از تراشه تا هوش مصنوعی؛ چین نقشهی خودکفایی علمی جهانساز خود تا سال ۱۴۰۹ را رونمایی کرد
🌟 از تراشه تا هوش مصنوعی؛ چین بهدنبال خودکفایی علمی در پنج سال آینده است
چین در پانزدهمین برنامهی پنجسالهی خود، با تمرکز بر استقلال کامل در علم، فناوری و نوآوری، گام بلندی برای ساخت آیندهای خودکفا برمیدارد. این مسیر جاهطلبانه با محوریت تراشههای نیمهرسانا، هوش مصنوعی، انرژیهای پاک، و پژوهشهای بنیادی طراحی شده و قرار است مسیر توسعهی این کشور تا سال ۱۴۰۹ (۲۰۳۰ میلادی) را مشخص کند.
مقدمه: رقابت جدید برای رهبری علم و فناوری جهانی
در دههی گذشته، میان چین و ایالات متحده رقابتی شدید برای تسلط بر فناوریهای نوین شکل گرفته است. از تحریمهای تراشه تا محدودیتهای صادرات فناوریهای پیشرفته، واشینگتن تلاش دارد سرعت پیشرفت علمی چین را مهار کند؛ اما پکن در پاسخ، با سرمایهگذاری عظیم در تحقیق و توسعه (R&D) و تدوین راهبردهای بلندمدت، به دنبال شکستن وابستگیهای فناورانه و تبدیل شدن به ابرقدرت علمی قرن بیستویکم است.
بر اساس گزارش تازهی نشریهی نیچر (Nature)، رهبران چین در نشست اخیر خود که در اکتبر ۲۰۲۵ برگزار شد، چارچوب کلی پانزدهمین برنامهی پنجسالهی توسعهی کشور (۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰) را تصویب کردند. این سند سیاستی نه تنها اهداف کلان اقتصادی و صنعتی را مشخص میکند، بلکه نقشهی راه علم و فناوری چین برای دههی آینده محسوب میشود. این برنامه در پاسخ به فشارهای ژئوپلیتیکی فزاینده، بهویژه پس از موج دوم محدودیتهای صادراتی واشنگتن در سال ۲۰۲۴، تدوین شده است که هدف آن ایجاد یک اکوسیستم علمی-فناورانه کاملاً بسته و خودکفا در برابر شوکهای خارجی است.
بخش نخست: افزایش سرمایهگذاری بیسابقه در علم و فناوری
در سال گذشته، دولت چین بیش از ۳٫۶ تریلیون یوان (معادل ۵۰۵ میلیارد دلار) در بخش تحقیق و توسعه هزینه کرده است؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۰۹ بیش از شش برابر رشد نشان میدهد. این سطح از سرمایهگذاری باعث شده چین از نظر حجم هزینههای علمی، از تمامی کشورهای جهان پیشی بگیرد. هدفگذاری این است که نسبت هزینههای R&D به تولید ناخالص داخلی (GDP) از ۲٫۴ درصد کنونی به ۳٫۵ درصد تا سال ۲۰۳۰ برسد.
یین ههجون (Yin Hejun)، وزیر علم و فناوری چین، در نشست ۲۵ اکتبر ۲۰۲۵ اعلام کرد:
«ما باید در تمامی حوزههای کلیدی از نیمهرسانا گرفته تا علوم زیستی به استقلال برسیم. این استقلال صرفاً اقتصادی نیست، بلکه پشتوانهی امنیت ملی و پیشرفت تمدنی چین است.»
این اظهارات بازتابی از دکترین جدید پکن است؛ علم بهعنوان محور خودکفایی ملی. در این استراتژی، دانشگاههای کلیدی مانند دانشگاه سینگهوا و دانشگاه پکن، نقش مستقیمی در تبدیل شدن به قطبهای تولید دانش در سطوح جهانی دارند و بودجههای مستقیم پژوهشی آنها ۲۰ درصد افزایش یافته است.
بخش دوم: تراشهها – میدان نبرد فناوری قرن آینده
در مرکز این خودکفایی، صنعت تراشههای نیمهرسانا (Semiconductors) قرار دارد. چین میداند که بدون استقلال در این بخش، سایر صنایع از جمله هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی، رباتیک و حتی دفاعی، آسیبپذیر باقی خواهند ماند. تحریمهای آمریکا تمرکز خود را نه فقط بر تراشههای نهایی، بلکه بر تجهیزات تولیدی حیاتی، به خصوص ماشینهای لیتوگرافی پیشرفته (EUV و DUV) قرار دادهاند.
ایالات متحده و متحدانش طی سالهای اخیر، صادرات تجهیزات تولید تراشه و فناوریهای پیشرفته را به چین ممنوع اعلام کردند. این اقدامات باعث شد ظرفیت پیشرفتهترین کارخانههای چینی مانند SMIC با محدودیت روبهرو شود؛ اما در مقابل، پکن دهها میلیارد دلار بودجه برای توسعهی خطوط تولید بومی و فناوریهای جایگزین اختصاص داده است.
برنامهی استقلال در تراشه:
- توسعهی نسل جدید تراشههای ۵ نانومتری و پایینتر تا سال ۲۰۲۸؛ این هدف نیازمند حل چالشهای لیتوگرافی عمیق فرابنفش (DUV) با استفاده از فناوریهای بومی و توسعهی مدلهای شبیهسازی پیشرفته است.
- جایگزینی واردات در تمامی مراحل زنجیرهی تولید؛ این امر شامل مواد اولیه (مانند سیلیسیم درجه الکترونیکی و گازهای خاص)، تجهیزات تست، و نرمافزارهای طراحی (EDA Tools) میشود. هدف این است که تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۷۰ درصد از نیازهای تولید تراشه با منابع داخلی تأمین شود.
- آموزش ۲۰۰ هزار متخصص جدید نیمهرسانا تا سال ۱۴۰۹؛ این امر شامل برنامههای تربیت کارشناسان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری با تمرکز بر فیزیک حالت جامد و مهندسی مواد است.
- سرمایهگذاری ۱٫۲ تریلیون یوان در صنایع مکمل مانند لیتوگرافی و مواد پیشرفته؛ بهطور خاص، سرمایهگذاری روی شرکتهای بومی سازندهی ماشینآلات لیتوگرافی اپتیکال (مانند SMEE) با هدف دستیابی به قابلیت تولید تراشههای ۱۴ نانومتری با تجهیزات داخلی تا سال ۲۰۲۷.
هو گوانگژو (Hu Guangzhou)، اقتصاددان فناوری معتقد است:
«تراشه برای چین، فقط کالایی صنعتی نیست، بلکه ابزار بقا در نظم فناورانهی جهانی است. اگر در این نبرد شکست بخوریم، پیشرفت در هوش مصنوعی نیز متوقف خواهد شد.»
یکی از جنبههای مهم این استراتژی، توسعهی معماریهای جایگزین برای تراشههای سیلیکونی سنتی است، از جمله بررسی دقیقتر استفاده از تراشههای فوتونیک و اسپینترونیک برای کاهش وابستگی به لیتوگرافیهای نوری پیچیده.
بخش سوم: هوش مصنوعی – مغز متفکر آیندهی چین
در کنار تراشهها، دومین ستون استراتژیک برنامهی جدید چین، هوش مصنوعی (AI) است. پکن از سال ۲۰۱۷ بهعنوان نخستین کشور جهان، سند ملی توسعهی هوش مصنوعی را منتشر کرد و اکنون با نسخهی جدید «AI+» قصد دارد این فناوری را ستون اقتصاد آینده کند.
این طرح بر ادغام هوش مصنوعی با صنایع کلیدی مانند تولید، حملونقل، سلامت و آموزش متمرکز است. هدف نهایی تا سال ۲۰۳۵، تبدیل چین به مرکز جهانی نوآوری در AI و الگوریتمهای یادگیری ماشینی است.
«شرکتهای آمریکایی میخواهند بهترین مدلهای هوش مصنوعی ممکن را بسازند، اما چین میخواهد از هوش مصنوعی برای بهبود خرد جمعی اقتصادی استفاده کند.» — فیلیپ بوئینگ، اقتصاددان آلمانی
چین در حال حاضر رهبری در زمینهی تعداد مقالات علمی هوش مصنوعی را دارد، اما همچنان در زمینهی مدلهای پایه (Foundation Models) و قدرت محاسباتی مورد نیاز برای آموزش آنها عقبتر است.
پنج محور هوش مصنوعی در برنامه ۱۵:
- توسعهی مدلهای زبانی بومی عظیم (Chinese LLMs) در مقیاس GPT؛ تمرکز بر ساخت مدلهایی با تریلیونها پارامتر، که میتوانند بهصورت ایمن و تحت نظارت دولت عمل کنند. هدف، ایجاد مدلهایی با عملکرد برابر یا بهتر از GPT-5 و رقبای آن تا سال ۲۰۲۹ است.
- طراحی تراشههای محاسباتی اختصاصی برای AI؛ شرکتهایی مانند Huawei و Baidu با حمایت دولت در حال طراحی چیپهایی شبیه به سری A100 و H100 انویدیا هستند. تخمین زده میشود که تا سال ۲۰۲۸، ۳۰ درصد از نیازهای محاسباتی AI از طریق تراشههای بومی تأمین شود.
- ایجاد ابررایانههای اروپاییمقیاس داخلی با توان ۱۰۰ اگزافلاپ؛ این ابررایانهها باید بر پایهی معماریهای غیرغربی بنا شوند و برای شبیهسازیهای علمی و نظامی مورد استفاده قرار گیرند.
- کنترل دقیق دادهها و ارتقای امنیت سایبری؛ تضمین دسترسی نامحدود به حجم عظیمی از دادههای باکیفیت چینی که سوخت اصلی مدلهای AI محلی هستند.
- تدوین مقررات اخلاقی برای الگوریتمها، مشابه «AI Act» اروپا؛ این مقررات برای تضمین همسویی هوش مصنوعی با ارزشهای اجتماعی چین و حفظ حاکمیت دادهها طراحی شدهاند.
بخش چهارم: تغییر موقعیت جهانی و رقابت جدید شرق و غرب
چین در آستانهی مرحلهای تازه از رقابت علمی قرار دارد؛ جایی که بودجهی پژوهشی آمریکا در برخی بخشها، خصوصاً علوم اقلیمی و بهداشت عمومی، روند نزولی پیدا کرده است. این فرصت باعث شد پکن بتواند دانشمندان چینیتبار و متخصصان غربی را به کشور بازگرداند.
این استراتژی تحت عنوان «طرح جذب نیروی متخصص ۲۰۳۰» (Talent Attraction Plan 2030) اجرا میشود و هدف آن، پر کردن شکافهای دانش فنی ناشی از محدودیتهای صادراتی غرب است.
سیاست جذب نخبگان:
- ویزای ویژهی Category R-Talent برای متخصصان خارجی در حوزهی STEM؛ این ویزا تسهیلات اقامتی، مالیاتی و دسترسی سریع به بودجههای پژوهشی را فراهم میکند.
- تأسیس مراکز پژوهشی با بودجهی دولتی در پکن، شنژن، و شانگهای برای بازگشت نخبگان؛ این مراکز تضمین میکنند که دانشمندان بازگشته، در مدت دو سال به پروژههای پیشرو دسترسی پیدا کنند.
- حمایت مستقیم از بازگشت چهرههایی مانند پروفسور لیو جون، ریاضیدان سابق دانشگاه هاروارد؛ برای این افراد، بستههای تشویقی شامل حقوق چند برابر، خانههای سازمانی، و استقلال کامل آکادمیک پیشنهاد میشود.
این روند یادآور دههی ۱۹۶۰ است که ایالات متحده مغزهای فراری اروپا را جذب کرد؛ اکنون، این بار چین در حال مهندسی معکوس همان الگو است. تخمین زده میشود که تعداد دانشمندان با سوابق بینالمللی که بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ به چین باز میگردند، به بیش از ۵۰,۰۰۰ نفر برسد.
بخش پنجم: نگاه به آینده؛ علم به مثابه ابزار ملیگرایی فناورانه
در حال حاضر، پکن پژوهشهای کلیدی در زیستفناوری (بهویژه ویرایش ژن و واکسنهای نسل جدید)، انرژیهای نو (همجوشی هستهای و سلولهای خورشیدی پربازده)، ارتباطات نسل ششم (6G)، و رباتهای انساننما را بهعنوان حوزههای اولویتدار معرفی کرده است. دولت قصد دارد ظرف پنج سال آینده، نسبت بودجهی تحقیق و توسعه را به ۳٫۵ درصد از تولید ناخالص داخلی برساند؛ عددی بالاتر از میانگین OECD.
هوانگ بائورونگ، پژوهشگر آکادمی علوم چین میگوید:
«اگر روند فعلی ادامه یابد، چین تا سال ۲۰۳۰ نهتنها از وابستگی فناورانه میرهَد، بلکه میتواند در نوآوریهای علمی پیشرو باشد و استانداردها را در سطح جهانی دیکته کند.»
در حوزهی انرژی، پیشرفت قابل توجهی در رآکتورهای همجوشی هستهای (Fusion Energy) پیشبینی شده است. چین متعهد شده است که پروژههای آزمایشی ساخت نخستین رآکتورهای همجوشی خودکفا را با هدف تولید برق پایدار در مقیاس کوچک تا سال ۲۰۲۹ به اتمام برساند. این امر تضمینکنندهی استقلال انرژی در درازمدت خواهد بود.
بخش ششم: چالشهای اخلاقی و اجتماعی در مسیر علمی چین
با اینکه برنامهی جاهطلبانهی پکن تحسینبرانگیز است، کارشناسانی مانند جوی ژانگ (Joy Zhang)، جامعهشناس دانشگاه کنت، هشدار میدهند که رهبری علمی جهان فقط با بودجه و فناوری حاصل نمیشود.
«یک رهبر علمی واقعی باید بتواند روایت اخلاقی نوآوری را بنویسد؛ هنوز چین در مرحلهی یادگیری این مهارت قرار دارد.»
بنابراین، بخش مهمی از برنامه پانزدهم صرف توسعهی قوانین و چارچوبهای اخلاقی برای پژوهشهای نوین خواهد شد تا تصویر جهانی چین در حوزهی علم، از «کپیکار سریع» به «نوآور پیشرو» تغییر یابد. این شامل شفافیت بیشتر در مورد دادههای مورد استفاده در مدلهای هوش مصنوعی و همچنین ایجاد سازوکارهای نظارتی برای تحقیقات حساس در حوزهی بیوتکنولوژی است. این تلاشها با هدف افزایش «اعتماد جهانی» صورت میگیرد که برای به رسمیت شناخته شدن رهبری علمی چین ضروری است.
بخش هفتم: بازتاب اقتصادی – از کارخانه تا آزمایشگاه
بر اساس دادههای مرکز تحقیقات توسعهای شورای دولتی چین، سرمایهگذاری در R&D تا پایان برنامهی پنجساله، رشد سالانهی ۷٫۵ درصدی خواهد داشت. در نتیجه، صنایع تکنولوژیک جدید مانند خودروهای برقی (EVs)، محاسبات کوانتومی و نانوفناوری، ۲۵ درصد از تولید صنعتی کشور را تشکیل خواهند داد.
این تغییر، انتقالی بنیادی از اقتصاد تولیدمحور به اقتصاد دانشمحور است که برای اولینبار در تاریخ اقتصاد چین، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی را به موتور محرک توسعه بدل میکند. این گذار نیازمند تغییر فرهنگی در آموزش عالی است، بهطوری که معیار ارزیابی اساتید و پژوهشگران، بیش از مقالات بینالمللی، بر اختراعات تجاریسازی شده و تأثیر مستقیم فناوری بر توسعهی ملی متمرکز خواهد شد.
جمعبندی: آیندهای که چین برای خود میسازد
پانزدهمین برنامهی پنجساله چین تنها سندی اقتصادی نیست، بلکه بیانیهای دربارهی نوع جدیدی از تمدن فناورانه است — تمدنی که در آن، استقلال علمی با اقتدار ملی گره خورده است. در پنج سال آینده، اگر این کشور بتواند بر موانع تأمین فناوری و چالشهای اخلاقی فائق آید، احتمالاً شاهد ظهور نخستین قدرت علمی مستقل از غرب خواهیم بود که میتواند نه تنها نیازهای خود را برآورده کند، بلکه مسیر پیشرفت علمی جهان را در دهههای بعدی تعیین نماید. دستیابی به سطح مورد نظر در تولید تراشههای پیشرفته (زیر ۷ نانومتر) تا سال ۱۴۰۹، نقطه عطفی خواهد بود که اثباتکنندهی موفقیت این استراتژی عظیم ملی است.
❓ سوالات متداول (FAQ)
۱. هدف اصلی پانزدهمین برنامهی پنجساله چین چیست؟
تمرکز این برنامه بر دستیابی به استقلال کامل علمی و فناوری است، بهویژه در حوزههای حیاتی مانند تراشه، هوش مصنوعی و پژوهشهای بنیادین.
۲. چین چه مقدار در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کرده است؟
در سال ۲۰۲۵، دولت چین بیش از ۳٫۶ تریلیون یوان (۵۰۵ میلیارد دلار) در R&D هزینه کرده است و قصد دارد این رقم را تا سال ۲۰۳۰ به ۳٫۵ درصد از GDP برساند.
۳. چرا تراشه برای چین تا این حد مهم است؟
زیرا تراشهها زیربنای تمام صنایع دیجیتال، دفاعی و هوش مصنوعی هستند. بدون استقلال در تولید تراشه، هرگونه پیشرفت در سایر حوزههای پیشرفتهی فناوری در برابر تحریمها آسیبپذیر خواهد بود.
۴. طرح «AI+» چین دقیقاً چیست؟
راهبردی ملی برای ادغام گستردهی هوش مصنوعی با تمامی بخشهای اقتصادی (تولید، سلامت، آموزش) با هدف تبدیل چین به رهبر جهانی AI تا سال ۲۰۳۵.
۵. چه اقداماتی برای جذب دانشمندان خارجی انجام میشود؟
ایجاد ویزای مخصوص (Category R-Talent)، ارائه حقوق رقابتی، و تأسیس مراکز تحقیقاتی مجهز در شهرهای بزرگ برای تشویق نخبگان چینی مقیم خارج به بازگشت.
۶. چالشهای اصلی چین برای رسیدن به خودکفایی علمی چیست؟
مهمترین چالشها عبارتند از غلبه بر محدودیتهای صادراتی غرب در تجهیزات لیتوگرافی، توسعهی نرمافزارهای EDA بومی، و مدیریت جنبههای اخلاقی پژوهشهای پیشرفته.
۷. تفاوت دیدگاه چین و آمریکا در توسعهی هوش مصنوعی چیست؟
آمریکا عمدتاً بر پیشرفتهای بنیادین در معماریهای مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) تمرکز دارد، در حالی که چین بر کاربردیسازی سریع و ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای صنعتی و حکمرانی تأکید دارد.
۸. چشمانداز نهایی چین تا سال ۱۴۰۹ چیست؟
رسیدن به جایگاه رهبر جهانی در علم و فناوری، کاهش کامل وابستگی فناورانه، و تثبیت موقعیت چین بهعنوان یک قدرت علمی خودکفا و تأثیرگذار بر استانداردهای جهانی نوآوری.