chatgpt-george-rr-martin-game-of-thrones-lawsuit_11zon
جنگ هوش مصنوعی؛ جورج آر. آر. مارتین در نبردی برای بازنویسی قوانین AI در عصر روایت دیجیتال

🏛️ آیا خالق Game of Thrones قوانین هوش مصنوعی را تغییر می‌دهد؟

روایت حقوقی فارکولند از نبرد نویسندگان و OpenAI

فصل اول: آغازی برای زمستان حقوقی هوش مصنوعی

در عصر هوش مصنوعی مولد، هر خط داستان، هر جملهٔ شاعرانه و هر تصویر دیجیتال، تبدیل به داده‌ای شده است که می‌تواند دستورالعملی برای یادگیری ماشین باشد. اما وقتی خالقان واقعی این آثار تصمیم بگیرند دیگر سکوت نکنند، هوش مصنوعی ناگهان در مقابل بزرگ‌ترین پرسش تاریخ فناوری قرار می‌گیرد:

«مرز الهام کجاست و سرقت کجا آغاز می‌شود؟»

در سپتامبر ۲۰۲۳، گروهی از نویسندگان مطرح آمریکایی به رهبری جورج آر. آر. مارتین، خالق مجموعهٔ بازی تاج و تخت، شکایتی رسمی را علیه شرکت OpenAI و محصولش ChatGPT در دادگاه فدرال نیویورک تنظیم کردند. آن‌ها مدعی شدند که آثارشان بدون مجوز به عنوان منبع آموزشی مدل‌های زبانی مورد استفاده قرار گرفته و خروجی‌های هوش مصنوعی گاه شبیه بازتولید مستقیم کتاب‌هایشان است.

از همان لحظه، نبردی حقوقی آغاز شد که ممکن است آیندهٔ تمام صنعت هوش مصنوعی را تعیین کند.


فصل دوم: از Tumblr تا ChatGPT — تاریخ کوتاه نقض کپی‌رایت در دیجیتال

نقض کپی‌رایت در اینترنت پدیدهٔ تازه‌ای نیست. از دههٔ ۲۰۰۰ میلادی که کاربران در سایت‌هایی چون Tumblr و Reddit با ساخت GIF یا Fan Art مرزهای قانون را جابه‌جا کردند، تا سال ۲۰۲۳ که هوش مصنوعی مولد (Generative AI) به‌سادگی قادر است فیلم، داستان، یا موسیقی تازه‌ای خلق کند، قانون همواره عقب‌تر از فناوری حرکت کرده است.

اما تفاوت بزرگ در اینجاست: در گذشته، تخلف‌های کاربران شخصی و محدود بود؛ امروز، یک مدل زبان عظیم مثل GPT‑4 می‌تواند میلیاردها جمله و پاراگراف از آثار دارای حق نشر را در چند ثانیه بازآفرینی کند، آن‌هم در مقیاسی صنعتی.

پروندهٔ Martin و دیگر نویسندگان نقطهٔ عطفی است که نشان می‌دهد خالقان محتوا دیگر نمی‌خواهند تنها تماشاگر موج دیجیتال باشند؛ آن‌ها می‌خواهند قواعد بازی را بازنویسی کنند.


فصل سوم: قلب شکایت — داده‌هایی که نباید خوراک ماشین می‌شدند

نویسندگان در دادخواست خود تأکید کرده‌اند که کتاب‌هایشان بدون رضایت در داده‌های آموزشی ChatGPT قرار گرفته است.

در دادستانی آمده است:

“OpenAI با دانلود، پردازش و استفاده از رمان‌های کامل ما در مرحلهٔ Training، دست به نقض سیستماتیک قانون کپی‌رایت زده است.”

به بیان ساده، این پرونده تنها ادعای شباهت در خروجی نیست؛ بلکه خودِ فرایند جمع‌آوری داده‌ها، موضوع شکایت است.

در مدل‌های زبانی، «یادگیری» بر پایهٔ آماری از الگوهای کلمه و جمله انجام می‌شود. اگر این الگوها از کتاب‌های دارای حق نشر گرفته شود، حتی بدون بازتولید کامل متن، ممکن است قانون آن را “استفادهٔ غیرمنصفانه از داده” (Unfair Training) تلقی کند.

و این دقیقاً همان مرز مبهمی است که حالا قرار است دادگاه فدرال تعیین کند.


فصل چهارم: روایت فدرال — زمانی که قاضی در نقش منتقد ادبی ظاهر می‌شود

در اواخر ۲۰۲۴، قاضی سیدنی اشتاین از دادگاه فدرال نیویورک درخواست OpenAI برای رد شکایت را رد کرد.

او دستور داد بررسی پرونده ادامه یابد، زیرا «احتمال منطقی نقض کپی‌رایت» وجود دارد.

جالب‌تر اینکه قاضی برای تصمیم‌گیری بخشی از رمان A Song of Ice and Fire را که توسط ChatGPT تولید شده بود، با متن اصلی مارتین مقایسه کرد. نتیجهٔ مقایسه حیرت‌انگیز بود: برخی توصیف‌ها و دیالوگ‌ها در نسخهٔ AI چنان مشابه بودند که دادگاه احتمال الگوبرداری مستقیم را مطرح کرد.

این اقدام قاضی، پرونده را از سطح یک دعوای عادی حقوقی به سطحی نمادین رساند: قانون در حال گفتگو با الگوریتم است.


فصل پنجم: نبرد مفهومی «Fair Use» — برگ برنده یا پاشنهٔ آشیل OpenAI

مهم‌ترین خط دفاعی OpenAI در این پرونده، استناد به اصل استفادهٔ منصفانه (Fair Use) است.

بر اساس قانون ایالات متحده، این اصل اجازه می‌دهد از آثار دارای کپی‌رایت، در حدی محدود برای مقاصدی چون آموزش، تحلیل، پژوهش یا طنز استفاده شود؛ به شرطی که ماهیت اثر، حجم برداشت، و تأثیر اقتصادی استفاده بر اثر اصلی با معیارهای خاصی هم‌خوانی داشته باشد.

وکیل OpenAI در دفاعیهٔ خود اظهار داشت:

“مدل‌های زبانی هیچ اثر خاصی را بازتولید نمی‌کنند؛ آن‌ها از میلیون‌ها منبع متنوع الگو می‌گیرند تا زبانی عمومی‌تر بسازند.”

اما نویسندگان پاسخ دادند که تأثیر اقتصادی غیرقابل انکار است. اگر ChatGPT بتواند خلاصه، ادامه یا برداشت خلاق از آثار آن‌ها بسازد، عملاً رقیبی تجاری برای محصول اصلی محسوب می‌شود—و این، نقض آشکار Fair Use است.


فصل ششم: اتحاد نویسندگان — از جورج مارتین تا تا‌نهیسی کوتس

پروندهٔ مارتین تنها نامی نمادین در میان ده‌ها نویسنده نیست؛ بلکه آغازگر موجی از شکایات مشابه شده است.

نام‌هایی مانند:

  • مایکل شابـون، برندهٔ جایزهٔ پولیتزر برای رمان ماجراجویی شگفت‌انگیز کاوالیه و کلی
  • تا‌نهیسی کوتس، نویسندهٔ اثر میان من و جهان
  • جیا تولنتینو، نویسندهٔ Trick Mirror و برندهٔ جایزهٔ Whiting

همگی به ائتلافی پیوسته‌اند که مأموریتش «تدوین منشور اخلاقی جدید برای آموزش مدل‌های AI» است. آن‌ها معتقدند تا زمانی که ناشران و نویسندگان سهمی از داده‌های آموزشی نداشته باشند، عدالت دیجیتال برقرار نمی‌شود.


فصل هفتم: اقتصاد داده و مالکیت ادبی در دوران الگوریتم‌ها

پروندهٔ OpenAI تنها یک دعوای حقوقی نیست؛ بلکه پشت‌صحنهٔ میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در اقتصاد داده است.

مدل‌هایی مانند GPT‑4 برای یادگیری به پایگاه‌هایی چون Common Crawl و Books3 متکی هستند—مجموعه‌هایی حاوی میلیون‌ها جلد کتاب دیجیتال که بسیاری از آن‌ها دارای حق نشرند.

اگر دادگاه رأی به نقض کپی‌رایت دهد، شرکت‌ها ناگزیر خواهند شد برای استفاده از هر کتاب، مجوز رسمی (License) تهیه کنند؛ هزینه‌ای که می‌تواند روند توسعهٔ AI را کند و حتی انحصار آن را به شرکت‌های ثروتمند محدود کند.

در مقابل، اگر رأی به نفع OpenAI صادر شود، دیگر هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند مانع «آموزش ماشینی از آثارش» شود—و این آغاز فصل تازه‌ای در مالکیت ادبی خواهد بود: مالکیت الگوریتمی.


فصل هشتم: فناوری در برابر اخلاق؛ هوش مصنوعی از چه چیز باید بترسد؟

بحث اصلی تنها دربارهٔ قانونی یا غیرقانونی بودن نیست.

حتی اگر قانون در نهایت جانب OpenAI را بگیرد، مسئلهٔ اخلاقی همچنان پابرجاست: آیا استفادهٔ انبوه از آثار هنری برای آموزش الگوریتم بدون رضایت خالقان، منصفانه است؟

منتقدان می‌گویند مدل‌های زبانی از خلاقیت انسانی تغذیه می‌کنند بی‌آنکه فرهنگی برای ارجاع و احترام به مؤلف داشته باشند.

در سوی مقابل، حامیان AI ادعا می‌کنند که همین داده‌های انسانی باعث گسترش دانش عمومی شده و «دموکراتیزه‌کردن خلاقیت» را ممکن ساخته‌اند.


فصل نهم: زمستان یا بهار؟ آیندهٔ حقوقی AI از دریچهٔ فارکولند

در تحلیل Farcoland Digital 2025، این پرونده نه صرفاً نزاعی بر سر قانون، بلکه آزمونی است برای میزان بلوغ اجتماعی در مواجهه با فناوری است.

اگر قاضی اشتاین نهایتاً حکم دهد که آموزش مدل‌ها از داده‌های دارای حق نشر، بدون رضایت نویسنده، مصداق نقض کپی‌رایت است:

  1. شرکت‌های AI باید پایگاه‌های داده‌شان را پاک‌سازی و بازآموزی کنند.
  2. قراردادهای جدید حق‌التألیف دیجیتال میان ناشران و تکنولوژیست‌ها تنظیم می‌شود.
  3. و شاید برای اولین بار، صنعت محتوا، هوش مصنوعی را اجیر کند نه برعکس.

اما اگر دادگاه دیدگاه OpenAI را بپذیرد، جهان به سوی قانونی جدید حرکت می‌کند که در آن داده، منبع آزادِ یادگیری ماشین تلقی می‌شود؛ چیزی شبیه هوای اطراف ما—عمومی، قابل‌تنفس، اما بی‌مالک.

در هر دو حالت، برندهٔ نهایی جامعه‌ای خواهد بود که به جای ترس از AI، آن را شفاف و همگانی می‌کند.


فصل دهم: نگاهی فراتر از دادگاه — تأثیر جهانی بر سیاست و رسانه

پروندهٔ Martin به‌سرعت به بحثی بین‌المللی تبدیل شده است. اتحادیهٔ اروپا هم‌اکنون روی طرحی کار می‌کند که شرکت‌های هوش مصنوعی را موظف می‌کند منشأ داده‌های آموزشی خود را افشا کنند. ژاپن و کره نیز در نسخهٔ آسیایی این قانون به‌دنبال تعریف «کپی‌رایت ماشینی» هستند؛ یعنی حقوقی که به تولیدات ترکیبی انسان و ماشین تعلق می‌گیرد.

در آمریکا نیز کپی‌رایت آفیس (Copyright Office) اعلام کرده در حال تدوین دستورالعملی تازه برای ثبت آثار تولیدشده توسط AI است. این رخدادها نشان می‌دهد که مسیر قانون در جهان دیگر قابل بازگشت نیست؛ تنها جهت آن تعیین خواهد کرد که خلاقیت انسانی کجا قرار بگیرد—بر فراز الگوریتم یا زیر سایهٔ آن.


فصل یازدهم: روایت نهایی — وقتی قلم با کد می‌نویسد

جورج آر. آر. مارتین پیش از این گفته بود:

«قلمم از جوهر داستان پر شده، نه از داده؛ و شاید همین تفاوت انسان و ماشین باشد.»

امروز، پروندهٔ حقوقی او نمادی است از همین تفاوت.

اگر در قرن بیستم، صنعت چاپ میدان نبرد نویسندگان بود، در قرن بیست‌ویکم، این میدان به «مدل‌های زبانی» منتقل شده است.

هوش مصنوعی شاید بتواند دنیایی به وسعت وستروس بسازد، اما بدون خون، اشک، و تجربهٔ انسانیِ نویسنده، این دنیا تنها شبیه‌سازی خواهد بود.

و در نهایت، همان‌طور که در پایان هر فصل Game of Thrones اتفاق می‌افتد، یک حقیقت ساده باقی می‌ماند:

قدرت در دانایی نیست، در مالکیت دانایی است.


❓ سؤالات متداول (FAQ Schema Farcoland Digital 2025)

۱. چرا پروندهٔ جورج مارتین علیه OpenAI اهمیت جهانی دارد؟

زیرا می‌تواند مرز قانونی استفاده از آثار خلاقانه برای آموزش مدل‌های AI را مشخص کند و بر تمام پروژه‌های مشابه در جهان تأثیر بگذارد.

۲. مقصود از «نقض کپی‌رایت از طریق آموزش داده» چیست؟

یعنی اینکه کتاب‌ها یا نوشته‌های دارای حق نشر بدون کسب مجوز در فرآیند یادگیری مدل استفاده شوند، حتی اگر در خروجی مستقیماً تکرار نشوند.

۳. آیا تصمیم قاضی اشتاین قطعی است؟

خیر، هنوز پرونده در مرحلهٔ بررسی شواهد و کارشناسی است. رد درخواست OpenAI تنها به معنی ادامهٔ روند دادرسی است.

۴. مفهوم Fair Use در این پرونده چه جایگاهی دارد؟

کلید اصلی دفاع OpenAI است. این اصل تنها زمانی پذیرفته می‌شود که استفاده از اثر تأثیر منفی اقتصادی نداشته و با هدف آموزشی یا پژوهشی باشد.

۵. اگر رأی به نفع نویسندگان صادر شود چه پیامدی دارد؟

شرکت‌ها باید از صاحبان آثار مجوز دریافت کنند یا مدل‌های خود را بازآموزی نمایند؛ هزینه‌ها و زمان آموزش افزایش چشمگیری می‌یابد.

۶. آیا این پرونده فقط بر ChatGPT تأثیر دارد؟

خیر، تمام مدل‌های مولد AI از Anthropic و Google تا Stability AI در معرض پیامدهای مشابه قرار می‌گیرند.

۷. آیا نویسندگان می‌توانند غرامت دریافت کنند؟

بله، در صورت اثبات نقض، طبق قانون فدرال هر تخلف می‌تواند بین ۷۵۰ تا ۱۵۰ هزار دلار غرامت در پی داشته باشد.

۸. آیندهٔ کپی‌رایت در دوران هوش مصنوعی چگونه خواهد بود؟

احتمالاً ترکیبی از دو نظام قدیمی و جدید: مجوز برای آثار ممتاز و استفادهٔ آزاد برای داده‌های عمومی با ذکر منبع—مدلی که Farcoland Digital آن را «کپی‌رایت شفاف» می‌نامد.


✒️ جمع‌بندی Farcoland Digital 2025

پروندهٔ جورج آر. آر. مارتین علیه OpenAI تنها دربارهٔ یک نویسنده و یک شرکت نیست؛ بلکه دربارهٔ سرنوشت رابطهٔ میان خلاقیت انسانی و الگوریتمی است.

در جهانی که مرز میان داستان و داده هر روز باریک‌تر می‌شود، این دادگاه شاید مهم‌ترین فصل از حماسهٔ مدرن ما باشد—فصلی که در آن بشر تصمیم می‌گیرد آیا می‌خواهد خالق باقی بماند، یا یکی از داده‌های سیستم آموزشی ماشین شود.

https://farcoland.com/Gv4MLz
کپی آدرس