راز توهم شنیداری در بیماران اسکیزوفرنی پس از نیمقرن فاش شد؛ مغز چگونه صدایی از هیچ میسازد؟
توهم شنیداری در اسکیزوفرنی؛ دیدن صداهایی که وجود ندارند
اسکیزوفرنی یکی از پیچیدهترین اختلالات روانی است که سالهاست بهعنوان معما در علوم اعصاب باقی مانده است. این بیماری، ذهن فرد را به دنیای دیگری میبرد؛ جایی که مرز میان واقعیت و خیال از بین میرود. اما یکی از آزاردهندهترین علائم آن، توهم شنیداری است — صدای افرادی که وجود ندارند، در حالی که برای بیمار کاملاً واقعی است.
حالا، پس از بیش از نیمقرن گمانهزنی و فرضیه، پژوهشگران دانشگاه نیو ساوت ولز استرالیا توانستهاند این راز دیرینه را با دقت علمی رمزگشایی کنند. آنها کشف کردهاند که مغز بیماران اسکیزوفرنی در تشخیص صدای درونی خود فرد از صدای خارجی واقعی دچار خطا میشود.
🔍 ایدهای که نیمقرن در پرده ابهام ماند
در دهه ۱۹۷۰ نظریهای مطرح شد که صداهایی که بیماران اسکیزوفرنی میشنوند در واقع حاصل گفتار درونی خودشان است — گفتار ذهنی که همهی ما با خود داریم؛ مثل وقتی در ذهنمان جملهای را مرور میکنیم یا به خودمان یادآوری میکنیم: «یادت نره چراغو خاموش کنی».
اما در مبتلایان به اسکیزوفرنی، مغز این گفتار درونی را به اشتباه صدایی خارجی تلقی میکند و آن را از زبان فردی دیگر میپندارد.
مشکل اینجا بود: گفتار درونی قابل مشاهده نیست، نمیتوان آن را مستقیماً اندازه گرفت. همین باعث شد این فرضیه بیش از پنجاه سال بدون اثبات تجربی باقی بماند.
🧠 شکستن سد آزمایشناپذیری با EEG
توماس ویتفورد، استاد روانشناسی و علوم شناختی، و تیمش به کمک فناوری الکتروانسفالوگرافی (EEG) – روشی برای ثبت امواج الکتریکی مغز – موفق شدند تصویری از فعالیت مغزی هنگام گفتار ذهنی تهیه کنند.
در این آزمایش، سه گروه شرکت داشتند:
- ۵۵ نفر مبتلا به اسکیزوفرنی که اخیراً دچار توهم شنیداری فعال بودند،
- ۴۴ نفر مبتلا به اسکیزوفرنی اما بدون توهم اخیر،
- و ۴۳ نفر سالم فاقد سابقه روانپریشی.
از هر فرد خواسته شد هنگام شنیدن یک صدای خاص در هدفون، همزمان در ذهن خود کلمهای مشابه یا متفاوت را تکرار کند: “باه” یا “بیه”. افراد نمیدانستند که صدای هدفون الزاماً با گفتار ذهنی آنها مطابقت دارد یا نه.
⚡ مغزی که خودش را غافلگیر میکند
نتیجهها حیرتانگیز بود: در بیمارانی که اخیراً توهم شنیداری را تجربه کرده بودند، مغز هنگام همزمانی گفتار ذهنی و صدای بیرونی مشابه، واکنش بسیار شدیدتری نشان داد.
به عبارت دیگر، زمانی که گفتار داخلی با صدایی واقعی هماهنگ میشد، مغز به جای کاهش واکنش، فعالیتش را افزایش میداد؛ انگار که صدایی از دیگری میشنود.
در حالت طبیعی، وقتی انسان با صدای بلند حرف میزند، مغز بخش شنوایی را کمی “خاموش” میکند — زیرا از قبل صدای خود را پیشبینی کرده است.
اما در اسکیزوفرنی، این قابلیت پیشبینی دچار اختلال است. مغز نمیتواند بگوید: «این صدای خودم است.» و هر صدایی را – حتی درونیترین گفتار ذهنی – بهصورت صدای واقعی از بیرون تعبیر مینماید.
🔄 مرز محو میان خودآگاهی و واقعیت
در افراد سالم، سیستم پیشبینی حسی مغز هنگام حرفزدن یا فکرکردن باعث میشود محرک صوتی داخلی بهعنوان “شناختهشده” فیلتر شود.
اما در بیماران اسکیزوفرنی، این فیلتر از کار افتاده است. مغز تصور میکند صدایی که در ذهن پخش میشود از منبع خارجی میآید.
این خطا معنای عمیقی دارد: مرز میان “خود” و “دیگری” در سطح عصبی مولکولی محو شده است. همین وضعیت میتواند توضیح دهد چرا مبتلایان نسبت به واقعیتهای بیرون بیاعتماد میشوند یا گمان میبرند دیگران افکارشان را میشنوند.
🧩 تحلیل نورونی: خطای پیشبینی صوت
مطالعه ویتفورد نشان میدهد که در مغز انسان، هنگام هر صحبت چه با صدا چه در ذهن، ناحیهای از قشر شنوایی (auditory cortex) درگیر ضبط سیگنال است ولی همزمان بخشی از لوب پیشپیشانی وظیفه ارسال «پیشگویانه» را دارد.
پیشبینی یعنی مغز قبل از اینکه صدایی را بشنود، میداند چه چیزی قرار است بشنود — چون خودش آن را تولید کرده. این فرآیند باعث صرفهجویی انرژی و جلوگیری از سردرگمی صوتی میشود.
اما در مغز اسکیزوفرنی، این «مدار بازخورد داخلی» ناکارآمد است. سیگنال پیشبینی یا خیلی ضعیف ارسال میشود یا دیر میرسد، بنابراین صدای درونی مثل صدای ناشناس تفسیر میگردد.
⚗️ تأیید فرضیه تاریخی در آزمایش واقعی
نکته ارزشمند پژوهش این بود که اولینبار توانست فرضیهای که نیمقرن در حد فلسفه ذهن باقی مانده بود را به سطح دادههای فیزیولوژیک بیاورد.
ویتفورد میگوید: «تصور میکردیم گفتار درونی در بیماران اسکیزوفرنی همانند گفتار بلند، باید الگوی کاهش فعالیت قشر شنوایی را نشان دهد. اما برعکس دیدیم که فعالیت افزایش مییابد؛ یعنی مغز آن را ‘غریبه’ تفسیر میکند.»
💬 به زبان سادهتر: گفتوگو با خود که دیگر خود نیست
اگر بخواهیم ساده بیان کنیم، مغز انسان همیشه میان گفتار خود و گفتار دیگری تمایز قائل است. این تمایز بخش مهمی از هویت ذهنی ماست.
اما در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، این تمایز از بین میرود. وقتی در ذهن خود جملهای میگویند، مغز قادر نیست «برچسب خودی» به آن بزند. در نتیجه، صدا از بیرون به نظر میرسد.
همین اشتباه در سطح عصبی، منشأ یکی از دردناکترین تجربههای روانی انسان است؛ شنیدن صداهایی که کسی جز بیمار نمیشنود.
📈 ساختار تحقیق و یافتههای آماری
در امواج مغزی ثبتشده، تفاوت قابل توجهی میان سه گروه مشاهده شد. گروه دارای توهمهای اخیر:
- ۳۷٪ افزایش دامنه واکنش شنوایی نسبت به گروه سالم،
- زمان پاسخ عصبی سریعتر (بهجای تطبیق و کاهش)،
- و الگوی غیرطبیعی همزمانی میان مناطق زبانی و شنوایی مغز.
در حالی که گروه بدون توهم اخیر واکنش میانهای داشت، نزدیک به افراد سالم اما با اختلال جزئی در قشر شنوایی.
بهگفتهٔ پژوهشگران، شدت ناهماهنگی بین گفتار درونی و شنیداری میتواند شاخص آماری پیشبینیکننده بروز روانپریشی در آینده باشد.
🧬 از شناخت مکانیزم تا پیشگیری
این یافته صرفاً تئوری نیست، بلکه چراغ راهی برای تشخیص زودهنگام است.
اگر بتوان با EEG یا ابزارهای مشابه بررسی کرد که مغز یک فرد هنگام گفتار درونی چقدر واکنش غیرعادی دارد، میتوان قبل از وقوع اپیزود روانپریشی احتمال خطر را تشخیص داد.
در واقع، پژوهش ویتفورد پلی میسازد میان علوم اعصاب، روانپزشکی و فناوری تشخیصی.
با این ابزارها میتوان نوجوانان و جوانانی را که در آستانه بروز علائم هستند، شناسایی کرد و با مداخلات دارویی یا درمان شناختی – رفتاری جلوی پیشرفت بیماری را گرفت.
🧠 تحول در دیدگاه درمانی اسکیزوفرنی
پیش از این، درمان توهم شنیداری عمدتاً بر مهار دوپامین تمرکز داشت — یعنی بر جنبهی شیمیایی بیماری.
اما با یافتههای جدید، توجه به عملکرد پیشبینی مغز و آموزش سیستم عصبی برای بازشناخت گفتار خودی، میتواند مسیر تازهای در درمان بگشاید.
مثلاً در آینده، ممکن است از درمان شناختی مبتنی بر بازخورد صوتی استفاده شود؛ در آن بیماران آموزش میبینند که گفتار ذهنی و گفتار واقعی خود را تشخیص دهند.
💡 فناوریهای نو برای تشخیص و درمان
در آینده نزدیک، پژوهشهایی از روی این مدل میتوانند به تولید ابزارهای پوشیدنی عصبی (neuro‑wearables) منجر شوند؛ دستگاههایی که با ثبت امواج مغزی تفاوت بین گفتار درونی و بیرونی را تشخیص میدهند.
چنین فناوریهایی میتوانند هشدار زودهنگام روانپریشی بدهند و پزشک را از آغاز دوره خطر آگاه سازند.
این گام، گامی بنیادی در درمان شخصیسازیشده اسکیزوفرنی است؛ جایی که دیگر تنها دارو تصمیمگیر نیست، بلکه آموزش و مداخله عصبی هدفمند نقش کلیدی دارد.
🔭 نگاهی به آینده علم ذهن
یافتههای ویتفورد فراتر از اسکیزوفرنی است؛ آنچه میآموزد، دربارهی خودآگاهی انسان است. مغز با پیشبینی جهان و خودش، میان «من» و «دیگران» تمایز میگذارد.
وقتی این قابلیت دچار نقص شود، نهتنها صدا بلکه واقعیت نیز دچار تردید میشود. چنین چشماندازی ما را به درک عمیقتر از روان انسان میرساند و شاید بتواند توضیح دهد چرا مرز ذهن و واقعیت گاهی چنین شکننده است.
📚 نتیجه نهایی
مطالعه منتشرشده در ژورنال Schizophrenia Bulletin، نخستین بررسی تجربی موفق درباره ماهیت توهم شنیداری است.
حالا علم میداند که بیماران اسکیزوفرنی به دلیل اختلال در سیستم پیشبینی عصبی، گفتار درونی خود را صدای واقعی تفسیر میکنند.
این کشف، نه تنها مفهومی فلسفی را اثبات کرد، بلکه امید تازهای به درمان و پیشگیری از روانپریشی بخشید — آرزویی که نیمقرن ذهن روانپزشکان را مشغول کرده بود.
❓ پرسشهای متداول (FAQ Schema)
۱. توهم شنیداری در اسکیزوفرنی دقیقاً چیست؟
توهم شنیداری حالتی است که فرد صدایی واقعی تصور میکند در حالی که منبع خارجی ندارد؛ معمولاً صداهایی با محتوای دستوری یا انتقادی که از ذهن خود شخص سرچشمه میگیرد.
۲. چرا بیماران اسکیزوفرنی صدای خود را صدای دیگری میپندارند؟
زیرا سیستم پیشبینی مغز دچار اختلال است و نمیتواند صدای خودی را تشخیص دهد، در نتیجه گفتار ذهنی را بهصورت صوت خارجی تعبیر میکند.
۳. آیا توهم شنیداری تنها در اسکیزوفرنی رخ میدهد؟
خیر، در افسردگی شدید، اختلال دوقطبی و حتی در خستگی مفرط ممکن است تجربههای مشابه بروز کند، اما در اسکیزوفرنی شدت و تکرار آن بیشتر است.
۴. آیا این پژوهش به درمان منجر میشود؟
هنوز در مرحله نظری و آزمایشی است، اما میتواند پایه طراحی ابزار تشخیصی زودهنگام و درمانهای مبتنی بر بازخورد عصبی باشد.
۵. روش EEG چگونه به کشف علت کمک کرد؟
EEG با ثبت سیگنالهای الکتریکی مغز هنگام گفتار درونی نشان داد که فعالیت شنوایی در بیماران نهتنها کاهش نمییابد بلکه افزایش مییابد، نشانهی خطای پیشبینی.
۶. آیا داروهای فعلی میتوانند این اختلال را اصلاح کنند؟
داروهای ضدروانپریشی دوپامینی علائم را کاهش میدهند، اما خطای پیشبینی عصبی را مستقیماً اصلاح نمیکنند؛ درمانهای شناختی مکمل لازم است.
۷. آیا ممکن است افراد سالم هم گاه دچار چنین خطایی شوند؟
در موقعیتهای استرسزا یا کمخوابی، مغز ممکن است موقتاً گفتار درونی را بهعنوان صوت بیرونی تعبیر کند، ولی این گذرا و غیرمزمن است.
۸. چشمانداز آینده پژوهش چیست؟
ترکیب EEG با هوش مصنوعی برای شناسایی الگوهای خطای پیشبینی و توسعه ابزار قابلحمل تشخیص خطر روانپریشی پیش از بروز بالینی بیماری.