دانشمندان راز طوفان فضایی مرموز دهه 1840 را کشف کردند

دانشمندان راز طوفان فضایی مرموز دهه ۱۸۴۰ را کشف کردند

سال‌ها یک گزارش تاریخی درباره اختلالی عجیب در شبکه راه‌آهن انگلستان، دانشمندان را با یک معمای جالب روبه‌رو کرده بود. در این گزارش گفته شده بود که در سال ۱۸۴۱، یک آشفتگی شدید در میدان مغناطیسی زمین باعث اختلال در سامانه تلگراف راه‌آهن و تأخیر در حرکت یک قطار شده است. اگر این تاریخ درست بود، این رویداد می‌توانست یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده از تأثیر طوفان‌های خورشیدی بر فناوری بشر باشد. اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهد تاریخ این حادثه به احتمال زیاد اشتباه ثبت شده و رویداد واقعی هفت سال بعد، یعنی در سال ۱۸۴۸، رخ داده است.

این کشف، علاوه بر حل یک معمای تاریخی، تصویری دقیق‌تر از سابقه آب‌وهوای فضایی در قرن نوزدهم ارائه می‌کند. امروزه طوفان‌های خورشیدی بیشتر به دلیل تأثیر احتمالی آن‌ها بر ماهواره‌ها، شبکه‌های برق، سامانه‌های ارتباطی و ناوبری شناخته می‌شوند، اما انسان‌ها مدت‌ها پیش از عصر فناوری مدرن نیز شاهد اثرات چنین رویدادهایی بوده‌اند. در قرن نوزدهم، شبکه تلگراف یکی از نخستین فناوری‌هایی بود که به شکل محسوسی تحت تأثیر فعالیت‌های ژئومغناطیسی قرار گرفت.

گزارشی قدیمی که یک معمای علمی ایجاد کرد

برای مدت‌ها تصور می‌شد رویداد کارینگتون در سال ۱۸۵۹ شدیدترین و نخستین طوفان خورشیدی مهمی است که آثار آن بر فناوری به شکل گسترده ثبت شده است. این رویداد تاریخی با شفق‌های قطبی بسیار گسترده و اختلال در شبکه‌های تلگراف همراه بود. با این حال، وجود گزارشی قدیمی‌تر باعث شد این تصور مورد پرسش قرار گیرد.

گزارش مورد بحث در سال ۱۸۷۱ منتشر شده بود و در آن به یک «اختلال مغناطیسی بسیار شدید» در اکتبر ۱۸۴۱ اشاره شده بود. بر اساس توضیحات ارائه‌شده در این متن، فعالیت غیرعادی میدان مغناطیسی زمین باعث شده بود عملکرد سامانه تلگراف راه‌آهن با مشکل مواجه شود.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم تلگراف راه‌آهن در آن دوره نقش مهمی در کنترل عبور و مرور قطارها داشت. اپراتورها از طریق پیام‌های تلگرافی وضعیت خطوط را به یکدیگر اطلاع می‌دادند تا مشخص شود مسیر برای حرکت قطار بعدی آزاد است یا وسیله دیگری در همان مسیر قرار دارد. هر اختلالی در این ارتباط می‌توانست باعث تأخیر یا ایجاد خطر شود.

در روایت تاریخی، یک قطار سریع‌السیر در شهر اکستر در جنوب‌غربی انگلستان حدود ۱۶ دقیقه با تأخیر مواجه شده بود. دلیل این تأخیر، ناتوانی اپراتور در تشخیص وضعیت صحیح خط عنوان شده بود. اگر تاریخ ۱۸۴۱ درست می‌بود، این گزارش می‌توانست شاهدی بسیار قدیمی از تأثیر مستقیم یک طوفان ژئومغناطیسی بر زیرساخت فناوری بشر باشد.

نخستین سرنخ؛ راه‌آهنی که هنوز ساخته نشده بود

پژوهشگران دانشگاه لنکستر هنگام بررسی دقیق این روایت تاریخی با یک تناقض اساسی روبه‌رو شدند. خط راه‌آهنی که در گزارش به آن اشاره شده بود، در سال ۱۸۴۱ هنوز وجود نداشت.

این مسئله اهمیت زیادی داشت، زیرا شرکت South Devon Railway مسیر مربوط به اکستر و پلیموث را چند سال پس از تاریخ ذکرشده در گزارش توسعه داد. بخش موردنظر این خط در سال ۱۸۴۶ به بهره‌برداری رسید. بنابراین، اگر گزارش واقعاً به حادثه‌ای در همین مسیر مربوط بوده باشد، وقوع آن در سال ۱۸۴۱ از نظر زمانی امکان‌پذیر نیست.

پژوهشگران به جای کنار گذاشتن کل گزارش، احتمال دادند که شاید تاریخ درج‌شده در منبع اولیه اشتباه بوده باشد. چنین خطاهایی در اسناد قدیمی، به‌ویژه هنگام انتقال اطلاعات از یک سند به سند دیگر، غیرممکن نیستند. از این رو، مرحله بعدی تحقیق بررسی داده‌های مستقل علمی و تاریخی برای پیدا کردن تاریخ واقعی حادثه بود.

جست‌وجو در داده‌های مغناطیسی قرن نوزدهم

محققان برای یافتن رویدادی که با توضیحات گزارش قدیمی مطابقت داشته باشد، سراغ سوابق رصدخانه مغناطیسی گرینویچ رفتند. این رصدخانه از مراکز مهم ثبت تغییرات میدان مغناطیسی زمین در بریتانیا بود و داده‌های آن می‌توانستند مشخص کنند آیا در دوره موردنظر یک آشفتگی شدید ژئومغناطیسی رخ داده است یا خیر.

نتایج بررسی‌ها به تاریخ ۱۸ اکتبر ۱۸۴۸ اشاره کرد. در آن روز، میدان مغناطیسی زمین فعالیت شدیدی را تجربه کرده بود. این رویداد از نظر زمانی با سایر شواهد تاریخی نیز هماهنگی قابل‌توجهی داشت.

پژوهشگران برای اطمینان بیشتر، تنها به داده‌های مغناطیسی اکتفا نکردند. آن‌ها گزارش‌های منتشرشده در روزنامه‌های همان دوره را نیز بررسی کردند. این اسناد تاریخی نشانه‌هایی از فعالیت غیرعادی خورشید و پدیده‌های مرتبط با آن ارائه می‌کردند.

یکی دیگر از شواهد مهم، ثبت لکه‌های خورشیدی توسط اخترشناس بریتانیایی تمپل شوالیه بود. لکه‌های خورشیدی نواحی فعال سطح خورشید هستند و افزایش فعالیت آن‌ها می‌تواند با وقوع شراره‌ها و فوران‌های خورشیدی و در نهایت طوفان‌های ژئومغناطیسی ارتباط داشته باشد. داده‌های مربوط به خورشید نیز با وقوع یک رویداد شدید در همان بازه زمانی سازگار بودند.

برنامه حرکت قطار سرنخ دیگری به دست داد

پژوهشگران سپس جدول‌های زمانی راه‌آهن را بررسی کردند تا مشخص شود آیا قطاری با ویژگی‌های ذکرشده در گزارش قدیمی در سال‌های موردنظر واقعاً در اکستر حرکت می‌کرد یا خیر.

نتیجه این بررسی نیز جالب بود. برنامه‌های حرکت قطار نشان می‌دادند قطار سریع‌السیر ساعت ۱۰:۰۵ شب در فاصله سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۴۹ در این مسیر فعال بوده است. این داده با سایر شواهدی که به سال ۱۸۴۸ اشاره داشتند، هماهنگی داشت.

بنابراین، مجموعه شواهد به یک نتیجه نسبتاً روشن منتهی شد: حادثه‌ای که در گزارش تاریخی توصیف شده بود، احتمالاً واقعاً اتفاق افتاده است، اما تاریخ آن به‌جای ۱۸۴۸، به اشتباه ۱۸۴۱ ثبت شده بود.

به بیان دیگر، خود رویداد لزوماً جعلی یا ساختگی نبوده است؛ بلکه اشتباه در ثبت یک عدد، باعث شده بود پژوهشگران بیش از یک قرن با یک معمای زمانی مواجه باشند.

نویسنده ناشناس گزارش چه کسی بود؟

یکی دیگر از بخش‌های جالب تحقیق جدید، تلاش برای شناسایی نویسنده اصلی گزارش تاریخی بود. در نسخه منتشرشده، نام نویسنده به شکل واضح مشخص نبود و همین موضوع بررسی منشأ اطلاعات را دشوار می‌کرد.

پژوهشگران با دسترسی به نسخه اولیه مقاله متوجه شدند نام «N. J. Holmes» روی آن درج شده است. بررسی سوابق تاریخی نشان داد فردی با نام ناتانیل جان هولمز در آن دوره در حوزه مهندسی برق و فناوری تلگراف فعالیت داشته است.

هولمز با توسعه فناوری‌های مرتبط با کابل‌های تلگراف زیردریایی ارتباط داشت و از موضوعات علمی مربوط به خورشید نیز اطلاع داشت. او همچنین با نورمن لاکیر، سردبیر وقت مجله Nature، ارتباط کاری داشت.

این اطلاعات به پژوهشگران کمک کرد احتمال دهند نویسنده گزارش همان ناتانیل جان هولمز بوده است. علاقه او به پدیده‌های خورشیدی نیز می‌تواند توضیح دهد که چرا یک حادثه فنی در شبکه راه‌آهن را با فعالیت‌های مغناطیسی زمین مرتبط کرده بود.

چگونه خورشید می‌تواند قطارها را متوقف کند؟

برای درک اهمیت این حادثه باید سازوکار طوفان‌های ژئومغناطیسی را شناخت. خورشید دائماً ذرات باردار و میدان‌های مغناطیسی را در فضا منتشر می‌کند. گاهی فوران‌های شدید خورشیدی می‌توانند حجم زیادی از ذرات و انرژی را به سمت زمین ارسال کنند.

هنگامی که چنین جریان‌هایی با میدان مغناطیسی زمین برخورد می‌کنند، این میدان دچار آشفتگی می‌شود. تغییرات سریع میدان مغناطیسی می‌تواند در رساناهای طولانی مانند سیم‌های تلگراف و خطوط انتقال جریان‌های الکتریکی ایجاد کند.

در قرن نوزدهم، شبکه‌های تلگراف راه‌آهن یکی از گسترده‌ترین سامانه‌های سیمی بودند. به همین دلیل، می‌توانستند مانند رساناهای بسیار بزرگی تحت تأثیر تغییرات میدان مغناطیسی قرار بگیرند.

در شرایط عادی، اپراتورهای تلگراف پیام‌های الکتریکی مشخصی را از طریق خطوط ارسال می‌کردند. اما هنگام وقوع طوفان ژئومغناطیسی، جریان‌های ناخواسته ایجادشده در سیم‌ها می‌توانستند سیگنال‌های عادی را مختل کنند. نتیجه چنین وضعیتی می‌توانست دریافت پیام‌های نامفهوم، از کار افتادن تجهیزات یا ایجاد اختلال در ارتباط میان ایستگاه‌ها باشد.

بنابراین، تأخیر قطار توصیف‌شده در گزارش تاریخی از نظر علمی کاملاً قابل تصور است.

مقایسه با رویداد مشهور کارینگتون

نام رویداد کارینگتون بیشتر از هر طوفان فضایی تاریخی دیگری شناخته شده است. این رویداد در سال ۱۸۵۹ اتفاق افتاد و به نام ریچارد کارینگتون، اخترشناس بریتانیایی، ارتباط دارد که فعالیت‌های خورشیدی مرتبط با آن را مشاهده و ثبت کرد.

طوفان سال ۱۸۵۹ شفق‌های قطبی بسیار شدیدی ایجاد کرد. این شفق‌ها در مناطقی بسیار دورتر از قطب‌ها نیز دیده شدند و گزارش‌هایی از روشن شدن غیرعادی آسمان در نقاط مختلف وجود داشت.

اما آثار این رویداد تنها به زیبایی آسمان محدود نبود. شبکه‌های تلگراف نیز تحت تأثیر جریان‌های القایی قرار گرفتند. در برخی ایستگاه‌ها جرقه‌هایی ایجاد شد و تجهیزات آسیب دیدند یا حتی آتش‌سوزی رخ داد. در مواردی، اپراتورها دریافتند که می‌توانند حتی بدون استفاده عادی از منبع برق، از جریان‌های ایجادشده در اثر فعالیت ژئومغناطیسی برای ارسال پیام استفاده کنند.

این نمونه تاریخی نشان می‌دهد فناوری‌های الکتریکی حتی در زمانی که بشر شناخت بسیار محدودی از آب‌وهوای فضایی داشت، در برابر فعالیت‌های خورشیدی آسیب‌پذیر بودند.

چرا اصلاح یک تاریخ قدیمی اهمیت دارد؟

ممکن است اصلاح تاریخ یک حادثه از ۱۸۴۱ به ۱۸۴۸ در نگاه اول موضوعی صرفاً تاریخی به نظر برسد، اما این تغییر برای پژوهش‌های مربوط به آب‌وهوای فضایی اهمیت زیادی دارد.

دانشمندان برای شناخت رفتار خورشید در گذشته به مجموعه‌ای از داده‌ها نیاز دارند. امروزه ماهواره‌ها، رصدخانه‌ها و تجهیزات پیشرفته به صورت مداوم فعالیت خورشید و میدان مغناطیسی زمین را اندازه‌گیری می‌کنند، اما چنین ابزارهایی در قرن نوزدهم وجود نداشتند.

به همین دلیل، پژوهشگران باید از منابع غیرمستقیم مانند گزارش‌های شفق قطبی، ثبت لکه‌های خورشیدی، داده‌های مغناطیسی، گزارش‌های اختلال در تلگراف و حتی خاطرات و روزنامه‌های قدیمی استفاده کنند.

هرچه تاریخ این اسناد دقیق‌تر باشد، بازسازی فعالیت خورشیدی گذشته نیز قابل اعتمادتر خواهد بود. یک اشتباه ساده در تاریخ می‌تواند یک رویداد را به دوره‌ای نسبت دهد که با داده‌های علمی یا فناوری‌های موجود در آن زمان سازگار نیست.

قدیمی‌ترین نمونه اکنون به سال ۱۸۴۷ بازمی‌گردد

با کنار گذاشتن تاریخ اشتباه مربوط به حادثه اکستر، جایگاه قدیمی‌ترین نمونه مستند از اثر آب‌وهوای فضایی بر فناوری نیز تغییر می‌کند.

پژوهشگران می‌گویند اکنون قدیمی‌ترین نمونه شناخته‌شده به مارس ۱۸۴۷ بازمی‌گردد. در آن زمان، یک شفق قطبی شدید با جریان‌های الکتریکی غیرعادی و اختلال در سامانه تلگراف راه‌آهن میدلند همراه شد.

این رویداد نشان می‌دهد حتی پیش از حادثه اکستر و حدود یک دهه قبل از رویداد کارینگتون، فناوری‌های ارتباطی بشر می‌توانستند از فعالیت شدید خورشید تأثیر بپذیرند.

در واقع، تاریخچه آب‌وهوای فضایی بسیار طولانی‌تر از چیزی است که تنها با تکیه بر رویدادهای مشهور شناخته می‌شود. اسناد پراکنده قرن نوزدهم نشان می‌دهند زمین بارها تحت تأثیر فعالیت‌های شدید خورشیدی قرار گرفته و فناوری‌های ابتدایی آن دوره نیز گاهی آثار این رویدادها را ثبت کرده‌اند.

اهمیت این یافته برای فناوری امروز

مطالعه طوفان‌های خورشیدی تاریخی تنها برای علاقه‌مندان به تاریخ علم اهمیت ندارد. شناخت این رویدادها می‌تواند برای ارزیابی خطرهایی که در عصر فناوری مدرن وجود دارند نیز مفید باشد.

امروزه وابستگی جوامع به تجهیزات الکترونیکی بسیار بیشتر از قرن نوزدهم است. ماهواره‌های ارتباطی، شبکه‌های برق، سامانه‌های موقعیت‌یابی، ارتباطات رادیویی، خطوط انتقال انرژی و بسیاری از زیرساخت‌های حیاتی می‌توانند در برابر طوفان‌های ژئومغناطیسی شدید آسیب‌پذیر باشند.

یک طوفان بزرگ می‌تواند در شبکه‌های طولانی جریان‌های الکتریکی ناخواسته ایجاد کند و در صورت شدت کافی، عملکرد برخی تجهیزات را مختل کند. همچنین ماهواره‌هایی که خارج از جو زمین فعالیت می‌کنند، مستقیماً در معرض ذرات پرانرژی و تغییرات محیط فضایی قرار دارند.

به همین دلیل، دانشمندان با بررسی رویدادهای تاریخی تلاش می‌کنند دامنه احتمالی شدت طوفان‌های خورشیدی را بهتر بشناسند. هر نمونه قدیمی که با تاریخ و شرایط دقیق‌تر شناسایی شود، می‌تواند به تکمیل سوابق فعالیت خورشید کمک کند.

یک اشتباه تایپی که بیش از یک قرن دوام آورد

ماجرای طوفان مرموز دهه ۱۸۴۰ نمونه جالبی از اهمیت بررسی انتقادی منابع تاریخی است. یک تاریخ نادرست در گزارشی قدیمی باعث شده بود رویدادی که از نظر فنی امکان وقوع آن وجود نداشت، برای سال‌ها به عنوان یک رخداد واقعی مورد توجه قرار گیرد.

پژوهشگران دانشگاه لنکستر با کنار هم قرار دادن سوابق راه‌آهن، داده‌های مغناطیسی، گزارش‌های روزنامه‌ها و مشاهدات خورشیدی توانستند تاریخ احتمالی حادثه را اصلاح کنند. این روش نشان می‌دهد برای بازسازی رویدادهای علمی گذشته، یک سند به‌تنهایی کافی نیست و باید اطلاعات منابع مستقل با یکدیگر مقایسه شوند.

اکنون تصویر دقیق‌تری از آن حادثه در دست است: اختلال راه‌آهن اکستر احتمالاً واقعاً رخ داده، اما نه در سال ۱۸۴۱. شواهد موجود نشان می‌دهند رویداد موردنظر در سال ۱۸۴۸ و در ارتباط با یک آشفتگی شدید ژئومغناطیسی اتفاق افتاده است.

از این منظر، حل این معما نه‌تنها یک خطای تاریخی را اصلاح می‌کند، بلکه نمونه دیگری از آسیب‌پذیری فناوری در برابر فعالیت خورشیدی را به تاریخ علم اضافه می‌کند.

پژوهشگران تأکید دارند که هنوز اسناد و داده‌های تاریخی بسیاری درباره طوفان‌های خورشیدی گذشته وجود دارد که می‌توانند مورد بازبینی قرار گیرند. شاید بررسی دقیق‌تر این منابع، نمونه‌های بیشتری از تأثیر آب‌وهوای فضایی بر فناوری‌های اولیه را آشکار کند.

پژوهش مربوط به حل معمای حادثه اکستر در ژورنال Space Weather منتشر شده است. نتایج آن نشان می‌دهد گاهی برای کشف یک رویداد فضایی مهم، نیازی به تلسکوپ‌های مدرن یا ماهواره‌های پیشرفته نیست؛ ممکن است پاسخ در میان یک جدول زمانی قدیمی قطار، گزارشی مغناطیسی از قرن نوزدهم یا حتی یک عدد اشتباه در یک مقاله تاریخی پنهان شده باشد.

https://farcoland.com/hYT83A
کپی آدرس