90s-witcher-game-was-cancelled
راز ویچر گمشده؛ چرا ساخت بازی The Witcher در دهه 90 میلادی لغو شد؟

چرا ساخت بازی ویچر در دهه 90 میلادی لغو شد؟ سفری به تاریخ گمشده یک فرنچایز افسانه‌ای

۱. معمای یک شاهکار لغو شده در دوران تولد بازی‌های سه‌بعدی

دنیای بازی ویچر (The Witcher) امروزه مترادف با موفقیت‌های عظیم شرکت CD Projekt Red، نقش‌آفرینی‌های عمیق و استانداردهای جدید روایت در صنعت بازی‌های ویدیویی است. اما کمتر کسی از هواداران قدیمی‌تر یا مورخان بازی‌ها می‌داند که پیش از تولد گِرالت ریویایی در اوایل دهه ۲۰۰۰، تلاش‌های جدی‌تری برای اقتباس از آثار آندری ساپکوفسکی در قلب لهستان، در دهه ۹۰ میلادی جریان داشت. این تلاش‌ها با هدف خلق یک بازی نقش‌آفرینی اکشن (Action RPG) در قالبی کاملاً متفاوت انجام شد، اما به سرنوشتی تلخ دچار گشت: لغو ساخت بازی.

این مقاله تحلیلی قصد دارد تا به اعماق تاریخ بازی‌های ویدیویی سفر کرده و پرده از رازهای پشت پرده یکی از جذاب‌ترین پروژه‌های شکست‌خورده تاریخ گیم بردارد. چرا تلاشی که می‌توانست زودتر از موعد، چهره ژانر نقش‌آفرینی را دگرگون سازد، در میانه‌ی راه متوقف شد؟ آیا مشکلات تکنولوژیکی، فقدان بودجه، یا ناهماهنگی‌های مدیریتی عامل اصلی لغو بازی ویچر در آن دوران بود؟ این جستجو نه تنها به درک بهتر تاریخچه The Witcher کمک می‌کند، بلکه تصویری دقیق از چالش‌های استودیوهای اروپای شرقی در دهه نهم میلادی ارائه می‌دهد. هدف این تحلیل، ارائه یک روایت کامل، مستند و بهینه شده برای موتورهای جستجو (سئو) با تمرکز بر کلمات کلیدی «بازی ویچر»، «دهه ۹۰ میلادی» و «لغو ساخت بازی» است.


۲. معرفی دنیای ویچر و جایگاه آن قبل از CD Projekt Red

برای درک اهمیت تلاش اولیه برای ساخت بازی ویچر در دهه ۹۰، باید ابتدا به اهمیت منبع اصلی، یعنی رمان‌های آندری ساپکوفسکی، نگاهی انداخت.

۲.۱. میراث ساپکوفسکی: تولد یک اسطوره اروپای شرقی

آندری ساپکوفسکی، نویسنده لهستانی، در سال ۱۹۸۶ اولین داستان کوتاه از مجموعه ویچر را منتشر کرد. این مجموعه به سرعت به پدیده‌ای در ادبیات فانتزی لهستان و سپس اروپای مرکزی تبدیل شد. دنیای ویچر، با الهام از اسطوره‌شناسی اسلاوی، تفاوت‌های چشمگیری با فانتزی‌های رایج آمریکایی و بریتانیایی آن زمان داشت. تمرکز بر خاکستری بودن اخلاقیات، تنش‌های نژادی، و شخصیت پیچیده‌ای مانند گرالت که نه یک قهرمان مطلق است و نه یک هیولای صرف، این جهان را منحصربه‌فرد می‌ساخت.

قبل از ظهور شرکت CD Projekt Red، «ویچر» در لهستان یک برند فرهنگی شناخته شده بود، اما در سطح بین‌المللی، نامی نسبتاً ناشناخته محسوب می‌شد. این تفاوت دیدگاه، یکی از چالش‌های اساسی در تلاش‌های اولیه برای اقتباس سینمایی یا بازی ویدیویی بود. ناشران بین‌المللی اغلب به دنبال فرمول‌های اثبات شده غربی بودند، در حالی که جوهره اصلی داستان ساپکوفسکی عمیقاً اروپای شرقی بود.

۲.۲. تلاش‌های پیش از بازی‌های مدرن

در اواخر دهه ۹۰، پیش از آنکه ایده ساخت بازی توسط مارسین ایوانسکی و میشال کیچینسکی (بنیان‌گذاران CD Projekt Red) شکل بگیرد، مالکیت حقوق بازی‌سازی این مجموعه در اختیار استودیوهای دیگری بود. این نشان می‌دهد که علاقه به تبدیل این دنیای غنی به یک محصول تعاملی وجود داشت، اما اجرای آن نیازمند منابع و درک مناسب از پتانسیل پروژه بود.


۳. وضعیت صنعت بازی‌سازی اروپا و لهستان در دهه ۹۰

برای ارزیابی پروژه لغو ساخت بازی ویچر در آن سال‌ها، باید شرایط محیطی که استودیوها در آن فعالیت می‌کردند را درک کرد. دهه ۹۰ میلادی، دوره‌ای پرتلاطم و انقلابی در صنعت بازی‌سازی بود.

۳.۱. انقلاب سه‌بعدی و ظهور سخت‌افزارهای جدید

دهه ۹۰ میلادی شاهد گذار از گرافیک‌های پیکسلی دو بعدی به دنیای سه‌بعدی بود. کنسول‌هایی مانند پلی‌استیشن، نینتندو ۶۴ و رایانه‌های شخصی با کارت‌های گرافیک پیشرفته (مانند 3dfx Voodoo) استاندارد جدیدی تعریف می‌کردند. این تغییر، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در نرم‌افزارها، موتورهای گرافیکی، و تیمی با تخصص در مدل‌سازی سه‌بعدی داشت. استودیوهایی که نتوانستند خود را با این پارادایم جدید وفق دهند، یا از بین رفتند و یا با تأخیر زیادی به بازار بازگشتند.

۳.۲. لهستان و بازی‌سازی: از حاشیه به مرکز توجه

در اوایل دهه ۹۰، صنعت بازی‌سازی لهستان (و کل اروپای شرقی) در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. پس از فروپاشی کمونیسم، این کشورها به سوی اقتصاد بازار آزاد حرکت می‌کردند. استودیوهای محلی اغلب با کمبود سرمایه جدی، دسترسی محدود به فناوری‌های پیشرفته غربی، و فقدان تجربه در بازاریابی بین‌المللی مواجه بودند.

شرکت‌هایی مانند CD Projekt Red (که فعالیت خود را با توزیع بازی‌ها آغاز کرد) و استودیوهای توسعه‌دهنده کوچک‌تر، مجبور بودند با منابع بسیار محدود، پروژه‌های بلندپروازانه را مدیریت کنند. این محیط، بستری بود که در آن پروژه‌هایی با دامنه گسترده مانند یک بازی نقش‌آفرینی سه‌بعدی بر اساس یک رمان پیچیده، به سرعت دچار تورم بودجه و شکست در برنامه‌ریزی می‌شد. لغو بازی ویچر دهه ۹۰ ریشه در همین کمبودهای زیرساختی در اکوسیستم گیمینگ لهستان داشت.


۴. استودیو Metropolis Software و اعضای کلیدی آن

پروژه اولیه بازی ویچر در دهه ۹۰ میلادی توسط استودیو مستقلی به نام Metropolis Software توسعه داده می‌شد. این استودیو، گرچه امروزه کمتر شناخته شده است، نقشی کلیدی در تاریخچه گیم لهستان دارد.

۴.۱. Metropolis Software: پیشگامان لهستانی

Metropolis Software یکی از قدیمی‌ترین استودیوهای بازی‌سازی لهستان بود که سابقه‌ای طولانی در ساخت بازی‌های ماجراجویی و نقش‌آفرینی داشت. آن‌ها پیش از ویچر، عناوینی مانند Globe`s Story و Pillars of the Earth را توسعه داده بودند. آن‌ها با روحیه‌ای کاملاً توسعه‌دهنده و هنرمندانه فعالیت می‌کردند، اما شاید تجربه کافی در مدیریت پروژه‌های بسیار بزرگ (AAA) نداشتند.

۴.۲. آدریان چمیلارز: معمار پروژه لغوشده

شخصیت محوری در پشت پرده تلاش اولیه برای ساخت The Witcher، آدریان چمیلارز (Adrian Chmielarz) بود. چمیلارز، که بعدها به عنوان یکی از چهره‌های خلاق در استودیو People Can Fly (سازندگان Painkiller و Bulletstorm) شناخته شد، در آن زمان جوان و جاه‌طلب بود. او علاقه‌ای وافر به ادبیات فانتزی لهستان، به ویژه آثار ساپکوفسکی داشت و رؤیای ساخت یک بازی نقش‌آفرینی عظیم را در سر می‌پروراند.

چمیلارز و تیمش در Metropolis Software با شور و شوق فراوان به این پروژه وارد شدند، اما این شور و شوق باید در برابر واقعیت‌های سخت تولید در دهه ۹۰ میلادی محک می‌خورد.

90s witcher game was cancelled 1


۵. ملاقات آدریان چمیلارز با آندری ساپکوفسکی و آغاز پروژه

نقطه عطف هر اقتباسی، کسب حق استفاده از منبع اصلی است. در مورد بازی ویچر دهه ۹۰، این نقطه عطف، موفقیت چمیلارز در متقاعد کردن آندری ساپکوفسکی بود.

۵.۱. مذاکرات اولیه و تعهد به وفاداری به متن

آدریان چمیلارز توانست حق ساخت بازی ویدیویی را از ساپکوفسکی دریافت کند. این امر در آن زمان دستاوردی بزرگ محسوب می‌شد، زیرا ساپکوفسکی نسبت به نحوه نمایش آثارش در مدیوم‌های دیگر بسیار محتاط بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که چمیلارز توانست با تأکید بر درک عمیقش از جهان و شخصیت‌های ویچر، اعتماد نویسنده را جلب کند.

ساپکوفسکی در مصاحبه‌های بعدی خود تأکید کرده بود که انتظار دارد هر اقتباسی وفادار به روح تاریک و پیچیده داستان‌های او باشد، نه صرفاً یک اکشن فانتزی ساده. این تعهد اولیه، برنامه تیم Metropolis را از ابتدا به سمت یک بازی نقش‌آفرینی سنگین و روایی سوق داد.

۵.۲. چشم‌انداز جاه‌طلبانه: RPG کلاسیک در قالبی جدید

در اواسط دهه ۹۰، تیم Metropolis Software قصد داشت یک بازی نقش‌آفرینی (RPG) به سبک کلاسیک‌هایی چون Baldur’s Gate یا Diablo (نسخه اول) بسازد، اما با پیچیدگی‌های بصری و مکانیکی سه‌بعدی نوظهور. هدف، استفاده از تمام پتانسیل‌های داستانی و تصمیم‌گیری‌های اخلاقی بود که در کتاب‌ها وجود داشت. این بلندپروازی، در مقایسه با منابع مالی و فنی موجود، نقطه‌ای بود که اولین نشانه‌های بحران در آن دیده شد.


۶. ایده‌ها، سبک احتمالی گیم‌پلی و تکنولوژی مورد استفاده

اگرچه نمونه‌های قابل بازی از این نسخه تقریباً وجود ندارد، اما مستندات و نقل قول‌های مربوط به برنامه‌ریزی‌ها، تصویری واضح از آن چیزی که قرار بود تبدیل به The Witcher شود، ارائه می‌دهند.

۶.۱. سبک گیم‌پلی: ترکیبی از اکشن و نقش‌آفرینی تاکتیکی

برنامه‌ریزی‌ها نشان می‌دهد که بازی قرار نبود صرفاً یک هک اند اسلش باشد. چمیلارز و تیمش به دنبال مکانیزمی بودند که مبارزات شمشیرزنی گرالت را با عمق تاکتیکی ترکیب کند. احتمالاً مبارزات در مقیاس کوچک و متمرکز بر مهارت‌های مبارزه‌ای (مانند استفاده از نشانه‌ها یا معجون‌ها) بود.

با توجه به ماهیت سه‌بعدی مورد نظر، احتمالاً دوربین بازی در زوایای ثابت یا نیمه‌ایزومتریک قرار می‌گرفت، شبیه به بازی‌های آن دوره که سعی در گذار به بعد سوم داشتند (مانند عناوین اولیه BioWare). اما چالش اصلی، پیاده‌سازی سیستم جادو و کیمیاگری به شکلی جذاب در فضای سه‌بعدی بود.

۶.۲. فناوری در تنگنا: موتورهای سفارشی و محدودیت‌های سخت‌افزاری

در دهه ۹۰، موتورهای بازی‌سازی آماده (مانند Unreal Engine یا Unity) هنوز به بلوغ کنونی نرسیده بودند. استودیوهای کوچک معمولاً مجبور به توسعه ابزارهای خود بودند. Metropolis Software نیز در حال کار بر روی یک موتور بازی‌سازی سفارشی برای پشتیبانی از محیط‌های سه‌بعدی بزرگ و پیچیده بود.

توسعه یک موتور سفارشی برای یک استودیو لهستانی با بودجه محدود، یک شمشیر دولبه بود: انعطاف‌پذیری بالا در پیاده‌سازی ایده‌های خاص ویچر، اما هزینه‌ای نجومی و زمانی بسیار طولانی برای رفع اشکالات (دیباگینگ). تلاش برای پیاده‌سازی محیط‌های غنی از لحاظ بصری در سخت‌افزارهای آن زمان، فشار مضاعفی بر توسعه‌دهندگان وارد می‌کرد و عاملی مهم در تأخیر و نهایتاً لغو بازی ویچر بود.


۷. مشکلات مالی، مدیریتی و توسعه همزمان چند پروژه

هیچ پروژه‌ای صرفاً به خاطر کیفیت پایین لغو نمی‌شود؛ اغلب، تلاقی مشکلات مالی و مدیریتی موتور محرک این تصمیم است.

۷.۱. بحران مالی و کمبود نقدینگی

بزرگترین قاتل پروژه‌های جاه‌طلبانه در لهستان آن دوره، کمبود سرمایه‌گذاری پایدار بود. استودیوها پس از اتمام فاز مفهومی (Concept Phase) و پیش‌تولید، نیازمند تزریق سرمایه هنگفتی برای ورود به فاز تولید کامل بودند. پروژه‌های نقش‌آفرینی چندوجهی مانند ویچر نیازمند تیمی بزرگ برای مدل‌سازی، انیمیشن، نوشتن دیالوگ‌های گسترده و طراحی مراحل بودند.

تأمین مالی برای بازی‌هایی که ریشه فرهنگی عمیق‌تری داشتند و برای بازار بین‌المللی ناشناخته بودند، بسیار دشوار بود. هرچه توسعه به جلو می‌رفت، هزینه‌ها افزایش می‌یافت، اما چون خروجی قابل نمایش و قابل فروش (Demo) برای جذب ناشران بزرگ به سختی آماده می‌شد، چرخه‌ی مالی متوقف می‌شد.

۷.۲. مدیریت منابع و اثرات چندپروژگی

گزارش‌ها نشان می‌دهند که تیم Metropolis Software، علاوه بر ویچر، مشغول کار بر روی چندین پروژه دیگر نیز بود. این تقسیم منابع، هم از نظر نیروی انسانی و هم از نظر تمرکز مدیریتی، یک سم مهلک برای یک پروژه بلندپروازانه محسوب می‌شد. تلاش برای انجام کارهای زیاد همزمان، منجر به کاهش کارایی در تک تک آن‌ها شد.

آدریان چمیلارز و تیم او با فشار ساختن یک جهان جدید، توسعه موتور گرافیکی، و حفظ ارتباط با ساپکوفسکی مواجه بودند، در حالی که باید به تعهدات مالی در قبال دیگر بازی‌ها نیز پاسخ می‌دادند. این بار چندگانه، فشار روانی و زمانی غیرقابل تحملی را ایجاد کرد.


۸. نقش ناشر TopWare Interactive و تصمیمات تجاری آن

نقش ناشر در موفقیت یا شکست یک بازی حیاتی است، و در مورد لغو بازی ویچر دهه ۹۰، TopWare Interactive نقش محوری ایفا کرد.

۸.۱. TopWare Interactive: ناشر با نگاهی به غرب

TopWare Interactive، یک شرکت آلمانی با تمرکز بر بازارهای اروپای غربی (به ویژه آلمان)، ناشر این پروژه بود. در حالی که آن‌ها علاقه‌مند به پتانسیل بازار فانتزی بودند، رویکرد تجاری آن‌ها با دیدگاه توسعه‌دهندگان لهستانی همخوانی نداشت.

ناشران غربی در آن زمان به دنبال محصولی بودند که بتواند سریعاً در بازارهای پررونق آلمان و ایالات متحده دیده شود. پیچیدگی‌های روایی و نژادپرستی‌های خاص اروپای شرقی در رمان‌ها، ممکن بود به عنوان مانعی برای فروش گسترده در نظر گرفته شود، مگر اینکه بازی با استانداردهای بصری و گیم‌پلی روز دنیا برابری کند.

۸.۲. فشار برای تغییر جهت: از RPG عمیق به اکشن ساده‌تر

گمان می‌رود که فشارهای تجاری از سوی TopWare برای ساده‌سازی ساختار بازی، کاهش پیچیدگی‌های نقش‌آفرینی و تمرکز بر اکشن‌تر کردن گیم‌پلی، افزایش یافته باشد تا محصولی قابل رقابت با عناوین روز مانند Diablo II یا بازی‌های نقش‌آفرینی جدید سونی ارائه شود.

این فشارها، شکافی بین رؤیای هنری چمیلارز (ساخت یک RPG عمیق و وفادار به منبع) و واقعیت تجاری (تولید یک محصول قابل فروش) ایجاد کرد. زمانی که دو طرف نتوانند بر سر هویت اصلی بازی به تفاهم برسند، پروژه در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد.

90s witcher game was cancelled 2


۹. بازار آلمان و تأثیر آن بر لغو پروژه ویچر

بازار آلمان در دهه ۹۰ به عنوان بزرگترین بازار بازی‌های کامپیوتری در اروپا شناخته می‌شد و موفقیت در آنجا برای هر بازی اروپایی حیاتی بود.

۹.۱. سخت‌گیری‌های رده‌بندی سنی و حساسیت‌های بازار

بازار آلمان به دلیل قوانین سخت‌گیرانه رده‌بندی سنی (که بعدها توسط USK کنترل شد) و همچنین حساسیت‌های فرهنگی نسبت به خشونت و مسائل سیاسی/نژادی، بازار بسیار دشواری برای بازی‌های فانتزی با تم تاریک بود.

جهان ویچر، با خونریزی، سیاست‌های کثیف و ماهیت نیمه‌هیولایی شخصیت اصلی‌اش، پتانسیل بالایی برای دریافت رده‌بندی سنی بالا (مانند PEGI 18 یا معادل آلمانی آن) داشت که مستقیماً فروش آن را محدود می‌کرد. ناشر (TopWare) ناچار بود ریسک کند یا بازی را تعدیل کند. در آن زمان، ریسک کردن برای یک استودیوی ناشناخته لهستانی در مورد یک IP غیرغربی، ریسک بزرگی تلقی می‌شد.

۹.۲. مقایسه با سایر عناوین اروپایی

در حالی که بازی‌هایی مانند Gothic (محصول Piranha Bytes) در آلمان موفق بودند، آن‌ها دارای موتورها و پایه‌های مالی قوی‌تری بودند. پروژه لغو ساخت بازی ویچر به دلیل عدم اطمینان بازار نسبت به توانایی Metropolis در ارائه یک محصول سه‌بعدی سطح بالا و قابل رقابت، دچار مشکل شد. بازار آلمان خواستار کیفیتی بود که شاید در آن برهه، تنها استودیوهای بزرگ بریتانیایی و آمریکایی قادر به ارائه آن بودند.


۱۰. نقل‌قول‌ها و تحلیل گفته‌های آدریان چمیلارز

آدریان چمیلارز، به عنوان فردی که نزدیک‌ترین فرد به ایده اولیه بازی ویچر در دهه ۹۰ بود، اطلاعات ارزشمندی در مورد شکست پروژه ارائه داده است.

۱۰.۱. اعترافات چمیلارز درباره شکست فنی و جاه‌طلبی

چمیلارز در مصاحبه‌های اخیر خود، اعتراف می‌کند که یکی از بزرگترین اشتباهات آن‌ها، بلندپروازی بیش از حد بود. او بیان کرده است: “ما می‌خواستیم یک بازی نقش‌آفرینی سه‌بعدی بزرگ بسازیم، در حالی که منابع ما در حد یک بازی مستقل کوچک بود. ما در حال تلاش برای ساختن یک شاهکار با ابزارهایی بودیم که برای آن ساخته نشده بودند.”

این اعتراف، نقطه کلیدی تحلیل ماست: لغو بازی ویچر عمدتاً ناشی از اختلاف بین “رؤیا” و “منابع عملی” بود. تیم می‌خواست از محدودیت‌های دهه ۹۰ فراتر رود، اما این فراتر رفتن، به قیمت از دست رفتن کنترل پروژه تمام شد.

۱۰.۲. چالش مالکیت معنوی و مدیریت پروژه

چمیلارز همچنین اشاره کرده است که پیچیدگی‌های مدیریتی، از جمله دشواری در مدیریت تیم‌های بزرگ و مشکلات ارتباطی با ناشر در مورد مسیر توسعه، به این شکست دامن زد. در آن زمان، ساختار مدیریتی استودیوهای لهستانی هنوز به بلوغ کامل نرسیده بود تا بتواند پروژه‌های با مقیاس AAA را هدایت کند.

تحلیل گفته‌های او نشان می‌دهد که اگرچه شور و علاقه برای خلق The Witcher وجود داشت، اما فاقد چارچوب‌های صنعتی لازم برای تبدیل ایده به محصول نهایی بودیم. این تجربه، درس بزرگی برای چمیلارز شد که بعدها در تیم‌های دیگر با تجربه بیشتری کار کرد.


۱۱. مقایسه این پروژه لغوشده با نسخه CD Projekt Red

مقایسه پروژه لغوشده Metropolis Software با موفقیت چشمگیر CD Projekt Red، تفاوت‌های بنیادین در رویکرد و زمان‌بندی را آشکار می‌سازد.

۱۱.۱. فناوری و موتور بازی‌سازی

  • دهه ۹۰ (Metropolis): تلاش برای ساخت موتور سفارشی در دوران گذار به سه‌بعدی؛ محدودیت‌های شدید سخت‌افزاری. نتیجه: عملکرد ضعیف و ناپایداری.
  • دهه ۲۰۰۰ (CDPR): استفاده از موتور Aurora (تغییر یافته BioWare) برای بازی اول، و سپس توسعه قدرتمند REDengine برای نسخه‌های بعدی. این تصمیم، ریسک‌های فنی مربوط به ساخت موتور را حذف کرد و تیم توانست انرژی خود را بر روی روایت و مکانیک بگذارد.

۱۱.۲. تمرکز بر سبک و مقیاس

  • دهه ۹۰: تمایل به ساخت یک RPG سه‌بعدی جهان‌باز یا نیمه‌باز، که در آن زمان برای استودیوهای مستقل عملاً غیرممکن بود.
  • دهه ۲۰۰۰: CDPR ابتدا با رویکردی محافظه‌کارانه‌تر (بازی اول با محیط‌های نیمه-خطی) و سپس با تمرکز بر کیفیت به جای کمیت مطلق فضا، موفق شد. آن‌ها همچنین درک درستی از پتانسیل بازار بین‌المللی پیدا کردند و توانستند بازی را با کیفیتی جهانی عرضه کنند.

۱۱.۳. زمان‌بندی: عامل مهم بلوغ صنعت

بزرگترین تفاوت، زمان‌بندی بود. در اواخر دهه ۹۰، صنعت بازی‌سازی لهستان هنوز برای تولید چنین پروژه‌ای آماده نبود. زمانی که CD Projekt Red در سال ۲۰۰۷ The Witcher را عرضه کرد، زیرساخت‌های فنی (موتورها)، زیرساخت‌های توزیع (اینترنت پرسرعت و دانلود بازی)، و بلوغ مدیریتی به مراتب بالاتر بود.


۱۲. اگر بازی ویچر دهه ۹۰ ساخته می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟ (تحلیل فرضی)

تحلیل فرضی تأثیرات احتمالی لغو بازی ویچر دهه ۹۰ بر تاریخ صنعت گیم می‌تواند جذاب باشد.

۱۲.۱. سناریوی ۱: شکست تجاری فاجعه‌بار

اگر پروژه با همان کیفیت اولیه و مشکلات فنی دهه ۹۰ به بازار عرضه می‌شد، احتمالاً یک شکست بزرگ بود. یک بازی نقش‌آفرینی سه‌بعدی ناهماهنگ، با گرافیک ضعیف برای استانداردهای سه‌بعدی آن زمان و شاید تجربه‌ای ناخوشایند در مقایسه با عناوین نقش‌آفرینی آمریکایی، می‌توانست اعتبار IP ویچر را برای سال‌ها از بین ببرد. این شکست می‌توانست ساپکوفسکی را نسبت به هرگونه اقتباس بازی ویدیویی در آینده بدبین‌تر کند.

۱۲.۲. سناریوی ۲: یک موفقیت کوچک اما پیشگام

در صورتی که تیم Metropolis، با وجود تمام محدودیت‌ها، می‌توانست یک دمو بسیار قوی از بخش‌های روایت و مبارزات خود ارائه دهد (شبیه به آنچه که بعداً در Gothic اتفاق افتاد)، ممکن بود به عنوان یک بازی نقش‌آفرینی فانتزی اروپایی با دیدگاهی متفاوت، در میان جامعه کوچک‌تر طرفداران RPG مورد استقبال قرار گیرد. این امر می‌توانست منجر به تزریق سرمایه محدود برای بهبودهای آتی شود، اما بعید بود که به یک پدیده جهانی تبدیل شود.

در هر صورت، ساخت این بازی در دهه ۹۰، با توجه به ماهیت گذار صنعت به سه‌بعدی، ریسک بسیار بالایی داشت و احتمالاً تأثیر ماندگاری بر فرنچایز نمی‌گذاشت.


۱۳. تأثیر این لغو بر آینده CD Projekt Red (غیرمستقیم)

گرچه لغو ساخت بازی ویچر مستقیماً با CD Projekt Red مرتبط نبود، اما این رویدادها در صنعت گیم لهستان در یک بافت مشترک قرار داشتند و به طور غیرمستقیم بر تصمیمات آن‌ها تأثیر گذاشتند.

۱۳.۱. آموختن از شکست دیگران (یا فرصت‌طلبی)

CD Projekt Red در اواخر دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ به عنوان توزیع‌کننده فعالیت می‌کرد. این موقعیت به آن‌ها اجازه می‌داد تا وضعیت مالی و فنی دیگر استودیوهای لهستانی را از نزدیک مشاهده کنند. شکست پروژه Metropolis Software احتمالاً یک درس بزرگ مدیریتی بود: جاه‌طلبی بدون پشتوانه فنی قوی و سرمایه‌گذاری پایدار، محکوم به فناست.

زمانی که CDPR تصمیم به ساخت بازی ویچر گرفت، آن‌ها از اشتباهات قبلی دوری کردند:

  1. دوری از ساخت موتور پایه: آن‌ها ابتدا از موتورهای موجود استفاده کردند.
  2. مدیریت مالی متمرکز: تمرکز بر یک پروژه با منابع کافی.
  3. تسلط بر IP: آن‌ها در ابتدا مالکیت کامل IP را به دست آوردند تا از تعارضات ناشر (که عامل اصلی لغو بود) جلوگیری کنند.

بنابراین، لغو بازی ویچر دهه ۹۰ به طور غیرمستقیم مسیر موفقیت CD Projekt Red را هموار کرد، چرا که آن‌ها توانستند مدل کسب‌وکار و توسعه‌ای بالغ‌تر را انتخاب کنند.


۱۴. درس‌هایی که صنعت گیم از این پروژه شکست‌خورده گرفت

شکست‌های بزرگ اغلب آموزنده‌تر از موفقیت‌ها هستند. پروژه لغوشده ویچر چند درس کلیدی به صنعت داد:

  1. اهمیت زیرساخت فنی: در دوران گذار، تکیه بر فناوری اثبات شده یا سرمایه‌گذاری هنگفت در موتور سفارشی، باید با دقت سنجیده شود.
  2. تطابق دامنه پروژه با منابع: جاه‌طلبی باید با واقعیت‌های بودجه، زمان‌بندی و مهارت تیم هماهنگ باشد.
  3. اهمیت مالکیت معنوی (IP): اگر یک IP پتانسیل جهانی دارد، توسعه‌دهنده باید سعی کند کنترل بیشتری بر مالکیت معنوی و مسیر خلاقانه آن داشته باشد، به جای اینکه کاملاً تحت سلطه نیازهای کوتاه‌مدت تجاری ناشران باشد.
  4. قدرت IP محلی: این شکست نشان داد که یک IP محلی قوی در لهستان وجود دارد، اما برای موفقیت جهانی، نیاز به یک تیم با دیدگاه بین‌المللی برای ورود به بازار است.

۱۵. جایگاه ویچر امروز و تفاوت مسیر تاریخی آن

امروزه The Witcher یک فرنچایز چندرسانه‌ای چند صد میلیون دلاری است که موفقیت آن فراتر از بازی‌های ویدیویی (به لطف سریال نتفلیکس) گسترش یافته است.

مسیر تاریخی این فرنچایز به دلیل همان لغو در دهه ۹۰، با تأخیر بیش از یک دهه رقم خورد. اگر بازی Metropolis موفق می‌شد، شاید امروز ما با عنوان چهارم سری بازی‌های CDPR روبرو بودیم و نه سومین نسخه اصلی. اما این تأخیر، فرصتی طلایی برای تکامل پدید آورد.

CD Projekt Red توانست با بهره‌گیری از بلوغ ژانر RPG در دهه ۲۰۰۰، تمرکز کامل خود را بر داستان‌سرایی و انتخاب‌های اخلاقی بگذارد، که این امر در دهه ۹۰ به دلیل محدودیت‌های فنی و نقدینگی دشوار بود. جهان ویچر امروز، جهانی است که برای بازار جهانی طراحی شده، در حالی که نسخه دهه ۹۰ شاید یک تلاش کوچک و محدود برای بازار محلی باقی می‌ماند.


۱۶. جمع‌بندی نهایی با نگاه تحلیلی و آینده‌نگر

لغو ساخت بازی ویچر در دهه ۹۰ میلادی، یک تراژدی کوچک اما آموزنده در تاریخچه صنعت بازی‌سازی لهستان است. این پروژه، نمادی از شور جوانی، عشق به منبع اصلی، و در عین حال، مواجهه خشن با محدودیت‌های توسعه نرم‌افزاری، مالی و مدیریتی در یک بازار نوظهور بود.

فقدان فناوری‌های آماده، کمبود سرمایه‌گذاری ساختاریافته، و فشارهای تجاری ناشر برای ساده‌سازی محتوای غنی ساپکوفسکی، دلایل اصلی مرگ این ایده بودند. این پروژه نشان داد که ایده‌های بزرگ نیازمند زیرساخت‌های بزرگ هستند.

نکته حائز اهمیت این است که این شکست، به طور ناخواسته، پایه‌های لازم برای ظهور یک غول جدید را فراهم کرد. درس‌هایی که از لغو بازی ویچر گرفته شد، مستقیماً به موفقیت‌های بعدی CD Projekt Red منجر گردید. تاریخ نشان می‌دهد که گاهی اوقات، بزرگترین موفقیت‌ها با تأخیر و از میان بقایای پروژه‌های شکست‌خورده متولد می‌شوند. امروزه، میراث گرالت ریویایی نه تنها زنده است، بلکه بر صنعت بازی‌سازی سایه افکنده، سایه‌ای که اولین بار در اواخر دهه ۹۰ توسط تیم Metropolis Software بر روی کاغذ نقش بسته بود.


سوال متداول درباره لغو بازی ویچر در دهه ۹۰ میلادی

در این بخش به ۲۰ پرسش رایج و کلیدی پیرامون پروژه لغوشده بازی ویچر در دهه ۹۰ میلادی پاسخ داده می‌شود.

۱. چه کسی قصد ساخت اولین بازی ویچر را داشت؟
اولین تلاش برای ساخت بازی The Witcher توسط استودیو Metropolis Software لهستان انجام شد و رهبری آن بر عهده آدریان چمیلارز بود.

۲. چه زمانی پروژه ساخت بازی ویچر در دهه ۹۰ لغو شد؟
اگرچه تاریخ دقیق مشخصی به عنوان «لغو رسمی» اعلام نشده، اما این پروژه در اواسط یا اواخر دهه ۹۰ میلادی متوقف شد و توسعه آن هرگز به پایان نرسید.

۳. چرا این پروژه با نام CD Projekt Red شناخته نمی‌شود؟
چون در آن زمان، شرکت CD Projekt Red هنوز به عنوان توسعه‌دهنده بازی تأسیس نشده بود و در مراحل اولیه فعالیت خود به عنوان توزیع‌کننده بازی‌ها فعالیت می‌کرد.

۴. ناشر این نسخه لغوشده چه شرکتی بود؟
ناشر اصلی این پروژه، شرکت آلمانی TopWare Interactive بود که سرمایه‌گذاری اولیه را برای توسعه فراهم کرده بود.

۵. دلیل اصلی لغو پروژه دهه ۹۰ چه بود؟
دلایل متعددی شامل کمبود بودجه، بلندپروازی بیش از حد پروژه نسبت به منابع فنی موجود، و احتمالاً اختلاف نظر با ناشر بر سر مسیر توسعه خلاقانه، منجر به لغو بازی ویچر شد.

۶. بازی ویچر دهه ۹۰ چه سبکی داشت؟
برنامه‌ریزی‌ها نشان می‌داد که این بازی قرار بود یک نقش‌آفرینی سه‌بعدی (Action RPG) با تمرکز قوی بر روایت و مبارزات تاکتیکی باشد، شبیه به عناوین هم‌عصر خود.

۷. آیا ساخت بازی بر اساس رمان‌های ساپکوفسکی چقدر برای چمیلارز مهم بود؟
بسیار زیاد. آدریان چمیلارز موفق به جلب اعتماد آندری ساپکوفسکی شد و هدفش وفاداری کامل به روح تاریک داستان‌ها بود.

۸. مشکل فنی عمده این پروژه چه بود؟
تلاش برای توسعه یک موتور بازی‌سازی سفارشی در اوج انقلاب سه‌بعدی، بدون داشتن تجربه کافی در این زمینه، یک چالش فنی بسیار بزرگ و پرهزینه بود.

۹. آیا دمویی از بازی ویچر دهه ۹۰ باقی مانده است؟
بله، هرچند نسخه‌های قابل بازی عمومی وجود ندارد، اما تصاویر مفهومی، مدل‌های اولیه و مصاحبه‌های تیم توسعه‌دهنده به عنوان مدرک این پروژه باقی مانده‌اند.

۱۰. چه کسی در نهایت حق ساخت بازی‌های ویچر را به دست آورد؟
حقوق کامل توسعه بازی‌های ویدیویی The Witcher نهایتاً توسط شرکت CD Projekt Red خریداری شد و آن‌ها اولین بازی خود را در سال ۲۰۰۷ عرضه کردند.

۱۱. بازار آلمان چه تأثیری بر لغو داشت؟
بازار آلمان، به عنوان بزرگترین بازار اروپا، حساسیت‌های خاصی نسبت به محتوای خشن و سیاسی داشت. ناشر (TopWare) نگران بود که پیچیدگی‌های IP نتواند استانداردهای سخت‌گیرانه بازار آلمان را برآورده کند.

۱۲. چه تفاوتی بین این پروژه و نسخه CD Projekt Red وجود داشت؟
نسخه CDPR از موتورهای موجود (و بعداً موتور توسعه‌یافته خود) استفاده کرد و مدیریت ریسک بهتری داشت، در حالی که پروژه Metropolis درگیر ساخت همه چیز از صفر بود.

۱۳. آیا این لغو بر تصمیمات آینده CD Projekt Red تأثیر گذاشت؟
بله، به صورت غیرمستقیم. شکست دیگر پروژه‌های جاه‌طلبانه لهستانی در آن دوره، به CDPR یاد داد که باید رویکردی حساب‌شده‌تر، با تمرکز بر کیفیت موتور و بازاریابی جهانی اتخاذ کنند.

۱۴. چرا CD Projekt Red توانست پروژه‌ای را به سرانجام برساند که Metropolis شکست خورد؟
CDPR منابع مالی قوی‌تر (از طریق توزیع بازی)، بلوغ مدیریتی بالاتر و توانایی استفاده از فناوری‌های آماده‌تر در دهه ۲۰۰۰ را داشت.

۱۵. آیا می‌توانست این بازی در دهه ۹۰ موفق شود؟
به احتمال زیاد، خیر. دهه ۹۰ دوران بسیار سختی برای استودیوهای مستقل اروپای شرقی بود که قصد ورود به عرصه بازی‌های سه‌بعدی سنگین نقش‌آفرینی را داشتند.

۱۶. آیا آدریان چمیلارز پس از لغو، در صنعت بازی‌سازی ماند؟
بله، او یکی از چهره‌های کلیدی در استودیو People Can Fly شد و در پروژه‌های موفقیت‌آمیزی مانند Painkiller نقش داشت.

۱۷. آیا ساپکوفسکی از این تلاش اولیه ناامید شد؟
گفته می‌شود که این تجربه اولیه، ساپکوفسکی را محتاط‌تر کرد، اما او هرگز نسبت به پتانسیل مدیوم بازی ویدیویی بدبین نشد، بلکه محتاط‌تر شد.

۱۸. بزرگترین درس این لغو برای توسعه‌دهندگان چه بود؟
درس اصلی این بود که بلندپروازی باید با واقعیت‌های فنی و مالی پروژه‌های چندساله همخوانی داشته باشد.

۱۹. چه زمانی مشخص شد که پروژه دهه ۹۰ دیگر ادامه پیدا نخواهد کرد؟
زمانی که مذاکرات با ناشر به بن‌بست رسید و تأمین مالی لازم برای ورود به فاز تولید انبوه محقق نشد.

۲۰. آیا این پروژه می‌توانست به اندازه نسخه CDPR تأثیر فرهنگی بگذارد؟
خیر. نسخه دهه ۹۰ به دلیل محدودیت‌های سخت‌افزاری و رویکرد احتمالی ساده‌سازی شده، بعید بود که به سطح جهانی و انقلابی The Witcher که در سال ۲۰۰۷ عرضه شد، دست یابد.

https://farcoland.com/nV0CTl
کپی آدرس