت بر روی تجربه مشتری متمرکز شدهاند. مهمترین معیار موفقیت در بازار روبوتاکسی، نه صرفاً قیمت سفر، بلکه کیفیت تجربه درون کابین است. مطالعات بازار نشان دادند که مسافران بالاترین ارزش را برای فضایی قائل هستند که بتوانند از آن به عنوان فضای شخصی خود استفاده کنند. این امر، الزام مهندسی برای توسعه یک رابط کاربری که بتواند ناپدید شود را اجتنابناپذیر ساخت.
Autoliv و Tensor، با درک این تقاطع بین ایمنی (Autoliv) و پلتفرمهای عملیاتی (Tensor)، به سراغ راهحل نهایی رفتند: حذف فرمان از مسیر دید و دسترسی مسافر در حالت خودران.
بخش دوم: معرفی فناوری فرمان تاشو (The Retractable Steering System)
فناوری معرفی شده توسط Autoliv/Tensor یک شاهکار مهندسی است که باید همزمان سه چالش بزرگ را حل کند: حرکت دادن یک شیء سنگین و حجیم (فرمان)، تضمین قابلیت بازگشت سریع و دقیق به موقعیت رانندگی (در صورت نیاز اورژانسی)، و مهمتر از همه، حفظ بالاترین استانداردهای ایمنی سرنشینان در هر دو حالت (جمع شده و باز شده).
۲.۱. مکانیسم مهندسی تاشو بودن فرمان
سیستم فرمان تاشو از یک مجموعه مکانیکی-الکتریکی پیچیده بهره میبرد که در قلب ستون فرمان تعبیه شده است. این سیستم از اجزای کلیدی زیر تشکیل شده است:
۱. واحد محرکه الکترومکانیکی (EMA): برخلاف سیستمهای هیدرولیک قدیمی، این سیستم از موتورهای الکتریکی دقیق و قوی استفاده میکند که با استفاده از بالابرها و ریلهای دقیق (Precision Rails)، نیروی لازم برای جابجایی مجموعه فرمان و کیسه هوا را فراهم میکنند. این انتخاب، به دلیل مصرف انرژی پایینتر و قابلیت کنترل دقیق موقعیت (Position Sensing) در مقایسه با سیستمهای هیدرولیک، صورت گرفته است.
۲. مکانیزم جمع شدن و قفل شدن (Stow and Lock Mechanism): زمانی که خودرو وارد حالت خودران سطح ۴ میشود (تأیید شده توسط سنسورهای Lidar، Radar و Camera)، واحد کنترل فرمان (SCU) سیگنال جمع شدن را صادر میکند. فرمان ابتدا به سمت داخل داشبورد حرکت میکند و سپس به صورت افقی یا مورب در یک محفظه مخصوص درون داشبورد به طور کامل پنهان میشود. این فرآیند باید در کسری از ثانیه (معمولاً زیر ۱.۵ ثانیه) تکمیل شود تا باز شدن فضای کابین بلافاصله احساس شود.
۳. حسگرهای موقعیت و فیدبک: برای اطمینان از قفل شدن ایمن فرمان در حالت جمع شده، از حسگرهای Hall Effect و سنسورهای موقعیت اپتیکال استفاده میشود تا اطمینان حاصل شود که هیچ بخشی از فرمان از محفظه خود بیرون نزده است. این امر برای فعالسازی ایمن کیسه هوای ثانویه حیاتی است.
۲.۲. باز کردن فضای کابین: تولد “سالن متحرک”
هدف نهایی این مکانیسم، باز کردن فضای کابین است. هنگامی که فرمان به طور کامل جمع میشود، ناحیه جلویی داشبورد به یک فضای باز و وسیع تبدیل میشود. این تغییر فیزیکی تأثیرات روانشناختی و کاربردی عظیمی دارد:
- صندلیهای چرخان (Swiveling Seats): این فضا امکان میدهد تا صندلیهای سرنشین جلو (که اکنون دیگر سرنشین هستند نه راننده)، به طور کامل به سمت عقب بچرخند و یک محیط گفتگو یا کار خانوادگی ایجاد کنند.
- سطوح میز کار گسترده: فضای به دست آمده، امکان نصب میزهای تاشوی پیشرفته یا استفاده بهینه از سیستمهای سرگرمی بزرگتر را فراهم میآورد.
- حس آزادی: از لحاظ طراحی داخلی، حذف قطعه بزرگ فرمان، کابین را بزرگتر، روشنتر و مدرنتر نشان میدهد، که مستقیماً بر ادراک مسافر از کیفیت سرویس تأثیر میگذارد.
بخش سوم: ایمنی و ایربگها – حل چالش ایمنی در حالتهای متغیر
بزرگترین چالش در طراحی هر سیستم متحرک در کابین، حفظ ایمنی سرنشینان در برخورد است. اگر یک فرمان متحرک در حالت جمع شده باقی بماند و خودرو تصادف کند، ایمنی حیاتی سرنشین جلو به شدت به خطر میافتد، زیرا کیسه هوای سنتی در فرمان نمیتواند به درستی عمل کند. Autoliv، به عنوان رهبر جهانی در سیستمهای ایمنی، راهحلی دو مرحلهای و پیشگامانه ارائه داده است.
۳.۱. راهحل نوآورانه ایربگ دوگانه (Dual-Stage Airbag Solution)
این فناوری بر پایه مفهوم ایربگهای مستقل برای دو حالت عملیاتی بنا شده است:
الف) ایربگ اصلی (Steering Wheel Airbag – SWA): این ایربگ در مرکز فرمان قرار دارد و برای زمانی طراحی شده است که فرمان در موقعیت “رانندگی” (Deployed) باشد. سنسورهای داخلی اطمینان میدهند که فرمان در موقعیت استاندارد قفل شده و آماده استفاده توسط راننده است. در صورت تشخیص تصادف در این حالت، SWA با بالاترین استانداردها فعال میشود.
ب) ایربگ ثانویه/کابین (Dashboard Inflatable Restraint – DIR): این نوآوری اصلی است. در حالت “خودران” (Stowed)، فرمان کاملاً در داشبورد جمع شده است. برای محافظت از سرنشین جلو در برابر داشبورد سخت و ستون جمع شده فرمان، یک کیسه هوای پیشرفته (معمولاً از نوع پردهای یا زانویی بزرگتر که به سمت جلو و پایین باز میشود) به طور اختصاصی در ناحیه داشبورد تعبیه شده است.
- توالی فعالسازی: واحد کنترل ایمنی (SCU) به طور مداوم وضعیت فرمان (موقعیت، سرعت جمع شدن، قفل بودن) را پایش میکند. در صورت تشخیص برخورد شدید، SCU ابتدا موقعیت فرمان را تأیید میکند. اگر فرمان در حالت “جمع شده” باشد، فعالسازی با دقت میلیثانیهای بر روی DIR متمرکز میشود تا حداکثر محافظت را برای مسافر فراهم کند.
۳.۲. دیدگاه فابین دومونت (Fabien Dumont) – CTO Autoliv
فابین دومونت، مدیر ارشد فناوری Autoliv، در معرفی این سیستم بر اهمیت دیدگاه ایمنی یکپارچه تأکید کرد:
“ما در Autoliv همواره بر ایمنی تکبعدی تمرکز داشتهایم: ایمنی راننده در مقابل مانع. اما با ظهور روبوتاکسیها، ما با یک سناریوی ایمنی چندبعدی روبرو هستیم. فرمان تاشو، به ما اجازه میدهد که فضای فیزیکی را آزاد کنیم بدون اینکه یک سانتیمتر از استانداردهای ایمنی سرنشین کم کنیم. ایربگ ثانویه در داشبورد، یک لایه محافظ کاملاً جدید برای حالت غیرفعال رانندگی است. این یعنی تعریف دوباره ‘ایمنی در برابر تصادف’ برای خودروهایی که دیگر راننده ندارند.”
این رویکرد نشان میدهد که Autoliv صرفاً یک سازنده قطعه نیست، بلکه یک شریک استراتژیک در تعریف استانداردهای جدید ایمنی برای اکوسیستم خودران است. این ترکیب نرمافزار کنترل وضعیت (Tensor) و سختافزار ایمنی (Autoliv) است که این سطح از اطمینان را ممکن میسازد.
بخش چهارم: Tensor RoboCar – اولین نمونه تولید انبوه
معرفی یک فناوری پیشگام نیازمند یک بستر اثباتشده برای عملیاتیسازی در مقیاس است. شرکت Tensor، با تمرکز بر توسعه پلتفرمهای سختافزاری و نرمافزاری مقیاسپذیر برای ناوگانهای خودمختار، به عنوان شریک کلیدی برای پیادهسازی این سیستم در محصول نهایی انتخاب شده است.
۴.۱. Tensor RoboCar: پلتفرم خودران نسل بعدی
Tensor RoboCar (که اغلب به عنوان پلتفرم EV/AV پایه مورد استفاده قرار میگیرد)، قرار است اولین خودروی تولید انبوهی باشد که این سیستم فرمان تاشو را به صورت استاندارد دریافت میکند. برنامه ریزیها نشان میدهد که شروع تولید انبوه این مدل، که برای خدمات اشتراکی طراحی شده است، از نیمه دوم سال ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد.
ویژگیهای کلیدی Tensor RoboCar:
- معماری توزیعشده سنسورها: استفاده از آرایه گستردهای از سنسورهای سطح بالا (LiDARهای چهارگانه، رادار با تفکیک بالا و دوربینهای HD) برای اطمینان از ODD بسیار گسترده، که امکان فعالسازی مکرر حالت خودران و جمع شدن فرمان را فراهم میکند.
- توان پردازشی بالای AI: پلتفرم Tensor از چیپستهای اختصاصی برای اجرای الگوریتمهای پیشبینی رفتار و مسیریابی در زمان واقعی استفاده میکند، که برای مدیریت صحیح فعالسازی و غیرفعالسازی سیستمهای فرمان ضروری است.
- طراحی کابین ماژولار: کابین Tensor RoboCar از ابتدا با در نظر گرفتن قابلیت جمع شدن فرمان و چرخیدن صندلیها طراحی شده است، نه به عنوان یک افزودنی پس از تولید. این امر یکپارچگی ساختاری (Structural Integrity) و عملکردی سیستم ایمنی را به حداکثر میرساند.
Tensor RoboCar نه تنها یک خودروی خودران است، بلکه یک “بستر خدماتی” طراحی شده برای به حداکثر رساندن بهرهوری در ناوگانهای اشتراکی است. این ترکیب از سختافزار ایمنی Autoliv و قابلیتهای عملیاتی Tensor، آن را به یک رقیب جدی برای مدلهای سنتی تبدیل میکند.
بخش پنجم: اقتصاد اشتراکگذاری (Lyft Integration) و مدل درآمدزایی نوین
بزرگترین تأثیر این فناوری بر مدل کسب و کار شرکتهایی مانند Lyft، Uber و سایر اپراتورهای MaaS خواهد بود. فرمان تاشو، آخرین مانع فیزیکی برای تبدیل موفقیتآمیز روبوتاکسیها به یک سرویس کاملاً قابل استفاده و مقرونبهصرفه را از بین میبرد.
۵.۱. خودروی شخصی آماده برای لیفت (Ride-Hailing Ready Vehicle)
این مفهوم نشاندهنده یک خودروی تولیدی است که به جای نیاز به تجهیزات اضافی سنگین و پرهزینه پس از خرید، از ابتدا با قابلیتهای سطح ۴ و طراحی داخلی بهینه شده برای مسافر عرضه میشود.
مزایای اقتصادی برای اپراتورها:
- افزایش ظرفیت بارگیری (Utilization Rate): خودروهایی که فضای راحتتری دارند، توسط مشتریان بیشتر مورد تقاضا قرار میگیرند، که این امر منجر به افزایش تعداد سفرهای قابل انجام در هر ساعت میشود.
- کاهش هزینههای تبدیل: حذف نیاز به نصب کیتهای ایمنی و سختافزاری پیچیده در نمایندگیها، هزینههای عملیاتی را کاهش داده و زمان آمادهسازی خودرو (Time-to-Service) را به شدت پایین میآورد.
- بهینهسازی مسیرهای طولانی: در مسافتهای طولانیتر که رانندگی دستی غیرمنطقی است، فضای تبدیل شده به محل استراحت، امکان پذیرش این سفرها را فراهم میآورد، سفرهایی که پیش از این به دلیل ناراحتی مسافر رد میشدند.
۵.۲. دیدگاه جرمی برد (Jeremy Berd) – مدیر ارشد توسعه پلتفرم Lyft
جرمی برد، در سخنرانی اخیر خود بر این نکته تأکید کرد که چالشهای ایمنی و راحتی کابین، بزرگترین مقاومتهای باقیمانده در برابر پذیرش گسترده روبوتاکسیها بودهاند:
“ما همیشه میدانستیم که اگر بتوانیم ایمنی را در حالت خودران حفظ کنیم، مشتریان ما به استقبال روبوتاکسیها خواهند آمد. اما تا زمانی که داخل خودرو، شبیه یک کابین موقت یا موقتی بود، مشتریان تمایل داشتند که صبر کنند تا خودروی شخصی خودشان برسد. فرمان تاشو Autoliv/Tensor، آخرین مانع فیزیکی را که باعث میشد مسافر حس کند ‘در حال سوار شدن به یک ربات آزمایشی’ است، از بین میبرد. این خودرو [Tensor RoboCar] به مشتری این حس را میدهد که او در حال استفاده از یک سرویس ممتاز، راحت و کاملاً طراحی شده برای راحتی او است، نه صرفاً یک خودروی خودران قدیمی با فرمان ثابت.”
این همکاری نه تنها یک پیشرفت مهندسی است، بلکه یک همسویی تجاری میان تولیدکننده پلتفرم (Tensor)، تأمینکننده ایمنی (Autoliv) و اپراتور اصلی (Lyft) برای تسریع پذیرش این فناوری را نشان میدهد.
بخش ششم: تحلیل بازار و آینده – تغییر پارادایم طراحی و مالکیت
معرفی این سیستم نقطه عطف استانداردهای طراحی کابین در آینده خودروهای خودران خواهد بود. این فناوری فراتر از رفع یک مشکل، پارادایمهای موجود در طراحی داخلی خودرو و حتی مدلهای مالکیت را تغییر خواهد داد.
۶.۱. تأثیر بر طراحی داخلی کابین (Interior Design)
در آینده، طراحی داخلی خودروها به شدت به “کاربرد مورد نظر” بستگی خواهد داشت:
- خودروهای کاملاً خودران (Level 4+ for MaaS): این خودروها کاملاً بر اساس تجربه مسافر طراحی خواهند شد. کابین به سمت یک “فضای اجتماعی” یا “دفتر متحرک” گرایش پیدا خواهد کرد. فضای عمودی و افقی به حداکثر رسانده میشود و عناصر کنترلی (مانند فرمان) فقط در صورت نیاز بسیار کم، نمایش داده میشوند.
- خودروهای نیمهخودران (Level 2/3): خودروهای شخصی که هنوز مالک بر آنها نظارت دارد، همچنان به فرمانهای ثابت نیاز خواهند داشت، هرچند ممکن است طراحی آنها ارگونومیکتر شده و با نمایشگرهای بزرگتر ترکیب شوند.
این تفکیک، باعث ایجاد دستهبندی جدیدی در بازار خواهد شد: خودروهای با قابلیت “تغییر شکل کابین” (Shape-Shifting Interiors) در مقابل خودروهای سنتی.
۶.۲. پذیرش سطح ۴ رانندگی و تأثیر بر زیرساخت
سهولت استفاده و راحتی کابین، رابطه مستقیمی با تمایل مصرفکننده برای پذیرش رانندگی سطح ۴ دارد. اگر مسافر مجبور باشد برای یک سفر ۲۰ دقیقهای، در یک کابین تنگ و دارای فرمان ثابت بنشیند، ترجیح میدهد خودش رانندگی کند یا از تاکسیهای سنتی استفاده نماید.
با فراهم آمدن فضای استراحت و کار در Tensor RoboCar، انگیزه برای استفاده از سرویسهای خودران در هر دو گروه “کاربران تجاری” و “افراد مسن یا دارای محدودیت” به شدت افزایش مییابد. این افزایش پذیرش، تقاضا برای گسترش مناطق عملیاتی ODD را افزایش داده و سرمایهگذاریها در زیرساختهای هوشمند شهری را توجیه میکند.
۶.۳. تغییر پارادایم مالکیت خودرو: از مالکیت به اشتراکگذاری (Subscription/Shared Economy)
وقتی راحتی یک سرویس اشتراکی (روبوتاکسی) از یک خودروی شخصی مالکیت شده پیشی بگیرد، مدل سنتی مالکیت به شدت تحت فشار قرار میگیرد.
- تجربه لوکس در دسترس: فرمان تاشو و فضای باز، تجربهای را فراهم میکند که معمولاً فقط در سدانهای فوق لوکس با راننده شخصی قابل دسترسی است، اما اکنون با هزینه اشتراکگذاری سفر در دسترس است. این دموکراتیک شدن راحتی، قدرت خرید مشتریان را در زمینه حمل و نقل بهبود میبخشد.
- فلسفه “بهرهبرداری در مقابل تملک”: اگر خودروی شما ۹۵٪ اوقات بیکار باشد (مانند خودروهای شخصی فعلی)، دیگر منطقی نیست که فضای کابین آن را برای یک حالت استفاده نادر (رانندگی دستی) طراحی کنید. فرمان تاشو این منطق را برای مصرفکنندگان عادی نیز روشن میسازد: خودرویی که استفاده میشود باید برای آن کار طراحی شده باشد.
در نهایت، این فناوری Autoliv/Tensor نمایانگر نقطه تلاقی مهندسی ایمنی، طراحی داخلی نوآورانه و استراتژیهای اقتصادی مقیاسپذیر است. فرمان تاشو، تنها یک قطعه متحرک نیست؛ بلکه کلیدی است که قفل کابینهای روبوتاکسی آینده را باز میکند.
برای اطمینان از پوشش کامل جنبههای فنی، تجاری و تأثیرات کلان این نوآوری، نیاز است که جزئیات مهندسی و تحلیل بازار را عمیقتر کاوش کنیم.
بخش ۷: جزئیات فنی بیشتر و چالشهای ادغام
ادغام موفقیتآمیز یک سیستم مکانیکی پیچیده مانند فرمان تاشو در معماری خودروهای الکتریکی (EVs) که خودشان از نظر فضا محدود هستند (به دلیل باتریها و موتورهای الکتریکی)، نیازمند مهندسی دقیق در مدیریت فضا است.
۷.۱. مدیریت اتصالات و سیمکشی (Harness Management)
وقتی فرمان جابجا میشود، تمامی اتصالات الکتریکی حیاتی باید بدون آسیب یا اختلال در عملکرد، این جابجایی را تحمل کنند. این شامل:
- خطوط داده (Data Lines): برای ارتباط با سیستمهای HMI، نمایشگرهای ثانویه و پردازندههای مرکزی.
- سیمکشی ایربگ: مهمترین بخش، که باید تضمین کند در هر موقعیت، پینهای اتصال برای تشخیص حالت فعال باقی بمانند. اتصالات باید از مکانیزمهای “پلاگ و پلی” با دوام بالا استفاده کنند که هزاران بار باز و بسته شدن را تحمل نمایند.
Autoliv برای این منظور از کابلهای انعطافپذیر نانوکامپوزیت استفاده کرده است که قابلیت خمش و کشش بسیار بالاتری نسبت به کابلهای مسی سنتی دارند، بدون آنکه مقاومت الکتریکی آنها افزایش یابد. این یک استاندارد جدید در طراحی “کابلکشیهای جابجا شونده” (Movable Wiring Harnesses) تعریف میکند.
۷.۲. بازتولید صدا و لرزش (NVH Mitigation)
یکی از نگرانیهای همیشگی در مورد قطعات متحرک، تأثیر منفی آنها بر تجربه NVH (Noise, Vibration, and Harshness) است. یک فرمان با اتصالات متحرک پتانسیل ایجاد صدای نویز و لرزشهای ناخواسته را دارد، به ویژه در سرعتهای بالا.
Tensor و Autoliv از پایههای مغناطیسی میرایی فعال (Active Damping Magnetic Mounts) برای تثبیت ستون فرمان در حالت رانندگی استفاده میکنند. این سیستمها به طور مداوم فرکانسهای ارتعاشی را پایش کرده و با استفاده از میدانهای مغناطیسی متغیر، نوسانات ناخواسته را خنثی میکنند. این امر تضمین میکند که کابین Tensor RoboCar، حتی زمانی که فرمان در حالت رانندگی است، آرامش و سکوت مورد انتظار از یک پلتفرم خودران لوکس را حفظ کند.
بخش ۸: تحلیل اقتصادی و قیمتگذاری مدل اشتراکی
چگونه این فناوری پیچیده بر هزینه سفر تأثیر میگذارد؟ در ابتدا، سیستم فرمان تاشو و ایربگ ثانویه هزینه اولیه تولید خودرو را افزایش میدهد. اما تحلیل کلی نشان میدهد که این هزینه با افزایش بهرهوری در طول عمر عملیاتی خودرو جبران میشود.
۸.۱. بازده سرمایهگذاری (ROI) در ناوگانهای MaaS
فرض کنید یک خودروی خودران معمولی با هزینه ثابت ماهانه عملیاتی (شامل نگهداری، شارژ و استهلاک) همراه باشد.
خودروی سنتی سطح ۴:
- استفاده روزانه: به دلیل ناراحتی فضای کابین، فقط ۸ ساعت در روز مسافر حمل میکند.
- نرخ پذیرش سفر: متوسط.
Tensor RoboCar (با فرمان تاشو):
- استفاده روزانه: به دلیل راحتی بینظیر، تقاضا برای آن در ساعات پیک و خارج از پیک افزایش یافته و استفاده روزانه به ۱۲ ساعت میرسد.
- نرخ پذیرش سفر: بالا، به ویژه برای سفرهای طولانیتر و گروهی (به دلیل فضای باز برای استقرار میزها).
- تأثیر: افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی در درآمدزایی ناخالص ماهانه به ازای هر واحد، که به سرعت هزینه اولیه افزایش یافته سختافزاری را پوشش میدهد.
این امر باعث میشود که هزینه هر مایل سفر (Cost Per Mile) برای اپراتور نهایی کاهش یابد، که میتواند در نهایت به کاهش قیمت نهایی برای مصرفکننده منجر شود و پذیرش عمومی را تسریع کند.
۸.۲. نقش تنسور در نرمافزار مدیریت ناوگان (Fleet Management Software)
Tensor RoboCar تنها یک سختافزار نیست؛ نرمافزار مدیریت ناوگان آن نیز برای فرمان تاشو بهینهسازی شده است. این نرمافزار به طور خودکار تصمیم میگیرد که چه زمانی جمع شدن فرمان ایمن و مفید است:
- تصمیمگیری مبتنی بر ODD و مسیر: اگر مسیر مشخص شده توسط سیستم مسیریابی (مثلاً یک بزرگراه با رانندگی خودران مجاز در ۵ کیلومتر آینده) نشان دهد که فرمان نیاز به تعامل دستی ندارد، نرمافزار فرمان را جمع میکند.
- پیشبینی نیاز مسافر: در صورتی که یک مسافر در حال رزرو سفر، گزینه “فضای کار” یا “استراحت” را انتخاب کند، نرمافزار از ابتدا فرمان را در حالت جمع شده باقی میگذارد (تا زمانی که وضعیت ایمنی اجازه دهد).
این یکپارچگی نرمافزاری-سختافزاری، کارایی سیستم را در مقایسه با راه حلهای پس از نصب، چندین برابر افزایش میدهد.
بخش ۹: چالشهای نظارتی و آینده استانداردسازی
تکنولوژیهای جدید همواره با خلأهای نظارتی روبرو هستند. این بزرگترین چالش پیش روی اجرای گسترده فرمان تاشو خواهد بود.
۹.۱. تأییدیههای ایمنی دولتی (Regulatory Hurdles)
مقامات نظارتی (مانند NHTSA در آمریکا یا UNECE در اروپا) استانداردهای سختگیرانهای برای موقعیت ثابت فرمان در هنگام تصادف دارند. برای تأیید این فناوری، Autoliv/Tensor مجبور به انجام تستهای تصادف بسیار گستردهتر از حد معمول شدهاند.
آنها باید ثابت کنند که در یک برخورد از جلو با سرعت بالا (مانند ۶۴ کیلومتر بر ساعت):
- اگر فرمان باز باشد، ایمنی معادل یا بهتر از استانداردهای فعلی باشد.
- اگر فرمان جمع شده باشد، کیسه هوای ثانویه (DIR) به گونهای عمل کند که نیروهای وارده بر قفسه سینه و سر سرنشین، از آستانههای خطرناک فراتر نرود.
موفقیت در این تستها، نه تنها تأییدیه Tensor RoboCar را تضمین میکند، بلکه مسیر را برای سایر تولیدکنندگان برای طراحی کابینهای منعطف باز خواهد کرد و استانداردسازی جهانی برای HMIهای پویا آغاز میشود.
۹.۲. نقش فرمان جمع شده در ایمنی فعال
برخی تحلیلگران مطرح کردهاند که اگر فرمان کاملاً جمع شود، ممکن است فضای اضافی (Crumple Zone) جلوی مسافر فراهم شود که به طور ذاتی جذب انرژی برخورد را افزایش دهد. این فرضیه به تحقیق بیشتری نیاز دارد، اما در تئوری، یک داشبورد “ناپدید شونده” انعطافپذیر، میتواند عملکرد بهتری نسبت به یک داشبورد ثابت ضخیم داشته باشد. این یک حوزه تحقیقاتی است که Autoliv فعالانه آن را دنبال میکند؛ استفاده از فضای خالی ایجاد شده توسط جمع شدن فرمان برای تعبیه مواد جاذب انرژی پیشرفته.
بخش ۱۰: جمعبندی و چشمانداز نهایی
فرمان تاشو Autoliv/Tensor یک پیشرفت صرفاً افزایشی نیست؛ بلکه یک تغییر پارادایم است. این فناوری با هدف قرار دادن رابط انسان و ماشین در خودروهای خودران سطح ۴، به دوگانگی اساسی در طراحی پاسخ میدهد: یا فضای کابین را برای راحتی قربانی کنیم، یا ایمنی را برای فضای آزاد.
با استفاده از راه حل ایمنی دوگانه (SWA و DIR) و ادغام هوشمند در پلتفرم Tensor RoboCar، این دوگانگی حل شده است. خودروهای خودران آینده دیگر صرفاً ماشینهایی نخواهند بود که بدون راننده حرکت میکنند؛ آنها فضاهایی خواهند بود که برای کار، استراحت و زندگی در حین حرکت بهینه شدهاند. آغاز تولید انبوه در ۲۰۲۶ نشان میدهد که این آینده بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که تصور میشد، و شرکتهایی که این انعطافپذیری کابین را زودتر بپذیرند، رهبری بازار خدمات حمل و نقل هوشمند را به دست خواهند گرفت.
بخش ۱۱: پرسشهای متداول (FAQ) در مورد فرمان تاشو Autoliv/Tensor
این بخش به ۲۰ پرسش رایج و اساسی درباره فناوری فرمان تاشو، ایمنی و تأثیرات آن پاسخ میدهد.
۱. فرمان تاشو دقیقاً در کدام حالت جمع میشود؟
فرمان تنها زمانی جمع میشود که سیستم رانندگی خودران سطح ۴ به طور کامل فعال شده و توسط تمامی سنسورها محیط عملیاتی (ODD) تأیید شده باشد. این امر توسط واحد کنترل مرکزی خودرو و با تأیید نرمافزار Tensor مدیریت میشود.
۲. فرآیند جمع شدن فرمان چقدر طول میکشد؟
هدف مهندسی این است که فرآیند جمع شدن کامل (از موقعیت رانندگی تا حالت پنهان شده) زیر ۱.۵ ثانیه انجام شود تا بلافاصله فضای کابین برای مسافر آزاد گردد.
۳. آیا در صورت خرابی سیستم الکترونیکی، فرمان قفل میشود یا جمع میشود؟
سیستمهای ایمنی دارای مازاد (Redundancy) هستند. در صورت نقص در سیستمهای اصلی، مکانیزمهای مکانیکی کمکی (Fail-Safe) تضمین میکنند که فرمان در موقعیت ایمن (معمولاً موقعیت رانندگی یا در حالت جمع شده اگر قفل شده باشد) باقی بماند.
۴. کیسه هوای ثانویه (DIR) دقیقاً در کجای داشبورد قرار دارد؟
کیسه هوای ثانویه در بخش بالایی یا جلویی داشبورد، در محلی که فرمان هنگام جمع شدن در آن پنهان میشود، تعبیه شده است. این ایربگ برای محافظت از سرنشین جلو در حالت نشسته (نه رانندگی) طراحی شده است.
۵. آیا راننده میتواند در حین رانندگی دستی، فرمان را جمع کند؟
خیر. سیستمهای ایمنی Autoliv به طور سختگیرانهای هرگونه تلاش برای فعالسازی مکانیزم جمع شدن را در حالتی که حسگرها تشخیص دهند خودرو تحت کنترل دستی است، مسدود میکنند.
۶. آیا این فناوری فقط در خودروهای الکتریکی (EV) قابل اجرا است؟
اگرچه Tensor RoboCar یک پلتفرم EV است، فناوری مکانیکی/الکترومکانیکی Autoliv از لحاظ تئوری میتواند در خودروهای با موتور احتراق داخلی نیز ادغام شود، اما به دلیل نیاز به فضای اضافی برای مدیریت مکانیزم و مسائل مربوط به داغ شدن موتور، در پلتفرمهای EV بهینه شده است.
۷. آیا این فناوری بر قابلیت فرماندهی در مواقع اضطراری دستی تأثیر میگذارد؟
خیر. در حالت فعال، فرمان از طریق مکانیزمهای هیدرولیک/الکتریکی سنتی و با اتصال مستقیم به ستون فرمان کار میکند و هیچ تأثیری بر حس رانندگی (Feel) ندارد.
۸. Tensor RoboCar چه زمانی وارد خدمات تجاری Lyft خواهد شد؟
تولید انبوه برای تجهیز ناوگانها از نیمه دوم سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است، با هدف راهاندازی خدمات تجاری گسترده در سال ۲۰۲۷.
۹. چه تفاوتی بین این سیستم با فرمانهای تلسکوپی قدیمی وجود دارد؟
فرمانهای تلسکوپی فقط فاصله فرمان تا راننده را تنظیم میکنند. سیستم Autoliv/Tensor یک جابجایی کامل مکانی (جمع شدن کامل در داشبورد) را فراهم میآورد که فضای قابل توجهی را در کل کابین باز میکند.
۱۰. آیا استفاده از این سیستم هزینه نگهداری (Maintenance Cost) را افزایش میدهد؟
در ابتدا، به دلیل پیچیدگی بالاتر، هزینه نگهداری میتواند کمی بالاتر باشد. با این حال، از آنجایی که این سیستمها برای ناوگانهای با کارکرد بالا طراحی شدهاند، انتظار میرود دوام و قابلیت اطمینان (Reliability) آنها در بلند مدت، هزینههای کلی مالکیت را کاهش دهد.
۱۱. آیا این طراحی بر فضای پا یا دید جلویی تأثیر میگذارد؟
در حالت جمع شده، دید جلویی به طور چشمگیری بهبود مییابد. همچنین، فضای پای مسافر جلو آزاد میشود، که این بزرگترین مزیت طراحی است.
۱۲. اگر ایربگ ثانویه (DIR) فعال شود، آیا فرمان در حالت جمع شده باقی میماند؟
بله. در صورت فعال شدن DIR، سیستم ایمنی قفل میشود. فرمان در موقعیت جمع شده باقی میماند و خودرو باید توسط تکنسین برای بازرسی و تعویض ایربگ سرویس شود.
۱۳. آیا میتوان این فناوری را در خودروهای شخصی (غیر ناوگانی) نیز سفارش داد؟
در مراحل اولیه، این فناوری منحصراً برای خودروهای پلتفرم Tensor RoboCar که برای خدمات اشتراکی طراحی شدهاند، ارائه میشود. در آینده، این قابلیت ممکن است به عنوان یک گزینه لوکس در خودروهای خصوصی Tensor ارائه شود.
۱۴. چه کسانی بیشترین بهره را از فضای باز شده خواهند برد؟
مسافران عادی که میخواهند کار کنند، استراحت کنند یا با هم صحبت کنند. همچنین افراد دارای محدودیت حرکتی که نیاز به فضای بیشتری برای ورود و خروج یا استفاده از تجهیزات کمکی دارند.
۱۵. آیا این سیستم به سنسورهای LiDAR در داشبورد وابسته است؟
سیستم ایمنی (فعالسازی ایربگها) به مجموعه سنسورهای اصلی خودرو متکی است (LiDAR، رادار، دوربین). اما برای مدیریت دقیق فرآیند جمع شدن فرمان، حسگرهای موقعیت داخلی در ستون فرمان حیاتی هستند.
۱۶. آیا این فناوری میتواند با سیستمهای رانندگی خودران سطح ۵ سازگار باشد؟
بله. این فناوری به طور ذاتی برای سطوح بالاتر از ۴ طراحی شده است، زیرا در سطح ۵ نیازی به فرمان وجود ندارد. این فرمان یک “قابلیت بازگشت به عقب” است.
۱۷. آیا این فناوری بر وزن کلی خودرو تأثیر میگذارد؟
بله، اضافه شدن مکانیزم محرکه قوی و کیسه هوای دوم، وزن را افزایش میدهد. اما این افزایش وزن با مزایای بهرهوری کلی ناوگان جبران میشود.
۱۸. آیا شایعاتی مبنی بر همکاری با خودروسازان سنتی برای استفاده از این فرمان وجود دارد؟
در حال حاضر، تمرکز اصلی بر پیادهسازی در پلتفرم Tensor است، اما Autoliv به عنوان تأمینکننده جهانی، مذاکرات مستمری با OEMهای مختلف برای استفاده از معماری ایمنی دوگانه در نسل بعدی پلتفرمهای خودران آنها دارد.
۱۹. در صورت لزوم، راننده چقدر سریع میتواند فرمان را به حالت فعال برگرداند؟
در صورت تشخیص نیاز به رانندگی دستی (مثلاً خروج از ODD)، بازگشت فرمان از حالت جمع شده به موقعیت رانندگی و قفل شدن ایمن، زمان کمی بیشتر از جمع شدن نیاز دارد (حدود ۲ تا ۳ ثانیه)، زیرا باید اطمینان حاصل شود که تمامی اتصالات الکتریکی به درستی متصل شدهاند.
۲۰. چه چیزی باعث میشود Tensor در این همکاری نقشی کلیدی داشته باشد؟
Tensor تخصص اصلی خود را در ایجاد پلتفرمهای مقیاسپذیر و مدیریت نرمافزاری ناوگانهای سطح ۴ دارد. آنها تضمین میکنند که فرمان تاشو نه تنها کار کند، بلکه به صورت هوشمند با استراتژیهای عملیاتی روزانه یکپارچه شود.


